logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

علی رغم تذکر امام جمعه دولت آباد برگزار شد؛

جشنی هنجارشکن؛ به نام کودکان به کام جریان نفاق+تصاویر

جشنی هنجارشکن؛ به نام کودکان به کام جریان نفاق+تصاویر
همزمان با میلاد امام حسن مجتبی (ع)، شب گذشته در سایه بی توجهی و غفلت مسئولان برخوار، جشنی برای کودکان در شهر دولت آباد برگزار شد که بیشتر شبیه به مراسم جشن و پایکوبی بزرگسالان بود تا جشنی برای کودکان!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صاحب نیوز؛ همزمان با میلاد امام حسن مجتبی (ع) شب گذشته در سایه بی توجهی و غفلت مسئولان فرهنگی شهرستان برخوار بار دیگر جشنی برای کودکان در شهر دولت آباد و در جوار امامزادگان لازم الاحترام برگزار شد که بیشتر شبیه به مراسم جشن و پایکوبی بزرگسالان بود تا جشنی برای کودکان! مراسمی که در آن همه نوع هنجارشکنی دیده می شد؛ از تئاتر هنجارشکن و مختلط زن و مرد تا رقص و آهنگ های شاد و حرکات نه چندان مناسب مجری!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,

شکی نیست که ولنگاری فرهنگی در سایه نفاق فرهنگی رشد می‌کند و نفاق فرهنگی بستری مهیا برای رشد قارچ‌گونه و سریع ولنگاری فرهنگی است، به تعبیر بهتر نفاق فرهنگی بسترساز ولنگاری فرهنگی است که متاسفانه روز به روز هم بیشتر دیده می‌شود.

بیماری فرهنگی مانند درد دندان است‌ تا به ریشه نزند و درد و تعفنش امان را نبرد، کسی متوجه و متذکر آن نیست، این بیماری هم ساری و جاری است و اهل خبره ریشه و عوارضش را می‏ شناسند و نیک می‏ دانند اگر چه دیر نمودار می‏ شود؛ لیکن در وقت آشکاری امان را می‏ برد… آنگاه دیگر تیغ و درفش هم چاره کار نمی‏ کند تا چه رسد به مسکن آرام‏ بخش.

نفاق در بعد اجتماعی مظهرش دروغ، در بعد اقتصادی مظهرش کلاهبرداری و اختلاس، در بعد سیاسی مظهرش عوام فریبی و پوپولیسم اجتماعی و در بعد فرهنگی نمادش ولنگاری فرهنگی است.

به اصلاح امروزی‌ها با نفاق فرهنگی می‌توان جامعه را از درون دچار بی‌هویتی کرد و همین امر یعنی مهیا شدن فضا برای همه ناهنجاری ها؛ نفاق فرهنگی متاسفانه از نفاق‌های دیگر خطرناک‌تر است چراکه با روح و روان و تاریخ یک مردم بازی می‌کند و خیانتی است بس بزرگ و عظیم.

در روزگاری که اهل تقوا، اهل امر به معروف و نهی از منکر از گوشه عزلت خویش نظاره‏ گر این ولنگاری فرهنگی و ویرانی دیوار عقیده ها و باورها هستند و اهل مدینه و تدبیرگران آن بی‏ اعتنا و در کار خود مشغول؛ هیچ میل ندارم به سان اهل ملاحظه و محافظه، به نعل و میخ بکوبم، بی‏ تعارف باید عرض کنم که بنای فرهنگ بومی و اصیل شهرستان برخوار به دست مسئولانی بی مسئولیت در حال ویرانی است و این ویرانی خود موجب بروز زلزله و شکاف میان همه اقوال و اعمال پیشینیان این خطه مذهبی و اصیل شده؛ گویی هیچ چیز به هیچ چیز بند نیست.

اهل دین و فقاهت زیور بندان خانه سیاست و اقتصاد شده‏ اند و صاحب منصبان و اهل ادارات، طالب تسمه کشیدن بر گرده مردم؛ چنان‌که همین جماعت در پی آنند تا همه فرهنگ و اهل آن را بفروشند یا تابع خویش سازند.

جالب این است که مخالف عقیده یکدیگرند ولی در این هم‌زیستی مسالمت ‏آمیزی که به سر می‌برند، آب از آب هم تکان نمی‌خورد؛ امّا باید گفت که آب از آب تکان خورده و آب از سر گذشته، بی‏ هویتی و لاابالی گری در جشن ها و شادی هایمان نیز چون بیماری بر حیات ما عارض شده است، بیماری سختی که حاصل غفلت دراز ما و اُمرای ماست، چیزی که امروز امان ما را بریده است.

شایسته است متولیان و برنامه ریزان فرهنگی همچون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری ها؛ نسبت به محتوای فاسد این برنامه به مردم شهید پرور، انقلابی و مذهبی شهرستان پاسخگو باشند.

نکته دوم اینکه دستگاه های نظارتی و تایید محتوا در شهرستان چه ارگان هایی هستند؟ چه کسی یا ارگانی باید گروه تئاترها، نسخه های تعزیه ها، سرودها، کنسرت ها و… را به لحاظ شکلی و محتوایی نظارت و مدیریت کند؟

نکته سوم اینکه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مسلمانی است و تسامح و تساهل در این واجب فراموش شده، دشمنان را به ما مسلط می کند و ما را به ورطه انحراف و جدایی از ارزش ها می کشاند. جای سئوال است چرا اقشار مختلف جامعه نسبت به این موضوعات و اتفاقات هنجارشکن بی تفاوت شده اند؟

نکته چهارم؛ کسی مخالف شادی مردم نیست ولی شادی در سایه عقلانیت و دین باید باشد، هنگامی که می توان با ابزارهای هنری همچون تئاتر و سرود مردم را شاد کرد چرا به گناه و ابتذال رو بیاوریم؟! شهردار و مسئول روابط عمومی شهرداری دولت آباد و مسئولان فراموش نکنند که مسئول بهشت رفتن مردم هستند….

نکته پنجم؛ استقبال گروهی از مردم از یک برنامه، دلیل قانع کننده ای برای درست و سالم بودن یک برنامه نیست.

نکته ششم، آنچه هر روز بیش از گذشته شاهدش هستیم، «ابتذال فرهنگی» و «ترویج فحشا» در جامعه است که متأسفانه در بسیاری از موارد فضای باز و همراهی برخی از مسئولان هم در افزایش این رخنه فرهنگی بی تأثیر نبوده است.

نکته هفتم، رهبر فرزانه انقلاب با دستور انقلابی آتش به اختیار، از یک طرف ناکارآمدی متولیان فرهنگی را و عدم رضایت خویش از این دستگاه های عریض و طویل را اعلام می کنند و از سوی دیگر از فعالان فرهنگی دعوت می کنند تا دیر نشده اقدامات لازم و به جا را انجام دهند و جلوی نقشه های شوم دشمنان در قلمرو فرهنگ را بگیرند.

انتهای پیام/

,

شکی نیست که ولنگاری فرهنگی در سایه نفاق فرهنگی رشد می‌کند و نفاق فرهنگی بستری مهیا برای رشد قارچ‌گونه و سریع ولنگاری فرهنگی است، به تعبیر بهتر نفاق فرهنگی بسترساز ولنگاری فرهنگی است که متاسفانه روز به روز هم بیشتر دیده می‌شود.

بیماری فرهنگی مانند درد دندان است‌ تا به ریشه نزند و درد و تعفنش امان را نبرد، کسی متوجه و متذکر آن نیست، این بیماری هم ساری و جاری است و اهل خبره ریشه و عوارضش را می‏ شناسند و نیک می‏ دانند اگر چه دیر نمودار می‏ شود؛ لیکن در وقت آشکاری امان را می‏ برد… آنگاه دیگر تیغ و درفش هم چاره کار نمی‏ کند تا چه رسد به مسکن آرام‏ بخش.

نفاق در بعد اجتماعی مظهرش دروغ، در بعد اقتصادی مظهرش کلاهبرداری و اختلاس، در بعد سیاسی مظهرش عوام فریبی و پوپولیسم اجتماعی و در بعد فرهنگی نمادش ولنگاری فرهنگی است.

به اصلاح امروزی‌ها با نفاق فرهنگی می‌توان جامعه را از درون دچار بی‌هویتی کرد و همین امر یعنی مهیا شدن فضا برای همه ناهنجاری ها؛ نفاق فرهنگی متاسفانه از نفاق‌های دیگر خطرناک‌تر است چراکه با روح و روان و تاریخ یک مردم بازی می‌کند و خیانتی است بس بزرگ و عظیم.

در روزگاری که اهل تقوا، اهل امر به معروف و نهی از منکر از گوشه عزلت خویش نظاره‏ گر این ولنگاری فرهنگی و ویرانی دیوار عقیده ها و باورها هستند و اهل مدینه و تدبیرگران آن بی‏ اعتنا و در کار خود مشغول؛ هیچ میل ندارم به سان اهل ملاحظه و محافظه، به نعل و میخ بکوبم، بی‏ تعارف باید عرض کنم که بنای فرهنگ بومی و اصیل شهرستان برخوار به دست مسئولانی بی مسئولیت در حال ویرانی است و این ویرانی خود موجب بروز زلزله و شکاف میان همه اقوال و اعمال پیشینیان این خطه مذهبی و اصیل شده؛ گویی هیچ چیز به هیچ چیز بند نیست.

اهل دین و فقاهت زیور بندان خانه سیاست و اقتصاد شده‏ اند و صاحب منصبان و اهل ادارات، طالب تسمه کشیدن بر گرده مردم؛ چنان‌که همین جماعت در پی آنند تا همه فرهنگ و اهل آن را بفروشند یا تابع خویش سازند.

جالب این است که مخالف عقیده یکدیگرند ولی در این هم‌زیستی مسالمت ‏آمیزی که به سر می‌برند، آب از آب هم تکان نمی‌خورد؛ امّا باید گفت که آب از آب تکان خورده و آب از سر گذشته، بی‏ هویتی و لاابالی گری در جشن ها و شادی هایمان نیز چون بیماری بر حیات ما عارض شده است، بیماری سختی که حاصل غفلت دراز ما و اُمرای ماست، چیزی که امروز امان ما را بریده است.

شایسته است متولیان و برنامه ریزان فرهنگی همچون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری ها؛ نسبت به محتوای فاسد این برنامه به مردم شهید پرور، انقلابی و مذهبی شهرستان پاسخگو باشند.

نکته دوم اینکه دستگاه های نظارتی و تایید محتوا در شهرستان چه ارگان هایی هستند؟ چه کسی یا ارگانی باید گروه تئاترها، نسخه های تعزیه ها، سرودها، کنسرت ها و… را به لحاظ شکلی و محتوایی نظارت و مدیریت کند؟

نکته سوم اینکه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مسلمانی است و تسامح و تساهل در این واجب فراموش شده، دشمنان را به ما مسلط می کند و ما را به ورطه انحراف و جدایی از ارزش ها می کشاند. جای سئوال است چرا اقشار مختلف جامعه نسبت به این موضوعات و اتفاقات هنجارشکن بی تفاوت شده اند؟

نکته چهارم؛ کسی مخالف شادی مردم نیست ولی شادی در سایه عقلانیت و دین باید باشد، هنگامی که می توان با ابزارهای هنری همچون تئاتر و سرود مردم را شاد کرد چرا به گناه و ابتذال رو بیاوریم؟! شهردار و مسئول روابط عمومی شهرداری دولت آباد و مسئولان فراموش نکنند که مسئول بهشت رفتن مردم هستند….

نکته پنجم؛ استقبال گروهی از مردم از یک برنامه، دلیل قانع کننده ای برای درست و سالم بودن یک برنامه نیست.

نکته ششم، آنچه هر روز بیش از گذشته شاهدش هستیم، «ابتذال فرهنگی» و «ترویج فحشا» در جامعه است که متأسفانه در بسیاری از موارد فضای باز و همراهی برخی از مسئولان هم در افزایش این رخنه فرهنگی بی تأثیر نبوده است.

نکته هفتم، رهبر فرزانه انقلاب با دستور انقلابی آتش به اختیار، از یک طرف ناکارآمدی متولیان فرهنگی را و عدم رضایت خویش از این دستگاه های عریض و طویل را اعلام می کنند و از سوی دیگر از فعالان فرهنگی دعوت می کنند تا دیر نشده اقدامات لازم و به جا را انجام دهند و جلوی نقشه های شوم دشمنان در قلمرو فرهنگ را بگیرند.

انتهای پیام/

,

شکی نیست که ولنگاری فرهنگی در سایه نفاق فرهنگی رشد می‌کند و نفاق فرهنگی بستری مهیا برای رشد قارچ‌گونه و سریع ولنگاری فرهنگی است، به تعبیر بهتر نفاق فرهنگی بسترساز ولنگاری فرهنگی است که متاسفانه روز به روز هم بیشتر دیده می‌شود.

بیماری فرهنگی مانند درد دندان است‌ تا به ریشه نزند و درد و تعفنش امان را نبرد، کسی متوجه و متذکر آن نیست، این بیماری هم ساری و جاری است و اهل خبره ریشه و عوارضش را می‏ شناسند و نیک می‏ دانند اگر چه دیر نمودار می‏ شود؛ لیکن در وقت آشکاری امان را می‏ برد… آنگاه دیگر تیغ و درفش هم چاره کار نمی‏ کند تا چه رسد به مسکن آرام‏ بخش.

نفاق در بعد اجتماعی مظهرش دروغ، در بعد اقتصادی مظهرش کلاهبرداری و اختلاس، در بعد سیاسی مظهرش عوام فریبی و پوپولیسم اجتماعی و در بعد فرهنگی نمادش ولنگاری فرهنگی است.

به اصلاح امروزی‌ها با نفاق فرهنگی می‌توان جامعه را از درون دچار بی‌هویتی کرد و همین امر یعنی مهیا شدن فضا برای همه ناهنجاری ها؛ نفاق فرهنگی متاسفانه از نفاق‌های دیگر خطرناک‌تر است چراکه با روح و روان و تاریخ یک مردم بازی می‌کند و خیانتی است بس بزرگ و عظیم.

در روزگاری که اهل تقوا، اهل امر به معروف و نهی از منکر از گوشه عزلت خویش نظاره‏ گر این ولنگاری فرهنگی و ویرانی دیوار عقیده ها و باورها هستند و اهل مدینه و تدبیرگران آن بی‏ اعتنا و در کار خود مشغول؛ هیچ میل ندارم به سان اهل ملاحظه و محافظه، به نعل و میخ بکوبم، بی‏ تعارف باید عرض کنم که بنای فرهنگ بومی و اصیل شهرستان برخوار به دست مسئولانی بی مسئولیت در حال ویرانی است و این ویرانی خود موجب بروز زلزله و شکاف میان همه اقوال و اعمال پیشینیان این خطه مذهبی و اصیل شده؛ گویی هیچ چیز به هیچ چیز بند نیست.

اهل دین و فقاهت زیور بندان خانه سیاست و اقتصاد شده‏ اند و صاحب منصبان و اهل ادارات، طالب تسمه کشیدن بر گرده مردم؛ چنان‌که همین جماعت در پی آنند تا همه فرهنگ و اهل آن را بفروشند یا تابع خویش سازند.

جالب این است که مخالف عقیده یکدیگرند ولی در این هم‌زیستی مسالمت ‏آمیزی که به سر می‌برند، آب از آب هم تکان نمی‌خورد؛ امّا باید گفت که آب از آب تکان خورده و آب از سر گذشته، بی‏ هویتی و لاابالی گری در جشن ها و شادی هایمان نیز چون بیماری بر حیات ما عارض شده است، بیماری سختی که حاصل غفلت دراز ما و اُمرای ماست، چیزی که امروز امان ما را بریده است.

شایسته است متولیان و برنامه ریزان فرهنگی همچون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری ها؛ نسبت به محتوای فاسد این برنامه به مردم شهید پرور، انقلابی و مذهبی شهرستان پاسخگو باشند.

نکته دوم اینکه دستگاه های نظارتی و تایید محتوا در شهرستان چه ارگان هایی هستند؟ چه کسی یا ارگانی باید گروه تئاترها، نسخه های تعزیه ها، سرودها، کنسرت ها و… را به لحاظ شکلی و محتوایی نظارت و مدیریت کند؟

نکته سوم اینکه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مسلمانی است و تسامح و تساهل در این واجب فراموش شده، دشمنان را به ما مسلط می کند و ما را به ورطه انحراف و جدایی از ارزش ها می کشاند. جای سئوال است چرا اقشار مختلف جامعه نسبت به این موضوعات و اتفاقات هنجارشکن بی تفاوت شده اند؟

نکته چهارم؛ کسی مخالف شادی مردم نیست ولی شادی در سایه عقلانیت و دین باید باشد، هنگامی که می توان با ابزارهای هنری همچون تئاتر و سرود مردم را شاد کرد چرا به گناه و ابتذال رو بیاوریم؟! شهردار و مسئول روابط عمومی شهرداری دولت آباد و مسئولان فراموش نکنند که مسئول بهشت رفتن مردم هستند….

نکته پنجم؛ استقبال گروهی از مردم از یک برنامه، دلیل قانع کننده ای برای درست و سالم بودن یک برنامه نیست.

نکته ششم، آنچه هر روز بیش از گذشته شاهدش هستیم، «ابتذال فرهنگی» و «ترویج فحشا» در جامعه است که متأسفانه در بسیاری از موارد فضای باز و همراهی برخی از مسئولان هم در افزایش این رخنه فرهنگی بی تأثیر نبوده است.

نکته هفتم، رهبر فرزانه انقلاب با دستور انقلابی آتش به اختیار، از یک طرف ناکارآمدی متولیان فرهنگی را و عدم رضایت خویش از این دستگاه های عریض و طویل را اعلام می کنند و از سوی دیگر از فعالان فرهنگی دعوت می کنند تا دیر نشده اقدامات لازم و به جا را انجام دهند و جلوی نقشه های شوم دشمنان در قلمرو فرهنگ را بگیرند.

انتهای پیام/

,

شکی نیست که ولنگاری فرهنگی در سایه نفاق فرهنگی رشد می‌کند و نفاق فرهنگی بستری مهیا برای رشد قارچ‌گونه و سریع ولنگاری فرهنگی است، به تعبیر بهتر نفاق فرهنگی بسترساز ولنگاری فرهنگی است که متاسفانه روز به روز هم بیشتر دیده می‌شود.

بیماری فرهنگی مانند درد دندان است‌ تا به ریشه نزند و درد و تعفنش امان را نبرد، کسی متوجه و متذکر آن نیست، این بیماری هم ساری و جاری است و اهل خبره ریشه و عوارضش را می‏ شناسند و نیک می‏ دانند اگر چه دیر نمودار می‏ شود؛ لیکن در وقت آشکاری امان را می‏ برد… آنگاه دیگر تیغ و درفش هم چاره کار نمی‏ کند تا چه رسد به مسکن آرام‏ بخش.

نفاق در بعد اجتماعی مظهرش دروغ، در بعد اقتصادی مظهرش کلاهبرداری و اختلاس، در بعد سیاسی مظهرش عوام فریبی و پوپولیسم اجتماعی و در بعد فرهنگی نمادش ولنگاری فرهنگی است.

به اصلاح امروزی‌ها با نفاق فرهنگی می‌توان جامعه را از درون دچار بی‌هویتی کرد و همین امر یعنی مهیا شدن فضا برای همه ناهنجاری ها؛ نفاق فرهنگی متاسفانه از نفاق‌های دیگر خطرناک‌تر است چراکه با روح و روان و تاریخ یک مردم بازی می‌کند و خیانتی است بس بزرگ و عظیم.

در روزگاری که اهل تقوا، اهل امر به معروف و نهی از منکر از گوشه عزلت خویش نظاره‏ گر این ولنگاری فرهنگی و ویرانی دیوار عقیده ها و باورها هستند و اهل مدینه و تدبیرگران آن بی‏ اعتنا و در کار خود مشغول؛ هیچ میل ندارم به سان اهل ملاحظه و محافظه، به نعل و میخ بکوبم، بی‏ تعارف باید عرض کنم که بنای فرهنگ بومی و اصیل شهرستان برخوار به دست مسئولانی بی مسئولیت در حال ویرانی است و این ویرانی خود موجب بروز زلزله و شکاف میان همه اقوال و اعمال پیشینیان این خطه مذهبی و اصیل شده؛ گویی هیچ چیز به هیچ چیز بند نیست.

اهل دین و فقاهت زیور بندان خانه سیاست و اقتصاد شده‏ اند و صاحب منصبان و اهل ادارات، طالب تسمه کشیدن بر گرده مردم؛ چنان‌که همین جماعت در پی آنند تا همه فرهنگ و اهل آن را بفروشند یا تابع خویش سازند.

جالب این است که مخالف عقیده یکدیگرند ولی در این هم‌زیستی مسالمت ‏آمیزی که به سر می‌برند، آب از آب هم تکان نمی‌خورد؛ امّا باید گفت که آب از آب تکان خورده و آب از سر گذشته، بی‏ هویتی و لاابالی گری در جشن ها و شادی هایمان نیز چون بیماری بر حیات ما عارض شده است، بیماری سختی که حاصل غفلت دراز ما و اُمرای ماست، چیزی که امروز امان ما را بریده است.

شایسته است متولیان و برنامه ریزان فرهنگی همچون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری ها؛ نسبت به محتوای فاسد این برنامه به مردم شهید پرور، انقلابی و مذهبی شهرستان پاسخگو باشند.

نکته دوم اینکه دستگاه های نظارتی و تایید محتوا در شهرستان چه ارگان هایی هستند؟ چه کسی یا ارگانی باید گروه تئاترها، نسخه های تعزیه ها، سرودها، کنسرت ها و… را به لحاظ شکلی و محتوایی نظارت و مدیریت کند؟

نکته سوم اینکه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مسلمانی است و تسامح و تساهل در این واجب فراموش شده، دشمنان را به ما مسلط می کند و ما را به ورطه انحراف و جدایی از ارزش ها می کشاند. جای سئوال است چرا اقشار مختلف جامعه نسبت به این موضوعات و اتفاقات هنجارشکن بی تفاوت شده اند؟

نکته چهارم؛ کسی مخالف شادی مردم نیست ولی شادی در سایه عقلانیت و دین باید باشد، هنگامی که می توان با ابزارهای هنری همچون تئاتر و سرود مردم را شاد کرد چرا به گناه و ابتذال رو بیاوریم؟! شهردار و مسئول روابط عمومی شهرداری دولت آباد و مسئولان فراموش نکنند که مسئول بهشت رفتن مردم هستند….

نکته پنجم؛ استقبال گروهی از مردم از یک برنامه، دلیل قانع کننده ای برای درست و سالم بودن یک برنامه نیست.

نکته ششم، آنچه هر روز بیش از گذشته شاهدش هستیم، «ابتذال فرهنگی» و «ترویج فحشا» در جامعه است که متأسفانه در بسیاری از موارد فضای باز و همراهی برخی از مسئولان هم در افزایش این رخنه فرهنگی بی تأثیر نبوده است.

نکته هفتم، رهبر فرزانه انقلاب با دستور انقلابی آتش به اختیار، از یک طرف ناکارآمدی متولیان فرهنگی را و عدم رضایت خویش از این دستگاه های عریض و طویل را اعلام می کنند و از سوی دیگر از فعالان فرهنگی دعوت می کنند تا دیر نشده اقدامات لازم و به جا را انجام دهند و جلوی نقشه های شوم دشمنان در قلمرو فرهنگ را بگیرند.

انتهای پیام/

,

شکی نیست که ولنگاری فرهنگی در سایه نفاق فرهنگی رشد می‌کند و نفاق فرهنگی بستری مهیا برای رشد قارچ‌گونه و سریع ولنگاری فرهنگی است، به تعبیر بهتر نفاق فرهنگی بسترساز ولنگاری فرهنگی است که متاسفانه روز به روز هم بیشتر دیده می‌شود.

,

شکی نیست که ولنگاری فرهنگی در سایه نفاق فرهنگی رشد می‌کند و نفاق فرهنگی بستری مهیا برای رشد قارچ‌گونه و سریع ولنگاری فرهنگی است، به تعبیر بهتر نفاق فرهنگی بسترساز ولنگاری فرهنگی است که متاسفانه روز به روز هم بیشتر دیده می‌شود.

,

بیماری فرهنگی مانند درد دندان است‌ تا به ریشه نزند و درد و تعفنش امان را نبرد، کسی متوجه و متذکر آن نیست، این بیماری هم ساری و جاری است و اهل خبره ریشه و عوارضش را می‏ شناسند و نیک می‏ دانند اگر چه دیر نمودار می‏ شود؛ لیکن در وقت آشکاری امان را می‏ برد… آنگاه دیگر تیغ و درفش هم چاره کار نمی‏ کند تا چه رسد به مسکن آرام‏ بخش.

,

نفاق در بعد اجتماعی مظهرش دروغ، در بعد اقتصادی مظهرش کلاهبرداری و اختلاس، در بعد سیاسی مظهرش عوام فریبی و پوپولیسم اجتماعی و در بعد فرهنگی نمادش ولنگاری فرهنگی است.

,

به اصلاح امروزی‌ها با نفاق فرهنگی می‌توان جامعه را از درون دچار بی‌هویتی کرد و همین امر یعنی مهیا شدن فضا برای همه ناهنجاری ها؛ نفاق فرهنگی متاسفانه از نفاق‌های دیگر خطرناک‌تر است چراکه با روح و روان و تاریخ یک مردم بازی می‌کند و خیانتی است بس بزرگ و عظیم.

,

در روزگاری که اهل تقوا، اهل امر به معروف و نهی از منکر از گوشه عزلت خویش نظاره‏ گر این ولنگاری فرهنگی و ویرانی دیوار عقیده ها و باورها هستند و اهل مدینه و تدبیرگران آن بی‏ اعتنا و در کار خود مشغول؛ هیچ میل ندارم به سان اهل ملاحظه و محافظه، به نعل و میخ بکوبم، بی‏ تعارف باید عرض کنم که بنای فرهنگ بومی و اصیل شهرستان برخوار به دست مسئولانی بی مسئولیت در حال ویرانی است و این ویرانی خود موجب بروز زلزله و شکاف میان همه اقوال و اعمال پیشینیان این خطه مذهبی و اصیل شده؛ گویی هیچ چیز به هیچ چیز بند نیست.

,

اهل دین و فقاهت زیور بندان خانه سیاست و اقتصاد شده‏ اند و صاحب منصبان و اهل ادارات، طالب تسمه کشیدن بر گرده مردم؛ چنان‌که همین جماعت در پی آنند تا همه فرهنگ و اهل آن را بفروشند یا تابع خویش سازند.

,

جالب این است که مخالف عقیده یکدیگرند ولی در این هم‌زیستی مسالمت ‏آمیزی که به سر می‌برند، آب از آب هم تکان نمی‌خورد؛ امّا باید گفت که آب از آب تکان خورده و آب از سر گذشته، بی‏ هویتی و لاابالی گری در جشن ها و شادی هایمان نیز چون بیماری بر حیات ما عارض شده است، بیماری سختی که حاصل غفلت دراز ما و اُمرای ماست، چیزی که امروز امان ما را بریده است.

,

شایسته است متولیان و برنامه ریزان فرهنگی همچون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری ها؛ نسبت به محتوای فاسد این برنامه به مردم شهید پرور، انقلابی و مذهبی شهرستان پاسخگو باشند.

,

نکته دوم اینکه دستگاه های نظارتی و تایید محتوا در شهرستان چه ارگان هایی هستند؟ چه کسی یا ارگانی باید گروه تئاترها، نسخه های تعزیه ها، سرودها، کنسرت ها و… را به لحاظ شکلی و محتوایی نظارت و مدیریت کند؟

,

نکته سوم اینکه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مسلمانی است و تسامح و تساهل در این واجب فراموش شده، دشمنان را به ما مسلط می کند و ما را به ورطه انحراف و جدایی از ارزش ها می کشاند. جای سئوال است چرا اقشار مختلف جامعه نسبت به این موضوعات و اتفاقات هنجارشکن بی تفاوت شده اند؟

,

نکته چهارم؛ کسی مخالف شادی مردم نیست ولی شادی در سایه عقلانیت و دین باید باشد، هنگامی که می توان با ابزارهای هنری همچون تئاتر و سرود مردم را شاد کرد چرا به گناه و ابتذال رو بیاوریم؟! شهردار و مسئول روابط عمومی شهرداری دولت آباد و مسئولان فراموش نکنند که مسئول بهشت رفتن مردم هستند….

,

نکته پنجم؛ استقبال گروهی از مردم از یک برنامه، دلیل قانع کننده ای برای درست و سالم بودن یک برنامه نیست.

,

نکته ششم، آنچه هر روز بیش از گذشته شاهدش هستیم، «ابتذال فرهنگی» و «ترویج فحشا» در جامعه است که متأسفانه در بسیاری از موارد فضای باز و همراهی برخی از مسئولان هم در افزایش این رخنه فرهنگی بی تأثیر نبوده است.

,

نکته هفتم، رهبر فرزانه انقلاب با دستور انقلابی آتش به اختیار، از یک طرف ناکارآمدی متولیان فرهنگی را و عدم رضایت خویش از این دستگاه های عریض و طویل را اعلام می کنند و از سوی دیگر از فعالان فرهنگی دعوت می کنند تا دیر نشده اقدامات لازم و به جا را انجام دهند و جلوی نقشه های شوم دشمنان در قلمرو فرهنگ را بگیرند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه