logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  2. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  3. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  4. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  5. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  6. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  7. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  8. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  9. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  10. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  11. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  12. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  13. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  14. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  15. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  16. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  17. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  18. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  19. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  20. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد

نه دی و روزهای واقعه پیش‌رو

امام خامنه‌ای هرگز باج نمی‌دهد

امام خامنه‌ای هرگز باج نمی‌دهد
خمینی امّا ایستاد وبرای یک لحظه نادم و پشیمان نشد و می گفت اگر خمینی (س) یکّه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با شرک و کفر و بت‌پرستی جدید است ادامه خواهد داد. مثل خلف صالح اش که گفت اگر تمام دنیا جمع شوند وبخواهند از من باج بگیرند، خواهم گفت خامنه ای هرگز باج نمی دهد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از چهارفصل، به یکایک روز های تاریخ نظام مقدس جمهوری اسلامی که نگاه می کنیم همواره احساس غرور تمام وجودمان را پر می کند احساس غروری که ار آنجا سرچشمه میگیرد که در طول عمر با برکت این نظام همواره شاهد بودیم که در مواجهه با وقایع مختلف این ملت بودند که همیشه پشتیبان امام رهبری و ارزشهای خود بودند و هیچگاه سر تسلیم جلوی بیگانه فرود نیاوردند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , به نقل از, چهارفصل, .,

 

۹dai


اما روزها همانند هم نیستند، آدمی خود موجب یکنواختی ایام می شود یکنواختی که آمد، روزمرگی هم می آید وروزمرگی که بیاید گمگشتگی خواهد آمد.

 

ازاینرو بود که باکری (رضوان الله علیه) آرزو میکرد که پس ازجنگ زنده نماند تاشاهدسقوط برخی دوستان و هم کیشان جهادی درروزمرگی ها نباشد.

 

بعضی آدمها امیر شب وروزشانند وبرخی اسیر ایام خود و تو خود می دانی که هویت آدمها درکشاکش همین امیری واسیری است که شکل می گیرد وساخته می شود وانگهی آدمها دیر یا زود، روز واقعه ای در پیش دارند.

 

این درست که هیچ روزی نیست همانند روز حسین (ع)، اما روز واقعه حسین (ع)، نماد روزهای واقعه درعالم است که مرز ازلی و ابدی خیرو شرّ با آن تعیین می شود.

 

روز واقعه صدالبته فقط محصول اراده فرد هم نیست، زیرا تفضلّی باید تا درحالی که بدستور عبیدالله بر حسین (ع) راه می بندی اندکی بعدتوبه کنی و «حر» شوی ! شریّت و حرّیت را اگر چه آدمی به اختیار انتخاب می کند، بی شک امّا بی مدد حق تعالی، حرّیتی درکار نخواهد بود تا یارکه را خواهد و میلش به که باشد !
روز واقعه هرکس امّا به اندازه سعه وجودی آدمها در فهم تحولات عالم است. وتو خود می دانی که تاریخ بشر و تاریخ اسلام وایران پر است از این روزها وشب هایی که در قامت یک واقعه تبلور یافته اند.

 

آدم و حوّا را که می دانی! خود، درآن روز واقعه هبوط کرده اند!، ابراهیم وهاجر واسماعیل را که می شناسی ! و چه سرافراز شدنداز آن واقعه! پسر به پدرمی گفت که برای اقامه امرحق، ببرحنجرم را امّا ببند چشم مرا ! ببر گلویم را امّا ببند پاهای مرا! تا دست و پا زدنم تورا از اقامه امر خدا باز ندارد.

 

کجاست اسماعیل! تا ببیند دختران و پسران ناخلف بستند پای پدر را وکورکردند چشم پدر را تا تیغ کشند وببرند حنجر انقلاب را ! جناب یعقوب نبی امّا با اینکه برادران یوسف کور کرده بودند «سوی» چشمانش را امّا بصیرت چشمش همیشه وا بود. آری ! همگی روز واقعه ای داشتند!، طالوت و جالوت ، موسی و بنی اسرائیل ،عیسی و حواریون اش هریک نیز روز واقعه ای داشتندکه درتاریخ باآن شناخته می شوند، اصلاً، سقوط وصعودشان به آن روز وابسته بود.

 

روز واقعه ! وراستی کیست که نداند پیامبر ما به پهنای تاریخ روز واقعه داشته است و پس از پیامبر (ص)، علی (ع) و فاطمه (س) پدر ومادر همه وقایع تاریخ اند ومگر می شود با علی (ع) بود امّا بدون قرار گرفتن درآزمون های واقعه! صفین، جمل و نهروانی باید تا علی گویان و سفیانیان معلوم شوند. حتّی اگر «عقیل» باشی و «سوی» چشمانت نیز کور شده باشد ، روزی فرا می رسد تابا حرارت آهن گداخته توبیخ شوی ! که ای عقیل! تورا چه شده که با علی (ع) چنین می کنی ؟! اگر چه روز واقعه، نشان وامّاره ای عام است، امّا علی (ع) شب های واقعه نیز داشته است.

 

آنگاه که در شب لیله المبیت برجای پیامبر سر با بالین مرگ نهاد و به تیغ های برهنه قریش خندید ! اینجا می خندید امّ ا وقتی شب هنگام نان یتیمان که بردوش داشت می گریست.

 

آری برادر! تاریخ پر است از روزها و شبهای واقعه ای که مرز صلاح و فساد وملاک حق وباطل شد واگرچنین است، انقلاب خمینی(ره) نیز بر همین سیاق فرزندان خود را آزمون می کند. قبل از خمینی (س) چنین بود پس او درعهد خامنه ای (مدظله العالی) چنین است و بعداز اکنون ، نیز چنان خواهد بود.

 

آن روز که مصطفای امام(ره) را کشتند و آن روز که پدر را نفی بلد کردند، آن روز که به رغم مخالفت برخی اصحاب مجاهد انقلاب، مردم را به خیابان ها کشاند وکمرشاه را شکست، و آن روز که جمع شدند و بدو جام زهر نوشاندند و آن روز که قائم مقامش رابراو شوراندند و آن روز که مطهری وبهشتی، رجایی و باهنر، دستغیب و مدنی و همت و صیادش را کشتند وسرهای عشاق اش را بر سر سفره های افطاری گوش تا گوش بریدند و … آری! در تمام آن روزها وشبهای واقعه که روس و انگلیس و فرانسه و آمریکا و همه دولتمردان نانجیب منطقه صف کشیده بودند مقابل او، خمینی امّا ایستاد وبرای یک لحظه نادم و پشیمان نشد و می گفت اگر خمینی (س) یکّه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با شرک و کفر و بت‌پرستی جدید است ادامه خواهد داد. مثل خلف صالح اش که گفت اگر تمام دنیا جمع شوند وبخواهند از من باج بگیرند، خواهم گفت خامنه ای هرگز باج نمی دهد! …آنها که برو بچه‌های جنگ را تنها گذاردند وبجای جنوب از راه شمال به جبهه می رفتند، صاحب منصبان و رجالی که فرزندان وایل وتبارشان، روز واقعه ای برایشان رقم زدند و آنها را دریاری جبهه اهل حق، مستحکم یا سست نمودند، و ما را مقابل حنجر اسماعیل و چشمان هاجر خجل کردند، آنها که برای دنیای نوه هاشان و خوشامد عروسان شان بر خمینی (ره) و انقلابش شمشیر کشیدند، آنها که برای خمینی (ره) وانقلابش، فرزندان شان را خود تا چوبه دار بدرقه کردند، عالمان و فقیهانی که برای آسایش وعافیت در برابر قتله ها و ظلمه های تاریخ از عصرحجاز تا عصر خمینی و خامنه‌ای دَمْ بر نیاوردند و از ترس فتوا و شانتاژ بی. بی. سی خواستند آخوند سیاسی نباشند و… آنها همه در کشاکش اسیری وامیری روزهای واقعه شان درجنگ بودند،

 

روزهای واقعه که می گذرد بعضی سربلند وبرخی سربه زیر می شوند! بعضی جزو توابین وبرخی گستاخ تر از قبل شدند واین خاصیت روزهای واقعه است «الواقعه ما الواقعه!» و ماادرائک ماالواقعه”! و تو مپندار که شأن تو ومن خارج از این روزهاست! زیرا روزهای واقعه در تقدیر همه آدمهاست، اگر روز واقعه ای نبود، مردمان، چگونه تفاوت مردان جنگی و مردان بزمی وشعار را می یافتند!.

 

آری! همه در طلوع وغروب خورشید روز واقعه، راستی آزمایی می شوند واین حادثه و واقعه جزوی از هستی شناسی شیعه است که تا «واقعه ظهور» امتداد خواهد داشت.

 

اگر پذیرفتیم که روزهای واقعه در هستی شناسی شیعه چنین اند و این هستی شناسی به معرفت شناسی ما می انجامد، پس به یقین روزهای واقعه در پیش است.

نُه دی با اینکه در تاریخ انقلاب عظمتی وصف ناشدنی در مهار فتنه داشته است امّا باید بپذیریم که فتنه هایی به مراتب پیچیده تر در پیش است! زیرا هرچه به واقعه ظهور نزدیک می شویم، می باید که تراز هستی شناسی و معرفت شناسی شیعه کمال یابد. پس نیک بدانیم که فتنه هایی عمیق تر از فتنه ۸۸ در پیش است.

 

فتنه هایی که یک سر در «کلام» دارد و سری دیگر در «عرفان»! سری در «فلسفه» دارد و رگه هایی در «فقه»! آری! بنظر نگارنده فتنه ی آینده در خفی ترین لایه های اعتقادی شیعه سامان خواهد یافت! و عجب اکسیری است این شیعه! سالهاست که با ترور و بمب و غارت و آتش و رخنه در حکومت اش فتنه کردند امّا طَرْفی نبستند، آیا از عرفان و کلام و فلسفه و فقه طَرفی خواهند بست! ما را از چه می ترسانند؛ شیعه که دریای این علوم است! «فتنه متراکمیه» ای در پیش است امّا ما را چه باک که با “حکمت متعالیه” خواهیم آمد.}

 

یاداشت:مجید گرجی‌پور

انتهای پیام/ش

,

 

۹dai


اما روزها همانند هم نیستند، آدمی خود موجب یکنواختی ایام می شود یکنواختی که آمد، روزمرگی هم می آید وروزمرگی که بیاید گمگشتگی خواهد آمد.

 

ازاینرو بود که باکری (رضوان الله علیه) آرزو میکرد که پس ازجنگ زنده نماند تاشاهدسقوط برخی دوستان و هم کیشان جهادی درروزمرگی ها نباشد.

 

بعضی آدمها امیر شب وروزشانند وبرخی اسیر ایام خود و تو خود می دانی که هویت آدمها درکشاکش همین امیری واسیری است که شکل می گیرد وساخته می شود وانگهی آدمها دیر یا زود، روز واقعه ای در پیش دارند.

 

این درست که هیچ روزی نیست همانند روز حسین (ع)، اما روز واقعه حسین (ع)، نماد روزهای واقعه درعالم است که مرز ازلی و ابدی خیرو شرّ با آن تعیین می شود.

 

روز واقعه صدالبته فقط محصول اراده فرد هم نیست، زیرا تفضلّی باید تا درحالی که بدستور عبیدالله بر حسین (ع) راه می بندی اندکی بعدتوبه کنی و «حر» شوی ! شریّت و حرّیت را اگر چه آدمی به اختیار انتخاب می کند، بی شک امّا بی مدد حق تعالی، حرّیتی درکار نخواهد بود تا یارکه را خواهد و میلش به که باشد !
روز واقعه هرکس امّا به اندازه سعه وجودی آدمها در فهم تحولات عالم است. وتو خود می دانی که تاریخ بشر و تاریخ اسلام وایران پر است از این روزها وشب هایی که در قامت یک واقعه تبلور یافته اند.

 

آدم و حوّا را که می دانی! خود، درآن روز واقعه هبوط کرده اند!، ابراهیم وهاجر واسماعیل را که می شناسی ! و چه سرافراز شدنداز آن واقعه! پسر به پدرمی گفت که برای اقامه امرحق، ببرحنجرم را امّا ببند چشم مرا ! ببر گلویم را امّا ببند پاهای مرا! تا دست و پا زدنم تورا از اقامه امر خدا باز ندارد.

 

کجاست اسماعیل! تا ببیند دختران و پسران ناخلف بستند پای پدر را وکورکردند چشم پدر را تا تیغ کشند وببرند حنجر انقلاب را ! جناب یعقوب نبی امّا با اینکه برادران یوسف کور کرده بودند «سوی» چشمانش را امّا بصیرت چشمش همیشه وا بود. آری ! همگی روز واقعه ای داشتند!، طالوت و جالوت ، موسی و بنی اسرائیل ،عیسی و حواریون اش هریک نیز روز واقعه ای داشتندکه درتاریخ باآن شناخته می شوند، اصلاً، سقوط وصعودشان به آن روز وابسته بود.

 

روز واقعه ! وراستی کیست که نداند پیامبر ما به پهنای تاریخ روز واقعه داشته است و پس از پیامبر (ص)، علی (ع) و فاطمه (س) پدر ومادر همه وقایع تاریخ اند ومگر می شود با علی (ع) بود امّا بدون قرار گرفتن درآزمون های واقعه! صفین، جمل و نهروانی باید تا علی گویان و سفیانیان معلوم شوند. حتّی اگر «عقیل» باشی و «سوی» چشمانت نیز کور شده باشد ، روزی فرا می رسد تابا حرارت آهن گداخته توبیخ شوی ! که ای عقیل! تورا چه شده که با علی (ع) چنین می کنی ؟! اگر چه روز واقعه، نشان وامّاره ای عام است، امّا علی (ع) شب های واقعه نیز داشته است.

 

آنگاه که در شب لیله المبیت برجای پیامبر سر با بالین مرگ نهاد و به تیغ های برهنه قریش خندید ! اینجا می خندید امّ ا وقتی شب هنگام نان یتیمان که بردوش داشت می گریست.

 

آری برادر! تاریخ پر است از روزها و شبهای واقعه ای که مرز صلاح و فساد وملاک حق وباطل شد واگرچنین است، انقلاب خمینی(ره) نیز بر همین سیاق فرزندان خود را آزمون می کند. قبل از خمینی (س) چنین بود پس او درعهد خامنه ای (مدظله العالی) چنین است و بعداز اکنون ، نیز چنان خواهد بود.

 

آن روز که مصطفای امام(ره) را کشتند و آن روز که پدر را نفی بلد کردند، آن روز که به رغم مخالفت برخی اصحاب مجاهد انقلاب، مردم را به خیابان ها کشاند وکمرشاه را شکست، و آن روز که جمع شدند و بدو جام زهر نوشاندند و آن روز که قائم مقامش رابراو شوراندند و آن روز که مطهری وبهشتی، رجایی و باهنر، دستغیب و مدنی و همت و صیادش را کشتند وسرهای عشاق اش را بر سر سفره های افطاری گوش تا گوش بریدند و … آری! در تمام آن روزها وشبهای واقعه که روس و انگلیس و فرانسه و آمریکا و همه دولتمردان نانجیب منطقه صف کشیده بودند مقابل او، خمینی امّا ایستاد وبرای یک لحظه نادم و پشیمان نشد و می گفت اگر خمینی (س) یکّه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با شرک و کفر و بت‌پرستی جدید است ادامه خواهد داد. مثل خلف صالح اش که گفت اگر تمام دنیا جمع شوند وبخواهند از من باج بگیرند، خواهم گفت خامنه ای هرگز باج نمی دهد! …آنها که برو بچه‌های جنگ را تنها گذاردند وبجای جنوب از راه شمال به جبهه می رفتند، صاحب منصبان و رجالی که فرزندان وایل وتبارشان، روز واقعه ای برایشان رقم زدند و آنها را دریاری جبهه اهل حق، مستحکم یا سست نمودند، و ما را مقابل حنجر اسماعیل و چشمان هاجر خجل کردند، آنها که برای دنیای نوه هاشان و خوشامد عروسان شان بر خمینی (ره) و انقلابش شمشیر کشیدند، آنها که برای خمینی (ره) وانقلابش، فرزندان شان را خود تا چوبه دار بدرقه کردند، عالمان و فقیهانی که برای آسایش وعافیت در برابر قتله ها و ظلمه های تاریخ از عصرحجاز تا عصر خمینی و خامنه‌ای دَمْ بر نیاوردند و از ترس فتوا و شانتاژ بی. بی. سی خواستند آخوند سیاسی نباشند و… آنها همه در کشاکش اسیری وامیری روزهای واقعه شان درجنگ بودند،

 

روزهای واقعه که می گذرد بعضی سربلند وبرخی سربه زیر می شوند! بعضی جزو توابین وبرخی گستاخ تر از قبل شدند واین خاصیت روزهای واقعه است «الواقعه ما الواقعه!» و ماادرائک ماالواقعه”! و تو مپندار که شأن تو ومن خارج از این روزهاست! زیرا روزهای واقعه در تقدیر همه آدمهاست، اگر روز واقعه ای نبود، مردمان، چگونه تفاوت مردان جنگی و مردان بزمی وشعار را می یافتند!.

 

آری! همه در طلوع وغروب خورشید روز واقعه، راستی آزمایی می شوند واین حادثه و واقعه جزوی از هستی شناسی شیعه است که تا «واقعه ظهور» امتداد خواهد داشت.

 

اگر پذیرفتیم که روزهای واقعه در هستی شناسی شیعه چنین اند و این هستی شناسی به معرفت شناسی ما می انجامد، پس به یقین روزهای واقعه در پیش است.

نُه دی با اینکه در تاریخ انقلاب عظمتی وصف ناشدنی در مهار فتنه داشته است امّا باید بپذیریم که فتنه هایی به مراتب پیچیده تر در پیش است! زیرا هرچه به واقعه ظهور نزدیک می شویم، می باید که تراز هستی شناسی و معرفت شناسی شیعه کمال یابد. پس نیک بدانیم که فتنه هایی عمیق تر از فتنه ۸۸ در پیش است.

 

فتنه هایی که یک سر در «کلام» دارد و سری دیگر در «عرفان»! سری در «فلسفه» دارد و رگه هایی در «فقه»! آری! بنظر نگارنده فتنه ی آینده در خفی ترین لایه های اعتقادی شیعه سامان خواهد یافت! و عجب اکسیری است این شیعه! سالهاست که با ترور و بمب و غارت و آتش و رخنه در حکومت اش فتنه کردند امّا طَرْفی نبستند، آیا از عرفان و کلام و فلسفه و فقه طَرفی خواهند بست! ما را از چه می ترسانند؛ شیعه که دریای این علوم است! «فتنه متراکمیه» ای در پیش است امّا ما را چه باک که با “حکمت متعالیه” خواهیم آمد.}

 

یاداشت:مجید گرجی‌پور

انتهای پیام/ش

,

 

۹dai


اما روزها همانند هم نیستند، آدمی خود موجب یکنواختی ایام می شود یکنواختی که آمد، روزمرگی هم می آید وروزمرگی که بیاید گمگشتگی خواهد آمد.

 

ازاینرو بود که باکری (رضوان الله علیه) آرزو میکرد که پس ازجنگ زنده نماند تاشاهدسقوط برخی دوستان و هم کیشان جهادی درروزمرگی ها نباشد.

 

بعضی آدمها امیر شب وروزشانند وبرخی اسیر ایام خود و تو خود می دانی که هویت آدمها درکشاکش همین امیری واسیری است که شکل می گیرد وساخته می شود وانگهی آدمها دیر یا زود، روز واقعه ای در پیش دارند.

 

این درست که هیچ روزی نیست همانند روز حسین (ع)، اما روز واقعه حسین (ع)، نماد روزهای واقعه درعالم است که مرز ازلی و ابدی خیرو شرّ با آن تعیین می شود.

 

روز واقعه صدالبته فقط محصول اراده فرد هم نیست، زیرا تفضلّی باید تا درحالی که بدستور عبیدالله بر حسین (ع) راه می بندی اندکی بعدتوبه کنی و «حر» شوی ! شریّت و حرّیت را اگر چه آدمی به اختیار انتخاب می کند، بی شک امّا بی مدد حق تعالی، حرّیتی درکار نخواهد بود تا یارکه را خواهد و میلش به که باشد !
روز واقعه هرکس امّا به اندازه سعه وجودی آدمها در فهم تحولات عالم است. وتو خود می دانی که تاریخ بشر و تاریخ اسلام وایران پر است از این روزها وشب هایی که در قامت یک واقعه تبلور یافته اند.

 

آدم و حوّا را که می دانی! خود، درآن روز واقعه هبوط کرده اند!، ابراهیم وهاجر واسماعیل را که می شناسی ! و چه سرافراز شدنداز آن واقعه! پسر به پدرمی گفت که برای اقامه امرحق، ببرحنجرم را امّا ببند چشم مرا ! ببر گلویم را امّا ببند پاهای مرا! تا دست و پا زدنم تورا از اقامه امر خدا باز ندارد.

 

کجاست اسماعیل! تا ببیند دختران و پسران ناخلف بستند پای پدر را وکورکردند چشم پدر را تا تیغ کشند وببرند حنجر انقلاب را ! جناب یعقوب نبی امّا با اینکه برادران یوسف کور کرده بودند «سوی» چشمانش را امّا بصیرت چشمش همیشه وا بود. آری ! همگی روز واقعه ای داشتند!، طالوت و جالوت ، موسی و بنی اسرائیل ،عیسی و حواریون اش هریک نیز روز واقعه ای داشتندکه درتاریخ باآن شناخته می شوند، اصلاً، سقوط وصعودشان به آن روز وابسته بود.

 

روز واقعه ! وراستی کیست که نداند پیامبر ما به پهنای تاریخ روز واقعه داشته است و پس از پیامبر (ص)، علی (ع) و فاطمه (س) پدر ومادر همه وقایع تاریخ اند ومگر می شود با علی (ع) بود امّا بدون قرار گرفتن درآزمون های واقعه! صفین، جمل و نهروانی باید تا علی گویان و سفیانیان معلوم شوند. حتّی اگر «عقیل» باشی و «سوی» چشمانت نیز کور شده باشد ، روزی فرا می رسد تابا حرارت آهن گداخته توبیخ شوی ! که ای عقیل! تورا چه شده که با علی (ع) چنین می کنی ؟! اگر چه روز واقعه، نشان وامّاره ای عام است، امّا علی (ع) شب های واقعه نیز داشته است.

 

آنگاه که در شب لیله المبیت برجای پیامبر سر با بالین مرگ نهاد و به تیغ های برهنه قریش خندید ! اینجا می خندید امّ ا وقتی شب هنگام نان یتیمان که بردوش داشت می گریست.

 

آری برادر! تاریخ پر است از روزها و شبهای واقعه ای که مرز صلاح و فساد وملاک حق وباطل شد واگرچنین است، انقلاب خمینی(ره) نیز بر همین سیاق فرزندان خود را آزمون می کند. قبل از خمینی (س) چنین بود پس او درعهد خامنه ای (مدظله العالی) چنین است و بعداز اکنون ، نیز چنان خواهد بود.

 

آن روز که مصطفای امام(ره) را کشتند و آن روز که پدر را نفی بلد کردند، آن روز که به رغم مخالفت برخی اصحاب مجاهد انقلاب، مردم را به خیابان ها کشاند وکمرشاه را شکست، و آن روز که جمع شدند و بدو جام زهر نوشاندند و آن روز که قائم مقامش رابراو شوراندند و آن روز که مطهری وبهشتی، رجایی و باهنر، دستغیب و مدنی و همت و صیادش را کشتند وسرهای عشاق اش را بر سر سفره های افطاری گوش تا گوش بریدند و … آری! در تمام آن روزها وشبهای واقعه که روس و انگلیس و فرانسه و آمریکا و همه دولتمردان نانجیب منطقه صف کشیده بودند مقابل او، خمینی امّا ایستاد وبرای یک لحظه نادم و پشیمان نشد و می گفت اگر خمینی (س) یکّه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با شرک و کفر و بت‌پرستی جدید است ادامه خواهد داد. مثل خلف صالح اش که گفت اگر تمام دنیا جمع شوند وبخواهند از من باج بگیرند، خواهم گفت خامنه ای هرگز باج نمی دهد! …آنها که برو بچه‌های جنگ را تنها گذاردند وبجای جنوب از راه شمال به جبهه می رفتند، صاحب منصبان و رجالی که فرزندان وایل وتبارشان، روز واقعه ای برایشان رقم زدند و آنها را دریاری جبهه اهل حق، مستحکم یا سست نمودند، و ما را مقابل حنجر اسماعیل و چشمان هاجر خجل کردند، آنها که برای دنیای نوه هاشان و خوشامد عروسان شان بر خمینی (ره) و انقلابش شمشیر کشیدند، آنها که برای خمینی (ره) وانقلابش، فرزندان شان را خود تا چوبه دار بدرقه کردند، عالمان و فقیهانی که برای آسایش وعافیت در برابر قتله ها و ظلمه های تاریخ از عصرحجاز تا عصر خمینی و خامنه‌ای دَمْ بر نیاوردند و از ترس فتوا و شانتاژ بی. بی. سی خواستند آخوند سیاسی نباشند و… آنها همه در کشاکش اسیری وامیری روزهای واقعه شان درجنگ بودند،

 

روزهای واقعه که می گذرد بعضی سربلند وبرخی سربه زیر می شوند! بعضی جزو توابین وبرخی گستاخ تر از قبل شدند واین خاصیت روزهای واقعه است «الواقعه ما الواقعه!» و ماادرائک ماالواقعه”! و تو مپندار که شأن تو ومن خارج از این روزهاست! زیرا روزهای واقعه در تقدیر همه آدمهاست، اگر روز واقعه ای نبود، مردمان، چگونه تفاوت مردان جنگی و مردان بزمی وشعار را می یافتند!.

 

آری! همه در طلوع وغروب خورشید روز واقعه، راستی آزمایی می شوند واین حادثه و واقعه جزوی از هستی شناسی شیعه است که تا «واقعه ظهور» امتداد خواهد داشت.

 

اگر پذیرفتیم که روزهای واقعه در هستی شناسی شیعه چنین اند و این هستی شناسی به معرفت شناسی ما می انجامد، پس به یقین روزهای واقعه در پیش است.

نُه دی با اینکه در تاریخ انقلاب عظمتی وصف ناشدنی در مهار فتنه داشته است امّا باید بپذیریم که فتنه هایی به مراتب پیچیده تر در پیش است! زیرا هرچه به واقعه ظهور نزدیک می شویم، می باید که تراز هستی شناسی و معرفت شناسی شیعه کمال یابد. پس نیک بدانیم که فتنه هایی عمیق تر از فتنه ۸۸ در پیش است.

 

فتنه هایی که یک سر در «کلام» دارد و سری دیگر در «عرفان»! سری در «فلسفه» دارد و رگه هایی در «فقه»! آری! بنظر نگارنده فتنه ی آینده در خفی ترین لایه های اعتقادی شیعه سامان خواهد یافت! و عجب اکسیری است این شیعه! سالهاست که با ترور و بمب و غارت و آتش و رخنه در حکومت اش فتنه کردند امّا طَرْفی نبستند، آیا از عرفان و کلام و فلسفه و فقه طَرفی خواهند بست! ما را از چه می ترسانند؛ شیعه که دریای این علوم است! «فتنه متراکمیه» ای در پیش است امّا ما را چه باک که با “حکمت متعالیه” خواهیم آمد.}

 

یاداشت:مجید گرجی‌پور

انتهای پیام/ش

,

 

۹dai


اما روزها همانند هم نیستند، آدمی خود موجب یکنواختی ایام می شود یکنواختی که آمد، روزمرگی هم می آید وروزمرگی که بیاید گمگشتگی خواهد آمد.

 

ازاینرو بود که باکری (رضوان الله علیه) آرزو میکرد که پس ازجنگ زنده نماند تاشاهدسقوط برخی دوستان و هم کیشان جهادی درروزمرگی ها نباشد.

 

بعضی آدمها امیر شب وروزشانند وبرخی اسیر ایام خود و تو خود می دانی که هویت آدمها درکشاکش همین امیری واسیری است که شکل می گیرد وساخته می شود وانگهی آدمها دیر یا زود، روز واقعه ای در پیش دارند.

 

این درست که هیچ روزی نیست همانند روز حسین (ع)، اما روز واقعه حسین (ع)، نماد روزهای واقعه درعالم است که مرز ازلی و ابدی خیرو شرّ با آن تعیین می شود.

 

روز واقعه صدالبته فقط محصول اراده فرد هم نیست، زیرا تفضلّی باید تا درحالی که بدستور عبیدالله بر حسین (ع) راه می بندی اندکی بعدتوبه کنی و «حر» شوی ! شریّت و حرّیت را اگر چه آدمی به اختیار انتخاب می کند، بی شک امّا بی مدد حق تعالی، حرّیتی درکار نخواهد بود تا یارکه را خواهد و میلش به که باشد !
روز واقعه هرکس امّا به اندازه سعه وجودی آدمها در فهم تحولات عالم است. وتو خود می دانی که تاریخ بشر و تاریخ اسلام وایران پر است از این روزها وشب هایی که در قامت یک واقعه تبلور یافته اند.

 

آدم و حوّا را که می دانی! خود، درآن روز واقعه هبوط کرده اند!، ابراهیم وهاجر واسماعیل را که می شناسی ! و چه سرافراز شدنداز آن واقعه! پسر به پدرمی گفت که برای اقامه امرحق، ببرحنجرم را امّا ببند چشم مرا ! ببر گلویم را امّا ببند پاهای مرا! تا دست و پا زدنم تورا از اقامه امر خدا باز ندارد.

 

کجاست اسماعیل! تا ببیند دختران و پسران ناخلف بستند پای پدر را وکورکردند چشم پدر را تا تیغ کشند وببرند حنجر انقلاب را ! جناب یعقوب نبی امّا با اینکه برادران یوسف کور کرده بودند «سوی» چشمانش را امّا بصیرت چشمش همیشه وا بود. آری ! همگی روز واقعه ای داشتند!، طالوت و جالوت ، موسی و بنی اسرائیل ،عیسی و حواریون اش هریک نیز روز واقعه ای داشتندکه درتاریخ باآن شناخته می شوند، اصلاً، سقوط وصعودشان به آن روز وابسته بود.

 

روز واقعه ! وراستی کیست که نداند پیامبر ما به پهنای تاریخ روز واقعه داشته است و پس از پیامبر (ص)، علی (ع) و فاطمه (س) پدر ومادر همه وقایع تاریخ اند ومگر می شود با علی (ع) بود امّا بدون قرار گرفتن درآزمون های واقعه! صفین، جمل و نهروانی باید تا علی گویان و سفیانیان معلوم شوند. حتّی اگر «عقیل» باشی و «سوی» چشمانت نیز کور شده باشد ، روزی فرا می رسد تابا حرارت آهن گداخته توبیخ شوی ! که ای عقیل! تورا چه شده که با علی (ع) چنین می کنی ؟! اگر چه روز واقعه، نشان وامّاره ای عام است، امّا علی (ع) شب های واقعه نیز داشته است.

 

آنگاه که در شب لیله المبیت برجای پیامبر سر با بالین مرگ نهاد و به تیغ های برهنه قریش خندید ! اینجا می خندید امّ ا وقتی شب هنگام نان یتیمان که بردوش داشت می گریست.

 

آری برادر! تاریخ پر است از روزها و شبهای واقعه ای که مرز صلاح و فساد وملاک حق وباطل شد واگرچنین است، انقلاب خمینی(ره) نیز بر همین سیاق فرزندان خود را آزمون می کند. قبل از خمینی (س) چنین بود پس او درعهد خامنه ای (مدظله العالی) چنین است و بعداز اکنون ، نیز چنان خواهد بود.

 

آن روز که مصطفای امام(ره) را کشتند و آن روز که پدر را نفی بلد کردند، آن روز که به رغم مخالفت برخی اصحاب مجاهد انقلاب، مردم را به خیابان ها کشاند وکمرشاه را شکست، و آن روز که جمع شدند و بدو جام زهر نوشاندند و آن روز که قائم مقامش رابراو شوراندند و آن روز که مطهری وبهشتی، رجایی و باهنر، دستغیب و مدنی و همت و صیادش را کشتند وسرهای عشاق اش را بر سر سفره های افطاری گوش تا گوش بریدند و … آری! در تمام آن روزها وشبهای واقعه که روس و انگلیس و فرانسه و آمریکا و همه دولتمردان نانجیب منطقه صف کشیده بودند مقابل او، خمینی امّا ایستاد وبرای یک لحظه نادم و پشیمان نشد و می گفت اگر خمینی (س) یکّه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با شرک و کفر و بت‌پرستی جدید است ادامه خواهد داد. مثل خلف صالح اش که گفت اگر تمام دنیا جمع شوند وبخواهند از من باج بگیرند، خواهم گفت خامنه ای هرگز باج نمی دهد! …آنها که برو بچه‌های جنگ را تنها گذاردند وبجای جنوب از راه شمال به جبهه می رفتند، صاحب منصبان و رجالی که فرزندان وایل وتبارشان، روز واقعه ای برایشان رقم زدند و آنها را دریاری جبهه اهل حق، مستحکم یا سست نمودند، و ما را مقابل حنجر اسماعیل و چشمان هاجر خجل کردند، آنها که برای دنیای نوه هاشان و خوشامد عروسان شان بر خمینی (ره) و انقلابش شمشیر کشیدند، آنها که برای خمینی (ره) وانقلابش، فرزندان شان را خود تا چوبه دار بدرقه کردند، عالمان و فقیهانی که برای آسایش وعافیت در برابر قتله ها و ظلمه های تاریخ از عصرحجاز تا عصر خمینی و خامنه‌ای دَمْ بر نیاوردند و از ترس فتوا و شانتاژ بی. بی. سی خواستند آخوند سیاسی نباشند و… آنها همه در کشاکش اسیری وامیری روزهای واقعه شان درجنگ بودند،

 

روزهای واقعه که می گذرد بعضی سربلند وبرخی سربه زیر می شوند! بعضی جزو توابین وبرخی گستاخ تر از قبل شدند واین خاصیت روزهای واقعه است «الواقعه ما الواقعه!» و ماادرائک ماالواقعه”! و تو مپندار که شأن تو ومن خارج از این روزهاست! زیرا روزهای واقعه در تقدیر همه آدمهاست، اگر روز واقعه ای نبود، مردمان، چگونه تفاوت مردان جنگی و مردان بزمی وشعار را می یافتند!.

 

آری! همه در طلوع وغروب خورشید روز واقعه، راستی آزمایی می شوند واین حادثه و واقعه جزوی از هستی شناسی شیعه است که تا «واقعه ظهور» امتداد خواهد داشت.

 

اگر پذیرفتیم که روزهای واقعه در هستی شناسی شیعه چنین اند و این هستی شناسی به معرفت شناسی ما می انجامد، پس به یقین روزهای واقعه در پیش است.

نُه دی با اینکه در تاریخ انقلاب عظمتی وصف ناشدنی در مهار فتنه داشته است امّا باید بپذیریم که فتنه هایی به مراتب پیچیده تر در پیش است! زیرا هرچه به واقعه ظهور نزدیک می شویم، می باید که تراز هستی شناسی و معرفت شناسی شیعه کمال یابد. پس نیک بدانیم که فتنه هایی عمیق تر از فتنه ۸۸ در پیش است.

 

فتنه هایی که یک سر در «کلام» دارد و سری دیگر در «عرفان»! سری در «فلسفه» دارد و رگه هایی در «فقه»! آری! بنظر نگارنده فتنه ی آینده در خفی ترین لایه های اعتقادی شیعه سامان خواهد یافت! و عجب اکسیری است این شیعه! سالهاست که با ترور و بمب و غارت و آتش و رخنه در حکومت اش فتنه کردند امّا طَرْفی نبستند، آیا از عرفان و کلام و فلسفه و فقه طَرفی خواهند بست! ما را از چه می ترسانند؛ شیعه که دریای این علوم است! «فتنه متراکمیه» ای در پیش است امّا ما را چه باک که با “حکمت متعالیه” خواهیم آمد.}

 

یاداشت:مجید گرجی‌پور

انتهای پیام/ش

,

 

,

۹dai

, ۹dai, ۹dai,


اما روزها همانند هم نیستند، آدمی خود موجب یکنواختی ایام می شود یکنواختی که آمد، روزمرگی هم می آید وروزمرگی که بیاید گمگشتگی خواهد آمد.

,
,

 

,

ازاینرو بود که باکری (رضوان الله علیه) آرزو میکرد که پس ازجنگ زنده نماند تاشاهدسقوط برخی دوستان و هم کیشان جهادی درروزمرگی ها نباشد.

,

 

,

بعضی آدمها امیر شب وروزشانند وبرخی اسیر ایام خود و تو خود می دانی که هویت آدمها درکشاکش همین امیری واسیری است که شکل می گیرد وساخته می شود وانگهی آدمها دیر یا زود، روز واقعه ای در پیش دارند.

,

 

,

این درست که هیچ روزی نیست همانند روز حسین (ع)، اما روز واقعه حسین (ع)، نماد روزهای واقعه درعالم است که مرز ازلی و ابدی خیرو شرّ با آن تعیین می شود.

,

 

,

روز واقعه صدالبته فقط محصول اراده فرد هم نیست، زیرا تفضلّی باید تا درحالی که بدستور عبیدالله بر حسین (ع) راه می بندی اندکی بعدتوبه کنی و «حر» شوی ! شریّت و حرّیت را اگر چه آدمی به اختیار انتخاب می کند، بی شک امّا بی مدد حق تعالی، حرّیتی درکار نخواهد بود تا یارکه را خواهد و میلش به که باشد !
روز واقعه هرکس امّا به اندازه سعه وجودی آدمها در فهم تحولات عالم است. وتو خود می دانی که تاریخ بشر و تاریخ اسلام وایران پر است از این روزها وشب هایی که در قامت یک واقعه تبلور یافته اند.

,
,

 

,

آدم و حوّا را که می دانی! خود، درآن روز واقعه هبوط کرده اند!، ابراهیم وهاجر واسماعیل را که می شناسی ! و چه سرافراز شدنداز آن واقعه! پسر به پدرمی گفت که برای اقامه امرحق، ببرحنجرم را امّا ببند چشم مرا ! ببر گلویم را امّا ببند پاهای مرا! تا دست و پا زدنم تورا از اقامه امر خدا باز ندارد.

,

 

,

کجاست اسماعیل! تا ببیند دختران و پسران ناخلف بستند پای پدر را وکورکردند چشم پدر را تا تیغ کشند وببرند حنجر انقلاب را ! جناب یعقوب نبی امّا با اینکه برادران یوسف کور کرده بودند «سوی» چشمانش را امّا بصیرت چشمش همیشه وا بود. آری ! همگی روز واقعه ای داشتند!، طالوت و جالوت ، موسی و بنی اسرائیل ،عیسی و حواریون اش هریک نیز روز واقعه ای داشتندکه درتاریخ باآن شناخته می شوند، اصلاً، سقوط وصعودشان به آن روز وابسته بود.

,

 

,

روز واقعه ! وراستی کیست که نداند پیامبر ما به پهنای تاریخ روز واقعه داشته است و پس از پیامبر (ص)، علی (ع) و فاطمه (س) پدر ومادر همه وقایع تاریخ اند ومگر می شود با علی (ع) بود امّا بدون قرار گرفتن درآزمون های واقعه! صفین، جمل و نهروانی باید تا علی گویان و سفیانیان معلوم شوند. حتّی اگر «عقیل» باشی و «سوی» چشمانت نیز کور شده باشد ، روزی فرا می رسد تابا حرارت آهن گداخته توبیخ شوی ! که ای عقیل! تورا چه شده که با علی (ع) چنین می کنی ؟! اگر چه روز واقعه، نشان وامّاره ای عام است، امّا علی (ع) شب های واقعه نیز داشته است.

,

 

,

آنگاه که در شب لیله المبیت برجای پیامبر سر با بالین مرگ نهاد و به تیغ های برهنه قریش خندید ! اینجا می خندید امّ ا وقتی شب هنگام نان یتیمان که بردوش داشت می گریست.

,

 

,

آری برادر! تاریخ پر است از روزها و شبهای واقعه ای که مرز صلاح و فساد وملاک حق وباطل شد واگرچنین است، انقلاب خمینی(ره) نیز بر همین سیاق فرزندان خود را آزمون می کند. قبل از خمینی (س) چنین بود پس او درعهد خامنه ای (مدظله العالی) چنین است و بعداز اکنون ، نیز چنان خواهد بود.

,

 

,

آن روز که مصطفای امام(ره) را کشتند و آن روز که پدر را نفی بلد کردند، آن روز که به رغم مخالفت برخی اصحاب مجاهد انقلاب، مردم را به خیابان ها کشاند وکمرشاه را شکست، و آن روز که جمع شدند و بدو جام زهر نوشاندند و آن روز که قائم مقامش رابراو شوراندند و آن روز که مطهری وبهشتی، رجایی و باهنر، دستغیب و مدنی و همت و صیادش را کشتند وسرهای عشاق اش را بر سر سفره های افطاری گوش تا گوش بریدند و … آری! در تمام آن روزها وشبهای واقعه که روس و انگلیس و فرانسه و آمریکا و همه دولتمردان نانجیب منطقه صف کشیده بودند مقابل او، خمینی امّا ایستاد وبرای یک لحظه نادم و پشیمان نشد و می گفت اگر خمینی (س) یکّه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با شرک و کفر و بت‌پرستی جدید است ادامه خواهد داد. مثل خلف صالح اش که گفت اگر تمام دنیا جمع شوند وبخواهند از من باج بگیرند، خواهم گفت خامنه ای هرگز باج نمی دهد! …آنها که برو بچه‌های جنگ را تنها گذاردند وبجای جنوب از راه شمال به جبهه می رفتند، صاحب منصبان و رجالی که فرزندان وایل وتبارشان، روز واقعه ای برایشان رقم زدند و آنها را دریاری جبهه اهل حق، مستحکم یا سست نمودند، و ما را مقابل حنجر اسماعیل و چشمان هاجر خجل کردند، آنها که برای دنیای نوه هاشان و خوشامد عروسان شان بر خمینی (ره) و انقلابش شمشیر کشیدند، آنها که برای خمینی (ره) وانقلابش، فرزندان شان را خود تا چوبه دار بدرقه کردند، عالمان و فقیهانی که برای آسایش وعافیت در برابر قتله ها و ظلمه های تاریخ از عصرحجاز تا عصر خمینی و خامنه‌ای دَمْ بر نیاوردند و از ترس فتوا و شانتاژ بی. بی. سی خواستند آخوند سیاسی نباشند و… آنها همه در کشاکش اسیری وامیری روزهای واقعه شان درجنگ بودند،

,

 

,

روزهای واقعه که می گذرد بعضی سربلند وبرخی سربه زیر می شوند! بعضی جزو توابین وبرخی گستاخ تر از قبل شدند واین خاصیت روزهای واقعه است «الواقعه ما الواقعه!» و ماادرائک ماالواقعه”! و تو مپندار که شأن تو ومن خارج از این روزهاست! زیرا روزهای واقعه در تقدیر همه آدمهاست، اگر روز واقعه ای نبود، مردمان، چگونه تفاوت مردان جنگی و مردان بزمی وشعار را می یافتند!.

,

 

,

آری! همه در طلوع وغروب خورشید روز واقعه، راستی آزمایی می شوند واین حادثه و واقعه جزوی از هستی شناسی شیعه است که تا «واقعه ظهور» امتداد خواهد داشت.

,

 

,

اگر پذیرفتیم که روزهای واقعه در هستی شناسی شیعه چنین اند و این هستی شناسی به معرفت شناسی ما می انجامد، پس به یقین روزهای واقعه در پیش است.

,

نُه دی با اینکه در تاریخ انقلاب عظمتی وصف ناشدنی در مهار فتنه داشته است امّا باید بپذیریم که فتنه هایی به مراتب پیچیده تر در پیش است! زیرا هرچه به واقعه ظهور نزدیک می شویم، می باید که تراز هستی شناسی و معرفت شناسی شیعه کمال یابد. پس نیک بدانیم که فتنه هایی عمیق تر از فتنه ۸۸ در پیش است.

,

 

,

فتنه هایی که یک سر در «کلام» دارد و سری دیگر در «عرفان»! سری در «فلسفه» دارد و رگه هایی در «فقه»! آری! بنظر نگارنده فتنه ی آینده در خفی ترین لایه های اعتقادی شیعه سامان خواهد یافت! و عجب اکسیری است این شیعه! سالهاست که با ترور و بمب و غارت و آتش و رخنه در حکومت اش فتنه کردند امّا طَرْفی نبستند، آیا از عرفان و کلام و فلسفه و فقه طَرفی خواهند بست! ما را از چه می ترسانند؛ شیعه که دریای این علوم است! «فتنه متراکمیه» ای در پیش است امّا ما را چه باک که با “حکمت متعالیه” خواهیم آمد.}

,

 

,

یاداشت:مجید گرجی‌پور

,

انتهای پیام/ش

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه