logo
پنج‌شنبه 30 مهر 1405 | پنجشنبه 22 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

یادداشت/

نیم نگاهی به شعار"نه غزه،نه لبنان،جانم فدای ایران!"

نیم نگاهی به شعار"نه غزه،نه لبنان،جانم فدای ایران!"
انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، پایگاه خبری تحلیلی سبلانه، در آستانه فرارسیدن حماسه 9 دی، در یادداشتی به قلم رضا قاسمیان به تحلیل شعار"نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" پرداخت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سبلانه,

 

از پاییز سال 87 برنامه ای توسط دو ضلع توطئه - یعنی بیگانگان و ضدانقلاب - کلید خورد تا از بستر انتخابات سال 88 ضلع دیگری برای تکمیل مثلث انقلاب مخملین تدارک ببینند، ضلعی که در سناریوهای استعمارگرانه‌ی غرب چیزی غیر از «اکثریت نادان» و یا «فریب خوردگان میدانی» نیست. برنامه ای که طبق اعتراف یکی از افراد مهم بازداشت شده در فتنه، 10 سال روی آن مطالعه و کار شده بود(یعنی از فتنه تیر ماه سال 78).

در حرکات براندازانه و انقلاب های مخملین، یکی از دستورالعمل ها این است که فریب خوردگان میدانی بدون آن که فهمی از موضوع داشته باشند باید شعارهایی از جنس «خودزنی» را بر زبان بیاورند تا محدودیت و نابودی سرمایه های آن کشور را رقم بزند. همانطوری که اخیراً در اوکراین مشاهده شد مردم در کف خیابان‌ها شعار آزادی یک فاسد اقتصادی از زندان را خواستار می شدند و علیه قرارداد استراتژیکی سودآور با روسیه شعار می‌دادند.

در فتنه سال 88 نیز طبق سناریوهای مشخصی که توسط غرب دنبال می‌شود شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» توسط ضدانقلاب و اراذل و اوباش و تعدادی فریب خورده در خیابان های تهران سرداده شد، و سران فتنه در بیانیه‌هایشان و رژیم صهیونیستی در اعلام مواضع سرانشان، از همه این شعاردهندگان به عنوان سرمایه های خود در ایران یاد کردند.

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را اگر در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم نکات آموزنده ای برای اهل عبرت خواهد داشت که باید توسط نویسندگان بیدار و انقلابی پرداخته شود.

شاید داستان عبرت انگیز دو ماهی گیر را شنیده باشید که یکی از ماهی گیران تمامی ماهی های بزرگی که به قلابش می افتاد به دریا می انداخت وقتی علت را پرسیدند، گفت که تابه ی ما در آشپرخانه، کوچک است و باید ماهی‌هایی را به خانه ببرم که به اندازه‌ی تابه‌ی کوچکم باشد. همین داستان، شرح حال دقیق مردمی است که توسط رسانه های غربی مورد تهاجم فکری و فرهنگی قرار می گیرند. در کشور ما، حتی برخی از روشنفکران و سیاسیون نیز آنقدر ماهی تابه شان کوچک است که انرژی هسته ای را برای کشور غیرلازم می شمارند و عدم حمایت از نظام سوریه را هم تجویز می کنند.

 

آیا زمانی فرا می رسد که عده ای در خیابان های نیویورک و واشنگتن شعار بدهند که «نه آسیا، نه آفریقا، جانم فدای آمریکا»؟! در حالی که همه می دانیم مردم غرب در این نقطه توافق حداکثری دارند که اگر غرب به‌ویژه آمریکا به کشورهای غرب آسیا حتی کمک مالی هم می کند به این خاطر است که خودشان را زنده و مسلط نگه دارند، پس چگونه است که تعدادی کوته فکر، توسط رسانه های غربی چنین فریبی را با جان و دل می‌پذیرند و پیشرفت ایران را به شرایطی گره می‌زنند که سرش را مثل لاک پشت در چنبره‌ی خود فرو ببرد و سرنوشت دنیا را به چپاولگران و دزدان بین‌المللی بسپارد.

 

انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد. همه می‌دانیم تمامی همّت و تلاش غرب در این 35 سال به این امر معطوف بوده است که ملت ایران به گرفتاری های خود و بر مشکلات داخلی خود مشغول شود تا پیام انقلاب را به متن ملت های مظلوم جهان تزریق نکند، اما در اینکه غرب در این هدف استعماری، کاملاً شکست خورده است جای هیچ شک و بحثی وجود ندارد.

در مقابلِ این شعارها و خودزنی‌های فتنه گران، ملت ولایتمدار و بابصیرت ایران اسلامی، در حماسه 9 دی 88 این پیام مهم و اثربخش را به کل جهان ارائه دادند که: ملت ایران زنده است و راه نجاتبخشی را که در سال 57 بر مقابل ملت های مظلوم جهان - از جمله غزه، لبنان، یمن، سوریه، عراق و... - گشوده است هرگز رها نخواهد کرد.

انتهای پیام/پ

,

 

از پاییز سال 87 برنامه ای توسط دو ضلع توطئه - یعنی بیگانگان و ضدانقلاب - کلید خورد تا از بستر انتخابات سال 88 ضلع دیگری برای تکمیل مثلث انقلاب مخملین تدارک ببینند، ضلعی که در سناریوهای استعمارگرانه‌ی غرب چیزی غیر از «اکثریت نادان» و یا «فریب خوردگان میدانی» نیست. برنامه ای که طبق اعتراف یکی از افراد مهم بازداشت شده در فتنه، 10 سال روی آن مطالعه و کار شده بود(یعنی از فتنه تیر ماه سال 78).

در حرکات براندازانه و انقلاب های مخملین، یکی از دستورالعمل ها این است که فریب خوردگان میدانی بدون آن که فهمی از موضوع داشته باشند باید شعارهایی از جنس «خودزنی» را بر زبان بیاورند تا محدودیت و نابودی سرمایه های آن کشور را رقم بزند. همانطوری که اخیراً در اوکراین مشاهده شد مردم در کف خیابان‌ها شعار آزادی یک فاسد اقتصادی از زندان را خواستار می شدند و علیه قرارداد استراتژیکی سودآور با روسیه شعار می‌دادند.

در فتنه سال 88 نیز طبق سناریوهای مشخصی که توسط غرب دنبال می‌شود شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» توسط ضدانقلاب و اراذل و اوباش و تعدادی فریب خورده در خیابان های تهران سرداده شد، و سران فتنه در بیانیه‌هایشان و رژیم صهیونیستی در اعلام مواضع سرانشان، از همه این شعاردهندگان به عنوان سرمایه های خود در ایران یاد کردند.

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را اگر در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم نکات آموزنده ای برای اهل عبرت خواهد داشت که باید توسط نویسندگان بیدار و انقلابی پرداخته شود.

شاید داستان عبرت انگیز دو ماهی گیر را شنیده باشید که یکی از ماهی گیران تمامی ماهی های بزرگی که به قلابش می افتاد به دریا می انداخت وقتی علت را پرسیدند، گفت که تابه ی ما در آشپرخانه، کوچک است و باید ماهی‌هایی را به خانه ببرم که به اندازه‌ی تابه‌ی کوچکم باشد. همین داستان، شرح حال دقیق مردمی است که توسط رسانه های غربی مورد تهاجم فکری و فرهنگی قرار می گیرند. در کشور ما، حتی برخی از روشنفکران و سیاسیون نیز آنقدر ماهی تابه شان کوچک است که انرژی هسته ای را برای کشور غیرلازم می شمارند و عدم حمایت از نظام سوریه را هم تجویز می کنند.

 

آیا زمانی فرا می رسد که عده ای در خیابان های نیویورک و واشنگتن شعار بدهند که «نه آسیا، نه آفریقا، جانم فدای آمریکا»؟! در حالی که همه می دانیم مردم غرب در این نقطه توافق حداکثری دارند که اگر غرب به‌ویژه آمریکا به کشورهای غرب آسیا حتی کمک مالی هم می کند به این خاطر است که خودشان را زنده و مسلط نگه دارند، پس چگونه است که تعدادی کوته فکر، توسط رسانه های غربی چنین فریبی را با جان و دل می‌پذیرند و پیشرفت ایران را به شرایطی گره می‌زنند که سرش را مثل لاک پشت در چنبره‌ی خود فرو ببرد و سرنوشت دنیا را به چپاولگران و دزدان بین‌المللی بسپارد.

 

انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد. همه می‌دانیم تمامی همّت و تلاش غرب در این 35 سال به این امر معطوف بوده است که ملت ایران به گرفتاری های خود و بر مشکلات داخلی خود مشغول شود تا پیام انقلاب را به متن ملت های مظلوم جهان تزریق نکند، اما در اینکه غرب در این هدف استعماری، کاملاً شکست خورده است جای هیچ شک و بحثی وجود ندارد.

در مقابلِ این شعارها و خودزنی‌های فتنه گران، ملت ولایتمدار و بابصیرت ایران اسلامی، در حماسه 9 دی 88 این پیام مهم و اثربخش را به کل جهان ارائه دادند که: ملت ایران زنده است و راه نجاتبخشی را که در سال 57 بر مقابل ملت های مظلوم جهان - از جمله غزه، لبنان، یمن، سوریه، عراق و... - گشوده است هرگز رها نخواهد کرد.

انتهای پیام/پ

,

 

از پاییز سال 87 برنامه ای توسط دو ضلع توطئه - یعنی بیگانگان و ضدانقلاب - کلید خورد تا از بستر انتخابات سال 88 ضلع دیگری برای تکمیل مثلث انقلاب مخملین تدارک ببینند، ضلعی که در سناریوهای استعمارگرانه‌ی غرب چیزی غیر از «اکثریت نادان» و یا «فریب خوردگان میدانی» نیست. برنامه ای که طبق اعتراف یکی از افراد مهم بازداشت شده در فتنه، 10 سال روی آن مطالعه و کار شده بود(یعنی از فتنه تیر ماه سال 78).

در حرکات براندازانه و انقلاب های مخملین، یکی از دستورالعمل ها این است که فریب خوردگان میدانی بدون آن که فهمی از موضوع داشته باشند باید شعارهایی از جنس «خودزنی» را بر زبان بیاورند تا محدودیت و نابودی سرمایه های آن کشور را رقم بزند. همانطوری که اخیراً در اوکراین مشاهده شد مردم در کف خیابان‌ها شعار آزادی یک فاسد اقتصادی از زندان را خواستار می شدند و علیه قرارداد استراتژیکی سودآور با روسیه شعار می‌دادند.

در فتنه سال 88 نیز طبق سناریوهای مشخصی که توسط غرب دنبال می‌شود شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» توسط ضدانقلاب و اراذل و اوباش و تعدادی فریب خورده در خیابان های تهران سرداده شد، و سران فتنه در بیانیه‌هایشان و رژیم صهیونیستی در اعلام مواضع سرانشان، از همه این شعاردهندگان به عنوان سرمایه های خود در ایران یاد کردند.

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را اگر در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم نکات آموزنده ای برای اهل عبرت خواهد داشت که باید توسط نویسندگان بیدار و انقلابی پرداخته شود.

شاید داستان عبرت انگیز دو ماهی گیر را شنیده باشید که یکی از ماهی گیران تمامی ماهی های بزرگی که به قلابش می افتاد به دریا می انداخت وقتی علت را پرسیدند، گفت که تابه ی ما در آشپرخانه، کوچک است و باید ماهی‌هایی را به خانه ببرم که به اندازه‌ی تابه‌ی کوچکم باشد. همین داستان، شرح حال دقیق مردمی است که توسط رسانه های غربی مورد تهاجم فکری و فرهنگی قرار می گیرند. در کشور ما، حتی برخی از روشنفکران و سیاسیون نیز آنقدر ماهی تابه شان کوچک است که انرژی هسته ای را برای کشور غیرلازم می شمارند و عدم حمایت از نظام سوریه را هم تجویز می کنند.

 

آیا زمانی فرا می رسد که عده ای در خیابان های نیویورک و واشنگتن شعار بدهند که «نه آسیا، نه آفریقا، جانم فدای آمریکا»؟! در حالی که همه می دانیم مردم غرب در این نقطه توافق حداکثری دارند که اگر غرب به‌ویژه آمریکا به کشورهای غرب آسیا حتی کمک مالی هم می کند به این خاطر است که خودشان را زنده و مسلط نگه دارند، پس چگونه است که تعدادی کوته فکر، توسط رسانه های غربی چنین فریبی را با جان و دل می‌پذیرند و پیشرفت ایران را به شرایطی گره می‌زنند که سرش را مثل لاک پشت در چنبره‌ی خود فرو ببرد و سرنوشت دنیا را به چپاولگران و دزدان بین‌المللی بسپارد.

 

انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد. همه می‌دانیم تمامی همّت و تلاش غرب در این 35 سال به این امر معطوف بوده است که ملت ایران به گرفتاری های خود و بر مشکلات داخلی خود مشغول شود تا پیام انقلاب را به متن ملت های مظلوم جهان تزریق نکند، اما در اینکه غرب در این هدف استعماری، کاملاً شکست خورده است جای هیچ شک و بحثی وجود ندارد.

در مقابلِ این شعارها و خودزنی‌های فتنه گران، ملت ولایتمدار و بابصیرت ایران اسلامی، در حماسه 9 دی 88 این پیام مهم و اثربخش را به کل جهان ارائه دادند که: ملت ایران زنده است و راه نجاتبخشی را که در سال 57 بر مقابل ملت های مظلوم جهان - از جمله غزه، لبنان، یمن، سوریه، عراق و... - گشوده است هرگز رها نخواهد کرد.

انتهای پیام/پ

,

 

از پاییز سال 87 برنامه ای توسط دو ضلع توطئه - یعنی بیگانگان و ضدانقلاب - کلید خورد تا از بستر انتخابات سال 88 ضلع دیگری برای تکمیل مثلث انقلاب مخملین تدارک ببینند، ضلعی که در سناریوهای استعمارگرانه‌ی غرب چیزی غیر از «اکثریت نادان» و یا «فریب خوردگان میدانی» نیست. برنامه ای که طبق اعتراف یکی از افراد مهم بازداشت شده در فتنه، 10 سال روی آن مطالعه و کار شده بود(یعنی از فتنه تیر ماه سال 78).

در حرکات براندازانه و انقلاب های مخملین، یکی از دستورالعمل ها این است که فریب خوردگان میدانی بدون آن که فهمی از موضوع داشته باشند باید شعارهایی از جنس «خودزنی» را بر زبان بیاورند تا محدودیت و نابودی سرمایه های آن کشور را رقم بزند. همانطوری که اخیراً در اوکراین مشاهده شد مردم در کف خیابان‌ها شعار آزادی یک فاسد اقتصادی از زندان را خواستار می شدند و علیه قرارداد استراتژیکی سودآور با روسیه شعار می‌دادند.

در فتنه سال 88 نیز طبق سناریوهای مشخصی که توسط غرب دنبال می‌شود شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» توسط ضدانقلاب و اراذل و اوباش و تعدادی فریب خورده در خیابان های تهران سرداده شد، و سران فتنه در بیانیه‌هایشان و رژیم صهیونیستی در اعلام مواضع سرانشان، از همه این شعاردهندگان به عنوان سرمایه های خود در ایران یاد کردند.

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را اگر در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم نکات آموزنده ای برای اهل عبرت خواهد داشت که باید توسط نویسندگان بیدار و انقلابی پرداخته شود.

شاید داستان عبرت انگیز دو ماهی گیر را شنیده باشید که یکی از ماهی گیران تمامی ماهی های بزرگی که به قلابش می افتاد به دریا می انداخت وقتی علت را پرسیدند، گفت که تابه ی ما در آشپرخانه، کوچک است و باید ماهی‌هایی را به خانه ببرم که به اندازه‌ی تابه‌ی کوچکم باشد. همین داستان، شرح حال دقیق مردمی است که توسط رسانه های غربی مورد تهاجم فکری و فرهنگی قرار می گیرند. در کشور ما، حتی برخی از روشنفکران و سیاسیون نیز آنقدر ماهی تابه شان کوچک است که انرژی هسته ای را برای کشور غیرلازم می شمارند و عدم حمایت از نظام سوریه را هم تجویز می کنند.

 

آیا زمانی فرا می رسد که عده ای در خیابان های نیویورک و واشنگتن شعار بدهند که «نه آسیا، نه آفریقا، جانم فدای آمریکا»؟! در حالی که همه می دانیم مردم غرب در این نقطه توافق حداکثری دارند که اگر غرب به‌ویژه آمریکا به کشورهای غرب آسیا حتی کمک مالی هم می کند به این خاطر است که خودشان را زنده و مسلط نگه دارند، پس چگونه است که تعدادی کوته فکر، توسط رسانه های غربی چنین فریبی را با جان و دل می‌پذیرند و پیشرفت ایران را به شرایطی گره می‌زنند که سرش را مثل لاک پشت در چنبره‌ی خود فرو ببرد و سرنوشت دنیا را به چپاولگران و دزدان بین‌المللی بسپارد.

 

انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد. همه می‌دانیم تمامی همّت و تلاش غرب در این 35 سال به این امر معطوف بوده است که ملت ایران به گرفتاری های خود و بر مشکلات داخلی خود مشغول شود تا پیام انقلاب را به متن ملت های مظلوم جهان تزریق نکند، اما در اینکه غرب در این هدف استعماری، کاملاً شکست خورده است جای هیچ شک و بحثی وجود ندارد.

در مقابلِ این شعارها و خودزنی‌های فتنه گران، ملت ولایتمدار و بابصیرت ایران اسلامی، در حماسه 9 دی 88 این پیام مهم و اثربخش را به کل جهان ارائه دادند که: ملت ایران زنده است و راه نجاتبخشی را که در سال 57 بر مقابل ملت های مظلوم جهان - از جمله غزه، لبنان، یمن، سوریه، عراق و... - گشوده است هرگز رها نخواهد کرد.

انتهای پیام/پ

,

 

از پاییز سال 87 برنامه ای توسط دو ضلع توطئه - یعنی بیگانگان و ضدانقلاب - کلید خورد تا از بستر انتخابات سال 88 ضلع دیگری برای تکمیل مثلث انقلاب مخملین تدارک ببینند، ضلعی که در سناریوهای استعمارگرانه‌ی غرب چیزی غیر از «اکثریت نادان» و یا «فریب خوردگان میدانی» نیست. برنامه ای که طبق اعتراف یکی از افراد مهم بازداشت شده در فتنه، 10 سال روی آن مطالعه و کار شده بود(یعنی از فتنه تیر ماه سال 78).

در حرکات براندازانه و انقلاب های مخملین، یکی از دستورالعمل ها این است که فریب خوردگان میدانی بدون آن که فهمی از موضوع داشته باشند باید شعارهایی از جنس «خودزنی» را بر زبان بیاورند تا محدودیت و نابودی سرمایه های آن کشور را رقم بزند. همانطوری که اخیراً در اوکراین مشاهده شد مردم در کف خیابان‌ها شعار آزادی یک فاسد اقتصادی از زندان را خواستار می شدند و علیه قرارداد استراتژیکی سودآور با روسیه شعار می‌دادند.

در فتنه سال 88 نیز طبق سناریوهای مشخصی که توسط غرب دنبال می‌شود شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» توسط ضدانقلاب و اراذل و اوباش و تعدادی فریب خورده در خیابان های تهران سرداده شد، و سران فتنه در بیانیه‌هایشان و رژیم صهیونیستی در اعلام مواضع سرانشان، از همه این شعاردهندگان به عنوان سرمایه های خود در ایران یاد کردند.

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را اگر در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم نکات آموزنده ای برای اهل عبرت خواهد داشت که باید توسط نویسندگان بیدار و انقلابی پرداخته شود.

شاید داستان عبرت انگیز دو ماهی گیر را شنیده باشید که یکی از ماهی گیران تمامی ماهی های بزرگی که به قلابش می افتاد به دریا می انداخت وقتی علت را پرسیدند، گفت که تابه ی ما در آشپرخانه، کوچک است و باید ماهی‌هایی را به خانه ببرم که به اندازه‌ی تابه‌ی کوچکم باشد. همین داستان، شرح حال دقیق مردمی است که توسط رسانه های غربی مورد تهاجم فکری و فرهنگی قرار می گیرند. در کشور ما، حتی برخی از روشنفکران و سیاسیون نیز آنقدر ماهی تابه شان کوچک است که انرژی هسته ای را برای کشور غیرلازم می شمارند و عدم حمایت از نظام سوریه را هم تجویز می کنند.

 

آیا زمانی فرا می رسد که عده ای در خیابان های نیویورک و واشنگتن شعار بدهند که «نه آسیا، نه آفریقا، جانم فدای آمریکا»؟! در حالی که همه می دانیم مردم غرب در این نقطه توافق حداکثری دارند که اگر غرب به‌ویژه آمریکا به کشورهای غرب آسیا حتی کمک مالی هم می کند به این خاطر است که خودشان را زنده و مسلط نگه دارند، پس چگونه است که تعدادی کوته فکر، توسط رسانه های غربی چنین فریبی را با جان و دل می‌پذیرند و پیشرفت ایران را به شرایطی گره می‌زنند که سرش را مثل لاک پشت در چنبره‌ی خود فرو ببرد و سرنوشت دنیا را به چپاولگران و دزدان بین‌المللی بسپارد.

 

انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد. همه می‌دانیم تمامی همّت و تلاش غرب در این 35 سال به این امر معطوف بوده است که ملت ایران به گرفتاری های خود و بر مشکلات داخلی خود مشغول شود تا پیام انقلاب را به متن ملت های مظلوم جهان تزریق نکند، اما در اینکه غرب در این هدف استعماری، کاملاً شکست خورده است جای هیچ شک و بحثی وجود ندارد.

در مقابلِ این شعارها و خودزنی‌های فتنه گران، ملت ولایتمدار و بابصیرت ایران اسلامی، در حماسه 9 دی 88 این پیام مهم و اثربخش را به کل جهان ارائه دادند که: ملت ایران زنده است و راه نجاتبخشی را که در سال 57 بر مقابل ملت های مظلوم جهان - از جمله غزه، لبنان، یمن، سوریه، عراق و... - گشوده است هرگز رها نخواهد کرد.

انتهای پیام/پ

,

 

از پاییز سال 87 برنامه ای توسط دو ضلع توطئه - یعنی بیگانگان و ضدانقلاب - کلید خورد تا از بستر انتخابات سال 88 ضلع دیگری برای تکمیل مثلث انقلاب مخملین تدارک ببینند، ضلعی که در سناریوهای استعمارگرانه‌ی غرب چیزی غیر از «اکثریت نادان» و یا «فریب خوردگان میدانی» نیست. برنامه ای که طبق اعتراف یکی از افراد مهم بازداشت شده در فتنه، 10 سال روی آن مطالعه و کار شده بود(یعنی از فتنه تیر ماه سال 78).

در حرکات براندازانه و انقلاب های مخملین، یکی از دستورالعمل ها این است که فریب خوردگان میدانی بدون آن که فهمی از موضوع داشته باشند باید شعارهایی از جنس «خودزنی» را بر زبان بیاورند تا محدودیت و نابودی سرمایه های آن کشور را رقم بزند. همانطوری که اخیراً در اوکراین مشاهده شد مردم در کف خیابان‌ها شعار آزادی یک فاسد اقتصادی از زندان را خواستار می شدند و علیه قرارداد استراتژیکی سودآور با روسیه شعار می‌دادند.

در فتنه سال 88 نیز طبق سناریوهای مشخصی که توسط غرب دنبال می‌شود شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» توسط ضدانقلاب و اراذل و اوباش و تعدادی فریب خورده در خیابان های تهران سرداده شد، و سران فتنه در بیانیه‌هایشان و رژیم صهیونیستی در اعلام مواضع سرانشان، از همه این شعاردهندگان به عنوان سرمایه های خود در ایران یاد کردند.

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را اگر در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم نکات آموزنده ای برای اهل عبرت خواهد داشت که باید توسط نویسندگان بیدار و انقلابی پرداخته شود.

شاید داستان عبرت انگیز دو ماهی گیر را شنیده باشید که یکی از ماهی گیران تمامی ماهی های بزرگی که به قلابش می افتاد به دریا می انداخت وقتی علت را پرسیدند، گفت که تابه ی ما در آشپرخانه، کوچک است و باید ماهی‌هایی را به خانه ببرم که به اندازه‌ی تابه‌ی کوچکم باشد. همین داستان، شرح حال دقیق مردمی است که توسط رسانه های غربی مورد تهاجم فکری و فرهنگی قرار می گیرند. در کشور ما، حتی برخی از روشنفکران و سیاسیون نیز آنقدر ماهی تابه شان کوچک است که انرژی هسته ای را برای کشور غیرلازم می شمارند و عدم حمایت از نظام سوریه را هم تجویز می کنند.

 

آیا زمانی فرا می رسد که عده ای در خیابان های نیویورک و واشنگتن شعار بدهند که «نه آسیا، نه آفریقا، جانم فدای آمریکا»؟! در حالی که همه می دانیم مردم غرب در این نقطه توافق حداکثری دارند که اگر غرب به‌ویژه آمریکا به کشورهای غرب آسیا حتی کمک مالی هم می کند به این خاطر است که خودشان را زنده و مسلط نگه دارند، پس چگونه است که تعدادی کوته فکر، توسط رسانه های غربی چنین فریبی را با جان و دل می‌پذیرند و پیشرفت ایران را به شرایطی گره می‌زنند که سرش را مثل لاک پشت در چنبره‌ی خود فرو ببرد و سرنوشت دنیا را به چپاولگران و دزدان بین‌المللی بسپارد.

 

انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد. همه می‌دانیم تمامی همّت و تلاش غرب در این 35 سال به این امر معطوف بوده است که ملت ایران به گرفتاری های خود و بر مشکلات داخلی خود مشغول شود تا پیام انقلاب را به متن ملت های مظلوم جهان تزریق نکند، اما در اینکه غرب در این هدف استعماری، کاملاً شکست خورده است جای هیچ شک و بحثی وجود ندارد.

در مقابلِ این شعارها و خودزنی‌های فتنه گران، ملت ولایتمدار و بابصیرت ایران اسلامی، در حماسه 9 دی 88 این پیام مهم و اثربخش را به کل جهان ارائه دادند که: ملت ایران زنده است و راه نجاتبخشی را که در سال 57 بر مقابل ملت های مظلوم جهان - از جمله غزه، لبنان، یمن، سوریه، عراق و... - گشوده است هرگز رها نخواهد کرد.

انتهای پیام/پ

,

 

از پاییز سال 87 برنامه ای توسط دو ضلع توطئه - یعنی بیگانگان و ضدانقلاب - کلید خورد تا از بستر انتخابات سال 88 ضلع دیگری برای تکمیل مثلث انقلاب مخملین تدارک ببینند، ضلعی که در سناریوهای استعمارگرانه‌ی غرب چیزی غیر از «اکثریت نادان» و یا «فریب خوردگان میدانی» نیست. برنامه ای که طبق اعتراف یکی از افراد مهم بازداشت شده در فتنه، 10 سال روی آن مطالعه و کار شده بود(یعنی از فتنه تیر ماه سال 78).

در حرکات براندازانه و انقلاب های مخملین، یکی از دستورالعمل ها این است که فریب خوردگان میدانی بدون آن که فهمی از موضوع داشته باشند باید شعارهایی از جنس «خودزنی» را بر زبان بیاورند تا محدودیت و نابودی سرمایه های آن کشور را رقم بزند. همانطوری که اخیراً در اوکراین مشاهده شد مردم در کف خیابان‌ها شعار آزادی یک فاسد اقتصادی از زندان را خواستار می شدند و علیه قرارداد استراتژیکی سودآور با روسیه شعار می‌دادند.

در فتنه سال 88 نیز طبق سناریوهای مشخصی که توسط غرب دنبال می‌شود شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» توسط ضدانقلاب و اراذل و اوباش و تعدادی فریب خورده در خیابان های تهران سرداده شد، و سران فتنه در بیانیه‌هایشان و رژیم صهیونیستی در اعلام مواضع سرانشان، از همه این شعاردهندگان به عنوان سرمایه های خود در ایران یاد کردند.

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را اگر در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم نکات آموزنده ای برای اهل عبرت خواهد داشت که باید توسط نویسندگان بیدار و انقلابی پرداخته شود.

شاید داستان عبرت انگیز دو ماهی گیر را شنیده باشید که یکی از ماهی گیران تمامی ماهی های بزرگی که به قلابش می افتاد به دریا می انداخت وقتی علت را پرسیدند، گفت که تابه ی ما در آشپرخانه، کوچک است و باید ماهی‌هایی را به خانه ببرم که به اندازه‌ی تابه‌ی کوچکم باشد. همین داستان، شرح حال دقیق مردمی است که توسط رسانه های غربی مورد تهاجم فکری و فرهنگی قرار می گیرند. در کشور ما، حتی برخی از روشنفکران و سیاسیون نیز آنقدر ماهی تابه شان کوچک است که انرژی هسته ای را برای کشور غیرلازم می شمارند و عدم حمایت از نظام سوریه را هم تجویز می کنند.

 

آیا زمانی فرا می رسد که عده ای در خیابان های نیویورک و واشنگتن شعار بدهند که «نه آسیا، نه آفریقا، جانم فدای آمریکا»؟! در حالی که همه می دانیم مردم غرب در این نقطه توافق حداکثری دارند که اگر غرب به‌ویژه آمریکا به کشورهای غرب آسیا حتی کمک مالی هم می کند به این خاطر است که خودشان را زنده و مسلط نگه دارند، پس چگونه است که تعدادی کوته فکر، توسط رسانه های غربی چنین فریبی را با جان و دل می‌پذیرند و پیشرفت ایران را به شرایطی گره می‌زنند که سرش را مثل لاک پشت در چنبره‌ی خود فرو ببرد و سرنوشت دنیا را به چپاولگران و دزدان بین‌المللی بسپارد.

 

انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد. همه می‌دانیم تمامی همّت و تلاش غرب در این 35 سال به این امر معطوف بوده است که ملت ایران به گرفتاری های خود و بر مشکلات داخلی خود مشغول شود تا پیام انقلاب را به متن ملت های مظلوم جهان تزریق نکند، اما در اینکه غرب در این هدف استعماری، کاملاً شکست خورده است جای هیچ شک و بحثی وجود ندارد.

در مقابلِ این شعارها و خودزنی‌های فتنه گران، ملت ولایتمدار و بابصیرت ایران اسلامی، در حماسه 9 دی 88 این پیام مهم و اثربخش را به کل جهان ارائه دادند که: ملت ایران زنده است و راه نجاتبخشی را که در سال 57 بر مقابل ملت های مظلوم جهان - از جمله غزه، لبنان، یمن، سوریه، عراق و... - گشوده است هرگز رها نخواهد کرد.

انتهای پیام/پ

,

 

,

از پاییز سال 87 برنامه ای توسط دو ضلع توطئه - یعنی بیگانگان و ضدانقلاب - کلید خورد تا از بستر انتخابات سال 88 ضلع دیگری برای تکمیل مثلث انقلاب مخملین تدارک ببینند، ضلعی که در سناریوهای استعمارگرانه‌ی غرب چیزی غیر از «اکثریت نادان» و یا «فریب خوردگان میدانی» نیست. برنامه ای که طبق اعتراف یکی از افراد مهم بازداشت شده در فتنه، 10 سال روی آن مطالعه و کار شده بود(یعنی از فتنه تیر ماه سال 78).

,

در حرکات براندازانه و انقلاب های مخملین، یکی از دستورالعمل ها این است که فریب خوردگان میدانی بدون آن که فهمی از موضوع داشته باشند باید شعارهایی از جنس «خودزنی» را بر زبان بیاورند تا محدودیت و نابودی سرمایه های آن کشور را رقم بزند. همانطوری که اخیراً در اوکراین مشاهده شد مردم در کف خیابان‌ها شعار آزادی یک فاسد اقتصادی از زندان را خواستار می شدند و علیه قرارداد استراتژیکی سودآور با روسیه شعار می‌دادند.

,

در فتنه سال 88 نیز طبق سناریوهای مشخصی که توسط غرب دنبال می‌شود شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» توسط ضدانقلاب و اراذل و اوباش و تعدادی فریب خورده در خیابان های تهران سرداده شد، و سران فتنه در بیانیه‌هایشان و رژیم صهیونیستی در اعلام مواضع سرانشان، از همه این شعاردهندگان به عنوان سرمایه های خود در ایران یاد کردند.

,

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را اگر در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم نکات آموزنده ای برای اهل عبرت خواهد داشت که باید توسط نویسندگان بیدار و انقلابی پرداخته شود.

,

شاید داستان عبرت انگیز دو ماهی گیر را شنیده باشید که یکی از ماهی گیران تمامی ماهی های بزرگی که به قلابش می افتاد به دریا می انداخت وقتی علت را پرسیدند، گفت که تابه ی ما در آشپرخانه، کوچک است و باید ماهی‌هایی را به خانه ببرم که به اندازه‌ی تابه‌ی کوچکم باشد. همین داستان، شرح حال دقیق مردمی است که توسط رسانه های غربی مورد تهاجم فکری و فرهنگی قرار می گیرند. در کشور ما، حتی برخی از روشنفکران و سیاسیون نیز آنقدر ماهی تابه شان کوچک است که انرژی هسته ای را برای کشور غیرلازم می شمارند و عدم حمایت از نظام سوریه را هم تجویز می کنند.

,

 

,

آیا زمانی فرا می رسد که عده ای در خیابان های نیویورک و واشنگتن شعار بدهند که «نه آسیا، نه آفریقا، جانم فدای آمریکا»؟! در حالی که همه می دانیم مردم غرب در این نقطه توافق حداکثری دارند که اگر غرب به‌ویژه آمریکا به کشورهای غرب آسیا حتی کمک مالی هم می کند به این خاطر است که خودشان را زنده و مسلط نگه دارند، پس چگونه است که تعدادی کوته فکر، توسط رسانه های غربی چنین فریبی را با جان و دل می‌پذیرند و پیشرفت ایران را به شرایطی گره می‌زنند که سرش را مثل لاک پشت در چنبره‌ی خود فرو ببرد و سرنوشت دنیا را به چپاولگران و دزدان بین‌المللی بسپارد.

,

 

,

انقلاب اسلامی به شرطی جهان را فراخواهد گرفت که ملتی داشته باشیم تا به سرنوشت جهان فکر بکند و هم غزه و هم لبنان و هم جنبش وال‌استریت و جنبش سیاه پوستان آمریکا را نیز دغدغه داشته باشد. همه می‌دانیم تمامی همّت و تلاش غرب در این 35 سال به این امر معطوف بوده است که ملت ایران به گرفتاری های خود و بر مشکلات داخلی خود مشغول شود تا پیام انقلاب را به متن ملت های مظلوم جهان تزریق نکند، اما در اینکه غرب در این هدف استعماری، کاملاً شکست خورده است جای هیچ شک و بحثی وجود ندارد.

,

در مقابلِ این شعارها و خودزنی‌های فتنه گران، ملت ولایتمدار و بابصیرت ایران اسلامی، در حماسه 9 دی 88 این پیام مهم و اثربخش را به کل جهان ارائه دادند که: ملت ایران زنده است و راه نجاتبخشی را که در سال 57 بر مقابل ملت های مظلوم جهان - از جمله غزه، لبنان، یمن، سوریه، عراق و... - گشوده است هرگز رها نخواهد کرد.

,

انتهای پیام/پ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه