logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

مصرف گراها کمتر شاد می شوند/ بررسی آفت مصرف زدگی بر زندگی

مصرف گراها کمتر شاد می شوند/ بررسی آفت مصرف زدگی بر زندگی
تجمل گرایی که خود ناشی از مصرف زدگی است یکی از عوامل مهم در ناشاد بودن افراد است زیرا این گروه از انسان ها شاد بودن خود را در قید و بند شرایط و امکاناتی می دانند که ممکن است همیشه برایشان فراهم نشود و بدین ترتیب زندگی سرد و یکنواختی را برای خود فراهم می کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «بسیج زنان کشور»؛ مریم میرزاجانی: انسان به طور ذاتی خواهان شادی است و در موقعیت های مختلف تلاش می کند تا هم خود شاد باشد و هم محیط اطرافش را شاد نگه دارد اما همه موظفند شادی خود را مدیریت کنند زیرا در برخی اوقات مسیرهایی که برای شاد شدن طی می شود، باعث ایجاد اذیت در بقیه می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, «بسیج زنان کشور»؛ , «بسیج زنان کشور»؛ , «بسیج زنان کشور»؛ , «بسیج زنان کشور»؛ , «بسیج زنان کشور»؛ , «بسیج زنان کشور»؛ , «بسیج زنان کشور»؛ , «بسیج زنان کشور»؛ , «بسیج زنان کشور»؛ , «, بسیج زنان کشور, بسیج زنان کشور, بسیج زنان کشور, بسیج زنان کشور, مریم میرزاجانی: ,

اگرچه انسان ها علاقمند به حفظ شادی هستند ولی برخی اوقات مسیرهایی برای شادی کردن و شاد شدن می پیمایند که اثری معکوس بر خواست آن ها دارد،  بطور مثال برخی شادی را در استهزاء دیگران و برخی در انجام فعل حرام می بینند و مجالس لهو و لعب برپا می کنند و اعمالی انجام می دهند که با روح شادی در تضاد است، این اعمال آثار سوء خود را خواهد گذاشت.

از منظر اسلام شاد شدن و شاد کردن، امری پسندیده است و اگر شاخص‌های اسلامی در شادی رعایت شود ایجاد کننده فضای شادی مأجور خواهند بود و روایات بسیاری در این خصوص آمده است که چارچوب های شادی را تبیین می کند. تکیه بر داشته های دینی و فرهنگی می‌تواند ما را در کسب شادی های ماندگار و منطبق با روح انسانی یاری کند.

در سده های اخیر و بخصوص در این چند دهه شدت تهاجم فرهنگی و سبک زندگی غربی و آموزه های این نوع زندگی داشته های فرهنگی کشور را در حوزه های مختلف به چالش کشیده است، یکی از این آموزه ها، نحوه شادی کردن و نوع شادی است که در سبک زندگی غربی با شیوه زندگی اسلامی و فرهنگ ایرانی در تضاد است و نیازمند بررسی ریشه‌ای و روشنگری است.

همانگونه که در سبک زندگی غربی حیوانات اهلی و وحشی به زندگی خصوصی انسان ها وارد شده و تنهایی خود را با آن ها پر می کنند در نحوه شادی نیز شرب خمر و یا مجالس گناه و فساد و ریخت و پاش و اسراف و تبذیر و... وجود دارد. در این سبک زندگی جویندگان شادی، به سمت گناه سوق داده می شوند که با روح اسلامی و انسانی سازگاری ندارد و جالب اینجاست که در این سبک زندگی هزینه شادی بسیار بالاست؟!! و این نشان از آن دارد که افراط برخی در گرایش به فرهنگ غربی، در پرهزینه شدن زندگی و کاهش شادی موثر است.

 

سفرهایی با طعم تجمل‌گرایی

در سفر و گردش‌های خانوادگی، انسان روحیه‌ای تازه می‌گیرد و کانون خانواده منسجم‌تر می‌شود. سفر در اسلام سفارش شده و بصورت سنتی یکی از ابزار شادی در خانواده ایرانی بوده است. در سبک زندگی سنتی ایرانی‌ها سفر همراه با همکاری و همدلی اعضای خانواده بوده و تمام هزینه ها تحت الشعاع نفس سفر قرار می‌گرفت به همین صورت بود که جرأت سفر را برای مدیر خانواده ایجاد می کرد چراکه پدر خانواده می‌دانست که در طول سفر در صورت مواجه شدن با کمبود، خانواده هضم کرده و با همکاری یکدیگر شادی و شیرینی سفر را به کام یکایک اعضاء خانواده تلخ نمی کنند.

اما مصرف گرایی و هزینه بر شدن سفرهای ایرانیان که ناشی از تغییر نگاه ما به نوع و نحوه سفر است باعث شده که این وسیله و ابزار شادی در سبک زندگی آنان محدود گردد.

 

مصرف گرایی عامل کم شدن سفر

تبلیغات مختلف در قالب تورهای خارجی مانند دبی، مالزی، اروپا و ... و تورهای داخلی کیش، قشم، نمک آبرود و ...، کمی قابل تامل است. چند میلیون هزینه برای سفر 4 روزه به مالزی یا دیگر کشورها، در حالیکه سفر به یکی از استان ها بیشتر از این وقت می خواهد، به نظر می‌رسد که بیشتر این سفرها نه برای سفر که برای تجمل گرایی است که یکی از مظاهر مصرف گرایی است.

رفتن به شهرهایی که هزینه های بالایی دارد، اجبار به استفاده از خودروی شخصی برای سفر و یا الزام به سفر با هواپیما و اقامت در هتل و خوردن غذاهای رستورانی و مهمتر از آن خرید پر هزینه از مراکز خرید و استفاده از مراکز تفریحی که مستلزم هزینه است، در سبک سفرهای ایرانیانی که تعداد قابل توجهی از آنان درآمدهای حداقلی دارند، نتیجه ای جز محدود شدن سفرها ندارد.

 

دورهمی های کم شده

بسیاری از شغل دوم ها و یا اضافه کاری های پدر خانواده و یا اشتغال توامان همسر ناشی از بالارفتن هزینه و خرج خانواده به علت مصرف زدگی است.

کانون خانواده اولین و مهترین کانون اجتماع است که استحکام آن نشان دهنده استحکام جامعه است، و این خانواده مستحکم الزاماتی دارد و یکی از اساسی ترین آن ارتباط بی دغدغه و استرس خانواده با یکدیگر است و هرچقدر زمان مفید با هم بودن بیشتر شود به همان اندازه روحیه شادی در خانواده جاری است و استمرار دارد و درحالی که اسراف و تجملاتی شدن هزینه هایی را به گردن خانواده می گذارد که نتیجه ای جز اضطراب و صرف وقت بیشتر در بیرون از خانواده برای کار و ارتباط کمتر و محدود شدن شادی با هم بودن نیست.

 

در مجموع می توان گفت که موارد سوء بسیاری از محدود کننده های شادی در زندگی ما وارد شده است که ناشی از مصرف زدگی و تجملاتی شدن زندگی ما و دور شدن از قناعت و سبک زندگی اسلامی-ایرانی است. ما برای ماندگاری شادی در زندگی چاره ای جز بازگشت به گذشته و تجدید نظر در سلیقه های غلط در زندگی نداریم چراکه قناعت کلید شاد زیستن است.

انتهای پیام/ز

,

اگرچه انسان ها علاقمند به حفظ شادی هستند ولی برخی اوقات مسیرهایی برای شادی کردن و شاد شدن می پیمایند که اثری معکوس بر خواست آن ها دارد،  بطور مثال برخی شادی را در استهزاء دیگران و برخی در انجام فعل حرام می بینند و مجالس لهو و لعب برپا می کنند و اعمالی انجام می دهند که با روح شادی در تضاد است، این اعمال آثار سوء خود را خواهد گذاشت.

از منظر اسلام شاد شدن و شاد کردن، امری پسندیده است و اگر شاخص‌های اسلامی در شادی رعایت شود ایجاد کننده فضای شادی مأجور خواهند بود و روایات بسیاری در این خصوص آمده است که چارچوب های شادی را تبیین می کند. تکیه بر داشته های دینی و فرهنگی می‌تواند ما را در کسب شادی های ماندگار و منطبق با روح انسانی یاری کند.

در سده های اخیر و بخصوص در این چند دهه شدت تهاجم فرهنگی و سبک زندگی غربی و آموزه های این نوع زندگی داشته های فرهنگی کشور را در حوزه های مختلف به چالش کشیده است، یکی از این آموزه ها، نحوه شادی کردن و نوع شادی است که در سبک زندگی غربی با شیوه زندگی اسلامی و فرهنگ ایرانی در تضاد است و نیازمند بررسی ریشه‌ای و روشنگری است.

همانگونه که در سبک زندگی غربی حیوانات اهلی و وحشی به زندگی خصوصی انسان ها وارد شده و تنهایی خود را با آن ها پر می کنند در نحوه شادی نیز شرب خمر و یا مجالس گناه و فساد و ریخت و پاش و اسراف و تبذیر و... وجود دارد. در این سبک زندگی جویندگان شادی، به سمت گناه سوق داده می شوند که با روح اسلامی و انسانی سازگاری ندارد و جالب اینجاست که در این سبک زندگی هزینه شادی بسیار بالاست؟!! و این نشان از آن دارد که افراط برخی در گرایش به فرهنگ غربی، در پرهزینه شدن زندگی و کاهش شادی موثر است.

 

سفرهایی با طعم تجمل‌گرایی

در سفر و گردش‌های خانوادگی، انسان روحیه‌ای تازه می‌گیرد و کانون خانواده منسجم‌تر می‌شود. سفر در اسلام سفارش شده و بصورت سنتی یکی از ابزار شادی در خانواده ایرانی بوده است. در سبک زندگی سنتی ایرانی‌ها سفر همراه با همکاری و همدلی اعضای خانواده بوده و تمام هزینه ها تحت الشعاع نفس سفر قرار می‌گرفت به همین صورت بود که جرأت سفر را برای مدیر خانواده ایجاد می کرد چراکه پدر خانواده می‌دانست که در طول سفر در صورت مواجه شدن با کمبود، خانواده هضم کرده و با همکاری یکدیگر شادی و شیرینی سفر را به کام یکایک اعضاء خانواده تلخ نمی کنند.

اما مصرف گرایی و هزینه بر شدن سفرهای ایرانیان که ناشی از تغییر نگاه ما به نوع و نحوه سفر است باعث شده که این وسیله و ابزار شادی در سبک زندگی آنان محدود گردد.

 

مصرف گرایی عامل کم شدن سفر

تبلیغات مختلف در قالب تورهای خارجی مانند دبی، مالزی، اروپا و ... و تورهای داخلی کیش، قشم، نمک آبرود و ...، کمی قابل تامل است. چند میلیون هزینه برای سفر 4 روزه به مالزی یا دیگر کشورها، در حالیکه سفر به یکی از استان ها بیشتر از این وقت می خواهد، به نظر می‌رسد که بیشتر این سفرها نه برای سفر که برای تجمل گرایی است که یکی از مظاهر مصرف گرایی است.

رفتن به شهرهایی که هزینه های بالایی دارد، اجبار به استفاده از خودروی شخصی برای سفر و یا الزام به سفر با هواپیما و اقامت در هتل و خوردن غذاهای رستورانی و مهمتر از آن خرید پر هزینه از مراکز خرید و استفاده از مراکز تفریحی که مستلزم هزینه است، در سبک سفرهای ایرانیانی که تعداد قابل توجهی از آنان درآمدهای حداقلی دارند، نتیجه ای جز محدود شدن سفرها ندارد.

 

دورهمی های کم شده

بسیاری از شغل دوم ها و یا اضافه کاری های پدر خانواده و یا اشتغال توامان همسر ناشی از بالارفتن هزینه و خرج خانواده به علت مصرف زدگی است.

کانون خانواده اولین و مهترین کانون اجتماع است که استحکام آن نشان دهنده استحکام جامعه است، و این خانواده مستحکم الزاماتی دارد و یکی از اساسی ترین آن ارتباط بی دغدغه و استرس خانواده با یکدیگر است و هرچقدر زمان مفید با هم بودن بیشتر شود به همان اندازه روحیه شادی در خانواده جاری است و استمرار دارد و درحالی که اسراف و تجملاتی شدن هزینه هایی را به گردن خانواده می گذارد که نتیجه ای جز اضطراب و صرف وقت بیشتر در بیرون از خانواده برای کار و ارتباط کمتر و محدود شدن شادی با هم بودن نیست.

 

در مجموع می توان گفت که موارد سوء بسیاری از محدود کننده های شادی در زندگی ما وارد شده است که ناشی از مصرف زدگی و تجملاتی شدن زندگی ما و دور شدن از قناعت و سبک زندگی اسلامی-ایرانی است. ما برای ماندگاری شادی در زندگی چاره ای جز بازگشت به گذشته و تجدید نظر در سلیقه های غلط در زندگی نداریم چراکه قناعت کلید شاد زیستن است.

انتهای پیام/ز

,

اگرچه انسان ها علاقمند به حفظ شادی هستند ولی برخی اوقات مسیرهایی برای شادی کردن و شاد شدن می پیمایند که اثری معکوس بر خواست آن ها دارد،  بطور مثال برخی شادی را در استهزاء دیگران و برخی در انجام فعل حرام می بینند و مجالس لهو و لعب برپا می کنند و اعمالی انجام می دهند که با روح شادی در تضاد است، این اعمال آثار سوء خود را خواهد گذاشت.

از منظر اسلام شاد شدن و شاد کردن، امری پسندیده است و اگر شاخص‌های اسلامی در شادی رعایت شود ایجاد کننده فضای شادی مأجور خواهند بود و روایات بسیاری در این خصوص آمده است که چارچوب های شادی را تبیین می کند. تکیه بر داشته های دینی و فرهنگی می‌تواند ما را در کسب شادی های ماندگار و منطبق با روح انسانی یاری کند.

در سده های اخیر و بخصوص در این چند دهه شدت تهاجم فرهنگی و سبک زندگی غربی و آموزه های این نوع زندگی داشته های فرهنگی کشور را در حوزه های مختلف به چالش کشیده است، یکی از این آموزه ها، نحوه شادی کردن و نوع شادی است که در سبک زندگی غربی با شیوه زندگی اسلامی و فرهنگ ایرانی در تضاد است و نیازمند بررسی ریشه‌ای و روشنگری است.

همانگونه که در سبک زندگی غربی حیوانات اهلی و وحشی به زندگی خصوصی انسان ها وارد شده و تنهایی خود را با آن ها پر می کنند در نحوه شادی نیز شرب خمر و یا مجالس گناه و فساد و ریخت و پاش و اسراف و تبذیر و... وجود دارد. در این سبک زندگی جویندگان شادی، به سمت گناه سوق داده می شوند که با روح اسلامی و انسانی سازگاری ندارد و جالب اینجاست که در این سبک زندگی هزینه شادی بسیار بالاست؟!! و این نشان از آن دارد که افراط برخی در گرایش به فرهنگ غربی، در پرهزینه شدن زندگی و کاهش شادی موثر است.

 

سفرهایی با طعم تجمل‌گرایی

در سفر و گردش‌های خانوادگی، انسان روحیه‌ای تازه می‌گیرد و کانون خانواده منسجم‌تر می‌شود. سفر در اسلام سفارش شده و بصورت سنتی یکی از ابزار شادی در خانواده ایرانی بوده است. در سبک زندگی سنتی ایرانی‌ها سفر همراه با همکاری و همدلی اعضای خانواده بوده و تمام هزینه ها تحت الشعاع نفس سفر قرار می‌گرفت به همین صورت بود که جرأت سفر را برای مدیر خانواده ایجاد می کرد چراکه پدر خانواده می‌دانست که در طول سفر در صورت مواجه شدن با کمبود، خانواده هضم کرده و با همکاری یکدیگر شادی و شیرینی سفر را به کام یکایک اعضاء خانواده تلخ نمی کنند.

اما مصرف گرایی و هزینه بر شدن سفرهای ایرانیان که ناشی از تغییر نگاه ما به نوع و نحوه سفر است باعث شده که این وسیله و ابزار شادی در سبک زندگی آنان محدود گردد.

 

مصرف گرایی عامل کم شدن سفر

تبلیغات مختلف در قالب تورهای خارجی مانند دبی، مالزی، اروپا و ... و تورهای داخلی کیش، قشم، نمک آبرود و ...، کمی قابل تامل است. چند میلیون هزینه برای سفر 4 روزه به مالزی یا دیگر کشورها، در حالیکه سفر به یکی از استان ها بیشتر از این وقت می خواهد، به نظر می‌رسد که بیشتر این سفرها نه برای سفر که برای تجمل گرایی است که یکی از مظاهر مصرف گرایی است.

رفتن به شهرهایی که هزینه های بالایی دارد، اجبار به استفاده از خودروی شخصی برای سفر و یا الزام به سفر با هواپیما و اقامت در هتل و خوردن غذاهای رستورانی و مهمتر از آن خرید پر هزینه از مراکز خرید و استفاده از مراکز تفریحی که مستلزم هزینه است، در سبک سفرهای ایرانیانی که تعداد قابل توجهی از آنان درآمدهای حداقلی دارند، نتیجه ای جز محدود شدن سفرها ندارد.

 

دورهمی های کم شده

بسیاری از شغل دوم ها و یا اضافه کاری های پدر خانواده و یا اشتغال توامان همسر ناشی از بالارفتن هزینه و خرج خانواده به علت مصرف زدگی است.

کانون خانواده اولین و مهترین کانون اجتماع است که استحکام آن نشان دهنده استحکام جامعه است، و این خانواده مستحکم الزاماتی دارد و یکی از اساسی ترین آن ارتباط بی دغدغه و استرس خانواده با یکدیگر است و هرچقدر زمان مفید با هم بودن بیشتر شود به همان اندازه روحیه شادی در خانواده جاری است و استمرار دارد و درحالی که اسراف و تجملاتی شدن هزینه هایی را به گردن خانواده می گذارد که نتیجه ای جز اضطراب و صرف وقت بیشتر در بیرون از خانواده برای کار و ارتباط کمتر و محدود شدن شادی با هم بودن نیست.

 

در مجموع می توان گفت که موارد سوء بسیاری از محدود کننده های شادی در زندگی ما وارد شده است که ناشی از مصرف زدگی و تجملاتی شدن زندگی ما و دور شدن از قناعت و سبک زندگی اسلامی-ایرانی است. ما برای ماندگاری شادی در زندگی چاره ای جز بازگشت به گذشته و تجدید نظر در سلیقه های غلط در زندگی نداریم چراکه قناعت کلید شاد زیستن است.

انتهای پیام/ز

,

اگرچه انسان ها علاقمند به حفظ شادی هستند ولی برخی اوقات مسیرهایی برای شادی کردن و شاد شدن می پیمایند که اثری معکوس بر خواست آن ها دارد،  بطور مثال برخی شادی را در استهزاء دیگران و برخی در انجام فعل حرام می بینند و مجالس لهو و لعب برپا می کنند و اعمالی انجام می دهند که با روح شادی در تضاد است، این اعمال آثار سوء خود را خواهد گذاشت.

از منظر اسلام شاد شدن و شاد کردن، امری پسندیده است و اگر شاخص‌های اسلامی در شادی رعایت شود ایجاد کننده فضای شادی مأجور خواهند بود و روایات بسیاری در این خصوص آمده است که چارچوب های شادی را تبیین می کند. تکیه بر داشته های دینی و فرهنگی می‌تواند ما را در کسب شادی های ماندگار و منطبق با روح انسانی یاری کند.

در سده های اخیر و بخصوص در این چند دهه شدت تهاجم فرهنگی و سبک زندگی غربی و آموزه های این نوع زندگی داشته های فرهنگی کشور را در حوزه های مختلف به چالش کشیده است، یکی از این آموزه ها، نحوه شادی کردن و نوع شادی است که در سبک زندگی غربی با شیوه زندگی اسلامی و فرهنگ ایرانی در تضاد است و نیازمند بررسی ریشه‌ای و روشنگری است.

همانگونه که در سبک زندگی غربی حیوانات اهلی و وحشی به زندگی خصوصی انسان ها وارد شده و تنهایی خود را با آن ها پر می کنند در نحوه شادی نیز شرب خمر و یا مجالس گناه و فساد و ریخت و پاش و اسراف و تبذیر و... وجود دارد. در این سبک زندگی جویندگان شادی، به سمت گناه سوق داده می شوند که با روح اسلامی و انسانی سازگاری ندارد و جالب اینجاست که در این سبک زندگی هزینه شادی بسیار بالاست؟!! و این نشان از آن دارد که افراط برخی در گرایش به فرهنگ غربی، در پرهزینه شدن زندگی و کاهش شادی موثر است.

 

سفرهایی با طعم تجمل‌گرایی

در سفر و گردش‌های خانوادگی، انسان روحیه‌ای تازه می‌گیرد و کانون خانواده منسجم‌تر می‌شود. سفر در اسلام سفارش شده و بصورت سنتی یکی از ابزار شادی در خانواده ایرانی بوده است. در سبک زندگی سنتی ایرانی‌ها سفر همراه با همکاری و همدلی اعضای خانواده بوده و تمام هزینه ها تحت الشعاع نفس سفر قرار می‌گرفت به همین صورت بود که جرأت سفر را برای مدیر خانواده ایجاد می کرد چراکه پدر خانواده می‌دانست که در طول سفر در صورت مواجه شدن با کمبود، خانواده هضم کرده و با همکاری یکدیگر شادی و شیرینی سفر را به کام یکایک اعضاء خانواده تلخ نمی کنند.

اما مصرف گرایی و هزینه بر شدن سفرهای ایرانیان که ناشی از تغییر نگاه ما به نوع و نحوه سفر است باعث شده که این وسیله و ابزار شادی در سبک زندگی آنان محدود گردد.

 

مصرف گرایی عامل کم شدن سفر

تبلیغات مختلف در قالب تورهای خارجی مانند دبی، مالزی، اروپا و ... و تورهای داخلی کیش، قشم، نمک آبرود و ...، کمی قابل تامل است. چند میلیون هزینه برای سفر 4 روزه به مالزی یا دیگر کشورها، در حالیکه سفر به یکی از استان ها بیشتر از این وقت می خواهد، به نظر می‌رسد که بیشتر این سفرها نه برای سفر که برای تجمل گرایی است که یکی از مظاهر مصرف گرایی است.

رفتن به شهرهایی که هزینه های بالایی دارد، اجبار به استفاده از خودروی شخصی برای سفر و یا الزام به سفر با هواپیما و اقامت در هتل و خوردن غذاهای رستورانی و مهمتر از آن خرید پر هزینه از مراکز خرید و استفاده از مراکز تفریحی که مستلزم هزینه است، در سبک سفرهای ایرانیانی که تعداد قابل توجهی از آنان درآمدهای حداقلی دارند، نتیجه ای جز محدود شدن سفرها ندارد.

 

دورهمی های کم شده

بسیاری از شغل دوم ها و یا اضافه کاری های پدر خانواده و یا اشتغال توامان همسر ناشی از بالارفتن هزینه و خرج خانواده به علت مصرف زدگی است.

کانون خانواده اولین و مهترین کانون اجتماع است که استحکام آن نشان دهنده استحکام جامعه است، و این خانواده مستحکم الزاماتی دارد و یکی از اساسی ترین آن ارتباط بی دغدغه و استرس خانواده با یکدیگر است و هرچقدر زمان مفید با هم بودن بیشتر شود به همان اندازه روحیه شادی در خانواده جاری است و استمرار دارد و درحالی که اسراف و تجملاتی شدن هزینه هایی را به گردن خانواده می گذارد که نتیجه ای جز اضطراب و صرف وقت بیشتر در بیرون از خانواده برای کار و ارتباط کمتر و محدود شدن شادی با هم بودن نیست.

 

در مجموع می توان گفت که موارد سوء بسیاری از محدود کننده های شادی در زندگی ما وارد شده است که ناشی از مصرف زدگی و تجملاتی شدن زندگی ما و دور شدن از قناعت و سبک زندگی اسلامی-ایرانی است. ما برای ماندگاری شادی در زندگی چاره ای جز بازگشت به گذشته و تجدید نظر در سلیقه های غلط در زندگی نداریم چراکه قناعت کلید شاد زیستن است.

انتهای پیام/ز

,

اگرچه انسان ها علاقمند به حفظ شادی هستند ولی برخی اوقات مسیرهایی برای شادی کردن و شاد شدن می پیمایند که اثری معکوس بر خواست آن ها دارد،  بطور مثال برخی شادی را در استهزاء دیگران و برخی در انجام فعل حرام می بینند و مجالس لهو و لعب برپا می کنند و اعمالی انجام می دهند که با روح شادی در تضاد است، این اعمال آثار سوء خود را خواهد گذاشت.

,

از منظر اسلام شاد شدن و شاد کردن، امری پسندیده است و اگر شاخص‌های اسلامی در شادی رعایت شود ایجاد کننده فضای شادی مأجور خواهند بود و روایات بسیاری در این خصوص آمده است که چارچوب های شادی را تبیین می کند. تکیه بر داشته های دینی و فرهنگی می‌تواند ما را در کسب شادی های ماندگار و منطبق با روح انسانی یاری کند.

, ‌,

در سده های اخیر و بخصوص در این چند دهه شدت تهاجم فرهنگی و سبک زندگی غربی و آموزه های این نوع زندگی داشته های فرهنگی کشور را در حوزه های مختلف به چالش کشیده است، یکی از این آموزه ها، نحوه شادی کردن و نوع شادی است که در سبک زندگی غربی با شیوه زندگی اسلامی و فرهنگ ایرانی در تضاد است و نیازمند بررسی ریشه‌ای و روشنگری است.

,

همانگونه که در سبک زندگی غربی حیوانات اهلی و وحشی به زندگی خصوصی انسان ها وارد شده و تنهایی خود را با آن ها پر می کنند در نحوه شادی نیز شرب خمر و یا مجالس گناه و فساد و ریخت و پاش و اسراف و تبذیر و... وجود دارد. در این سبک زندگی جویندگان شادی، به سمت گناه سوق داده می شوند که با روح اسلامی و انسانی سازگاری ندارد و جالب اینجاست که در این سبک زندگی هزینه شادی بسیار بالاست؟!! و این نشان از آن دارد که افراط برخی در گرایش به فرهنگ غربی، در پرهزینه شدن زندگی و کاهش شادی موثر است.

,

 

,

سفرهایی با طعم تجمل‌گرایی

, سفرهایی با طعم تجمل‌گرایی,

در سفر و گردش‌های خانوادگی، انسان روحیه‌ای تازه می‌گیرد و کانون خانواده منسجم‌تر می‌شود. سفر در اسلام سفارش شده و بصورت سنتی یکی از ابزار شادی در خانواده ایرانی بوده است. در سبک زندگی سنتی ایرانی‌ها سفر همراه با همکاری و همدلی اعضای خانواده بوده و تمام هزینه ها تحت الشعاع نفس سفر قرار می‌گرفت به همین صورت بود که جرأت سفر را برای مدیر خانواده ایجاد می کرد چراکه پدر خانواده می‌دانست که در طول سفر در صورت مواجه شدن با کمبود، خانواده هضم کرده و با همکاری یکدیگر شادی و شیرینی سفر را به کام یکایک اعضاء خانواده تلخ نمی کنند.

,

اما مصرف گرایی و هزینه بر شدن سفرهای ایرانیان که ناشی از تغییر نگاه ما به نوع و نحوه سفر است باعث شده که این وسیله و ابزار شادی در سبک زندگی آنان محدود گردد.

,

 

,

مصرف گرایی عامل کم شدن سفر

, مصرف گرایی عامل کم شدن سفر,

تبلیغات مختلف در قالب تورهای خارجی مانند دبی، مالزی، اروپا و ... و تورهای داخلی کیش، قشم، نمک آبرود و ...، کمی قابل تامل است. چند میلیون هزینه برای سفر 4 روزه به مالزی یا دیگر کشورها، در حالیکه سفر به یکی از استان ها بیشتر از این وقت می خواهد، به نظر می‌رسد که بیشتر این سفرها نه برای سفر که برای تجمل گرایی است که یکی از مظاهر مصرف گرایی است.

,

رفتن به شهرهایی که هزینه های بالایی دارد، اجبار به استفاده از خودروی شخصی برای سفر و یا الزام به سفر با هواپیما و اقامت در هتل و خوردن غذاهای رستورانی و مهمتر از آن خرید پر هزینه از مراکز خرید و استفاده از مراکز تفریحی که مستلزم هزینه است، در سبک سفرهای ایرانیانی که تعداد قابل توجهی از آنان درآمدهای حداقلی دارند، نتیجه ای جز محدود شدن سفرها ندارد.

,

 

,

دورهمی های کم شده

, دورهمی های کم شده,

بسیاری از شغل دوم ها و یا اضافه کاری های پدر خانواده و یا اشتغال توامان همسر ناشی از بالارفتن هزینه و خرج خانواده به علت مصرف زدگی است.

,

کانون خانواده اولین و مهترین کانون اجتماع است که استحکام آن نشان دهنده استحکام جامعه است، و این خانواده مستحکم الزاماتی دارد و یکی از اساسی ترین آن ارتباط بی دغدغه و استرس خانواده با یکدیگر است و هرچقدر زمان مفید با هم بودن بیشتر شود به همان اندازه روحیه شادی در خانواده جاری است و استمرار دارد و درحالی که اسراف و تجملاتی شدن هزینه هایی را به گردن خانواده می گذارد که نتیجه ای جز اضطراب و صرف وقت بیشتر در بیرون از خانواده برای کار و ارتباط کمتر و محدود شدن شادی با هم بودن نیست.

,

 

,

در مجموع می توان گفت که موارد سوء بسیاری از محدود کننده های شادی در زندگی ما وارد شده است که ناشی از مصرف زدگی و تجملاتی شدن زندگی ما و دور شدن از قناعت و سبک زندگی اسلامی-ایرانی است. ما برای ماندگاری شادی در زندگی چاره ای جز بازگشت به گذشته و تجدید نظر در سلیقه های غلط در زندگی نداریم چراکه قناعت کلید شاد زیستن است.

,

انتهای پیام/ز

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه