logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  2. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  3. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  4. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  5. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  6. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  7. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  8. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  9. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  10. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  11. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  12. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  13. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  14. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  15. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  16. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  17. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  18. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  19. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  20. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد

شاعرکارگر با سواد سوم ابتدایی/ غزل زندگی با ردیف سادگی

شاعرکارگر با سواد سوم ابتدایی/ غزل زندگی با ردیف سادگی
حکیمعلی خلیفی کارگری شاعر با سواد سوم ابتدایی است. او به کار بنایی مشغول است. حقوق و در آمدش به اندازه همه کارگرهایی است که چرخ زندگیشان به سختی می چرخد اما اینکه با چنین شرایطی و با چنین درآمدی چشمه شعرش می‌جوشد برای فامیل و همکارانش همواره عجیب بوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سبلانه، حکیمعلی خلیفی کارگری شاعر با سواد سوم ابتدایی است. او به کار بنایی مشغول است. حقوق و در آمدش به اندازه همه کارگرهایی است که چرخ زندگیشان به سختی می چرخد اما اینکه با چنین شرایطی و با چنین درآمدی چشمه شعرش می‌جوشد برای فامیل و همکارانش همواره عجیب بوده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سبلانه,

 

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

,

 

,

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

,

 

,

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

,

 

,

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

,

 

,

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

,

 

,

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

,

 

,

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

,

 

,

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

,

 

,

 

,

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

,

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

,

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

,

 

,

************

,

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

,

              .

,

              . 

,

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

,

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

,

 

,

************

,

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

,

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

,

 

,

************

,

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

,

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

,

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

,

 

,

************

,

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

,

 

,

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

,

 

,

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.

,


انتهای پیام/ر

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه