logo
پنج‌شنبه 30 مهر 1405 | پنجشنبه 22 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

روی خط انقلاب با "علی دشتی پور" از مبارزان انقلابی در ایلام

خاطراتی از خفقان، مبارزه، تبعید و قلب‌های پرتپش برای آزادی+ اسناد

خاطراتی از خفقان، مبارزه، تبعید و قلب‌های پرتپش برای آزادی+ اسناد
این مبارز انقلابی و اسنادش از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت سخن می گوید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ "علی دشتی پور" یکی از افراد حاضر در مبارزات انقلابی که پس از دستگیری به جرم مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی در ایلام و انتقال به خرم آباد موفق به فرار از دادگاه مبارزان سیاسی خرم آباد شده بود در گفتگو اختصاصی با خبرنگار ایلام پویا، از فعالیت های انقلابی خود گفت: پس از آشنایی و مطالعه کتاب های دکتر علی شریعتی در سال 55 وارد مبارزه علیه استبداد شاه شدم و به پخش کتاب های دکتر شریعتی و دیگر نویسندگان مبارز در بین دانشجویان دانشگاه دامپروری ایلام که در آن زمان تنها دانشگاه ایلام بود پرداختم و همزمان به روشنگری برای دانش آموزان درخصوص اهداف انقلاب مشغول شدم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایلام پویا,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

,

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

,

 

,

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

,

 

,

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

,

 

,

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

,

 

,

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

,

 

,

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

,

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

,

 

,
,
,
,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه