logo
پنج‌شنبه 30 مهر 1405 | پنجشنبه 22 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

کلاف سردرگم یک بیماری؛

رنج 23 ساله سه برادر از یک بیماری ناشناخته/ پاهایی که ذره ذره آب می رود

رنج 23 ساله سه برادر از یک بیماری ناشناخته/ پاهایی که ذره ذره آب می رود
محسن، ناصر و محمد حسن دلدار سه برادر از روستای زول شهرستان قاین که از بیماری نادری رنج میبرند و پس از گذشت 23 سال پزشکان قادر به تشخیص آن نیستند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان، مرداد ماه سال 1373 بود که محسن دلدار به علت اوضاع بد پاهایش از سربازی معاف شد. کمی بعد از آن برادرانش ناصر و محمد حسن دلدار که به ترتیب از او کوچکتر و بزرگتر بودند، دردهایی مشابه محسن پیدا می‌کنند. دردهایی که پس از گذشت 23 سال هنوز کلاف آن به دست پزشکان خراسان‌جنوبی باز نشده‌ است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  خاورستان،,  , خاورستان, خاورستان, ،,  , مرداد ماه سال 1373 بود که محسن دلدار به علت اوضاع بد پاهایش از سربازی معاف شد. کمی بعد از آن برادرانش ناصر و محمد حسن دلدار که به ترتیب از او کوچکتر و بزرگتر بودند، دردهایی مشابه محسن پیدا می‌کنند. دردهایی که پس از گذشت 23 سال هنوز کلاف آن به دست پزشکان خراسان‌جنوبی باز نشده‌ است.,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

,

, ,

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

,

 

,

, ,

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

,

 

,

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

,

 

,

 

,

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

,

 

,

 

,

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

,

 

,

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

,

 

,

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

,

 

,

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

,

 

,

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

,

 

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه