logo
سه‌شنبه 28 مهر 1405 | سه‌شنبه 20 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  2. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  3. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  4. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  5. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  6. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  7. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  8. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  9. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  10. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  11. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  12. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  13. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  14. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  15. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  16. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  17. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  18. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  19. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  20. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد

زمین خواری به کام یکی بلای همه...!

زور هیچکس بهشون نمیرسه!!!؟؟؟

زور هیچکس بهشون نمیرسه!!!؟؟؟
چگونه افرادی می توانند در نهایت پشت گرمی حق اکثریت را نادیده بگیرند و کسی جرات نکند به این افراد بگوید بالای چشتان ابرو است!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "ناصرون "در حال رفتن به مدرسه بودم که ناگهان صدایی شنیدم هرچه نزدیکتر شدم صداها بیشتر می شد عده ای بر سر بریدن درختانی که در نزدیکی مدرسه ما به تازگی کاشته شده بود در حال دعوا و جدل بودند. از روی کنجکاوی نزدیکتر شدم و از فردی که در آن نزدیکی ایستاده بود پیگیر ماجرا شدم و پرسیدم آقا چرا این افراد دعوا می کنند؟ چرا دارند درختان را قطع می کنند؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "ناصرون ",

گفت: نمی دانم والا... این اقا می گوید این 5000 هزار متر زمین وسط شهر مال من است و این درختان هم که اینجا کاشته شده باید کنده شود و من می خواهم جای آن دیوار بکشم.

,

من هم دوباره پرسیدم یعنی این 5000 هزار متر زمین همه مال این آقا است؟ دیروز مدیر مدرسه ما که می گفت در این زمین که رو به روی مدرسه ما قرار دارد به زودی یک ورزشگاه به نام شهید امادی ساخته می شود و قسمت گسترده دیگر آن هم به پارک و فضای سبز تبدیل می شود.

,

با لحنی عجیب گفت: آره دیگه حتما زورش می رسه زمین بخوره!

,

من هم که دیدم زمان شروع مدرسه نزدیک است این قضیه را کنار گذاشتم و محل را ترک کردم. چهار روز بعد که از همان مسیر به سمت مدرسه در حرکت بودم با چشم به دنبال درختان سر به فلک کشیده و سزسبزی های اطراف مسیر می گشتم اما دیگر از درختان خبری نبود، حتی دیگر از آن فضای باز و گسترده که آرامش خاصی به انسان می داد هم خبری نبود؛ دور تمام زمین را دیوار کشیده بودند و حتی در حال پر کردن دره مسیر آب بودند و جای آن را صاف می کردند. حدس می زنم آن جا را هم می خواهند دیوارکشی کنند!

,

هم چنان که راه می رفتم با کمال تعجب با خود نجوا می کردم که به راستی اگر سیل در این شهر بیاید آب از چه مسیری تخلیه می شود؟ یاد حرف آن مردم افتادم که چند روز پیش با او در رابطه با جدل چند نفر درخصوص زمین با وی هم صحبت شده بودم. پیش خودم گفتم به قول آن مرد حتما زور صاحب زمین خیلی زیاد است که به راحتی می تواند این همه فضای سبز و درختان را تصاحب کند و هیچ کسی هم کوچک ترین سراغی از وی نگیرد.

,

این همه کمبود در این شهر وجود دارد اما همیشه افرادی که قدرت و پول بیشتری دارند در اولویت خدمت رسانی نیز قرار می گیرند، در صورتی که معضلاتی مانند نبود پارک محلی مناسب، ورزشگاه، سالن یا یک زمین چمن معمولی از حقوق اولیه ساکنان شهرهایی در این سطح است. من و بسیاری از همسایگان برای یک ورزش جمعی مجبوریم به آن سوی شهر برویم یا اینکه جهت تفریح و یک پارک نشینی ساده که اعضای کوچک خانواده بتوانند به وسایل بازی دسترسی داشته باشند باید کیلومترها از محله خود دور شویم.

,

هر چه با خود فکر می کردم نمی توانستم با این مسئله کنار بیایم و به همین دلیل مجددا به نزدیکی آن زمین رفتم که همان فرد قبلی را دیدم و از روی کنجکاوی پرسیدم: در شهری به این بزرگی واقعا کسی نمی تواند با این افراد برخورد کند یا جلو فعالیت هایشان را بگیرد؟

,

آن مرد که از دیدن و پیگیری مجدد من متعجب شده بود ابتدا سر خود برگرداند اما دوباره برگشت و گفت: چه بگویم...  پیش از این تمام همسایه ها به اجماع به شهرداری رفتند اما کسی به مشکلات ما رسیدگی نکرد.

,

این گونه که از حالت صحبت کردن وی فهمیدم دل پری داشت و وقتی دید این همه پاپی این قضیه هستم شروع به گفتگو با من نمود. از پیگیری نماینده شهرستان گرفته تا نهادهای امنیتی ولی هنوز کسی به ما پاسخ روشنی نداده است. با همسایه ها به این نتیجه رسیدند که این ماجرا را از هر اداره یا نهادی که شاید درگیر آن باشد پیگیری کنند. فرمانداری، اداره راه و شهرسازی، اداره مسکن و اداره ورزش و جوانان هم هیچ کاری برای ما نکردند.

,

با ذهن دانش آموزی خود کمی فکر کردم و پرسیدم که نامه نگاری رسمی هم داشتید و یا فقط به حضور فیزیکی اکتفا کردید که پس این سوال کمی برآشفته شد و گفت: نه فقط مردم این محلات بلکه اطلاع داریم نماینده شهرستان به اداره راه و شهرسازی هم نامه زدند و خواستار توضیح شدند که این زمین ها متعلق به چه کسی است.

,

پرسیدم نتیجه چه شد و گفت: اداره پاسخ داد که این زمین ها متعلق به دولت است و به زودی ورزشگاه، فضای سبز و پارک در این محل احداث می شود که البته خودم هم این نامه را مشاهده کردم.

,

نکته جالب این چالش که بیشتر به داستان تخیلی شباهت داشت اینجا بود که مدتی پیش یک نفر از شهرداری به محل مذکور آمده و پس از بررسی زمین ها بلافاصله پس از حضور یکی از زوردارها(!)، نماینده شهرداری هم خود را از این موضوع کنار می کشد و به محل کار خود باز می گردد و تا امروز هم خبری از وی نشده است! شاید واقعا کسی توان برخورد با این افراد را ندارد که این گونه از مقاله با آنان پرهیز می کنند.

,

باز هم مانند دفعه قبل راه خود را ادامه دادم اما این بار دیگر در این فکر نبودم که اگر اتفاق ناگواری مانند سیل و باد رخ دهد چه آسیبی به این بخش از شهر می زند، بلکه در این فکر بودم که چگونه افرادی می توانند نهایت پشت گرمی حق اکثریت را نادیده بگیرند و کسی جرات نکند به این افراد بگوید بالای چشمت ابرو است!

,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه