logo
سه‌شنبه 28 مهر 1405 | سه‌شنبه 20 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  2. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  3. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  4. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  5. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  6. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  7. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  8. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  9. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  10. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  11. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  12. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  13. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  14. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  15. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  16. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  17. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  18. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  19. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد
  20. عاقبت سرپیچی کشتی‌ها از مقررات ایرانی تنگه هرمز سوختن است

غم نامه ای به وسعت محرومیت های آموزشی تویسرکان؛

ستایش؛ کوچکترین خیر مدرسه ساز در تویسرکان

ستایش؛ کوچکترین خیر مدرسه ساز در تویسرکان
آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، همین دیروز بود که هفدهمین جشنواره خیران مدرسه ساز در تویسرکان با حضور مسئولان استانی و شهرستانی برگزار شد، در این جشنواره یک دانش آموز دختر پایه سوم ابتدایی دکلمه ای که به گفته وی دلنوشته و غم نامه ای برای نشان دادن محرومیت های آموزشی تویسرکان بود قرائت شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

,

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

,

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

,

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

,

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

,

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

,

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

,

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

,

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

,

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

,

انتهای پیام/پ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه