logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

هشدار جدی به جنبش دانشجویی ایران:

جاده صاف احزاب سیاسی نشوید؟!

جاده صاف احزاب سیاسی نشوید؟!
یک کارشناس ارشد علوم سیاسی گفت:یکی از آفتهای مهم و اساسی جنبش دانشجویی در سالهای اخیروابستگی به احزاب وجریانات سیاسی خارج از حوزه دانشگاه بوده که باعث نفوذ عناصر فرصت طلب و گروههای معارض به انقلاب اسلامی در درون آن می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از سایت خبری آوای ماغر/کریم افتخاری:از آنجاییکه، جنبش دانشجویی در ایران دهه اول انقلاب اسلامی در حرکتی مثل تسخیر لانه جاسوسی» و بحث «انقلاب فرهنگی»، نقش اساسی داشته است. در چند دهه اخیر بهره کشی مقطعی برخی احزاب که با نظام در چالش اساسی بودند این جنبش را در محاق فرو برد و کارآمدی وپتانسیل این جنبش با چالش اساسی روبرو شد  بطوریکه امیال ومطامع برخی احزاب فرصت طلب در سالهای گذشته در درون دانشگاه جز در چالش قرار دادن این جنبش با برخی نهادههای انقلاب اسلامی ومتحمل شدن ضربه به جنبش دانشجویی جز دیگری عاید آن نشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای ماغر/,

 


فلسفه وجودی جنبش دانشجویی بر افراطی گری نیست بلکه عدالت خواهی است ،اما نفوذ افرادفرصت طلب وسود جو باعث می شود این جنبش در مقطعی از مسیر خود انحراف پیدا کند.

 

جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی در در درون دانشگاه و شعارهای براندازانه و مقابله با نظام در مقاطعی، نوعی رها نمودن تیر در تاریکی بوده است؛ نبود و فقدان عقلانیت و برخورد رادیکالی و احساسی با اصل نظام باعث شد تا ناخواسته باعث غوطه ور شدن این جنبش در باتلاقی عمیق گردد که هرگز ننمی توان انتظارش را کشید؟!

جاده صا ف کن برخی جریانات سیاسی

یکی از آفتهای مهم و اساسی جنبش دانشجویی در سالهای اخیروابستگی به احزاب وجریانات سیاسی خارج از حوزه دانشگاه بود .فاصله گرفتن جنبش دانشجویی از اهداف اولیه وایدئولوژی انقلاب اسلامی ورهبری انقلاب باعث نفوذ عناصر فرصت طلب و گروههای معارض به انقلاب اسلامی در درون آن می شود؛ در عین حال عدم مشخص نمودن وجود مرز بندی با جریانات روشنفکری سکولارو لیبرال زمینه  هموار شدن نفوذ این جریانات در دانشگاه فراهم می کند.

 

این خطای استراتژیک در مقطعی بخصوص بعد از دوم خرداد 76خود را به منصه ظهور رساند وتا آنجایی پیش رفت که برخی از گروههای دانشجویی این افراد را در لیست انتخاباتی خود قرار می دهد؟! ادامه این رویه پاشنه آشیل جنبش دانشجویی را رقم زد که از اهداف وشعارهای اولیه عدول کرده و گذشته خود را در بوته فراموشی قرار داد ؟!

 

هشدار مهم نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب و پیوند با جریان روشنفکری سکولار:

جریان روشنفکری قدرت طلب و نفوذ اندیشه های لیبرال دموکراسی غرب دردوره های مختلف با بهره گیری از اندیشه های فوکویاما وپوپریسم عملا فعالیت این جنبش را در محاق فرو برد؛ نفوذ این جریان باعث شد تا نوعی بی اعتمادی در درون دانشگاه نسبت به فلسفه وجودی انجمن های اسلامی در دانشگاه به وجود آید .واندیشه های سکولار با آنکه خود را ضد دین نمی دانند  اما با تولید افکار باعث تحت الشعاع قرار دادن مذهب در درون دانشگاه شوند که استحاله فرهنگی در دانشگاه نمونه بارزی از تلاش این جریان جهت زدودن عنصر مذهب در دانشگاه است وفضا را برای کم رنگ نمودن جنبش اسلام خواهی واستکبار ستیزی جهت نفوذ تدریجی غرب فراهم می آورد.

 

نمونه بارز آن طرح شعارهای حقوق بشر در ایران ،دموکراسی به روش غربی و آزادی خواهی غربی از سوی برخی چهره های مسئله دار در درون دانشگاه می باشد. توهین به شخصیت امام حسین (ع) وپیامبر(ص) وامام زمان (عج) در نشریاتی که وزارت ارشادوقت و..به شکل قارچ وار مجوز گرفتند نمونه بارز نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب در درون دانشگاه است.  

 

این نفوذ تا آنجا پیش رفت که در برهه ای جنبش در محاق فرو رفت ودر تعارض با مبانی مرامنامه ای خود حرکت می نمود که در پیش گرفتن این رویه باعث دلسرد شدن توده های مردم از عملکرد این جنبش گردید.

فقر تئوریک دردرون جنبش دانشجویی

نبود مبانی معرفتی و فقر گفتمانی ناشی از آن وگرفتار شدن برخی از گروههای دانشجویی در بازیهای سیاسی باعث ضعیف شدن گفتمان وایدئولوژی اسلامی حاکم بر آنها گردید که در در خلاء موجود نفوذ عوامل فرصت طلب و سودجو ، باعث ایجاد ساختار بیمار گونه ای درجنبش دانشجویی گردید.

 

همچنین نبود بصیرت ،آگاهی وتحلیل جامع ودرست از وضع موجود ودرک مناسب شرایط فرهنگی وسیاسی جامعه دانشگاهی این تشکل را دچار نوعی تجدید نظر طلبی فرهنگی وبه دنبال آن را سیاسی نمود.

 

 فقدان تحلیل جامع و صحیح از شرایط سیاسی و دانشگاهی نیز خاستگاهی جز فقر تئوریک جنبش و نبود شاخصه های بصیرت بخش در فعالان جریان دانشجویی ندارد. بسیاری از خطاهای استراتژیک و کجروی های بنیادین جریان های دانشجویی دگراندیش در سال های گذشته از این عامل نشأت گرفته و تداوم آن نیز به همین دلیل است؛ از این رو علل اشتباهات راهبردی جنبش دانشجویی را باید در فقر تئوریک آن جستجو کرد.

 

در هر حال روشنفکران نتوانستند الگوی مناسب سیاست ورزی را به دانشجویان معرفی کنند و در فقدان الگوهای مناسب تعریفی دولت محورانه از سیاست ارائه شده است.

 

اگر جنبش دانشجویی بخواهد به حیات خود ادامه دهد باید بر اساس اعتقادات مذهبی که ریشه در بطن مردم دارد حرکت نماید.

 

حزب توده با آن همه حمایت خارجی با توجه به اینکه با تفکرات و اعتقادات مردم در تعارض بود نتوانست پایگاه خود را در دانشگاه حفظ نماید .
 

 

جامعه دانشجویی بداند که مشکل جامعه ما سخنرانی نیست و متینگ نیست؛مشکل جامعه ما چالشهای مبارزه با فساددر ابعاد مختلف آن و تحریمهای ظالمانه غرب و بیکاری است .

 

بنابراین جامعه دانشگاهی به جای دعوت از افراد مسئله د ار جهت سخنرانی باید همایش هایی تحت عنوان سبک زندگی اسلامی – ایرانی ،مردم سالاری دینی ،چالشهای و راهکارهای مبارزه با فساد ، راهکارهای  ایجاد و رونق اشتغال و...برگزار نماید .

 

بنابراین جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی شدن فقط دودش در چشم ملت و نوعی خود زنی جنبش دانشجویی است

.
گذشته چراغ راه آینده است، پس باید هوشیار بود، باید مواظب جریان روشنفکری قدرت طلب در دانشگاه بود .

 

بنابراین جنبش دانشجویی بداند از یک سوراخ دوبار گزیده نشود آزموده را آزمودن خطاست ؟!

 

یادداشت از:کریم افتخاری – کارشناس ارشد علوم سیاسی

 

انتهای پیام/ف

,

 


فلسفه وجودی جنبش دانشجویی بر افراطی گری نیست بلکه عدالت خواهی است ،اما نفوذ افرادفرصت طلب وسود جو باعث می شود این جنبش در مقطعی از مسیر خود انحراف پیدا کند.

 

جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی در در درون دانشگاه و شعارهای براندازانه و مقابله با نظام در مقاطعی، نوعی رها نمودن تیر در تاریکی بوده است؛ نبود و فقدان عقلانیت و برخورد رادیکالی و احساسی با اصل نظام باعث شد تا ناخواسته باعث غوطه ور شدن این جنبش در باتلاقی عمیق گردد که هرگز ننمی توان انتظارش را کشید؟!

جاده صا ف کن برخی جریانات سیاسی

یکی از آفتهای مهم و اساسی جنبش دانشجویی در سالهای اخیروابستگی به احزاب وجریانات سیاسی خارج از حوزه دانشگاه بود .فاصله گرفتن جنبش دانشجویی از اهداف اولیه وایدئولوژی انقلاب اسلامی ورهبری انقلاب باعث نفوذ عناصر فرصت طلب و گروههای معارض به انقلاب اسلامی در درون آن می شود؛ در عین حال عدم مشخص نمودن وجود مرز بندی با جریانات روشنفکری سکولارو لیبرال زمینه  هموار شدن نفوذ این جریانات در دانشگاه فراهم می کند.

 

این خطای استراتژیک در مقطعی بخصوص بعد از دوم خرداد 76خود را به منصه ظهور رساند وتا آنجایی پیش رفت که برخی از گروههای دانشجویی این افراد را در لیست انتخاباتی خود قرار می دهد؟! ادامه این رویه پاشنه آشیل جنبش دانشجویی را رقم زد که از اهداف وشعارهای اولیه عدول کرده و گذشته خود را در بوته فراموشی قرار داد ؟!

 

هشدار مهم نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب و پیوند با جریان روشنفکری سکولار:

جریان روشنفکری قدرت طلب و نفوذ اندیشه های لیبرال دموکراسی غرب دردوره های مختلف با بهره گیری از اندیشه های فوکویاما وپوپریسم عملا فعالیت این جنبش را در محاق فرو برد؛ نفوذ این جریان باعث شد تا نوعی بی اعتمادی در درون دانشگاه نسبت به فلسفه وجودی انجمن های اسلامی در دانشگاه به وجود آید .واندیشه های سکولار با آنکه خود را ضد دین نمی دانند  اما با تولید افکار باعث تحت الشعاع قرار دادن مذهب در درون دانشگاه شوند که استحاله فرهنگی در دانشگاه نمونه بارزی از تلاش این جریان جهت زدودن عنصر مذهب در دانشگاه است وفضا را برای کم رنگ نمودن جنبش اسلام خواهی واستکبار ستیزی جهت نفوذ تدریجی غرب فراهم می آورد.

 

نمونه بارز آن طرح شعارهای حقوق بشر در ایران ،دموکراسی به روش غربی و آزادی خواهی غربی از سوی برخی چهره های مسئله دار در درون دانشگاه می باشد. توهین به شخصیت امام حسین (ع) وپیامبر(ص) وامام زمان (عج) در نشریاتی که وزارت ارشادوقت و..به شکل قارچ وار مجوز گرفتند نمونه بارز نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب در درون دانشگاه است.  

 

این نفوذ تا آنجا پیش رفت که در برهه ای جنبش در محاق فرو رفت ودر تعارض با مبانی مرامنامه ای خود حرکت می نمود که در پیش گرفتن این رویه باعث دلسرد شدن توده های مردم از عملکرد این جنبش گردید.

فقر تئوریک دردرون جنبش دانشجویی

نبود مبانی معرفتی و فقر گفتمانی ناشی از آن وگرفتار شدن برخی از گروههای دانشجویی در بازیهای سیاسی باعث ضعیف شدن گفتمان وایدئولوژی اسلامی حاکم بر آنها گردید که در در خلاء موجود نفوذ عوامل فرصت طلب و سودجو ، باعث ایجاد ساختار بیمار گونه ای درجنبش دانشجویی گردید.

 

همچنین نبود بصیرت ،آگاهی وتحلیل جامع ودرست از وضع موجود ودرک مناسب شرایط فرهنگی وسیاسی جامعه دانشگاهی این تشکل را دچار نوعی تجدید نظر طلبی فرهنگی وبه دنبال آن را سیاسی نمود.

 

 فقدان تحلیل جامع و صحیح از شرایط سیاسی و دانشگاهی نیز خاستگاهی جز فقر تئوریک جنبش و نبود شاخصه های بصیرت بخش در فعالان جریان دانشجویی ندارد. بسیاری از خطاهای استراتژیک و کجروی های بنیادین جریان های دانشجویی دگراندیش در سال های گذشته از این عامل نشأت گرفته و تداوم آن نیز به همین دلیل است؛ از این رو علل اشتباهات راهبردی جنبش دانشجویی را باید در فقر تئوریک آن جستجو کرد.

 

در هر حال روشنفکران نتوانستند الگوی مناسب سیاست ورزی را به دانشجویان معرفی کنند و در فقدان الگوهای مناسب تعریفی دولت محورانه از سیاست ارائه شده است.

 

اگر جنبش دانشجویی بخواهد به حیات خود ادامه دهد باید بر اساس اعتقادات مذهبی که ریشه در بطن مردم دارد حرکت نماید.

 

حزب توده با آن همه حمایت خارجی با توجه به اینکه با تفکرات و اعتقادات مردم در تعارض بود نتوانست پایگاه خود را در دانشگاه حفظ نماید .
 

 

جامعه دانشجویی بداند که مشکل جامعه ما سخنرانی نیست و متینگ نیست؛مشکل جامعه ما چالشهای مبارزه با فساددر ابعاد مختلف آن و تحریمهای ظالمانه غرب و بیکاری است .

 

بنابراین جامعه دانشگاهی به جای دعوت از افراد مسئله د ار جهت سخنرانی باید همایش هایی تحت عنوان سبک زندگی اسلامی – ایرانی ،مردم سالاری دینی ،چالشهای و راهکارهای مبارزه با فساد ، راهکارهای  ایجاد و رونق اشتغال و...برگزار نماید .

 

بنابراین جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی شدن فقط دودش در چشم ملت و نوعی خود زنی جنبش دانشجویی است

.
گذشته چراغ راه آینده است، پس باید هوشیار بود، باید مواظب جریان روشنفکری قدرت طلب در دانشگاه بود .

 

بنابراین جنبش دانشجویی بداند از یک سوراخ دوبار گزیده نشود آزموده را آزمودن خطاست ؟!

 

یادداشت از:کریم افتخاری – کارشناس ارشد علوم سیاسی

 

انتهای پیام/ف

,

 


فلسفه وجودی جنبش دانشجویی بر افراطی گری نیست بلکه عدالت خواهی است ،اما نفوذ افرادفرصت طلب وسود جو باعث می شود این جنبش در مقطعی از مسیر خود انحراف پیدا کند.

 

جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی در در درون دانشگاه و شعارهای براندازانه و مقابله با نظام در مقاطعی، نوعی رها نمودن تیر در تاریکی بوده است؛ نبود و فقدان عقلانیت و برخورد رادیکالی و احساسی با اصل نظام باعث شد تا ناخواسته باعث غوطه ور شدن این جنبش در باتلاقی عمیق گردد که هرگز ننمی توان انتظارش را کشید؟!

جاده صا ف کن برخی جریانات سیاسی

یکی از آفتهای مهم و اساسی جنبش دانشجویی در سالهای اخیروابستگی به احزاب وجریانات سیاسی خارج از حوزه دانشگاه بود .فاصله گرفتن جنبش دانشجویی از اهداف اولیه وایدئولوژی انقلاب اسلامی ورهبری انقلاب باعث نفوذ عناصر فرصت طلب و گروههای معارض به انقلاب اسلامی در درون آن می شود؛ در عین حال عدم مشخص نمودن وجود مرز بندی با جریانات روشنفکری سکولارو لیبرال زمینه  هموار شدن نفوذ این جریانات در دانشگاه فراهم می کند.

 

این خطای استراتژیک در مقطعی بخصوص بعد از دوم خرداد 76خود را به منصه ظهور رساند وتا آنجایی پیش رفت که برخی از گروههای دانشجویی این افراد را در لیست انتخاباتی خود قرار می دهد؟! ادامه این رویه پاشنه آشیل جنبش دانشجویی را رقم زد که از اهداف وشعارهای اولیه عدول کرده و گذشته خود را در بوته فراموشی قرار داد ؟!

 

هشدار مهم نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب و پیوند با جریان روشنفکری سکولار:

جریان روشنفکری قدرت طلب و نفوذ اندیشه های لیبرال دموکراسی غرب دردوره های مختلف با بهره گیری از اندیشه های فوکویاما وپوپریسم عملا فعالیت این جنبش را در محاق فرو برد؛ نفوذ این جریان باعث شد تا نوعی بی اعتمادی در درون دانشگاه نسبت به فلسفه وجودی انجمن های اسلامی در دانشگاه به وجود آید .واندیشه های سکولار با آنکه خود را ضد دین نمی دانند  اما با تولید افکار باعث تحت الشعاع قرار دادن مذهب در درون دانشگاه شوند که استحاله فرهنگی در دانشگاه نمونه بارزی از تلاش این جریان جهت زدودن عنصر مذهب در دانشگاه است وفضا را برای کم رنگ نمودن جنبش اسلام خواهی واستکبار ستیزی جهت نفوذ تدریجی غرب فراهم می آورد.

 

نمونه بارز آن طرح شعارهای حقوق بشر در ایران ،دموکراسی به روش غربی و آزادی خواهی غربی از سوی برخی چهره های مسئله دار در درون دانشگاه می باشد. توهین به شخصیت امام حسین (ع) وپیامبر(ص) وامام زمان (عج) در نشریاتی که وزارت ارشادوقت و..به شکل قارچ وار مجوز گرفتند نمونه بارز نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب در درون دانشگاه است.  

 

این نفوذ تا آنجا پیش رفت که در برهه ای جنبش در محاق فرو رفت ودر تعارض با مبانی مرامنامه ای خود حرکت می نمود که در پیش گرفتن این رویه باعث دلسرد شدن توده های مردم از عملکرد این جنبش گردید.

فقر تئوریک دردرون جنبش دانشجویی

نبود مبانی معرفتی و فقر گفتمانی ناشی از آن وگرفتار شدن برخی از گروههای دانشجویی در بازیهای سیاسی باعث ضعیف شدن گفتمان وایدئولوژی اسلامی حاکم بر آنها گردید که در در خلاء موجود نفوذ عوامل فرصت طلب و سودجو ، باعث ایجاد ساختار بیمار گونه ای درجنبش دانشجویی گردید.

 

همچنین نبود بصیرت ،آگاهی وتحلیل جامع ودرست از وضع موجود ودرک مناسب شرایط فرهنگی وسیاسی جامعه دانشگاهی این تشکل را دچار نوعی تجدید نظر طلبی فرهنگی وبه دنبال آن را سیاسی نمود.

 

 فقدان تحلیل جامع و صحیح از شرایط سیاسی و دانشگاهی نیز خاستگاهی جز فقر تئوریک جنبش و نبود شاخصه های بصیرت بخش در فعالان جریان دانشجویی ندارد. بسیاری از خطاهای استراتژیک و کجروی های بنیادین جریان های دانشجویی دگراندیش در سال های گذشته از این عامل نشأت گرفته و تداوم آن نیز به همین دلیل است؛ از این رو علل اشتباهات راهبردی جنبش دانشجویی را باید در فقر تئوریک آن جستجو کرد.

 

در هر حال روشنفکران نتوانستند الگوی مناسب سیاست ورزی را به دانشجویان معرفی کنند و در فقدان الگوهای مناسب تعریفی دولت محورانه از سیاست ارائه شده است.

 

اگر جنبش دانشجویی بخواهد به حیات خود ادامه دهد باید بر اساس اعتقادات مذهبی که ریشه در بطن مردم دارد حرکت نماید.

 

حزب توده با آن همه حمایت خارجی با توجه به اینکه با تفکرات و اعتقادات مردم در تعارض بود نتوانست پایگاه خود را در دانشگاه حفظ نماید .
 

 

جامعه دانشجویی بداند که مشکل جامعه ما سخنرانی نیست و متینگ نیست؛مشکل جامعه ما چالشهای مبارزه با فساددر ابعاد مختلف آن و تحریمهای ظالمانه غرب و بیکاری است .

 

بنابراین جامعه دانشگاهی به جای دعوت از افراد مسئله د ار جهت سخنرانی باید همایش هایی تحت عنوان سبک زندگی اسلامی – ایرانی ،مردم سالاری دینی ،چالشهای و راهکارهای مبارزه با فساد ، راهکارهای  ایجاد و رونق اشتغال و...برگزار نماید .

 

بنابراین جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی شدن فقط دودش در چشم ملت و نوعی خود زنی جنبش دانشجویی است

.
گذشته چراغ راه آینده است، پس باید هوشیار بود، باید مواظب جریان روشنفکری قدرت طلب در دانشگاه بود .

 

بنابراین جنبش دانشجویی بداند از یک سوراخ دوبار گزیده نشود آزموده را آزمودن خطاست ؟!

 

یادداشت از:کریم افتخاری – کارشناس ارشد علوم سیاسی

 

انتهای پیام/ف

,

 


فلسفه وجودی جنبش دانشجویی بر افراطی گری نیست بلکه عدالت خواهی است ،اما نفوذ افرادفرصت طلب وسود جو باعث می شود این جنبش در مقطعی از مسیر خود انحراف پیدا کند.

 

جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی در در درون دانشگاه و شعارهای براندازانه و مقابله با نظام در مقاطعی، نوعی رها نمودن تیر در تاریکی بوده است؛ نبود و فقدان عقلانیت و برخورد رادیکالی و احساسی با اصل نظام باعث شد تا ناخواسته باعث غوطه ور شدن این جنبش در باتلاقی عمیق گردد که هرگز ننمی توان انتظارش را کشید؟!

جاده صا ف کن برخی جریانات سیاسی

یکی از آفتهای مهم و اساسی جنبش دانشجویی در سالهای اخیروابستگی به احزاب وجریانات سیاسی خارج از حوزه دانشگاه بود .فاصله گرفتن جنبش دانشجویی از اهداف اولیه وایدئولوژی انقلاب اسلامی ورهبری انقلاب باعث نفوذ عناصر فرصت طلب و گروههای معارض به انقلاب اسلامی در درون آن می شود؛ در عین حال عدم مشخص نمودن وجود مرز بندی با جریانات روشنفکری سکولارو لیبرال زمینه  هموار شدن نفوذ این جریانات در دانشگاه فراهم می کند.

 

این خطای استراتژیک در مقطعی بخصوص بعد از دوم خرداد 76خود را به منصه ظهور رساند وتا آنجایی پیش رفت که برخی از گروههای دانشجویی این افراد را در لیست انتخاباتی خود قرار می دهد؟! ادامه این رویه پاشنه آشیل جنبش دانشجویی را رقم زد که از اهداف وشعارهای اولیه عدول کرده و گذشته خود را در بوته فراموشی قرار داد ؟!

 

هشدار مهم نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب و پیوند با جریان روشنفکری سکولار:

جریان روشنفکری قدرت طلب و نفوذ اندیشه های لیبرال دموکراسی غرب دردوره های مختلف با بهره گیری از اندیشه های فوکویاما وپوپریسم عملا فعالیت این جنبش را در محاق فرو برد؛ نفوذ این جریان باعث شد تا نوعی بی اعتمادی در درون دانشگاه نسبت به فلسفه وجودی انجمن های اسلامی در دانشگاه به وجود آید .واندیشه های سکولار با آنکه خود را ضد دین نمی دانند  اما با تولید افکار باعث تحت الشعاع قرار دادن مذهب در درون دانشگاه شوند که استحاله فرهنگی در دانشگاه نمونه بارزی از تلاش این جریان جهت زدودن عنصر مذهب در دانشگاه است وفضا را برای کم رنگ نمودن جنبش اسلام خواهی واستکبار ستیزی جهت نفوذ تدریجی غرب فراهم می آورد.

 

نمونه بارز آن طرح شعارهای حقوق بشر در ایران ،دموکراسی به روش غربی و آزادی خواهی غربی از سوی برخی چهره های مسئله دار در درون دانشگاه می باشد. توهین به شخصیت امام حسین (ع) وپیامبر(ص) وامام زمان (عج) در نشریاتی که وزارت ارشادوقت و..به شکل قارچ وار مجوز گرفتند نمونه بارز نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب در درون دانشگاه است.  

 

این نفوذ تا آنجا پیش رفت که در برهه ای جنبش در محاق فرو رفت ودر تعارض با مبانی مرامنامه ای خود حرکت می نمود که در پیش گرفتن این رویه باعث دلسرد شدن توده های مردم از عملکرد این جنبش گردید.

فقر تئوریک دردرون جنبش دانشجویی

نبود مبانی معرفتی و فقر گفتمانی ناشی از آن وگرفتار شدن برخی از گروههای دانشجویی در بازیهای سیاسی باعث ضعیف شدن گفتمان وایدئولوژی اسلامی حاکم بر آنها گردید که در در خلاء موجود نفوذ عوامل فرصت طلب و سودجو ، باعث ایجاد ساختار بیمار گونه ای درجنبش دانشجویی گردید.

 

همچنین نبود بصیرت ،آگاهی وتحلیل جامع ودرست از وضع موجود ودرک مناسب شرایط فرهنگی وسیاسی جامعه دانشگاهی این تشکل را دچار نوعی تجدید نظر طلبی فرهنگی وبه دنبال آن را سیاسی نمود.

 

 فقدان تحلیل جامع و صحیح از شرایط سیاسی و دانشگاهی نیز خاستگاهی جز فقر تئوریک جنبش و نبود شاخصه های بصیرت بخش در فعالان جریان دانشجویی ندارد. بسیاری از خطاهای استراتژیک و کجروی های بنیادین جریان های دانشجویی دگراندیش در سال های گذشته از این عامل نشأت گرفته و تداوم آن نیز به همین دلیل است؛ از این رو علل اشتباهات راهبردی جنبش دانشجویی را باید در فقر تئوریک آن جستجو کرد.

 

در هر حال روشنفکران نتوانستند الگوی مناسب سیاست ورزی را به دانشجویان معرفی کنند و در فقدان الگوهای مناسب تعریفی دولت محورانه از سیاست ارائه شده است.

 

اگر جنبش دانشجویی بخواهد به حیات خود ادامه دهد باید بر اساس اعتقادات مذهبی که ریشه در بطن مردم دارد حرکت نماید.

 

حزب توده با آن همه حمایت خارجی با توجه به اینکه با تفکرات و اعتقادات مردم در تعارض بود نتوانست پایگاه خود را در دانشگاه حفظ نماید .
 

 

جامعه دانشجویی بداند که مشکل جامعه ما سخنرانی نیست و متینگ نیست؛مشکل جامعه ما چالشهای مبارزه با فساددر ابعاد مختلف آن و تحریمهای ظالمانه غرب و بیکاری است .

 

بنابراین جامعه دانشگاهی به جای دعوت از افراد مسئله د ار جهت سخنرانی باید همایش هایی تحت عنوان سبک زندگی اسلامی – ایرانی ،مردم سالاری دینی ،چالشهای و راهکارهای مبارزه با فساد ، راهکارهای  ایجاد و رونق اشتغال و...برگزار نماید .

 

بنابراین جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی شدن فقط دودش در چشم ملت و نوعی خود زنی جنبش دانشجویی است

.
گذشته چراغ راه آینده است، پس باید هوشیار بود، باید مواظب جریان روشنفکری قدرت طلب در دانشگاه بود .

 

بنابراین جنبش دانشجویی بداند از یک سوراخ دوبار گزیده نشود آزموده را آزمودن خطاست ؟!

 

یادداشت از:کریم افتخاری – کارشناس ارشد علوم سیاسی

 

انتهای پیام/ف

,

 

,


فلسفه وجودی جنبش دانشجویی بر افراطی گری نیست بلکه عدالت خواهی است ،اما نفوذ افرادفرصت طلب وسود جو باعث می شود این جنبش در مقطعی از مسیر خود انحراف پیدا کند.

,
,

 

,

جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی در در درون دانشگاه و شعارهای براندازانه و مقابله با نظام در مقاطعی، نوعی رها نمودن تیر در تاریکی بوده است؛ نبود و فقدان عقلانیت و برخورد رادیکالی و احساسی با اصل نظام باعث شد تا ناخواسته باعث غوطه ور شدن این جنبش در باتلاقی عمیق گردد که هرگز ننمی توان انتظارش را کشید؟!

,

جاده صا ف کن برخی جریانات سیاسی

,

یکی از آفتهای مهم و اساسی جنبش دانشجویی در سالهای اخیروابستگی به احزاب وجریانات سیاسی خارج از حوزه دانشگاه بود .فاصله گرفتن جنبش دانشجویی از اهداف اولیه وایدئولوژی انقلاب اسلامی ورهبری انقلاب باعث نفوذ عناصر فرصت طلب و گروههای معارض به انقلاب اسلامی در درون آن می شود؛ در عین حال عدم مشخص نمودن وجود مرز بندی با جریانات روشنفکری سکولارو لیبرال زمینه  هموار شدن نفوذ این جریانات در دانشگاه فراهم می کند.

,

 

,

این خطای استراتژیک در مقطعی بخصوص بعد از دوم خرداد 76خود را به منصه ظهور رساند وتا آنجایی پیش رفت که برخی از گروههای دانشجویی این افراد را در لیست انتخاباتی خود قرار می دهد؟! ادامه این رویه پاشنه آشیل جنبش دانشجویی را رقم زد که از اهداف وشعارهای اولیه عدول کرده و گذشته خود را در بوته فراموشی قرار داد ؟!

,

 

,

هشدار مهم نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب و پیوند با جریان روشنفکری سکولار:

,

جریان روشنفکری قدرت طلب و نفوذ اندیشه های لیبرال دموکراسی غرب دردوره های مختلف با بهره گیری از اندیشه های فوکویاما وپوپریسم عملا فعالیت این جنبش را در محاق فرو برد؛ نفوذ این جریان باعث شد تا نوعی بی اعتمادی در درون دانشگاه نسبت به فلسفه وجودی انجمن های اسلامی در دانشگاه به وجود آید .واندیشه های سکولار با آنکه خود را ضد دین نمی دانند  اما با تولید افکار باعث تحت الشعاع قرار دادن مذهب در درون دانشگاه شوند که استحاله فرهنگی در دانشگاه نمونه بارزی از تلاش این جریان جهت زدودن عنصر مذهب در دانشگاه است وفضا را برای کم رنگ نمودن جنبش اسلام خواهی واستکبار ستیزی جهت نفوذ تدریجی غرب فراهم می آورد.

,

 

,

نمونه بارز آن طرح شعارهای حقوق بشر در ایران ،دموکراسی به روش غربی و آزادی خواهی غربی از سوی برخی چهره های مسئله دار در درون دانشگاه می باشد. توهین به شخصیت امام حسین (ع) وپیامبر(ص) وامام زمان (عج) در نشریاتی که وزارت ارشادوقت و..به شکل قارچ وار مجوز گرفتند نمونه بارز نفوذ جریان روشنفکری قدرت طلب در درون دانشگاه است.  

,

 

,

این نفوذ تا آنجا پیش رفت که در برهه ای جنبش در محاق فرو رفت ودر تعارض با مبانی مرامنامه ای خود حرکت می نمود که در پیش گرفتن این رویه باعث دلسرد شدن توده های مردم از عملکرد این جنبش گردید.

,

فقر تئوریک دردرون جنبش دانشجویی

,

نبود مبانی معرفتی و فقر گفتمانی ناشی از آن وگرفتار شدن برخی از گروههای دانشجویی در بازیهای سیاسی باعث ضعیف شدن گفتمان وایدئولوژی اسلامی حاکم بر آنها گردید که در در خلاء موجود نفوذ عوامل فرصت طلب و سودجو ، باعث ایجاد ساختار بیمار گونه ای درجنبش دانشجویی گردید.

,

 

,

همچنین نبود بصیرت ،آگاهی وتحلیل جامع ودرست از وضع موجود ودرک مناسب شرایط فرهنگی وسیاسی جامعه دانشگاهی این تشکل را دچار نوعی تجدید نظر طلبی فرهنگی وبه دنبال آن را سیاسی نمود.

,

 

,

 فقدان تحلیل جامع و صحیح از شرایط سیاسی و دانشگاهی نیز خاستگاهی جز فقر تئوریک جنبش و نبود شاخصه های بصیرت بخش در فعالان جریان دانشجویی ندارد. بسیاری از خطاهای استراتژیک و کجروی های بنیادین جریان های دانشجویی دگراندیش در سال های گذشته از این عامل نشأت گرفته و تداوم آن نیز به همین دلیل است؛ از این رو علل اشتباهات راهبردی جنبش دانشجویی را باید در فقر تئوریک آن جستجو کرد.

,

 

,

در هر حال روشنفکران نتوانستند الگوی مناسب سیاست ورزی را به دانشجویان معرفی کنند و در فقدان الگوهای مناسب تعریفی دولت محورانه از سیاست ارائه شده است.

,

 

,

اگر جنبش دانشجویی بخواهد به حیات خود ادامه دهد باید بر اساس اعتقادات مذهبی که ریشه در بطن مردم دارد حرکت نماید.

,

 

,

حزب توده با آن همه حمایت خارجی با توجه به اینکه با تفکرات و اعتقادات مردم در تعارض بود نتوانست پایگاه خود را در دانشگاه حفظ نماید .
 

,
,

 

,

جامعه دانشجویی بداند که مشکل جامعه ما سخنرانی نیست و متینگ نیست؛مشکل جامعه ما چالشهای مبارزه با فساددر ابعاد مختلف آن و تحریمهای ظالمانه غرب و بیکاری است .

,

 

,

بنابراین جامعه دانشگاهی به جای دعوت از افراد مسئله د ار جهت سخنرانی باید همایش هایی تحت عنوان سبک زندگی اسلامی – ایرانی ،مردم سالاری دینی ،چالشهای و راهکارهای مبارزه با فساد ، راهکارهای  ایجاد و رونق اشتغال و...برگزار نماید .

,

 

,

بنابراین جاده صاف کن برخی جریانات سیاسی شدن فقط دودش در چشم ملت و نوعی خود زنی جنبش دانشجویی است

,

.
گذشته چراغ راه آینده است، پس باید هوشیار بود، باید مواظب جریان روشنفکری قدرت طلب در دانشگاه بود .

,
,

 

,

بنابراین جنبش دانشجویی بداند از یک سوراخ دوبار گزیده نشود آزموده را آزمودن خطاست ؟!

,

 

,

یادداشت از:کریم افتخاری – کارشناس ارشد علوم سیاسی

,

 

,

انتهای پیام/ف

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه