logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند
زن وقتی با سرمایه ی غریزه به جامعه آمد،دیگر معلم عاطفه نیست، فرمان شهوت می دهد نه دستور گذشت، لذا در غرب می بینیم که کمتر اثری از شفقت است چرا که از عاطفه ی زن به عنوان یک محور تربیتی استفاده نکرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از  سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو) زن در طول تاریخ جریان پر ماجرا و درد آلودی دارد به طور کلی می توان زندگی زن را به دو دوره تقسیم کرد: نخست دوران ماقبل تاریخ که اطلاع صحیحی از وضع زن در آن دوره در دست نیست و دوره دوم با شروع تاریخ؛ شروع می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), .,

در دوره دوم زن به عنوان یک شخصیت غیر مستقل، کلیه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شناخته می شود. این وضع در پاراه ای از کشورها تا قرون اخیر ادامه داشت. این طرز تفکر درباره زن حتی در قانون مدتی به اصطلاح مترقی هم دیده می شود که به عنوان نمونه طبق ماده 1242 فرانسه،شوهر حق دارد به تنهایی در دارائی های مشترک بین زن و مرد هر گونه تصرف که بخواهد بکند و اجازه هم لازم نیست.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

دردوران قبل از ظهور پیامبر(ص) با زن همان معامله انسان وابسته غیر مستقل انجام می شد. رفتار آن ها شباهت زیادی به بشرهای نیمه وحشی داشت. زن در محیط آنان آن چنان بی اراده و بی اختیار بود که گاه جهت ارتزاق صاحب خود در معرض کرایه قرار می گرفت،محرومیت از تمدن و ابتلای به فقر آن ها را گرفتار خشونت عجیبی کرده بود که جنایت معروف زنده به گور کردن را در مورد آن ها مرتکب می شوند.
با ظهور اسلام و تعلیمات ویژه آن،زندگی زن وارد مرحله نوینی می شود در این دوره زن مستقل شده و از کلیه حقوق خود برخوردار می شود.

 

در عصرما،افرادی غرب زده، بی بندوباری زنان را جزئی از آزادی او می دانند،سخن از حجاب گفتن برای این دسته ناخوشایند و گاه افسانه ای است متعلق به زمان های گذشته. ولی مفاسد بی حساب و مشکلات و مشکلات روز افزونی که از این آزادی های بی قیدو شرط به وجود آمده و سبب شده که تدریجاً گوش شنوایی برای این سخن پیدا شود.
غریزه جنسی، نیرومندترین و ریشه دار ترین غریزه آدمی است. در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگ بار و جنایات هولناکی شده ،تا آن جا که گفته اند هیچ حادثه ای مهمی پیدا نمی کنید مگر این که پای زنی در میان نباشد.

 

آمار نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان،طلاق در دنیا به طور مداوم بالا رفته است چرا که هر چه دیده بیند دل کند یاد.هر روز دل به دلبری می بیندد و با دیگری وداع می گوید.از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع است.هنگامی که جامعه،زن را با اندام برهنه بخواهد طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزون تر می شود.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسی اش وسیله تبلیغ کالا و دکور اتاق های انتظار و عاملی برای جلب جهانگردان و مانند این ها قرار می دهند، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا سر حد یک عروسک یا کالای بی ارزش سقوط می کند. ارزش والای انسانی به دست فراموشی سپرده می شود وتنها افتخار او جوانی،زیبایی و خودنمایی اش می شود.
مهمترین عاملی که بین افراد خانواده،رأفت و گذشت را زنده می کند،تجلی روح مادر در بین اعضای خانواده است؛زیرا پدر گرچه عهده دار کارهای اداری و اجرایی خانواده است ولی خانواده ای که بر پایه مهر و وفا پی ریزی شده است به عهده مادر است،چرا که مادر،مبدأ پیدایش و پرورش فرزندان است.

 

غربی ها، زن را آزاد کرده اند و مسخر غرایز شده اند بدون آن که محو عواطف بشوند. ولی اسلام زن را آزاد کرد و جامعه را محو عواطف ساخت، لذا جامعه عاطفی درست کرد و رأفت  در جامعه اسلامی برقرار شد.کما این که دیده می شود در بعضی جوامعه هیچ عاطفه ای نیست.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

چقدر انسان بین آسمان و زمین به وسیله ابر قدرت های غرب سوخته و به دریا ریخته می شوند.آن ها از آن عاطفه ای که خداوند به زن داده محرومند،آن ها از عاطفه زن به عنوان یک محور تربیتی استفاده نکردند. اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضائل به صحنه آورد تا معلم عاطفه،رقت،درمان،لطف،صفا،وفا و مانند این ها شود.

 

دنیای کنونی حجاب را از زن گرفته و به صحنه آورده تا غرایز را تأمین کند. زن وقتی با سرمایه غریزه به جامعه آمد،دیگر معلم عاطفه نیست، فرمان شهوت می دهد نه دستور گذشت، لذا در غرب می بینید که در کمتر کسی اثری از شفقت هست و این چیزی جز کری و کوری به همراه ندارد.

سجاد جلالی نیا/کارشناس ارشد مطالعات زنان
انتهای پیام/ش

,

در دوره دوم زن به عنوان یک شخصیت غیر مستقل، کلیه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شناخته می شود. این وضع در پاراه ای از کشورها تا قرون اخیر ادامه داشت. این طرز تفکر درباره زن حتی در قانون مدتی به اصطلاح مترقی هم دیده می شود که به عنوان نمونه طبق ماده 1242 فرانسه،شوهر حق دارد به تنهایی در دارائی های مشترک بین زن و مرد هر گونه تصرف که بخواهد بکند و اجازه هم لازم نیست.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

دردوران قبل از ظهور پیامبر(ص) با زن همان معامله انسان وابسته غیر مستقل انجام می شد. رفتار آن ها شباهت زیادی به بشرهای نیمه وحشی داشت. زن در محیط آنان آن چنان بی اراده و بی اختیار بود که گاه جهت ارتزاق صاحب خود در معرض کرایه قرار می گرفت،محرومیت از تمدن و ابتلای به فقر آن ها را گرفتار خشونت عجیبی کرده بود که جنایت معروف زنده به گور کردن را در مورد آن ها مرتکب می شوند.
با ظهور اسلام و تعلیمات ویژه آن،زندگی زن وارد مرحله نوینی می شود در این دوره زن مستقل شده و از کلیه حقوق خود برخوردار می شود.

 

در عصرما،افرادی غرب زده، بی بندوباری زنان را جزئی از آزادی او می دانند،سخن از حجاب گفتن برای این دسته ناخوشایند و گاه افسانه ای است متعلق به زمان های گذشته. ولی مفاسد بی حساب و مشکلات و مشکلات روز افزونی که از این آزادی های بی قیدو شرط به وجود آمده و سبب شده که تدریجاً گوش شنوایی برای این سخن پیدا شود.
غریزه جنسی، نیرومندترین و ریشه دار ترین غریزه آدمی است. در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگ بار و جنایات هولناکی شده ،تا آن جا که گفته اند هیچ حادثه ای مهمی پیدا نمی کنید مگر این که پای زنی در میان نباشد.

 

آمار نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان،طلاق در دنیا به طور مداوم بالا رفته است چرا که هر چه دیده بیند دل کند یاد.هر روز دل به دلبری می بیندد و با دیگری وداع می گوید.از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع است.هنگامی که جامعه،زن را با اندام برهنه بخواهد طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزون تر می شود.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسی اش وسیله تبلیغ کالا و دکور اتاق های انتظار و عاملی برای جلب جهانگردان و مانند این ها قرار می دهند، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا سر حد یک عروسک یا کالای بی ارزش سقوط می کند. ارزش والای انسانی به دست فراموشی سپرده می شود وتنها افتخار او جوانی،زیبایی و خودنمایی اش می شود.
مهمترین عاملی که بین افراد خانواده،رأفت و گذشت را زنده می کند،تجلی روح مادر در بین اعضای خانواده است؛زیرا پدر گرچه عهده دار کارهای اداری و اجرایی خانواده است ولی خانواده ای که بر پایه مهر و وفا پی ریزی شده است به عهده مادر است،چرا که مادر،مبدأ پیدایش و پرورش فرزندان است.

 

غربی ها، زن را آزاد کرده اند و مسخر غرایز شده اند بدون آن که محو عواطف بشوند. ولی اسلام زن را آزاد کرد و جامعه را محو عواطف ساخت، لذا جامعه عاطفی درست کرد و رأفت  در جامعه اسلامی برقرار شد.کما این که دیده می شود در بعضی جوامعه هیچ عاطفه ای نیست.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

چقدر انسان بین آسمان و زمین به وسیله ابر قدرت های غرب سوخته و به دریا ریخته می شوند.آن ها از آن عاطفه ای که خداوند به زن داده محرومند،آن ها از عاطفه زن به عنوان یک محور تربیتی استفاده نکردند. اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضائل به صحنه آورد تا معلم عاطفه،رقت،درمان،لطف،صفا،وفا و مانند این ها شود.

 

دنیای کنونی حجاب را از زن گرفته و به صحنه آورده تا غرایز را تأمین کند. زن وقتی با سرمایه غریزه به جامعه آمد،دیگر معلم عاطفه نیست، فرمان شهوت می دهد نه دستور گذشت، لذا در غرب می بینید که در کمتر کسی اثری از شفقت هست و این چیزی جز کری و کوری به همراه ندارد.

سجاد جلالی نیا/کارشناس ارشد مطالعات زنان
انتهای پیام/ش

,

در دوره دوم زن به عنوان یک شخصیت غیر مستقل، کلیه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شناخته می شود. این وضع در پاراه ای از کشورها تا قرون اخیر ادامه داشت. این طرز تفکر درباره زن حتی در قانون مدتی به اصطلاح مترقی هم دیده می شود که به عنوان نمونه طبق ماده 1242 فرانسه،شوهر حق دارد به تنهایی در دارائی های مشترک بین زن و مرد هر گونه تصرف که بخواهد بکند و اجازه هم لازم نیست.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

دردوران قبل از ظهور پیامبر(ص) با زن همان معامله انسان وابسته غیر مستقل انجام می شد. رفتار آن ها شباهت زیادی به بشرهای نیمه وحشی داشت. زن در محیط آنان آن چنان بی اراده و بی اختیار بود که گاه جهت ارتزاق صاحب خود در معرض کرایه قرار می گرفت،محرومیت از تمدن و ابتلای به فقر آن ها را گرفتار خشونت عجیبی کرده بود که جنایت معروف زنده به گور کردن را در مورد آن ها مرتکب می شوند.
با ظهور اسلام و تعلیمات ویژه آن،زندگی زن وارد مرحله نوینی می شود در این دوره زن مستقل شده و از کلیه حقوق خود برخوردار می شود.

 

در عصرما،افرادی غرب زده، بی بندوباری زنان را جزئی از آزادی او می دانند،سخن از حجاب گفتن برای این دسته ناخوشایند و گاه افسانه ای است متعلق به زمان های گذشته. ولی مفاسد بی حساب و مشکلات و مشکلات روز افزونی که از این آزادی های بی قیدو شرط به وجود آمده و سبب شده که تدریجاً گوش شنوایی برای این سخن پیدا شود.
غریزه جنسی، نیرومندترین و ریشه دار ترین غریزه آدمی است. در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگ بار و جنایات هولناکی شده ،تا آن جا که گفته اند هیچ حادثه ای مهمی پیدا نمی کنید مگر این که پای زنی در میان نباشد.

 

آمار نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان،طلاق در دنیا به طور مداوم بالا رفته است چرا که هر چه دیده بیند دل کند یاد.هر روز دل به دلبری می بیندد و با دیگری وداع می گوید.از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع است.هنگامی که جامعه،زن را با اندام برهنه بخواهد طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزون تر می شود.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسی اش وسیله تبلیغ کالا و دکور اتاق های انتظار و عاملی برای جلب جهانگردان و مانند این ها قرار می دهند، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا سر حد یک عروسک یا کالای بی ارزش سقوط می کند. ارزش والای انسانی به دست فراموشی سپرده می شود وتنها افتخار او جوانی،زیبایی و خودنمایی اش می شود.
مهمترین عاملی که بین افراد خانواده،رأفت و گذشت را زنده می کند،تجلی روح مادر در بین اعضای خانواده است؛زیرا پدر گرچه عهده دار کارهای اداری و اجرایی خانواده است ولی خانواده ای که بر پایه مهر و وفا پی ریزی شده است به عهده مادر است،چرا که مادر،مبدأ پیدایش و پرورش فرزندان است.

 

غربی ها، زن را آزاد کرده اند و مسخر غرایز شده اند بدون آن که محو عواطف بشوند. ولی اسلام زن را آزاد کرد و جامعه را محو عواطف ساخت، لذا جامعه عاطفی درست کرد و رأفت  در جامعه اسلامی برقرار شد.کما این که دیده می شود در بعضی جوامعه هیچ عاطفه ای نیست.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

چقدر انسان بین آسمان و زمین به وسیله ابر قدرت های غرب سوخته و به دریا ریخته می شوند.آن ها از آن عاطفه ای که خداوند به زن داده محرومند،آن ها از عاطفه زن به عنوان یک محور تربیتی استفاده نکردند. اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضائل به صحنه آورد تا معلم عاطفه،رقت،درمان،لطف،صفا،وفا و مانند این ها شود.

 

دنیای کنونی حجاب را از زن گرفته و به صحنه آورده تا غرایز را تأمین کند. زن وقتی با سرمایه غریزه به جامعه آمد،دیگر معلم عاطفه نیست، فرمان شهوت می دهد نه دستور گذشت، لذا در غرب می بینید که در کمتر کسی اثری از شفقت هست و این چیزی جز کری و کوری به همراه ندارد.

سجاد جلالی نیا/کارشناس ارشد مطالعات زنان
انتهای پیام/ش

,

در دوره دوم زن به عنوان یک شخصیت غیر مستقل، کلیه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شناخته می شود. این وضع در پاراه ای از کشورها تا قرون اخیر ادامه داشت. این طرز تفکر درباره زن حتی در قانون مدتی به اصطلاح مترقی هم دیده می شود که به عنوان نمونه طبق ماده 1242 فرانسه،شوهر حق دارد به تنهایی در دارائی های مشترک بین زن و مرد هر گونه تصرف که بخواهد بکند و اجازه هم لازم نیست.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

دردوران قبل از ظهور پیامبر(ص) با زن همان معامله انسان وابسته غیر مستقل انجام می شد. رفتار آن ها شباهت زیادی به بشرهای نیمه وحشی داشت. زن در محیط آنان آن چنان بی اراده و بی اختیار بود که گاه جهت ارتزاق صاحب خود در معرض کرایه قرار می گرفت،محرومیت از تمدن و ابتلای به فقر آن ها را گرفتار خشونت عجیبی کرده بود که جنایت معروف زنده به گور کردن را در مورد آن ها مرتکب می شوند.
با ظهور اسلام و تعلیمات ویژه آن،زندگی زن وارد مرحله نوینی می شود در این دوره زن مستقل شده و از کلیه حقوق خود برخوردار می شود.

 

در عصرما،افرادی غرب زده، بی بندوباری زنان را جزئی از آزادی او می دانند،سخن از حجاب گفتن برای این دسته ناخوشایند و گاه افسانه ای است متعلق به زمان های گذشته. ولی مفاسد بی حساب و مشکلات و مشکلات روز افزونی که از این آزادی های بی قیدو شرط به وجود آمده و سبب شده که تدریجاً گوش شنوایی برای این سخن پیدا شود.
غریزه جنسی، نیرومندترین و ریشه دار ترین غریزه آدمی است. در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگ بار و جنایات هولناکی شده ،تا آن جا که گفته اند هیچ حادثه ای مهمی پیدا نمی کنید مگر این که پای زنی در میان نباشد.

 

آمار نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان،طلاق در دنیا به طور مداوم بالا رفته است چرا که هر چه دیده بیند دل کند یاد.هر روز دل به دلبری می بیندد و با دیگری وداع می گوید.از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع است.هنگامی که جامعه،زن را با اندام برهنه بخواهد طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزون تر می شود.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسی اش وسیله تبلیغ کالا و دکور اتاق های انتظار و عاملی برای جلب جهانگردان و مانند این ها قرار می دهند، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا سر حد یک عروسک یا کالای بی ارزش سقوط می کند. ارزش والای انسانی به دست فراموشی سپرده می شود وتنها افتخار او جوانی،زیبایی و خودنمایی اش می شود.
مهمترین عاملی که بین افراد خانواده،رأفت و گذشت را زنده می کند،تجلی روح مادر در بین اعضای خانواده است؛زیرا پدر گرچه عهده دار کارهای اداری و اجرایی خانواده است ولی خانواده ای که بر پایه مهر و وفا پی ریزی شده است به عهده مادر است،چرا که مادر،مبدأ پیدایش و پرورش فرزندان است.

 

غربی ها، زن را آزاد کرده اند و مسخر غرایز شده اند بدون آن که محو عواطف بشوند. ولی اسلام زن را آزاد کرد و جامعه را محو عواطف ساخت، لذا جامعه عاطفی درست کرد و رأفت  در جامعه اسلامی برقرار شد.کما این که دیده می شود در بعضی جوامعه هیچ عاطفه ای نیست.

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

چقدر انسان بین آسمان و زمین به وسیله ابر قدرت های غرب سوخته و به دریا ریخته می شوند.آن ها از آن عاطفه ای که خداوند به زن داده محرومند،آن ها از عاطفه زن به عنوان یک محور تربیتی استفاده نکردند. اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضائل به صحنه آورد تا معلم عاطفه،رقت،درمان،لطف،صفا،وفا و مانند این ها شود.

 

دنیای کنونی حجاب را از زن گرفته و به صحنه آورده تا غرایز را تأمین کند. زن وقتی با سرمایه غریزه به جامعه آمد،دیگر معلم عاطفه نیست، فرمان شهوت می دهد نه دستور گذشت، لذا در غرب می بینید که در کمتر کسی اثری از شفقت هست و این چیزی جز کری و کوری به همراه ندارد.

سجاد جلالی نیا/کارشناس ارشد مطالعات زنان
انتهای پیام/ش

,

در دوره دوم زن به عنوان یک شخصیت غیر مستقل، کلیه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شناخته می شود. این وضع در پاراه ای از کشورها تا قرون اخیر ادامه داشت. این طرز تفکر درباره زن حتی در قانون مدتی به اصطلاح مترقی هم دیده می شود که به عنوان نمونه طبق ماده 1242 فرانسه،شوهر حق دارد به تنهایی در دارائی های مشترک بین زن و مرد هر گونه تصرف که بخواهد بکند و اجازه هم لازم نیست.

,

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

, زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند, زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند,

دردوران قبل از ظهور پیامبر(ص) با زن همان معامله انسان وابسته غیر مستقل انجام می شد. رفتار آن ها شباهت زیادی به بشرهای نیمه وحشی داشت. زن در محیط آنان آن چنان بی اراده و بی اختیار بود که گاه جهت ارتزاق صاحب خود در معرض کرایه قرار می گرفت،محرومیت از تمدن و ابتلای به فقر آن ها را گرفتار خشونت عجیبی کرده بود که جنایت معروف زنده به گور کردن را در مورد آن ها مرتکب می شوند.
با ظهور اسلام و تعلیمات ویژه آن،زندگی زن وارد مرحله نوینی می شود در این دوره زن مستقل شده و از کلیه حقوق خود برخوردار می شود.

,
, .,

 

,

در عصرما،افرادی غرب زده، بی بندوباری زنان را جزئی از آزادی او می دانند،سخن از حجاب گفتن برای این دسته ناخوشایند و گاه افسانه ای است متعلق به زمان های گذشته. ولی مفاسد بی حساب و مشکلات و مشکلات روز افزونی که از این آزادی های بی قیدو شرط به وجود آمده و سبب شده که تدریجاً گوش شنوایی برای این سخن پیدا شود.
غریزه جنسی، نیرومندترین و ریشه دار ترین غریزه آدمی است. در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگ بار و جنایات هولناکی شده ،تا آن جا که گفته اند هیچ حادثه ای مهمی پیدا نمی کنید مگر این که پای زنی در میان نباشد.

,
,

 

,

آمار نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان،طلاق در دنیا به طور مداوم بالا رفته است چرا که هر چه دیده بیند دل کند یاد.هر روز دل به دلبری می بیندد و با دیگری وداع می گوید.از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع است.هنگامی که جامعه،زن را با اندام برهنه بخواهد طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزون تر می شود.

,

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

, زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند, زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند,

هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسی اش وسیله تبلیغ کالا و دکور اتاق های انتظار و عاملی برای جلب جهانگردان و مانند این ها قرار می دهند، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا سر حد یک عروسک یا کالای بی ارزش سقوط می کند. ارزش والای انسانی به دست فراموشی سپرده می شود وتنها افتخار او جوانی،زیبایی و خودنمایی اش می شود.
مهمترین عاملی که بین افراد خانواده،رأفت و گذشت را زنده می کند،تجلی روح مادر در بین اعضای خانواده است؛زیرا پدر گرچه عهده دار کارهای اداری و اجرایی خانواده است ولی خانواده ای که بر پایه مهر و وفا پی ریزی شده است به عهده مادر است،چرا که مادر،مبدأ پیدایش و پرورش فرزندان است.

,
, .,

 

,

غربی ها، زن را آزاد کرده اند و مسخر غرایز شده اند بدون آن که محو عواطف بشوند. ولی اسلام زن را آزاد کرد و جامعه را محو عواطف ساخت، لذا جامعه عاطفی درست کرد و رأفت  در جامعه اسلامی برقرار شد.کما این که دیده می شود در بعضی جوامعه هیچ عاطفه ای نیست.

,

زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند

, زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند, زنانی که دیگر معلم عاطفه نیستند,

چقدر انسان بین آسمان و زمین به وسیله ابر قدرت های غرب سوخته و به دریا ریخته می شوند.آن ها از آن عاطفه ای که خداوند به زن داده محرومند،آن ها از عاطفه زن به عنوان یک محور تربیتی استفاده نکردند. اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضائل به صحنه آورد تا معلم عاطفه،رقت،درمان،لطف،صفا،وفا و مانند این ها شود.

,

 

,

دنیای کنونی حجاب را از زن گرفته و به صحنه آورده تا غرایز را تأمین کند. زن وقتی با سرمایه غریزه به جامعه آمد،دیگر معلم عاطفه نیست، فرمان شهوت می دهد نه دستور گذشت، لذا در غرب می بینید که در کمتر کسی اثری از شفقت هست و این چیزی جز کری و کوری به همراه ندارد.

,

سجاد جلالی نیا/کارشناس ارشد مطالعات زنان
انتهای پیام/ش

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه