logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

سردار فضلی سرداری از جنس حاج قاسم سلیمانی است

سردار فضلی سرداری از جنس حاج قاسم سلیمانی است
سرافراز با گام هایی از جنس قدم های سردار بی مثال حاج قاسم سلیمانی دارد با نگاهی از سر مهر وسلامی نظامی به حرمت آنان که همقطاران دیروزش بودند و میزبان امروزش.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو)از در که وارد می شوی نگاهت غربت عجیبی دارد ومکان حرمتی عجیب تر.راه را با فرشی سپید گسترده اند واینبار میهمان نور هستی ومیزبان ۳۶۰ پروانه که عاشقانه دعوتشان را لبیک می گوییم وپیوندنور با دل هایی لبریز از نور.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو),

از بدو ورود،شیطانی مدرن را به تصویر کشیده اند،عنکبوت استعماری کهنه را می ماند وتارهای پوسیده اش دیگر بار ودیگر بار به هیبت دجالواره ای استوار بر پایه هایی سست،که کهنه خیال شومش را آشوب اذهان غافلان می کند.نماد گسترش بیداری مردم وهوشیاری فرمانده ی مقتدر سپاه فتح «سرهنگ جهانگیرانصاری» وبسیجیان مقتدر در پنبه نمودن رشته هایی که بر ذهن خانواده ها تنیده بودند.

آنسوتر کلاهخودهایی بی سر وغریو محزون ناله ی بانوی نخلستان،وچه زیبا به تفسیرش کشید آن عزیز فرهیخته که فریاد برآورد:ارث حضرت فاطمه(ص) به حضرت زینب کبری (س)) در کربلا رسید.

کلاهخودهایی که نماد پیکرهای بی سر بود وبانو چه غریبانه تنها بود و هنوز هم در هیبتی نو،در نگاه ۳۶۰ مادر داغدار برلنگه پوتینی پر از خاک و گستره ای که سال ها تبدار تن های عرشیان بود و وامدار قلب پدران.

اینجا مصلای  گچساران است.تکه ای از بهشت.وصاحب خانه یک سال خود میهمان پروانه هاست.وما به حرمت سالها حضورش رنج بی پدر شدن را با نگاه منتظر آنان که پسرانش بودند ودعای پدروارانه اش بدرقه ی منزلگاه ابدی اشان بود،پیوند می زنیم.وچه سعادتی دارد پدری که میهمان پسران است بر خوان گسترده ی حق..«حاج آقا متقی کاشانی» پدرمعنوی فرزندان گچساران» که خضوع برادرزاده اش در سپاس از مردم گچساران حزن مرثیه ای شد در عروج پروانه ها وبانو بی بی دو عالم (ص) اینجا حرمت دارد وزیباتر کلام آقای صادقی بود که می گفت:بی وضو وارد نشوید! وه،چه زیبا بهشتی است وقتی به استواری گام های سرافرازترین سردار ،هم او که یادگار روزهای گلوله و گل است و نفس هایش عطر مجنون دارد و فکه و رد حضورش از باشت و ده بزرگ و شهرستان گچساران تا کردستان وسقز است و زیباترین کلامش کلام مردان ده بزرگی در لبیک فرمان رهبر بود که می گفتند شتابی از امروز فراتر ،برای لبیک به پیام رهبر فردا دیر است.

سردار حاج علی فضلی سال های التهاب و انقلاب را با حضوری به وسعت زاگرس در میان زاگرس نشینان دارد.و سرافراز با گام هایی از جنس قدم های سردار بی مثال حاج قاسم سلیمانی دارد با نگاهی از سر مهر وسلامی نظامی به حرمت آنان که همقطاران دیروزش بودند ومیزبان امروزش.

سردار حاج قاسم سلیمانی

از عشق می گوید وآب می گوید وباران رحمت.از حاج متقی کاشانی که رحمتی بود برای آنان که برتربت فکه کربلایی شدند.از حماسه وخون وخدا.

وسوگندی دوباره برای جهادی اکبر در لوای شهیدی زنده ، ومنسوخ نمودن دام فتنه وکوبیدن فتنه گران .واین بار درقالب اندیشه پروری بسیج در سازندگی دلها،که سازندگی جهادی اکبراست در خلعت مقدس بسیج.

وحزن مادران را حاج صادق آهنگران در گلو می شکند .اشک را آیینه ی دلها می کند.آه مادرم فاطمه جان ،پهلوی شکسته ات بغض شیرخدا را شکست ودل شکسته ی مادران محفل نور را آهنگ غریبانه ی آهنگران به بغض نشاند وگریستند نه بر غربت دلدادگانشان که در غربت غریب مرد نخلستان ،که بر غربت و نجابت کبرای اطهر ودر حسرت نام بی نام شهیدان گمنام .

اینجا مصلای  گچساران است و ضیافت نور برپاست.صاحب خانه چند صباحی است به میهمانی فرزندان نور رفته است .اینجا شهیدان هم دستشان را دور گردن پدران و مادران و میهمانانشان حلقه زده اند،یادگار حضورشان سپیدی چفیه هایی است که به نشان پیوندی دوباره بر دوش ها به یادگار مانده است.

اینجا دیدگان تمامی آنان که بوی فکه می دادند ونوای آشنای حاج صادق همرزمانشان را کربلایی کرد در نگاه مادران ،از فتح خرمشهر تا پد خندق می گفت و از پایی که جا ماند.از رشادت نوجوان بسیجی شهید مکاریان که هنوز هم نامش در محافل سرداران نشان رشادت در رزم های شبانه اش است.از حضور بی الایش شهیدان تازه داماد که حجله ی عروسی اشان با حجله ی نور مزین شد شهید احمدرضا تاجگردون که قاسمی در قالب زمینیان بود وحلقه ی پیوند نور جاودانه اش کرد.

رد بازوانش بر حلقه ی چفیه ای به گردن برادرش است برنمادی از مردانگی که جهادش خضوع است وخشوع وبرکت «خدمتی بی منت» به ولی نعمتان رهبر کبیر انقلاب امام بت شکن خمینی کبیر (ره) که فرمود:محرومین ومستضعفان ولی نعمتان انقلابند.

والله اکبر از پیوند این سردار سازندگی و سردار رشیدی که ردای بسیج دارد.
این فرش گسترده ی سپید،رد گام های بسیار دارد و چه پهناور است دل دریایی جانباز سرافراز حاج نبی زاده که نگاهش از بدو ورود پر از اشک بود و یادگاری زنده که زنده می کرد یاد همرزمان دلیرش را.هنوز هم صدای حاج محمدعلی نبی زاده در گوش ها طنین انداز است در شعارهای مرگ بر شاه وایستادگی اش درزندان ساواک و سال ها پس از جنگ و جانبازی و ترورهای بی شرمانه ی منافقین،حضورسبزی دیگر و احقاق حق محرومین دیارم در مجلس،روحش قرین آرامش.

نام ها فراوانند ونگاه ها آشنا و حماسه ها بسیار.نمی گنجد در قلم ناتوانم و مردی می طلبد از جنس سردار علی فضلی که ساعت ها زمان را محصور کند و بگوید و بگوید و بشنویم چه رشادت ها کردند آنان که نامشان جاودانه شد.

نرگس احمد پور

انتهای پیام/

,

از بدو ورود،شیطانی مدرن را به تصویر کشیده اند،عنکبوت استعماری کهنه را می ماند وتارهای پوسیده اش دیگر بار ودیگر بار به هیبت دجالواره ای استوار بر پایه هایی سست،که کهنه خیال شومش را آشوب اذهان غافلان می کند.نماد گسترش بیداری مردم وهوشیاری فرمانده ی مقتدر سپاه فتح «سرهنگ جهانگیرانصاری» وبسیجیان مقتدر در پنبه نمودن رشته هایی که بر ذهن خانواده ها تنیده بودند.

آنسوتر کلاهخودهایی بی سر وغریو محزون ناله ی بانوی نخلستان،وچه زیبا به تفسیرش کشید آن عزیز فرهیخته که فریاد برآورد:ارث حضرت فاطمه(ص) به حضرت زینب کبری (س)) در کربلا رسید.

کلاهخودهایی که نماد پیکرهای بی سر بود وبانو چه غریبانه تنها بود و هنوز هم در هیبتی نو،در نگاه ۳۶۰ مادر داغدار برلنگه پوتینی پر از خاک و گستره ای که سال ها تبدار تن های عرشیان بود و وامدار قلب پدران.

اینجا مصلای  گچساران است.تکه ای از بهشت.وصاحب خانه یک سال خود میهمان پروانه هاست.وما به حرمت سالها حضورش رنج بی پدر شدن را با نگاه منتظر آنان که پسرانش بودند ودعای پدروارانه اش بدرقه ی منزلگاه ابدی اشان بود،پیوند می زنیم.وچه سعادتی دارد پدری که میهمان پسران است بر خوان گسترده ی حق..«حاج آقا متقی کاشانی» پدرمعنوی فرزندان گچساران» که خضوع برادرزاده اش در سپاس از مردم گچساران حزن مرثیه ای شد در عروج پروانه ها وبانو بی بی دو عالم (ص) اینجا حرمت دارد وزیباتر کلام آقای صادقی بود که می گفت:بی وضو وارد نشوید! وه،چه زیبا بهشتی است وقتی به استواری گام های سرافرازترین سردار ،هم او که یادگار روزهای گلوله و گل است و نفس هایش عطر مجنون دارد و فکه و رد حضورش از باشت و ده بزرگ و شهرستان گچساران تا کردستان وسقز است و زیباترین کلامش کلام مردان ده بزرگی در لبیک فرمان رهبر بود که می گفتند شتابی از امروز فراتر ،برای لبیک به پیام رهبر فردا دیر است.

سردار حاج علی فضلی سال های التهاب و انقلاب را با حضوری به وسعت زاگرس در میان زاگرس نشینان دارد.و سرافراز با گام هایی از جنس قدم های سردار بی مثال حاج قاسم سلیمانی دارد با نگاهی از سر مهر وسلامی نظامی به حرمت آنان که همقطاران دیروزش بودند ومیزبان امروزش.

سردار حاج قاسم سلیمانی

از عشق می گوید وآب می گوید وباران رحمت.از حاج متقی کاشانی که رحمتی بود برای آنان که برتربت فکه کربلایی شدند.از حماسه وخون وخدا.

وسوگندی دوباره برای جهادی اکبر در لوای شهیدی زنده ، ومنسوخ نمودن دام فتنه وکوبیدن فتنه گران .واین بار درقالب اندیشه پروری بسیج در سازندگی دلها،که سازندگی جهادی اکبراست در خلعت مقدس بسیج.

وحزن مادران را حاج صادق آهنگران در گلو می شکند .اشک را آیینه ی دلها می کند.آه مادرم فاطمه جان ،پهلوی شکسته ات بغض شیرخدا را شکست ودل شکسته ی مادران محفل نور را آهنگ غریبانه ی آهنگران به بغض نشاند وگریستند نه بر غربت دلدادگانشان که در غربت غریب مرد نخلستان ،که بر غربت و نجابت کبرای اطهر ودر حسرت نام بی نام شهیدان گمنام .

اینجا مصلای  گچساران است و ضیافت نور برپاست.صاحب خانه چند صباحی است به میهمانی فرزندان نور رفته است .اینجا شهیدان هم دستشان را دور گردن پدران و مادران و میهمانانشان حلقه زده اند،یادگار حضورشان سپیدی چفیه هایی است که به نشان پیوندی دوباره بر دوش ها به یادگار مانده است.

اینجا دیدگان تمامی آنان که بوی فکه می دادند ونوای آشنای حاج صادق همرزمانشان را کربلایی کرد در نگاه مادران ،از فتح خرمشهر تا پد خندق می گفت و از پایی که جا ماند.از رشادت نوجوان بسیجی شهید مکاریان که هنوز هم نامش در محافل سرداران نشان رشادت در رزم های شبانه اش است.از حضور بی الایش شهیدان تازه داماد که حجله ی عروسی اشان با حجله ی نور مزین شد شهید احمدرضا تاجگردون که قاسمی در قالب زمینیان بود وحلقه ی پیوند نور جاودانه اش کرد.

رد بازوانش بر حلقه ی چفیه ای به گردن برادرش است برنمادی از مردانگی که جهادش خضوع است وخشوع وبرکت «خدمتی بی منت» به ولی نعمتان رهبر کبیر انقلاب امام بت شکن خمینی کبیر (ره) که فرمود:محرومین ومستضعفان ولی نعمتان انقلابند.

والله اکبر از پیوند این سردار سازندگی و سردار رشیدی که ردای بسیج دارد.
این فرش گسترده ی سپید،رد گام های بسیار دارد و چه پهناور است دل دریایی جانباز سرافراز حاج نبی زاده که نگاهش از بدو ورود پر از اشک بود و یادگاری زنده که زنده می کرد یاد همرزمان دلیرش را.هنوز هم صدای حاج محمدعلی نبی زاده در گوش ها طنین انداز است در شعارهای مرگ بر شاه وایستادگی اش درزندان ساواک و سال ها پس از جنگ و جانبازی و ترورهای بی شرمانه ی منافقین،حضورسبزی دیگر و احقاق حق محرومین دیارم در مجلس،روحش قرین آرامش.

نام ها فراوانند ونگاه ها آشنا و حماسه ها بسیار.نمی گنجد در قلم ناتوانم و مردی می طلبد از جنس سردار علی فضلی که ساعت ها زمان را محصور کند و بگوید و بگوید و بشنویم چه رشادت ها کردند آنان که نامشان جاودانه شد.

نرگس احمد پور

انتهای پیام/

,

از بدو ورود،شیطانی مدرن را به تصویر کشیده اند،عنکبوت استعماری کهنه را می ماند وتارهای پوسیده اش دیگر بار ودیگر بار به هیبت دجالواره ای استوار بر پایه هایی سست،که کهنه خیال شومش را آشوب اذهان غافلان می کند.نماد گسترش بیداری مردم وهوشیاری فرمانده ی مقتدر سپاه فتح «سرهنگ جهانگیرانصاری» وبسیجیان مقتدر در پنبه نمودن رشته هایی که بر ذهن خانواده ها تنیده بودند.

آنسوتر کلاهخودهایی بی سر وغریو محزون ناله ی بانوی نخلستان،وچه زیبا به تفسیرش کشید آن عزیز فرهیخته که فریاد برآورد:ارث حضرت فاطمه(ص) به حضرت زینب کبری (س)) در کربلا رسید.

کلاهخودهایی که نماد پیکرهای بی سر بود وبانو چه غریبانه تنها بود و هنوز هم در هیبتی نو،در نگاه ۳۶۰ مادر داغدار برلنگه پوتینی پر از خاک و گستره ای که سال ها تبدار تن های عرشیان بود و وامدار قلب پدران.

اینجا مصلای  گچساران است.تکه ای از بهشت.وصاحب خانه یک سال خود میهمان پروانه هاست.وما به حرمت سالها حضورش رنج بی پدر شدن را با نگاه منتظر آنان که پسرانش بودند ودعای پدروارانه اش بدرقه ی منزلگاه ابدی اشان بود،پیوند می زنیم.وچه سعادتی دارد پدری که میهمان پسران است بر خوان گسترده ی حق..«حاج آقا متقی کاشانی» پدرمعنوی فرزندان گچساران» که خضوع برادرزاده اش در سپاس از مردم گچساران حزن مرثیه ای شد در عروج پروانه ها وبانو بی بی دو عالم (ص) اینجا حرمت دارد وزیباتر کلام آقای صادقی بود که می گفت:بی وضو وارد نشوید! وه،چه زیبا بهشتی است وقتی به استواری گام های سرافرازترین سردار ،هم او که یادگار روزهای گلوله و گل است و نفس هایش عطر مجنون دارد و فکه و رد حضورش از باشت و ده بزرگ و شهرستان گچساران تا کردستان وسقز است و زیباترین کلامش کلام مردان ده بزرگی در لبیک فرمان رهبر بود که می گفتند شتابی از امروز فراتر ،برای لبیک به پیام رهبر فردا دیر است.

سردار حاج علی فضلی سال های التهاب و انقلاب را با حضوری به وسعت زاگرس در میان زاگرس نشینان دارد.و سرافراز با گام هایی از جنس قدم های سردار بی مثال حاج قاسم سلیمانی دارد با نگاهی از سر مهر وسلامی نظامی به حرمت آنان که همقطاران دیروزش بودند ومیزبان امروزش.

سردار حاج قاسم سلیمانی

از عشق می گوید وآب می گوید وباران رحمت.از حاج متقی کاشانی که رحمتی بود برای آنان که برتربت فکه کربلایی شدند.از حماسه وخون وخدا.

وسوگندی دوباره برای جهادی اکبر در لوای شهیدی زنده ، ومنسوخ نمودن دام فتنه وکوبیدن فتنه گران .واین بار درقالب اندیشه پروری بسیج در سازندگی دلها،که سازندگی جهادی اکبراست در خلعت مقدس بسیج.

وحزن مادران را حاج صادق آهنگران در گلو می شکند .اشک را آیینه ی دلها می کند.آه مادرم فاطمه جان ،پهلوی شکسته ات بغض شیرخدا را شکست ودل شکسته ی مادران محفل نور را آهنگ غریبانه ی آهنگران به بغض نشاند وگریستند نه بر غربت دلدادگانشان که در غربت غریب مرد نخلستان ،که بر غربت و نجابت کبرای اطهر ودر حسرت نام بی نام شهیدان گمنام .

اینجا مصلای  گچساران است و ضیافت نور برپاست.صاحب خانه چند صباحی است به میهمانی فرزندان نور رفته است .اینجا شهیدان هم دستشان را دور گردن پدران و مادران و میهمانانشان حلقه زده اند،یادگار حضورشان سپیدی چفیه هایی است که به نشان پیوندی دوباره بر دوش ها به یادگار مانده است.

اینجا دیدگان تمامی آنان که بوی فکه می دادند ونوای آشنای حاج صادق همرزمانشان را کربلایی کرد در نگاه مادران ،از فتح خرمشهر تا پد خندق می گفت و از پایی که جا ماند.از رشادت نوجوان بسیجی شهید مکاریان که هنوز هم نامش در محافل سرداران نشان رشادت در رزم های شبانه اش است.از حضور بی الایش شهیدان تازه داماد که حجله ی عروسی اشان با حجله ی نور مزین شد شهید احمدرضا تاجگردون که قاسمی در قالب زمینیان بود وحلقه ی پیوند نور جاودانه اش کرد.

رد بازوانش بر حلقه ی چفیه ای به گردن برادرش است برنمادی از مردانگی که جهادش خضوع است وخشوع وبرکت «خدمتی بی منت» به ولی نعمتان رهبر کبیر انقلاب امام بت شکن خمینی کبیر (ره) که فرمود:محرومین ومستضعفان ولی نعمتان انقلابند.

والله اکبر از پیوند این سردار سازندگی و سردار رشیدی که ردای بسیج دارد.
این فرش گسترده ی سپید،رد گام های بسیار دارد و چه پهناور است دل دریایی جانباز سرافراز حاج نبی زاده که نگاهش از بدو ورود پر از اشک بود و یادگاری زنده که زنده می کرد یاد همرزمان دلیرش را.هنوز هم صدای حاج محمدعلی نبی زاده در گوش ها طنین انداز است در شعارهای مرگ بر شاه وایستادگی اش درزندان ساواک و سال ها پس از جنگ و جانبازی و ترورهای بی شرمانه ی منافقین،حضورسبزی دیگر و احقاق حق محرومین دیارم در مجلس،روحش قرین آرامش.

نام ها فراوانند ونگاه ها آشنا و حماسه ها بسیار.نمی گنجد در قلم ناتوانم و مردی می طلبد از جنس سردار علی فضلی که ساعت ها زمان را محصور کند و بگوید و بگوید و بشنویم چه رشادت ها کردند آنان که نامشان جاودانه شد.

نرگس احمد پور

انتهای پیام/

,

از بدو ورود،شیطانی مدرن را به تصویر کشیده اند،عنکبوت استعماری کهنه را می ماند وتارهای پوسیده اش دیگر بار ودیگر بار به هیبت دجالواره ای استوار بر پایه هایی سست،که کهنه خیال شومش را آشوب اذهان غافلان می کند.نماد گسترش بیداری مردم وهوشیاری فرمانده ی مقتدر سپاه فتح «سرهنگ جهانگیرانصاری» وبسیجیان مقتدر در پنبه نمودن رشته هایی که بر ذهن خانواده ها تنیده بودند.

آنسوتر کلاهخودهایی بی سر وغریو محزون ناله ی بانوی نخلستان،وچه زیبا به تفسیرش کشید آن عزیز فرهیخته که فریاد برآورد:ارث حضرت فاطمه(ص) به حضرت زینب کبری (س)) در کربلا رسید.

کلاهخودهایی که نماد پیکرهای بی سر بود وبانو چه غریبانه تنها بود و هنوز هم در هیبتی نو،در نگاه ۳۶۰ مادر داغدار برلنگه پوتینی پر از خاک و گستره ای که سال ها تبدار تن های عرشیان بود و وامدار قلب پدران.

اینجا مصلای  گچساران است.تکه ای از بهشت.وصاحب خانه یک سال خود میهمان پروانه هاست.وما به حرمت سالها حضورش رنج بی پدر شدن را با نگاه منتظر آنان که پسرانش بودند ودعای پدروارانه اش بدرقه ی منزلگاه ابدی اشان بود،پیوند می زنیم.وچه سعادتی دارد پدری که میهمان پسران است بر خوان گسترده ی حق..«حاج آقا متقی کاشانی» پدرمعنوی فرزندان گچساران» که خضوع برادرزاده اش در سپاس از مردم گچساران حزن مرثیه ای شد در عروج پروانه ها وبانو بی بی دو عالم (ص) اینجا حرمت دارد وزیباتر کلام آقای صادقی بود که می گفت:بی وضو وارد نشوید! وه،چه زیبا بهشتی است وقتی به استواری گام های سرافرازترین سردار ،هم او که یادگار روزهای گلوله و گل است و نفس هایش عطر مجنون دارد و فکه و رد حضورش از باشت و ده بزرگ و شهرستان گچساران تا کردستان وسقز است و زیباترین کلامش کلام مردان ده بزرگی در لبیک فرمان رهبر بود که می گفتند شتابی از امروز فراتر ،برای لبیک به پیام رهبر فردا دیر است.

سردار حاج علی فضلی سال های التهاب و انقلاب را با حضوری به وسعت زاگرس در میان زاگرس نشینان دارد.و سرافراز با گام هایی از جنس قدم های سردار بی مثال حاج قاسم سلیمانی دارد با نگاهی از سر مهر وسلامی نظامی به حرمت آنان که همقطاران دیروزش بودند ومیزبان امروزش.

سردار حاج قاسم سلیمانی

از عشق می گوید وآب می گوید وباران رحمت.از حاج متقی کاشانی که رحمتی بود برای آنان که برتربت فکه کربلایی شدند.از حماسه وخون وخدا.

وسوگندی دوباره برای جهادی اکبر در لوای شهیدی زنده ، ومنسوخ نمودن دام فتنه وکوبیدن فتنه گران .واین بار درقالب اندیشه پروری بسیج در سازندگی دلها،که سازندگی جهادی اکبراست در خلعت مقدس بسیج.

وحزن مادران را حاج صادق آهنگران در گلو می شکند .اشک را آیینه ی دلها می کند.آه مادرم فاطمه جان ،پهلوی شکسته ات بغض شیرخدا را شکست ودل شکسته ی مادران محفل نور را آهنگ غریبانه ی آهنگران به بغض نشاند وگریستند نه بر غربت دلدادگانشان که در غربت غریب مرد نخلستان ،که بر غربت و نجابت کبرای اطهر ودر حسرت نام بی نام شهیدان گمنام .

اینجا مصلای  گچساران است و ضیافت نور برپاست.صاحب خانه چند صباحی است به میهمانی فرزندان نور رفته است .اینجا شهیدان هم دستشان را دور گردن پدران و مادران و میهمانانشان حلقه زده اند،یادگار حضورشان سپیدی چفیه هایی است که به نشان پیوندی دوباره بر دوش ها به یادگار مانده است.

اینجا دیدگان تمامی آنان که بوی فکه می دادند ونوای آشنای حاج صادق همرزمانشان را کربلایی کرد در نگاه مادران ،از فتح خرمشهر تا پد خندق می گفت و از پایی که جا ماند.از رشادت نوجوان بسیجی شهید مکاریان که هنوز هم نامش در محافل سرداران نشان رشادت در رزم های شبانه اش است.از حضور بی الایش شهیدان تازه داماد که حجله ی عروسی اشان با حجله ی نور مزین شد شهید احمدرضا تاجگردون که قاسمی در قالب زمینیان بود وحلقه ی پیوند نور جاودانه اش کرد.

رد بازوانش بر حلقه ی چفیه ای به گردن برادرش است برنمادی از مردانگی که جهادش خضوع است وخشوع وبرکت «خدمتی بی منت» به ولی نعمتان رهبر کبیر انقلاب امام بت شکن خمینی کبیر (ره) که فرمود:محرومین ومستضعفان ولی نعمتان انقلابند.

والله اکبر از پیوند این سردار سازندگی و سردار رشیدی که ردای بسیج دارد.
این فرش گسترده ی سپید،رد گام های بسیار دارد و چه پهناور است دل دریایی جانباز سرافراز حاج نبی زاده که نگاهش از بدو ورود پر از اشک بود و یادگاری زنده که زنده می کرد یاد همرزمان دلیرش را.هنوز هم صدای حاج محمدعلی نبی زاده در گوش ها طنین انداز است در شعارهای مرگ بر شاه وایستادگی اش درزندان ساواک و سال ها پس از جنگ و جانبازی و ترورهای بی شرمانه ی منافقین،حضورسبزی دیگر و احقاق حق محرومین دیارم در مجلس،روحش قرین آرامش.

نام ها فراوانند ونگاه ها آشنا و حماسه ها بسیار.نمی گنجد در قلم ناتوانم و مردی می طلبد از جنس سردار علی فضلی که ساعت ها زمان را محصور کند و بگوید و بگوید و بشنویم چه رشادت ها کردند آنان که نامشان جاودانه شد.

نرگس احمد پور

انتهای پیام/

,

از بدو ورود،شیطانی مدرن را به تصویر کشیده اند،عنکبوت استعماری کهنه را می ماند وتارهای پوسیده اش دیگر بار ودیگر بار به هیبت دجالواره ای استوار بر پایه هایی سست،که کهنه خیال شومش را آشوب اذهان غافلان می کند.نماد گسترش بیداری مردم وهوشیاری فرمانده ی مقتدر سپاه فتح «سرهنگ جهانگیرانصاری» وبسیجیان مقتدر در پنبه نمودن رشته هایی که بر ذهن خانواده ها تنیده بودند.

آنسوتر کلاهخودهایی بی سر وغریو محزون ناله ی بانوی نخلستان،وچه زیبا به تفسیرش کشید آن عزیز فرهیخته که فریاد برآورد:ارث حضرت فاطمه(ص) به حضرت زینب کبری (س)) در کربلا رسید.

کلاهخودهایی که نماد پیکرهای بی سر بود وبانو چه غریبانه تنها بود و هنوز هم در هیبتی نو،در نگاه ۳۶۰ مادر داغدار برلنگه پوتینی پر از خاک و گستره ای که سال ها تبدار تن های عرشیان بود و وامدار قلب پدران.

اینجا مصلای  گچساران است.تکه ای از بهشت.وصاحب خانه یک سال خود میهمان پروانه هاست.وما به حرمت سالها حضورش رنج بی پدر شدن را با نگاه منتظر آنان که پسرانش بودند ودعای پدروارانه اش بدرقه ی منزلگاه ابدی اشان بود،پیوند می زنیم.وچه سعادتی دارد پدری که میهمان پسران است بر خوان گسترده ی حق..«حاج آقا متقی کاشانی» پدرمعنوی فرزندان گچساران» که خضوع برادرزاده اش در سپاس از مردم گچساران حزن مرثیه ای شد در عروج پروانه ها وبانو بی بی دو عالم (ص) اینجا حرمت دارد وزیباتر کلام آقای صادقی بود که می گفت:بی وضو وارد نشوید! وه،چه زیبا بهشتی است وقتی به استواری گام های سرافرازترین سردار ،هم او که یادگار روزهای گلوله و گل است و نفس هایش عطر مجنون دارد و فکه و رد حضورش از باشت و ده بزرگ و شهرستان گچساران تا کردستان وسقز است و زیباترین کلامش کلام مردان ده بزرگی در لبیک فرمان رهبر بود که می گفتند شتابی از امروز فراتر ،برای لبیک به پیام رهبر فردا دیر است.

سردار حاج علی فضلی سال های التهاب و انقلاب را با حضوری به وسعت زاگرس در میان زاگرس نشینان دارد.و سرافراز با گام هایی از جنس قدم های سردار بی مثال حاج قاسم سلیمانی دارد با نگاهی از سر مهر وسلامی نظامی به حرمت آنان که همقطاران دیروزش بودند ومیزبان امروزش.

سردار حاج قاسم سلیمانی

از عشق می گوید وآب می گوید وباران رحمت.از حاج متقی کاشانی که رحمتی بود برای آنان که برتربت فکه کربلایی شدند.از حماسه وخون وخدا.

وسوگندی دوباره برای جهادی اکبر در لوای شهیدی زنده ، ومنسوخ نمودن دام فتنه وکوبیدن فتنه گران .واین بار درقالب اندیشه پروری بسیج در سازندگی دلها،که سازندگی جهادی اکبراست در خلعت مقدس بسیج.

وحزن مادران را حاج صادق آهنگران در گلو می شکند .اشک را آیینه ی دلها می کند.آه مادرم فاطمه جان ،پهلوی شکسته ات بغض شیرخدا را شکست ودل شکسته ی مادران محفل نور را آهنگ غریبانه ی آهنگران به بغض نشاند وگریستند نه بر غربت دلدادگانشان که در غربت غریب مرد نخلستان ،که بر غربت و نجابت کبرای اطهر ودر حسرت نام بی نام شهیدان گمنام .

اینجا مصلای  گچساران است و ضیافت نور برپاست.صاحب خانه چند صباحی است به میهمانی فرزندان نور رفته است .اینجا شهیدان هم دستشان را دور گردن پدران و مادران و میهمانانشان حلقه زده اند،یادگار حضورشان سپیدی چفیه هایی است که به نشان پیوندی دوباره بر دوش ها به یادگار مانده است.

اینجا دیدگان تمامی آنان که بوی فکه می دادند ونوای آشنای حاج صادق همرزمانشان را کربلایی کرد در نگاه مادران ،از فتح خرمشهر تا پد خندق می گفت و از پایی که جا ماند.از رشادت نوجوان بسیجی شهید مکاریان که هنوز هم نامش در محافل سرداران نشان رشادت در رزم های شبانه اش است.از حضور بی الایش شهیدان تازه داماد که حجله ی عروسی اشان با حجله ی نور مزین شد شهید احمدرضا تاجگردون که قاسمی در قالب زمینیان بود وحلقه ی پیوند نور جاودانه اش کرد.

رد بازوانش بر حلقه ی چفیه ای به گردن برادرش است برنمادی از مردانگی که جهادش خضوع است وخشوع وبرکت «خدمتی بی منت» به ولی نعمتان رهبر کبیر انقلاب امام بت شکن خمینی کبیر (ره) که فرمود:محرومین ومستضعفان ولی نعمتان انقلابند.

والله اکبر از پیوند این سردار سازندگی و سردار رشیدی که ردای بسیج دارد.
این فرش گسترده ی سپید،رد گام های بسیار دارد و چه پهناور است دل دریایی جانباز سرافراز حاج نبی زاده که نگاهش از بدو ورود پر از اشک بود و یادگاری زنده که زنده می کرد یاد همرزمان دلیرش را.هنوز هم صدای حاج محمدعلی نبی زاده در گوش ها طنین انداز است در شعارهای مرگ بر شاه وایستادگی اش درزندان ساواک و سال ها پس از جنگ و جانبازی و ترورهای بی شرمانه ی منافقین،حضورسبزی دیگر و احقاق حق محرومین دیارم در مجلس،روحش قرین آرامش.

نام ها فراوانند ونگاه ها آشنا و حماسه ها بسیار.نمی گنجد در قلم ناتوانم و مردی می طلبد از جنس سردار علی فضلی که ساعت ها زمان را محصور کند و بگوید و بگوید و بشنویم چه رشادت ها کردند آنان که نامشان جاودانه شد.

نرگس احمد پور

انتهای پیام/

,

از بدو ورود،شیطانی مدرن را به تصویر کشیده اند،عنکبوت استعماری کهنه را می ماند وتارهای پوسیده اش دیگر بار ودیگر بار به هیبت دجالواره ای استوار بر پایه هایی سست،که کهنه خیال شومش را آشوب اذهان غافلان می کند.نماد گسترش بیداری مردم وهوشیاری فرمانده ی مقتدر سپاه فتح «سرهنگ جهانگیرانصاری» وبسیجیان مقتدر در پنبه نمودن رشته هایی که بر ذهن خانواده ها تنیده بودند.

,

آنسوتر کلاهخودهایی بی سر وغریو محزون ناله ی بانوی نخلستان،وچه زیبا به تفسیرش کشید آن عزیز فرهیخته که فریاد برآورد:ارث حضرت فاطمه(ص) به حضرت زینب کبری (س)) در کربلا رسید.

, .,

کلاهخودهایی که نماد پیکرهای بی سر بود وبانو چه غریبانه تنها بود و هنوز هم در هیبتی نو،در نگاه ۳۶۰ مادر داغدار برلنگه پوتینی پر از خاک و گستره ای که سال ها تبدار تن های عرشیان بود و وامدار قلب پدران.

, .,

اینجا مصلای  گچساران است.تکه ای از بهشت.وصاحب خانه یک سال خود میهمان پروانه هاست.وما به حرمت سالها حضورش رنج بی پدر شدن را با نگاه منتظر آنان که پسرانش بودند ودعای پدروارانه اش بدرقه ی منزلگاه ابدی اشان بود،پیوند می زنیم.وچه سعادتی دارد پدری که میهمان پسران است بر خوان گسترده ی حق..«حاج آقا متقی کاشانی» پدرمعنوی فرزندان گچساران» که خضوع برادرزاده اش در سپاس از مردم گچساران حزن مرثیه ای شد در عروج پروانه ها وبانو بی بی دو عالم (ص) اینجا حرمت دارد وزیباتر کلام آقای صادقی بود که می گفت:بی وضو وارد نشوید! وه،چه زیبا بهشتی است وقتی به استواری گام های سرافرازترین سردار ،هم او که یادگار روزهای گلوله و گل است و نفس هایش عطر مجنون دارد و فکه و رد حضورش از باشت و ده بزرگ و شهرستان گچساران تا کردستان وسقز است و زیباترین کلامش کلام مردان ده بزرگی در لبیک فرمان رهبر بود که می گفتند شتابی از امروز فراتر ،برای لبیک به پیام رهبر فردا دیر است.

, .,

سردار حاج علی فضلی سال های التهاب و انقلاب را با حضوری به وسعت زاگرس در میان زاگرس نشینان دارد.و سرافراز با گام هایی از جنس قدم های سردار بی مثال حاج قاسم سلیمانی دارد با نگاهی از سر مهر وسلامی نظامی به حرمت آنان که همقطاران دیروزش بودند ومیزبان امروزش.

,

سردار حاج قاسم سلیمانی

, سردار حاج قاسم سلیمانی,

از عشق می گوید وآب می گوید وباران رحمت.از حاج متقی کاشانی که رحمتی بود برای آنان که برتربت فکه کربلایی شدند.از حماسه وخون وخدا.

,

وسوگندی دوباره برای جهادی اکبر در لوای شهیدی زنده ، ومنسوخ نمودن دام فتنه وکوبیدن فتنه گران .واین بار درقالب اندیشه پروری بسیج در سازندگی دلها،که سازندگی جهادی اکبراست در خلعت مقدس بسیج.

, .,

وحزن مادران را حاج صادق آهنگران در گلو می شکند .اشک را آیینه ی دلها می کند.آه مادرم فاطمه جان ،پهلوی شکسته ات بغض شیرخدا را شکست ودل شکسته ی مادران محفل نور را آهنگ غریبانه ی آهنگران به بغض نشاند وگریستند نه بر غربت دلدادگانشان که در غربت غریب مرد نخلستان ،که بر غربت و نجابت کبرای اطهر ودر حسرت نام بی نام شهیدان گمنام .

,

اینجا مصلای  گچساران است و ضیافت نور برپاست.صاحب خانه چند صباحی است به میهمانی فرزندان نور رفته است .اینجا شهیدان هم دستشان را دور گردن پدران و مادران و میهمانانشان حلقه زده اند،یادگار حضورشان سپیدی چفیه هایی است که به نشان پیوندی دوباره بر دوش ها به یادگار مانده است.

,

اینجا دیدگان تمامی آنان که بوی فکه می دادند ونوای آشنای حاج صادق همرزمانشان را کربلایی کرد در نگاه مادران ،از فتح خرمشهر تا پد خندق می گفت و از پایی که جا ماند.از رشادت نوجوان بسیجی شهید مکاریان که هنوز هم نامش در محافل سرداران نشان رشادت در رزم های شبانه اش است.از حضور بی الایش شهیدان تازه داماد که حجله ی عروسی اشان با حجله ی نور مزین شد شهید احمدرضا تاجگردون که قاسمی در قالب زمینیان بود وحلقه ی پیوند نور جاودانه اش کرد.

,

رد بازوانش بر حلقه ی چفیه ای به گردن برادرش است برنمادی از مردانگی که جهادش خضوع است وخشوع وبرکت «خدمتی بی منت» به ولی نعمتان رهبر کبیر انقلاب امام بت شکن خمینی کبیر (ره) که فرمود:محرومین ومستضعفان ولی نعمتان انقلابند.

, .,

والله اکبر از پیوند این سردار سازندگی و سردار رشیدی که ردای بسیج دارد.
این فرش گسترده ی سپید،رد گام های بسیار دارد و چه پهناور است دل دریایی جانباز سرافراز حاج نبی زاده که نگاهش از بدو ورود پر از اشک بود و یادگاری زنده که زنده می کرد یاد همرزمان دلیرش را.هنوز هم صدای حاج محمدعلی نبی زاده در گوش ها طنین انداز است در شعارهای مرگ بر شاه وایستادگی اش درزندان ساواک و سال ها پس از جنگ و جانبازی و ترورهای بی شرمانه ی منافقین،حضورسبزی دیگر و احقاق حق محرومین دیارم در مجلس،روحش قرین آرامش.

,
, .,

نام ها فراوانند ونگاه ها آشنا و حماسه ها بسیار.نمی گنجد در قلم ناتوانم و مردی می طلبد از جنس سردار علی فضلی که ساعت ها زمان را محصور کند و بگوید و بگوید و بشنویم چه رشادت ها کردند آنان که نامشان جاودانه شد.

, .,

نرگس احمد پور

,

انتهای پیام/

,
 
 

 
,
 
 

 
,
 
 

 
,
 
 

 
,
 
,
 
,
,
 
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه