logo
جمعه 01 آبان 1405 | جمعه 23 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

یادی از خبرنگار شهید حاج مسعود جان نثاری

شهیدی که گزارش هایش را با یاعلی به پایان می رسانید

شهیدی که گزارش هایش را با یاعلی به پایان می رسانید
حاج مسعود جان نثاری در مرداد ۱۳۵۷،در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش غلام علی، فرش فروش بود و مادرش زهرا نام داشت. خبرنگار شبکه قرآن و جوان صدا و سیمای تهران بود. پنجم آذر ۱۳۸۴،در تهران بر اثر سانحه هوایی سقوط هواپیمای c130 شهید شد. مزار او در باغ رضوان زادگاهش واقع است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از ندای اصفهان، شهید مسعود جان نثاری فرزند پنجم خانواده بود. در سال ۵۷ در محله لادان اصفهان به دنیا آمد. آرام و مظلوم بود. در سن ۵ سالگی در جوی آبی که در نزدیکی منزلشان بوده می افتد و مادر پس از مطلع شدن به امام رضا(ع) متوسل می گردد و مسعود نجات می یابد. حس کنجکاوی بالایی داشت و نوع بازی هایی که می کرد بیشتر فکری بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,

در مدرسه به کارهای فرهنگی مشغول بود و چند لوح تقدیر دریافت نمود، تابستان ها کمک پدرش کشاورزی می کرد و می گفت: حضرت علی(ع) خودشان کارهای مزرعه شان را انجام می دادند. به گزارشگری علاقه زیادی داشت و ابتدا در رادیو جوان اصفهان و بعد عاشق و شیفته رادیو قرآن شد و به تهران عزیمت نمود ودر منزل خانمی که کسی را نداشت سکونت پیدا نمود. همیشه گزارش هایش را با اللهم عجل لولیک الفرج آغاز و با یاعلی به پایان می رسانید.

,

خیلی هدیه دادن را دوست داشت. از درآمدی که داشت برای نوعروسان نیازمند فرش خریداری کرده بود و پس از شهادتش این مسئله مشخص شد، وقتی زلزلۀ بم اتفاق افتاد درحال مصاحبه بود که ناگهان می بیند خاک ها تکان می خورد، بلافاصله به طرف آن محل می دود و دختر بچه ای را از زیر خاک نجات می دهد و روزنامه ها می نویسند گزارشگری که امدادگر شد. بعدها که آن دختر بچه خبر شهادت آقا مسعود را می شنود ۳ روز روزه می گیرد.

,

 

,

هیچ وقت بدون وضو نه می خوابید و نه غذا می خورد به نوعی دائم الوضو بود و آن را نور می دانست. علاقۀ خاصی به رادیو قرآن داشت و بی علاقه به موسیقی و آهنگ و ترانه. علاقه به مناجات و مناجات نامه داشت. مادرش می گفت گریه مسعود را تنها در مناجات با خدا دیده بودم. به حیوانات و گیاهان علاقه داشت و آزارش به مورچه هم نمی رسید. در صداوسیما قرض الحسنه کوچکی راه اندازی کرده بود، این کار را نیکو و باعث وسعت رزق می دانست.

,

مسعود دائم این شعر را زمزمه می کرد: «مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک، چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم»، گویی واقعا دنیا برایش هیچ بود. افسوس می خورد که چرا در زمان جنگ نمی توانسته به جبهه برود. چند روز قبل از شهادتش با صاحب خانه اش تسویه حساب می کند و حلالیت می طلبد، یکی از همکارانش می گوید: ۳ روز قبل از شهادت گفته بود در عالم رویا سیدی نورانی را دیدم که گفته تا ۳ روز دیگر منتظر شما هستم.

,

مادر شهید می گوید صبح روز واقعه تماس گرفت و گفت: می خواهیم پرواز کنیم می خواستم صدایتان را بشنوم و بالاخره در هواپیمایی که جهت شرکت در رزمایش ارتش به سمت چابهار می رفت، دچار نقص فنی شده و پس از سقوط هواپیما به شهادت می رسد. او در کشورهای مختلف ازجمله عربستان، عراق و سوریه جهت گزارشگری حضور پیدا نمود و با لحن زیبایش یاد و خاطره اش را جاودانه نمود.روحش شاد.

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه