logo
جمعه 01 آبان 1405 | جمعه 23 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

در گفت و‌گو با یک غواص آزاده دفاع مقدس مطرح شد؛

روزی که مرده‌ها زنده شدند!

روزی که مرده‌ها زنده شدند!
محمد سلطانی، یکی آزادگان و از همرزمان شهدای غواص در مورد روز ورودش به کشور گفت: به نظر من آن روز، روزی بود که مرده‌ها زنده شدند! واقعا همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، محمد سلطانی مهد، آزاده کشورمان از عملیات کربلای 4 و نحوه اسارت خود چنین گفت: در 4 دی ماه  65 درعملیات کربلای 4، که عملیات بسیار مهمی برای رزمندگان به شمار می رفت  متاسفانه به واسطه ستون پنجم دشمن (جاسوس) عملیات ما لو رفت و پیروزی عملیات حاصل نشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

انتهای پیام/خ

,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

انتهای پیام/خ

,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

انتهای پیام/خ

,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

انتهای پیام/خ

,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

,

, ,

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

,

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

,

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

,

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

,

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

,

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

,

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

,

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

,

انتهای پیام/خ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه