logo
جمعه 01 آبان 1405 | جمعه 23 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

ناگفته‌های بانوی امدادگر در دوران دفاع مقدس:

مجروحانی که مداوای دیگران را بر خود ترجیح می‌دادند/ زنان، آینه تمام نمای ایثار در دفاع مقدس

مجروحانی که مداوای دیگران را بر خود ترجیح می‌دادند/ زنان، آینه تمام نمای ایثار در دفاع مقدس
زهرا همافر، بانوی امدادگر در دوران دفاع مقدس گفت: زنان در زمان جنگ احساس مسئولیت می‌کردند و دوست داشتند در دفاع از وطن و ارزش‌ها به تاسی از بانوان کربلا نقش‌آفرین باشند؛ آنها در واقع آینه تمام نمای ایثار و فداکاری در جبهه‌ها بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  صبح قزوین؛ «چهره‌ مجروح را برانداز کردم. از صورت زرد و رنگ‌باخته او به شدت عرق می‌چکید. گفتم: چفیه را باز کن ببینم. ناگهان با یک صحنه دل‌خراش و فراموش‌نشدنی مواجه شدم. پسر جوان تنها یک انگشت شست داشت و از چهار انگشت قطع‌شده‌اش خون به بیرون می‌جهید. دیگر به حال خودم نبودم. با اعتراض گفتم: چرا زودتر نگفتید؟ ...» آنچه می‌خوانید بخشی از ناگفته‌های "زهرا همافر" از زنان امدادگر در دفاع مقدس است که تقدیم حضورتان می‌شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین,
 
به نظر شما چرا زنان طی دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف مانند امدادگری، دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند؟ 
همافر: زنان در زمان جنگ احساس مسئولیت می‌کردند و دوست داشتند در دفاع از وطن و ارزش‌ها به تاسی از بانوان کربلا نقش‌آفرین باشند. آنها طی دفاع مقدس دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند و هر بانویی به تناسب توانمندی و با بذل جان و مال خود در عرصه‌های مختلف رزمی، امدادی، خدماتی، تدارکاتی و پشتیبانی در دفاع از اسلام تاثیرگذار بودند. در واقع زنان، آینه تمام نمای ایثار و فداکاری در جبهه‌ها بودند.
 
وقتی در بیمارستان مشغول مداوای مجروحان بودید از اوضاع جنگ چطور با خبر می‌شدید و شرایط روحی آنها و عیادت‌کنندگان‌شان چطور بود؟
همافر: یکی از ویژگی‌های امدادگری این بود که مستقیما از فراز و فرودهای اوضاع جنگ باخبر می‌شدیم. از روحیه و حال و هوای رزمندگانی که برای عیادت دوستانشان به بیمارستان می‌آمدند می‌فهمیدیم که عملیات موفق بوده یا نه. 
 
وقتی رزمندگان دور تخت دوستان مجروح‌شان جمع می‌شدند و با هم می‌گفتند، می‌خندیدند و شوخی می‌کردند و موقعی که خاطرات‌شان را مرور می‌کردند ما هم که چند تخت آن طرف‌تر مشغول خدمت‌رسانی بودیم از اوضاع جنگ تا حدودی باخبر می‌شدیم. 
 
اما در پاتک‌های عملیاتی که شهدا زیاد و عملیات ناموفق بود، رزمندگانی که برای ملاقات می‌آمدند بی‌حال و دمغ بودند دیگر شوخی و خاطره تعریف نمی‌کردند و فقط برای ادای وظیفه برای عیادت دوست مجروح‌شان به بیمارستان می‌آمدند و می‌رفتند و ما هم از شرایط روحی آنها می‌فهمیدیم که عملیات موفق نبوده است.
 
به نظر شما حمایت زنان از جبهه‌ها چه تاثیری بر روحیه مردان داشت؟
همافر: مسلما حمایت زنان از جبهه‌ها در روحیه ایستادگی و مقاومت مردان تاثیر بسزایی داشت و موجب تشویق و ترغیب آنها در مبارزه با دشمنان، مقاومت در برابر متجاوزان و دفاع از ارزش‌ها بود.
 
خاطره‌ای از مداوای مجروحان در بیمارستان برایمان بازگو کنید؟
همافر: در بیمارستان حین مداوای مجروحان، متوجه دو رزمنده شدم که روی نیمکت کنار درب ورودی سالن نشسته بودند. هر دو لباس‌های خاکی به تن داشتند و یکی از آنان سرش روی شانه دیگری بود. با دقت که نگاه انداختم دیدم یکی از آنان دستش را با چفیه خونینی محکم بسته است.
 
از آنجایی که خیلی آرام بودند و صدایی از آنها در نمی‌آمد با خود اندیشیدم لابد مشکل خاصی ندارند و مجروحیتشان سبک و سطحی است. یکی دو ساعتی گذشت تا اینکه یکی از آنها مرا صدا کرد و گفت:«ببخشید خواهر! این برادر ما خونریزی دارد یک نگاهی به زخم او می‌کنید؟»
 
چهره‌اش را برانداز کردم. از صورت زرد و رنگ‌باخته او به شدت عرق می‌چکید. گفتم: چفیه را باز کن ببینم. مجروحی که 17-18 سال بیشتر نداشت، با احتیاط چفیه را از دور دست دوستش باز کرد. ناگهان با یک صحنه دل‌خراش و فراموش‌نشدنی مواجه شدم. 
 
پسر جوان تنها یک انگشت شست داشت و از چهار انگشت قطع‌شده‌اش خون به بیرون می‌جهید. دیگر به حال خودم نبودم. با اعتراض گفتم: چرا زودتر نگفتید؟ 
 
برادر رزمنده گفت: خودش وقتی این مجروحان مغز، دل و روده داغان را دید گفت بگذار اول به آنها برسند مال من سطحی است. بلافاصله به پزشک اطلاع دادم و او را به اتاق عمل بردند. با خود اندیشیدم که در منظر این رزمنده جوان، از دست دادن چهار انگشت در مسیر مکتب عشق، زخمی سطحی محسوب می‌شود! 

 

انتهای پیام/
,
 
به نظر شما چرا زنان طی دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف مانند امدادگری، دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند؟ 
همافر: زنان در زمان جنگ احساس مسئولیت می‌کردند و دوست داشتند در دفاع از وطن و ارزش‌ها به تاسی از بانوان کربلا نقش‌آفرین باشند. آنها طی دفاع مقدس دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند و هر بانویی به تناسب توانمندی و با بذل جان و مال خود در عرصه‌های مختلف رزمی، امدادی، خدماتی، تدارکاتی و پشتیبانی در دفاع از اسلام تاثیرگذار بودند. در واقع زنان، آینه تمام نمای ایثار و فداکاری در جبهه‌ها بودند.
 
وقتی در بیمارستان مشغول مداوای مجروحان بودید از اوضاع جنگ چطور با خبر می‌شدید و شرایط روحی آنها و عیادت‌کنندگان‌شان چطور بود؟
همافر: یکی از ویژگی‌های امدادگری این بود که مستقیما از فراز و فرودهای اوضاع جنگ باخبر می‌شدیم. از روحیه و حال و هوای رزمندگانی که برای عیادت دوستانشان به بیمارستان می‌آمدند می‌فهمیدیم که عملیات موفق بوده یا نه. 
 
وقتی رزمندگان دور تخت دوستان مجروح‌شان جمع می‌شدند و با هم می‌گفتند، می‌خندیدند و شوخی می‌کردند و موقعی که خاطرات‌شان را مرور می‌کردند ما هم که چند تخت آن طرف‌تر مشغول خدمت‌رسانی بودیم از اوضاع جنگ تا حدودی باخبر می‌شدیم. 
 
اما در پاتک‌های عملیاتی که شهدا زیاد و عملیات ناموفق بود، رزمندگانی که برای ملاقات می‌آمدند بی‌حال و دمغ بودند دیگر شوخی و خاطره تعریف نمی‌کردند و فقط برای ادای وظیفه برای عیادت دوست مجروح‌شان به بیمارستان می‌آمدند و می‌رفتند و ما هم از شرایط روحی آنها می‌فهمیدیم که عملیات موفق نبوده است.
 
به نظر شما حمایت زنان از جبهه‌ها چه تاثیری بر روحیه مردان داشت؟
همافر: مسلما حمایت زنان از جبهه‌ها در روحیه ایستادگی و مقاومت مردان تاثیر بسزایی داشت و موجب تشویق و ترغیب آنها در مبارزه با دشمنان، مقاومت در برابر متجاوزان و دفاع از ارزش‌ها بود.
 
خاطره‌ای از مداوای مجروحان در بیمارستان برایمان بازگو کنید؟
همافر: در بیمارستان حین مداوای مجروحان، متوجه دو رزمنده شدم که روی نیمکت کنار درب ورودی سالن نشسته بودند. هر دو لباس‌های خاکی به تن داشتند و یکی از آنان سرش روی شانه دیگری بود. با دقت که نگاه انداختم دیدم یکی از آنان دستش را با چفیه خونینی محکم بسته است.
 
از آنجایی که خیلی آرام بودند و صدایی از آنها در نمی‌آمد با خود اندیشیدم لابد مشکل خاصی ندارند و مجروحیتشان سبک و سطحی است. یکی دو ساعتی گذشت تا اینکه یکی از آنها مرا صدا کرد و گفت:«ببخشید خواهر! این برادر ما خونریزی دارد یک نگاهی به زخم او می‌کنید؟»
 
چهره‌اش را برانداز کردم. از صورت زرد و رنگ‌باخته او به شدت عرق می‌چکید. گفتم: چفیه را باز کن ببینم. مجروحی که 17-18 سال بیشتر نداشت، با احتیاط چفیه را از دور دست دوستش باز کرد. ناگهان با یک صحنه دل‌خراش و فراموش‌نشدنی مواجه شدم. 
 
پسر جوان تنها یک انگشت شست داشت و از چهار انگشت قطع‌شده‌اش خون به بیرون می‌جهید. دیگر به حال خودم نبودم. با اعتراض گفتم: چرا زودتر نگفتید؟ 
 
برادر رزمنده گفت: خودش وقتی این مجروحان مغز، دل و روده داغان را دید گفت بگذار اول به آنها برسند مال من سطحی است. بلافاصله به پزشک اطلاع دادم و او را به اتاق عمل بردند. با خود اندیشیدم که در منظر این رزمنده جوان، از دست دادن چهار انگشت در مسیر مکتب عشق، زخمی سطحی محسوب می‌شود! 

 

انتهای پیام/
,
 
به نظر شما چرا زنان طی دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف مانند امدادگری، دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند؟ 
همافر: زنان در زمان جنگ احساس مسئولیت می‌کردند و دوست داشتند در دفاع از وطن و ارزش‌ها به تاسی از بانوان کربلا نقش‌آفرین باشند. آنها طی دفاع مقدس دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند و هر بانویی به تناسب توانمندی و با بذل جان و مال خود در عرصه‌های مختلف رزمی، امدادی، خدماتی، تدارکاتی و پشتیبانی در دفاع از اسلام تاثیرگذار بودند. در واقع زنان، آینه تمام نمای ایثار و فداکاری در جبهه‌ها بودند.
 
وقتی در بیمارستان مشغول مداوای مجروحان بودید از اوضاع جنگ چطور با خبر می‌شدید و شرایط روحی آنها و عیادت‌کنندگان‌شان چطور بود؟
همافر: یکی از ویژگی‌های امدادگری این بود که مستقیما از فراز و فرودهای اوضاع جنگ باخبر می‌شدیم. از روحیه و حال و هوای رزمندگانی که برای عیادت دوستانشان به بیمارستان می‌آمدند می‌فهمیدیم که عملیات موفق بوده یا نه. 
 
وقتی رزمندگان دور تخت دوستان مجروح‌شان جمع می‌شدند و با هم می‌گفتند، می‌خندیدند و شوخی می‌کردند و موقعی که خاطرات‌شان را مرور می‌کردند ما هم که چند تخت آن طرف‌تر مشغول خدمت‌رسانی بودیم از اوضاع جنگ تا حدودی باخبر می‌شدیم. 
 
اما در پاتک‌های عملیاتی که شهدا زیاد و عملیات ناموفق بود، رزمندگانی که برای ملاقات می‌آمدند بی‌حال و دمغ بودند دیگر شوخی و خاطره تعریف نمی‌کردند و فقط برای ادای وظیفه برای عیادت دوست مجروح‌شان به بیمارستان می‌آمدند و می‌رفتند و ما هم از شرایط روحی آنها می‌فهمیدیم که عملیات موفق نبوده است.
 
به نظر شما حمایت زنان از جبهه‌ها چه تاثیری بر روحیه مردان داشت؟
همافر: مسلما حمایت زنان از جبهه‌ها در روحیه ایستادگی و مقاومت مردان تاثیر بسزایی داشت و موجب تشویق و ترغیب آنها در مبارزه با دشمنان، مقاومت در برابر متجاوزان و دفاع از ارزش‌ها بود.
 
خاطره‌ای از مداوای مجروحان در بیمارستان برایمان بازگو کنید؟
همافر: در بیمارستان حین مداوای مجروحان، متوجه دو رزمنده شدم که روی نیمکت کنار درب ورودی سالن نشسته بودند. هر دو لباس‌های خاکی به تن داشتند و یکی از آنان سرش روی شانه دیگری بود. با دقت که نگاه انداختم دیدم یکی از آنان دستش را با چفیه خونینی محکم بسته است.
 
از آنجایی که خیلی آرام بودند و صدایی از آنها در نمی‌آمد با خود اندیشیدم لابد مشکل خاصی ندارند و مجروحیتشان سبک و سطحی است. یکی دو ساعتی گذشت تا اینکه یکی از آنها مرا صدا کرد و گفت:«ببخشید خواهر! این برادر ما خونریزی دارد یک نگاهی به زخم او می‌کنید؟»
 
چهره‌اش را برانداز کردم. از صورت زرد و رنگ‌باخته او به شدت عرق می‌چکید. گفتم: چفیه را باز کن ببینم. مجروحی که 17-18 سال بیشتر نداشت، با احتیاط چفیه را از دور دست دوستش باز کرد. ناگهان با یک صحنه دل‌خراش و فراموش‌نشدنی مواجه شدم. 
 
پسر جوان تنها یک انگشت شست داشت و از چهار انگشت قطع‌شده‌اش خون به بیرون می‌جهید. دیگر به حال خودم نبودم. با اعتراض گفتم: چرا زودتر نگفتید؟ 
 
برادر رزمنده گفت: خودش وقتی این مجروحان مغز، دل و روده داغان را دید گفت بگذار اول به آنها برسند مال من سطحی است. بلافاصله به پزشک اطلاع دادم و او را به اتاق عمل بردند. با خود اندیشیدم که در منظر این رزمنده جوان، از دست دادن چهار انگشت در مسیر مکتب عشق، زخمی سطحی محسوب می‌شود! 

 

انتهای پیام/
,
 
به نظر شما چرا زنان طی دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف مانند امدادگری، دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند؟ 
همافر: زنان در زمان جنگ احساس مسئولیت می‌کردند و دوست داشتند در دفاع از وطن و ارزش‌ها به تاسی از بانوان کربلا نقش‌آفرین باشند. آنها طی دفاع مقدس دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند و هر بانویی به تناسب توانمندی و با بذل جان و مال خود در عرصه‌های مختلف رزمی، امدادی، خدماتی، تدارکاتی و پشتیبانی در دفاع از اسلام تاثیرگذار بودند. در واقع زنان، آینه تمام نمای ایثار و فداکاری در جبهه‌ها بودند.
 
وقتی در بیمارستان مشغول مداوای مجروحان بودید از اوضاع جنگ چطور با خبر می‌شدید و شرایط روحی آنها و عیادت‌کنندگان‌شان چطور بود؟
همافر: یکی از ویژگی‌های امدادگری این بود که مستقیما از فراز و فرودهای اوضاع جنگ باخبر می‌شدیم. از روحیه و حال و هوای رزمندگانی که برای عیادت دوستانشان به بیمارستان می‌آمدند می‌فهمیدیم که عملیات موفق بوده یا نه. 
 
وقتی رزمندگان دور تخت دوستان مجروح‌شان جمع می‌شدند و با هم می‌گفتند، می‌خندیدند و شوخی می‌کردند و موقعی که خاطرات‌شان را مرور می‌کردند ما هم که چند تخت آن طرف‌تر مشغول خدمت‌رسانی بودیم از اوضاع جنگ تا حدودی باخبر می‌شدیم. 
 
اما در پاتک‌های عملیاتی که شهدا زیاد و عملیات ناموفق بود، رزمندگانی که برای ملاقات می‌آمدند بی‌حال و دمغ بودند دیگر شوخی و خاطره تعریف نمی‌کردند و فقط برای ادای وظیفه برای عیادت دوست مجروح‌شان به بیمارستان می‌آمدند و می‌رفتند و ما هم از شرایط روحی آنها می‌فهمیدیم که عملیات موفق نبوده است.
 
به نظر شما حمایت زنان از جبهه‌ها چه تاثیری بر روحیه مردان داشت؟
همافر: مسلما حمایت زنان از جبهه‌ها در روحیه ایستادگی و مقاومت مردان تاثیر بسزایی داشت و موجب تشویق و ترغیب آنها در مبارزه با دشمنان، مقاومت در برابر متجاوزان و دفاع از ارزش‌ها بود.
 
خاطره‌ای از مداوای مجروحان در بیمارستان برایمان بازگو کنید؟
همافر: در بیمارستان حین مداوای مجروحان، متوجه دو رزمنده شدم که روی نیمکت کنار درب ورودی سالن نشسته بودند. هر دو لباس‌های خاکی به تن داشتند و یکی از آنان سرش روی شانه دیگری بود. با دقت که نگاه انداختم دیدم یکی از آنان دستش را با چفیه خونینی محکم بسته است.
 
از آنجایی که خیلی آرام بودند و صدایی از آنها در نمی‌آمد با خود اندیشیدم لابد مشکل خاصی ندارند و مجروحیتشان سبک و سطحی است. یکی دو ساعتی گذشت تا اینکه یکی از آنها مرا صدا کرد و گفت:«ببخشید خواهر! این برادر ما خونریزی دارد یک نگاهی به زخم او می‌کنید؟»
 
چهره‌اش را برانداز کردم. از صورت زرد و رنگ‌باخته او به شدت عرق می‌چکید. گفتم: چفیه را باز کن ببینم. مجروحی که 17-18 سال بیشتر نداشت، با احتیاط چفیه را از دور دست دوستش باز کرد. ناگهان با یک صحنه دل‌خراش و فراموش‌نشدنی مواجه شدم. 
 
پسر جوان تنها یک انگشت شست داشت و از چهار انگشت قطع‌شده‌اش خون به بیرون می‌جهید. دیگر به حال خودم نبودم. با اعتراض گفتم: چرا زودتر نگفتید؟ 
 
برادر رزمنده گفت: خودش وقتی این مجروحان مغز، دل و روده داغان را دید گفت بگذار اول به آنها برسند مال من سطحی است. بلافاصله به پزشک اطلاع دادم و او را به اتاق عمل بردند. با خود اندیشیدم که در منظر این رزمنده جوان، از دست دادن چهار انگشت در مسیر مکتب عشق، زخمی سطحی محسوب می‌شود! 

 

انتهای پیام/
,
 
به نظر شما چرا زنان طی دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف مانند امدادگری، دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند؟ 
همافر: زنان در زمان جنگ احساس مسئولیت می‌کردند و دوست داشتند در دفاع از وطن و ارزش‌ها به تاسی از بانوان کربلا نقش‌آفرین باشند. آنها طی دفاع مقدس دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند و هر بانویی به تناسب توانمندی و با بذل جان و مال خود در عرصه‌های مختلف رزمی، امدادی، خدماتی، تدارکاتی و پشتیبانی در دفاع از اسلام تاثیرگذار بودند. در واقع زنان، آینه تمام نمای ایثار و فداکاری در جبهه‌ها بودند.
 
وقتی در بیمارستان مشغول مداوای مجروحان بودید از اوضاع جنگ چطور با خبر می‌شدید و شرایط روحی آنها و عیادت‌کنندگان‌شان چطور بود؟
همافر: یکی از ویژگی‌های امدادگری این بود که مستقیما از فراز و فرودهای اوضاع جنگ باخبر می‌شدیم. از روحیه و حال و هوای رزمندگانی که برای عیادت دوستانشان به بیمارستان می‌آمدند می‌فهمیدیم که عملیات موفق بوده یا نه. 
 
وقتی رزمندگان دور تخت دوستان مجروح‌شان جمع می‌شدند و با هم می‌گفتند، می‌خندیدند و شوخی می‌کردند و موقعی که خاطرات‌شان را مرور می‌کردند ما هم که چند تخت آن طرف‌تر مشغول خدمت‌رسانی بودیم از اوضاع جنگ تا حدودی باخبر می‌شدیم. 
 
اما در پاتک‌های عملیاتی که شهدا زیاد و عملیات ناموفق بود، رزمندگانی که برای ملاقات می‌آمدند بی‌حال و دمغ بودند دیگر شوخی و خاطره تعریف نمی‌کردند و فقط برای ادای وظیفه برای عیادت دوست مجروح‌شان به بیمارستان می‌آمدند و می‌رفتند و ما هم از شرایط روحی آنها می‌فهمیدیم که عملیات موفق نبوده است.
 
به نظر شما حمایت زنان از جبهه‌ها چه تاثیری بر روحیه مردان داشت؟
همافر: مسلما حمایت زنان از جبهه‌ها در روحیه ایستادگی و مقاومت مردان تاثیر بسزایی داشت و موجب تشویق و ترغیب آنها در مبارزه با دشمنان، مقاومت در برابر متجاوزان و دفاع از ارزش‌ها بود.
 
خاطره‌ای از مداوای مجروحان در بیمارستان برایمان بازگو کنید؟
همافر: در بیمارستان حین مداوای مجروحان، متوجه دو رزمنده شدم که روی نیمکت کنار درب ورودی سالن نشسته بودند. هر دو لباس‌های خاکی به تن داشتند و یکی از آنان سرش روی شانه دیگری بود. با دقت که نگاه انداختم دیدم یکی از آنان دستش را با چفیه خونینی محکم بسته است.
 
از آنجایی که خیلی آرام بودند و صدایی از آنها در نمی‌آمد با خود اندیشیدم لابد مشکل خاصی ندارند و مجروحیتشان سبک و سطحی است. یکی دو ساعتی گذشت تا اینکه یکی از آنها مرا صدا کرد و گفت:«ببخشید خواهر! این برادر ما خونریزی دارد یک نگاهی به زخم او می‌کنید؟»
 
چهره‌اش را برانداز کردم. از صورت زرد و رنگ‌باخته او به شدت عرق می‌چکید. گفتم: چفیه را باز کن ببینم. مجروحی که 17-18 سال بیشتر نداشت، با احتیاط چفیه را از دور دست دوستش باز کرد. ناگهان با یک صحنه دل‌خراش و فراموش‌نشدنی مواجه شدم. 
 
پسر جوان تنها یک انگشت شست داشت و از چهار انگشت قطع‌شده‌اش خون به بیرون می‌جهید. دیگر به حال خودم نبودم. با اعتراض گفتم: چرا زودتر نگفتید؟ 
 
برادر رزمنده گفت: خودش وقتی این مجروحان مغز، دل و روده داغان را دید گفت بگذار اول به آنها برسند مال من سطحی است. بلافاصله به پزشک اطلاع دادم و او را به اتاق عمل بردند. با خود اندیشیدم که در منظر این رزمنده جوان، از دست دادن چهار انگشت در مسیر مکتب عشق، زخمی سطحی محسوب می‌شود! 

 

,
 
,  ,
به نظر شما چرا زنان طی دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف مانند امدادگری، دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند؟ 
, به نظر شما چرا زنان طی دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف مانند امدادگری، دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند؟ ,
همافر: زنان در زمان جنگ احساس مسئولیت می‌کردند و دوست داشتند در دفاع از وطن و ارزش‌ها به تاسی از بانوان کربلا نقش‌آفرین باشند. آنها طی دفاع مقدس دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند و هر بانویی به تناسب توانمندی و با بذل جان و مال خود در عرصه‌های مختلف رزمی، امدادی، خدماتی، تدارکاتی و پشتیبانی در دفاع از اسلام تاثیرگذار بودند. در واقع زنان، آینه تمام نمای ایثار و فداکاری در جبهه‌ها بودند.
 
وقتی در بیمارستان مشغول مداوای مجروحان بودید از اوضاع جنگ چطور با خبر می‌شدید و شرایط روحی آنها و عیادت‌کنندگان‌شان چطور بود؟
همافر: یکی از ویژگی‌های امدادگری این بود که مستقیما از فراز و فرودهای اوضاع جنگ باخبر می‌شدیم. از روحیه و حال و هوای رزمندگانی که برای عیادت دوستانشان به بیمارستان می‌آمدند می‌فهمیدیم که عملیات موفق بوده یا نه. 
 
وقتی رزمندگان دور تخت دوستان مجروح‌شان جمع می‌شدند و با هم می‌گفتند، می‌خندیدند و شوخی می‌کردند و موقعی که خاطرات‌شان را مرور می‌کردند ما هم که چند تخت آن طرف‌تر مشغول خدمت‌رسانی بودیم از اوضاع جنگ تا حدودی باخبر می‌شدیم. 
 
اما در پاتک‌های عملیاتی که شهدا زیاد و عملیات ناموفق بود، رزمندگانی که برای ملاقات می‌آمدند بی‌حال و دمغ بودند دیگر شوخی و خاطره تعریف نمی‌کردند و فقط برای ادای وظیفه برای عیادت دوست مجروح‌شان به بیمارستان می‌آمدند و می‌رفتند و ما هم از شرایط روحی آنها می‌فهمیدیم که عملیات موفق نبوده است.
 
به نظر شما حمایت زنان از جبهه‌ها چه تاثیری بر روحیه مردان داشت؟
همافر: مسلما حمایت زنان از جبهه‌ها در روحیه ایستادگی و مقاومت مردان تاثیر بسزایی داشت و موجب تشویق و ترغیب آنها در مبارزه با دشمنان، مقاومت در برابر متجاوزان و دفاع از ارزش‌ها بود.
 
خاطره‌ای از مداوای مجروحان در بیمارستان برایمان بازگو کنید؟
همافر: در بیمارستان حین مداوای مجروحان، متوجه دو رزمنده شدم که روی نیمکت کنار درب ورودی سالن نشسته بودند. هر دو لباس‌های خاکی به تن داشتند و یکی از آنان سرش روی شانه دیگری بود. با دقت که نگاه انداختم دیدم یکی از آنان دستش را با چفیه خونینی محکم بسته است.
 
از آنجایی که خیلی آرام بودند و صدایی از آنها در نمی‌آمد با خود اندیشیدم لابد مشکل خاصی ندارند و مجروحیتشان سبک و سطحی است. یکی دو ساعتی گذشت تا اینکه یکی از آنها مرا صدا کرد و گفت:«ببخشید خواهر! این برادر ما خونریزی دارد یک نگاهی به زخم او می‌کنید؟»
 
چهره‌اش را برانداز کردم. از صورت زرد و رنگ‌باخته او به شدت عرق می‌چکید. گفتم: چفیه را باز کن ببینم. مجروحی که 17-18 سال بیشتر نداشت، با احتیاط چفیه را از دور دست دوستش باز کرد. ناگهان با یک صحنه دل‌خراش و فراموش‌نشدنی مواجه شدم. 
 
پسر جوان تنها یک انگشت شست داشت و از چهار انگشت قطع‌شده‌اش خون به بیرون می‌جهید. دیگر به حال خودم نبودم. با اعتراض گفتم: چرا زودتر نگفتید؟ 
 
برادر رزمنده گفت: خودش وقتی این مجروحان مغز، دل و روده داغان را دید گفت بگذار اول به آنها برسند مال من سطحی است. بلافاصله به پزشک اطلاع دادم و او را به اتاق عمل بردند. با خود اندیشیدم که در منظر این رزمنده جوان، از دست دادن چهار انگشت در مسیر مکتب عشق، زخمی سطحی محسوب می‌شود! 

 

,
همافر: زنان در زمان جنگ احساس مسئولیت می‌کردند و دوست داشتند در دفاع از وطن و ارزش‌ها به تاسی از بانوان کربلا نقش‌آفرین باشند. آنها طی دفاع مقدس دوشادوش مردان به کمک جبهه‌ها آمدند و هر بانویی به تناسب توانمندی و با بذل جان و مال خود در عرصه‌های مختلف رزمی، امدادی، خدماتی، تدارکاتی و پشتیبانی در دفاع از اسلام تاثیرگذار بودند. در واقع زنان، آینه تمام نمای ایثار و فداکاری در جبهه‌ها بودند.
,
 
,  ,
وقتی در بیمارستان مشغول مداوای مجروحان بودید از اوضاع جنگ چطور با خبر می‌شدید و شرایط روحی آنها و عیادت‌کنندگان‌شان چطور بود؟
, وقتی در بیمارستان مشغول مداوای مجروحان بودید از اوضاع جنگ چطور با خبر می‌شدید و شرایط روحی آنها و عیادت‌کنندگان‌شان چطور بود؟,
همافر: یکی از ویژگی‌های امدادگری این بود که مستقیما از فراز و فرودهای اوضاع جنگ باخبر می‌شدیم. از روحیه و حال و هوای رزمندگانی که برای عیادت دوستانشان به بیمارستان می‌آمدند می‌فهمیدیم که عملیات موفق بوده یا نه. 
,
 
,
وقتی رزمندگان دور تخت دوستان مجروح‌شان جمع می‌شدند و با هم می‌گفتند، می‌خندیدند و شوخی می‌کردند و موقعی که خاطرات‌شان را مرور می‌کردند ما هم که چند تخت آن طرف‌تر مشغول خدمت‌رسانی بودیم از اوضاع جنگ تا حدودی باخبر می‌شدیم. 
,
 
,
اما در پاتک‌های عملیاتی که شهدا زیاد و عملیات ناموفق بود، رزمندگانی که برای ملاقات می‌آمدند بی‌حال و دمغ بودند دیگر شوخی و خاطره تعریف نمی‌کردند و فقط برای ادای وظیفه برای عیادت دوست مجروح‌شان به بیمارستان می‌آمدند و می‌رفتند و ما هم از شرایط روحی آنها می‌فهمیدیم که عملیات موفق نبوده است.
,
 
,  ,
به نظر شما حمایت زنان از جبهه‌ها چه تاثیری بر روحیه مردان داشت؟
, به نظر شما حمایت زنان از جبهه‌ها چه تاثیری بر روحیه مردان داشت؟,
همافر: مسلما حمایت زنان از جبهه‌ها در روحیه ایستادگی و مقاومت مردان تاثیر بسزایی داشت و موجب تشویق و ترغیب آنها در مبارزه با دشمنان، مقاومت در برابر متجاوزان و دفاع از ارزش‌ها بود.
,
 
,
خاطره‌ای از مداوای مجروحان در بیمارستان برایمان بازگو کنید؟
, خاطره‌ای از مداوای مجروحان در بیمارستان برایمان بازگو کنید؟,
همافر: در بیمارستان حین مداوای مجروحان، متوجه دو رزمنده شدم که روی نیمکت کنار درب ورودی سالن نشسته بودند. هر دو لباس‌های خاکی به تن داشتند و یکی از آنان سرش روی شانه دیگری بود. با دقت که نگاه انداختم دیدم یکی از آنان دستش را با چفیه خونینی محکم بسته است.
,
 
,
از آنجایی که خیلی آرام بودند و صدایی از آنها در نمی‌آمد با خود اندیشیدم لابد مشکل خاصی ندارند و مجروحیتشان سبک و سطحی است. یکی دو ساعتی گذشت تا اینکه یکی از آنها مرا صدا کرد و گفت:«ببخشید خواهر! این برادر ما خونریزی دارد یک نگاهی به زخم او می‌کنید؟»
,
 
,
چهره‌اش را برانداز کردم. از صورت زرد و رنگ‌باخته او به شدت عرق می‌چکید. گفتم: چفیه را باز کن ببینم. مجروحی که 17-18 سال بیشتر نداشت، با احتیاط چفیه را از دور دست دوستش باز کرد. ناگهان با یک صحنه دل‌خراش و فراموش‌نشدنی مواجه شدم. 
,
 
,
پسر جوان تنها یک انگشت شست داشت و از چهار انگشت قطع‌شده‌اش خون به بیرون می‌جهید. دیگر به حال خودم نبودم. با اعتراض گفتم: چرا زودتر نگفتید؟ 
,
 
,
برادر رزمنده گفت: خودش وقتی این مجروحان مغز، دل و روده داغان را دید گفت بگذار اول به آنها برسند مال من سطحی است. بلافاصله به پزشک اطلاع دادم و او را به اتاق عمل بردند. با خود اندیشیدم که در منظر این رزمنده جوان، از دست دادن چهار انگشت در مسیر مکتب عشق، زخمی سطحی محسوب می‌شود! 
,

 

,
انتهای پیام/
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه