logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  2. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  3. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  4. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  5. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  6. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  7. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  8. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  9. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  10. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  11. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  12. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  13. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  14. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  15. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  16. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  17. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  18. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  19. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  20. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد

ما همه خادم الحسینیم

متفاوت ترین هیات عزاداری در یاسوج + تصاویر

متفاوت ترین هیات عزاداری در یاسوج + تصاویر
از ماشین پیاده می شوم. بار اولم نیست، تقریبا هر روز برای رسیدن به مسجد باید از همین پله ها بالا بروم؛ اما این بار فرق می کند. شب است، هوا به سردی می زند و نوایی محزون با باد به گوشم می رسد. از پله ها که بالا می روم نوا واضح تر می شود و حزنش بیشتر.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس، از ماشین پیاده می شوم. بار اولم نیست، تقریبا هر روز برای رسیدن به مسجد باید از همین پله ها بالا بروم؛ اما این بار فرق می کند. شب است، هوا به سردی می زند و نوایی محزون با باد به گوشم می رسد. از پله ها که بالا می روم نوا واضح تر می شود و حزنش بیشتر. حالا خیمه سیاه و گهواره بچه و رود پرخونی که از خیمه سرچشمه می گیرد به چشمم می آید. پله ها را می شمارم! نود و هشت، نود و نه، صد... حالا کنار خیمه ام و گهواره. نوا دیگر با باد به گوشم نمی رسد! مستقیم در گوشم است. زمزمه نیست که فریاد غم است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح زاگرس, صبح زاگرس, صبح زاگرس,

بچه های هیئت در رفت و آمدند. یکی مشغول خیمه ای است که باد شدید عصر کمی جابه جایش کرده، دو نفر روی پله ها نشسته اند. سه نفری حلقه بسته اند و آخرین هماهنگی هایشان را برای برنامه امشب انجام می دهند. دو نفر فیلم و عکس می گیرند برای مستندشان.  بقیه مدام می روند و می آیند، می دوند و آرام می شوند. آرام می روند و بعد می دوند. یک ساعتی مانده به مراسم! شب چهارم است. نمی دانم چرا ولی از این بالا بیشتر می توان غربت را حس کرد. باد بوی غربت را با خود به شهر می برد یقینا.

مسجد انقلابی....

نمایشگاه عکس و پوستر کنار مسجد به چشم می آید. تصاویر و پوسترها سیاسی اند. دانشجویی که کنارشان ایستاده می گوید عزاداری های ما هم سیاسی است. «ما به هیئت سکولار اعتقادی نداریم، برای همین بصیرت بخشی سیاسی یکی از وظایف ما در هیئات مذهبی است. انقلاب ما ریشه در همین هیئات و عزاداری برای امام حسین دارد.» کنار نمایشگاه عکس چندین جلد کتاب و مجله در آغوش میز آبی رنگ آرام گرفته اند. مسئولشان می گوید فروشی اند. «خب به هر حال هیئت دانشجویی باید فرقی با بقیه هیئات داشته باشد.» با خنده می گوید و در حالی که مشغول چیدن بقیه کتاب هاست. موضوع اکثرشان عاشورا و قیام امام حسین است. «آشنایی با مبانی قیام امام حسین و فلسفه حرکت ایشان به نظرم یکی از ضروری ترین نیازهای شیعیان و بالاخص دانشجویان است. چرا که آشنایی با این فضا می تواند فهم بیانات امام خمینی که مبین نسبت انقلاب اسلامی با قیام حسینی است را برای ما ممکن کند.» حسینی از فعالین فرهنگی است و می گوید با همکاری پاتوق کتاب این نمایشگاه کوچک کتاب را در این محیط برپا کرده ایم. از کتاب ها دور و وارد حسینیه می شوم. تا می نشینم دسته اول دانشجوها وارد می شوند. سرویس پیاده شان کرده برای همین دسته دسته وارد می شوند. پر شور و پر انرژی. امسال برای اولین بار مراسم دهه اول محرم به صورت استانی و به میزبانی دانشگاه یاسوج برگزار می شود. هیئت جامع دانشگاهی امسال کلید خورده است.

فهم ما از عزاداری

امینی دانشجوی ترم سه دانشگاه علمی کاربردی است، با هیجان حرف می زند. «اولین بار است که در این مراسم شرکت می کنم. به نظرم واقعا باشکوه است، پرانرژی و با طراوت.» امینی حضور همه دانشجویان استان در این مراسم را عامل طراوت و انرژی مراسم می داند. «به نظرم کار واقعا مثبتی است. این حضور پرشور فهم ما را از حقیقت عزاداری برای امام حسین ارتقا می بخشد. واقعا روی خود من تاثیر مثبت داشته.»

هر لحظه بر تعداد دانشجویان اضافه می شود. از دانشگاه های مختلف اند. پیام نور، علمی کاربردی، دانشکده فنی، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه آزاد. هرکدام از بچه ها دسته دسته وارد می شوند. هرکس سعی می کند برای دوستش جا بگیرد تا کنار هم باشند. محمدی دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور است. او می گوید سال گذشته هم در مراسم دانشگاه حضور داشته. «امسال اما جور دیگری است و واقعا از نظر کیفی رشد کرده. مراسم امسال بسیار شلوغ تر است و شور خاصی در آن موج می زند.» او از تجمع دانشگاهیان در یک هیئت واحد احساس رضایت می کند. «اینطور ما می توانیم با دانشجویان دانشگاه های دیگر هم آشنا شویم. این یک فرصت فوق العاده است.»

ما همه خادم الحسینیم

مسئولین جلسه به بچه ها کمک می کنند تا منظم بنشینند و دیگرانی که هنوز نیامده اند با مشکل جا مواجه نشوند. بعضی از بچه ها مشغول توزیع نشریه و بروشور هستند. همه بروشورها به موضوع کربلا و قیام حسینی پرداخته اند. انگار اینجا هیچ چیزی رنگ و بو ندارد مگر حسین. نورالدینی دانشجوی ترم پنج دانشگاه آزاد است. «سال گذشته در مراسم دانشگاه خودمان حضور داشتم، اما حقیقتا شور امسال را نداشت. این جمعیت از دانشگاه های مختلف واقعا فضا را دگرگون کرده است. انگار شور و شعور با هم در آمیخته باشد، آدم همچین حسی دارد.» او درآمیختگی شور و شعور را ویژگی خاص هیئات دانشجویی می داند. دسته های بعدی که می آیند یکی از دانشجویان زیارت عاشورا را قرائت میکند. حالا مسئولین در حال توزیع کتابچه دعا و مفاتیح الجنان اند. بعضی از دانشجوها به کمکشان می روند، برای خدمت در هیئت عزای امام شهیدشان می ایستدند. حالا به قول معروف توی مسجد جای سوزن انداختن نیست. سقاها دست به کار شده اند. دانشجویان با دیدن پارچ های آب به سمت مسئولین می روند تا کمکی بکنند و به عزاداران حسینی آب برسانند. اینجا همه مسئول هیئت اند، اینجا همه حسینی اند.

«به هر حال خدمت به امام حسین زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و غیردانشجو نمی شناسد. همه ما خادم الحسینیم.» به ظاهرش نمی خورد اهل این حرف ها باشد. اما در تمام این شب ها به مسئولین کمک کرده. او خودش را خادم الحسین می داند و این یعنی حسین ارزش مشترک همه افکار و تیپ ها و عقاید است.

خانواده پروانه ها

بچه ها وسط جمعیت می چرخند. بعضی ها با هم بازی می کنند و بعضی ها تنهایی! صدای گریه بعضی ها هم که علامت حضورشان است. از مادر یکیشان می پرسم برای چه به هیئت دانشگاه آمده. «تعریف مراسم یکی دوشب پیش دانشگاه را شنیدیم تصمیم گرفتیم به اینجا بیاییم. نظم مراسم و جمعیت حاضر در آن واقعا قابل توجه است. هیئات سطح شهر معمولا به این مرتبی و پرشوری نیستند.» یکی از خانم های کارمند دانشگاه کنارش نشسته. باید تعریف مراسم را از او شنیده باشد. خانم کارمند با لبخند به من نگاه می کند و در تکمیل حرف دوستش می گوید مراسم دانشگاه باید فرقی با بقیه داشته باشد. «معمولا بهترین و عمیق ترین مراسمات در دانشگاه ها برگزار می شود و امسال داریم به آن فضای ایده آل نزدیک می شویم. این واقعا گام مهمی است در مسیر تعمیق باورهای حسینی.» حالا بچه هایشان کنار ما نشسته اند و به حرف هایمان گوش می دهند. نمی دانم چقدر از حرف هایمان را می فهمند! من که می روم آنها هم می روند پی بازی و سر و صدایشان. به نظرم صدای بچه ها نفس روضه است. آدم یاد سه ساله و شش ماهه....!

اساتید و دانشجویان سر کلاس عاشورا

اینجا استاد و دانشجو کنار هم نشسته اند. هردو روی یک میز و نیمکت، میز و نیمکت کلاس امام حسین و عاشورا. فرصتی استثنایی جهت رشد هردو.

زیارت عاشورا که تمام می شود نوبت سخنرانی است. حجت الاسلام قاسم مقدم از فلسفه قیام امام حسین و ضرورت امربه معروف و نهی از منکر سخن می گوید. نیاز امروز جامعه بشری! مداحی که شروع می شود شور مجلس اوج می گیرد. نام امام حسن مجلس را غریب تر و پرشور تر می کند. نام امام حسن همه را به کوچه بنی هاشم می برد و از آنجا به کوچه بنی انقلاب. توی کوچه بنی انقلاب نام شهید احمدی روشن و شهید چمران و شهید تهرانی می درخشد، وسط مداحی مداح اهل بیت نام شهدای بنی انقلاب هم گل می کند. مگر می شود توی هیئت دانشجوی انقلابی از انقلاب نخواند؟

بلند می شوم. از پله های حسینیه پائین می روم. حالا غذای نذری امام حسین می چسبد! دانشجوها از سفره امام حسین روزی امشبشان را می گیرند و راهی خوابگاه و خانه می شوند. از بالای صد پله مسجد الغدیر به شهر نگاه می کنم. چراغ هایش را روشن کرده، وسط سیاهی و به آسمان می نگرد. انگار به آسمان التماس می کند، شهر این روزها واقعا به آسمان التماس می کند.

انتهای پیام/200

,

بچه های هیئت در رفت و آمدند. یکی مشغول خیمه ای است که باد شدید عصر کمی جابه جایش کرده، دو نفر روی پله ها نشسته اند. سه نفری حلقه بسته اند و آخرین هماهنگی هایشان را برای برنامه امشب انجام می دهند. دو نفر فیلم و عکس می گیرند برای مستندشان.  بقیه مدام می روند و می آیند، می دوند و آرام می شوند. آرام می روند و بعد می دوند. یک ساعتی مانده به مراسم! شب چهارم است. نمی دانم چرا ولی از این بالا بیشتر می توان غربت را حس کرد. باد بوی غربت را با خود به شهر می برد یقینا.

مسجد انقلابی....

نمایشگاه عکس و پوستر کنار مسجد به چشم می آید. تصاویر و پوسترها سیاسی اند. دانشجویی که کنارشان ایستاده می گوید عزاداری های ما هم سیاسی است. «ما به هیئت سکولار اعتقادی نداریم، برای همین بصیرت بخشی سیاسی یکی از وظایف ما در هیئات مذهبی است. انقلاب ما ریشه در همین هیئات و عزاداری برای امام حسین دارد.» کنار نمایشگاه عکس چندین جلد کتاب و مجله در آغوش میز آبی رنگ آرام گرفته اند. مسئولشان می گوید فروشی اند. «خب به هر حال هیئت دانشجویی باید فرقی با بقیه هیئات داشته باشد.» با خنده می گوید و در حالی که مشغول چیدن بقیه کتاب هاست. موضوع اکثرشان عاشورا و قیام امام حسین است. «آشنایی با مبانی قیام امام حسین و فلسفه حرکت ایشان به نظرم یکی از ضروری ترین نیازهای شیعیان و بالاخص دانشجویان است. چرا که آشنایی با این فضا می تواند فهم بیانات امام خمینی که مبین نسبت انقلاب اسلامی با قیام حسینی است را برای ما ممکن کند.» حسینی از فعالین فرهنگی است و می گوید با همکاری پاتوق کتاب این نمایشگاه کوچک کتاب را در این محیط برپا کرده ایم. از کتاب ها دور و وارد حسینیه می شوم. تا می نشینم دسته اول دانشجوها وارد می شوند. سرویس پیاده شان کرده برای همین دسته دسته وارد می شوند. پر شور و پر انرژی. امسال برای اولین بار مراسم دهه اول محرم به صورت استانی و به میزبانی دانشگاه یاسوج برگزار می شود. هیئت جامع دانشگاهی امسال کلید خورده است.

فهم ما از عزاداری

امینی دانشجوی ترم سه دانشگاه علمی کاربردی است، با هیجان حرف می زند. «اولین بار است که در این مراسم شرکت می کنم. به نظرم واقعا باشکوه است، پرانرژی و با طراوت.» امینی حضور همه دانشجویان استان در این مراسم را عامل طراوت و انرژی مراسم می داند. «به نظرم کار واقعا مثبتی است. این حضور پرشور فهم ما را از حقیقت عزاداری برای امام حسین ارتقا می بخشد. واقعا روی خود من تاثیر مثبت داشته.»

هر لحظه بر تعداد دانشجویان اضافه می شود. از دانشگاه های مختلف اند. پیام نور، علمی کاربردی، دانشکده فنی، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه آزاد. هرکدام از بچه ها دسته دسته وارد می شوند. هرکس سعی می کند برای دوستش جا بگیرد تا کنار هم باشند. محمدی دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور است. او می گوید سال گذشته هم در مراسم دانشگاه حضور داشته. «امسال اما جور دیگری است و واقعا از نظر کیفی رشد کرده. مراسم امسال بسیار شلوغ تر است و شور خاصی در آن موج می زند.» او از تجمع دانشگاهیان در یک هیئت واحد احساس رضایت می کند. «اینطور ما می توانیم با دانشجویان دانشگاه های دیگر هم آشنا شویم. این یک فرصت فوق العاده است.»

ما همه خادم الحسینیم

مسئولین جلسه به بچه ها کمک می کنند تا منظم بنشینند و دیگرانی که هنوز نیامده اند با مشکل جا مواجه نشوند. بعضی از بچه ها مشغول توزیع نشریه و بروشور هستند. همه بروشورها به موضوع کربلا و قیام حسینی پرداخته اند. انگار اینجا هیچ چیزی رنگ و بو ندارد مگر حسین. نورالدینی دانشجوی ترم پنج دانشگاه آزاد است. «سال گذشته در مراسم دانشگاه خودمان حضور داشتم، اما حقیقتا شور امسال را نداشت. این جمعیت از دانشگاه های مختلف واقعا فضا را دگرگون کرده است. انگار شور و شعور با هم در آمیخته باشد، آدم همچین حسی دارد.» او درآمیختگی شور و شعور را ویژگی خاص هیئات دانشجویی می داند. دسته های بعدی که می آیند یکی از دانشجویان زیارت عاشورا را قرائت میکند. حالا مسئولین در حال توزیع کتابچه دعا و مفاتیح الجنان اند. بعضی از دانشجوها به کمکشان می روند، برای خدمت در هیئت عزای امام شهیدشان می ایستدند. حالا به قول معروف توی مسجد جای سوزن انداختن نیست. سقاها دست به کار شده اند. دانشجویان با دیدن پارچ های آب به سمت مسئولین می روند تا کمکی بکنند و به عزاداران حسینی آب برسانند. اینجا همه مسئول هیئت اند، اینجا همه حسینی اند.

«به هر حال خدمت به امام حسین زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و غیردانشجو نمی شناسد. همه ما خادم الحسینیم.» به ظاهرش نمی خورد اهل این حرف ها باشد. اما در تمام این شب ها به مسئولین کمک کرده. او خودش را خادم الحسین می داند و این یعنی حسین ارزش مشترک همه افکار و تیپ ها و عقاید است.

خانواده پروانه ها

بچه ها وسط جمعیت می چرخند. بعضی ها با هم بازی می کنند و بعضی ها تنهایی! صدای گریه بعضی ها هم که علامت حضورشان است. از مادر یکیشان می پرسم برای چه به هیئت دانشگاه آمده. «تعریف مراسم یکی دوشب پیش دانشگاه را شنیدیم تصمیم گرفتیم به اینجا بیاییم. نظم مراسم و جمعیت حاضر در آن واقعا قابل توجه است. هیئات سطح شهر معمولا به این مرتبی و پرشوری نیستند.» یکی از خانم های کارمند دانشگاه کنارش نشسته. باید تعریف مراسم را از او شنیده باشد. خانم کارمند با لبخند به من نگاه می کند و در تکمیل حرف دوستش می گوید مراسم دانشگاه باید فرقی با بقیه داشته باشد. «معمولا بهترین و عمیق ترین مراسمات در دانشگاه ها برگزار می شود و امسال داریم به آن فضای ایده آل نزدیک می شویم. این واقعا گام مهمی است در مسیر تعمیق باورهای حسینی.» حالا بچه هایشان کنار ما نشسته اند و به حرف هایمان گوش می دهند. نمی دانم چقدر از حرف هایمان را می فهمند! من که می روم آنها هم می روند پی بازی و سر و صدایشان. به نظرم صدای بچه ها نفس روضه است. آدم یاد سه ساله و شش ماهه....!

اساتید و دانشجویان سر کلاس عاشورا

اینجا استاد و دانشجو کنار هم نشسته اند. هردو روی یک میز و نیمکت، میز و نیمکت کلاس امام حسین و عاشورا. فرصتی استثنایی جهت رشد هردو.

زیارت عاشورا که تمام می شود نوبت سخنرانی است. حجت الاسلام قاسم مقدم از فلسفه قیام امام حسین و ضرورت امربه معروف و نهی از منکر سخن می گوید. نیاز امروز جامعه بشری! مداحی که شروع می شود شور مجلس اوج می گیرد. نام امام حسن مجلس را غریب تر و پرشور تر می کند. نام امام حسن همه را به کوچه بنی هاشم می برد و از آنجا به کوچه بنی انقلاب. توی کوچه بنی انقلاب نام شهید احمدی روشن و شهید چمران و شهید تهرانی می درخشد، وسط مداحی مداح اهل بیت نام شهدای بنی انقلاب هم گل می کند. مگر می شود توی هیئت دانشجوی انقلابی از انقلاب نخواند؟

بلند می شوم. از پله های حسینیه پائین می روم. حالا غذای نذری امام حسین می چسبد! دانشجوها از سفره امام حسین روزی امشبشان را می گیرند و راهی خوابگاه و خانه می شوند. از بالای صد پله مسجد الغدیر به شهر نگاه می کنم. چراغ هایش را روشن کرده، وسط سیاهی و به آسمان می نگرد. انگار به آسمان التماس می کند، شهر این روزها واقعا به آسمان التماس می کند.

انتهای پیام/200

,

بچه های هیئت در رفت و آمدند. یکی مشغول خیمه ای است که باد شدید عصر کمی جابه جایش کرده، دو نفر روی پله ها نشسته اند. سه نفری حلقه بسته اند و آخرین هماهنگی هایشان را برای برنامه امشب انجام می دهند. دو نفر فیلم و عکس می گیرند برای مستندشان.  بقیه مدام می روند و می آیند، می دوند و آرام می شوند. آرام می روند و بعد می دوند. یک ساعتی مانده به مراسم! شب چهارم است. نمی دانم چرا ولی از این بالا بیشتر می توان غربت را حس کرد. باد بوی غربت را با خود به شهر می برد یقینا.

مسجد انقلابی....

نمایشگاه عکس و پوستر کنار مسجد به چشم می آید. تصاویر و پوسترها سیاسی اند. دانشجویی که کنارشان ایستاده می گوید عزاداری های ما هم سیاسی است. «ما به هیئت سکولار اعتقادی نداریم، برای همین بصیرت بخشی سیاسی یکی از وظایف ما در هیئات مذهبی است. انقلاب ما ریشه در همین هیئات و عزاداری برای امام حسین دارد.» کنار نمایشگاه عکس چندین جلد کتاب و مجله در آغوش میز آبی رنگ آرام گرفته اند. مسئولشان می گوید فروشی اند. «خب به هر حال هیئت دانشجویی باید فرقی با بقیه هیئات داشته باشد.» با خنده می گوید و در حالی که مشغول چیدن بقیه کتاب هاست. موضوع اکثرشان عاشورا و قیام امام حسین است. «آشنایی با مبانی قیام امام حسین و فلسفه حرکت ایشان به نظرم یکی از ضروری ترین نیازهای شیعیان و بالاخص دانشجویان است. چرا که آشنایی با این فضا می تواند فهم بیانات امام خمینی که مبین نسبت انقلاب اسلامی با قیام حسینی است را برای ما ممکن کند.» حسینی از فعالین فرهنگی است و می گوید با همکاری پاتوق کتاب این نمایشگاه کوچک کتاب را در این محیط برپا کرده ایم. از کتاب ها دور و وارد حسینیه می شوم. تا می نشینم دسته اول دانشجوها وارد می شوند. سرویس پیاده شان کرده برای همین دسته دسته وارد می شوند. پر شور و پر انرژی. امسال برای اولین بار مراسم دهه اول محرم به صورت استانی و به میزبانی دانشگاه یاسوج برگزار می شود. هیئت جامع دانشگاهی امسال کلید خورده است.

فهم ما از عزاداری

امینی دانشجوی ترم سه دانشگاه علمی کاربردی است، با هیجان حرف می زند. «اولین بار است که در این مراسم شرکت می کنم. به نظرم واقعا باشکوه است، پرانرژی و با طراوت.» امینی حضور همه دانشجویان استان در این مراسم را عامل طراوت و انرژی مراسم می داند. «به نظرم کار واقعا مثبتی است. این حضور پرشور فهم ما را از حقیقت عزاداری برای امام حسین ارتقا می بخشد. واقعا روی خود من تاثیر مثبت داشته.»

هر لحظه بر تعداد دانشجویان اضافه می شود. از دانشگاه های مختلف اند. پیام نور، علمی کاربردی، دانشکده فنی، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه آزاد. هرکدام از بچه ها دسته دسته وارد می شوند. هرکس سعی می کند برای دوستش جا بگیرد تا کنار هم باشند. محمدی دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور است. او می گوید سال گذشته هم در مراسم دانشگاه حضور داشته. «امسال اما جور دیگری است و واقعا از نظر کیفی رشد کرده. مراسم امسال بسیار شلوغ تر است و شور خاصی در آن موج می زند.» او از تجمع دانشگاهیان در یک هیئت واحد احساس رضایت می کند. «اینطور ما می توانیم با دانشجویان دانشگاه های دیگر هم آشنا شویم. این یک فرصت فوق العاده است.»

ما همه خادم الحسینیم

مسئولین جلسه به بچه ها کمک می کنند تا منظم بنشینند و دیگرانی که هنوز نیامده اند با مشکل جا مواجه نشوند. بعضی از بچه ها مشغول توزیع نشریه و بروشور هستند. همه بروشورها به موضوع کربلا و قیام حسینی پرداخته اند. انگار اینجا هیچ چیزی رنگ و بو ندارد مگر حسین. نورالدینی دانشجوی ترم پنج دانشگاه آزاد است. «سال گذشته در مراسم دانشگاه خودمان حضور داشتم، اما حقیقتا شور امسال را نداشت. این جمعیت از دانشگاه های مختلف واقعا فضا را دگرگون کرده است. انگار شور و شعور با هم در آمیخته باشد، آدم همچین حسی دارد.» او درآمیختگی شور و شعور را ویژگی خاص هیئات دانشجویی می داند. دسته های بعدی که می آیند یکی از دانشجویان زیارت عاشورا را قرائت میکند. حالا مسئولین در حال توزیع کتابچه دعا و مفاتیح الجنان اند. بعضی از دانشجوها به کمکشان می روند، برای خدمت در هیئت عزای امام شهیدشان می ایستدند. حالا به قول معروف توی مسجد جای سوزن انداختن نیست. سقاها دست به کار شده اند. دانشجویان با دیدن پارچ های آب به سمت مسئولین می روند تا کمکی بکنند و به عزاداران حسینی آب برسانند. اینجا همه مسئول هیئت اند، اینجا همه حسینی اند.

«به هر حال خدمت به امام حسین زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و غیردانشجو نمی شناسد. همه ما خادم الحسینیم.» به ظاهرش نمی خورد اهل این حرف ها باشد. اما در تمام این شب ها به مسئولین کمک کرده. او خودش را خادم الحسین می داند و این یعنی حسین ارزش مشترک همه افکار و تیپ ها و عقاید است.

خانواده پروانه ها

بچه ها وسط جمعیت می چرخند. بعضی ها با هم بازی می کنند و بعضی ها تنهایی! صدای گریه بعضی ها هم که علامت حضورشان است. از مادر یکیشان می پرسم برای چه به هیئت دانشگاه آمده. «تعریف مراسم یکی دوشب پیش دانشگاه را شنیدیم تصمیم گرفتیم به اینجا بیاییم. نظم مراسم و جمعیت حاضر در آن واقعا قابل توجه است. هیئات سطح شهر معمولا به این مرتبی و پرشوری نیستند.» یکی از خانم های کارمند دانشگاه کنارش نشسته. باید تعریف مراسم را از او شنیده باشد. خانم کارمند با لبخند به من نگاه می کند و در تکمیل حرف دوستش می گوید مراسم دانشگاه باید فرقی با بقیه داشته باشد. «معمولا بهترین و عمیق ترین مراسمات در دانشگاه ها برگزار می شود و امسال داریم به آن فضای ایده آل نزدیک می شویم. این واقعا گام مهمی است در مسیر تعمیق باورهای حسینی.» حالا بچه هایشان کنار ما نشسته اند و به حرف هایمان گوش می دهند. نمی دانم چقدر از حرف هایمان را می فهمند! من که می روم آنها هم می روند پی بازی و سر و صدایشان. به نظرم صدای بچه ها نفس روضه است. آدم یاد سه ساله و شش ماهه....!

اساتید و دانشجویان سر کلاس عاشورا

اینجا استاد و دانشجو کنار هم نشسته اند. هردو روی یک میز و نیمکت، میز و نیمکت کلاس امام حسین و عاشورا. فرصتی استثنایی جهت رشد هردو.

زیارت عاشورا که تمام می شود نوبت سخنرانی است. حجت الاسلام قاسم مقدم از فلسفه قیام امام حسین و ضرورت امربه معروف و نهی از منکر سخن می گوید. نیاز امروز جامعه بشری! مداحی که شروع می شود شور مجلس اوج می گیرد. نام امام حسن مجلس را غریب تر و پرشور تر می کند. نام امام حسن همه را به کوچه بنی هاشم می برد و از آنجا به کوچه بنی انقلاب. توی کوچه بنی انقلاب نام شهید احمدی روشن و شهید چمران و شهید تهرانی می درخشد، وسط مداحی مداح اهل بیت نام شهدای بنی انقلاب هم گل می کند. مگر می شود توی هیئت دانشجوی انقلابی از انقلاب نخواند؟

بلند می شوم. از پله های حسینیه پائین می روم. حالا غذای نذری امام حسین می چسبد! دانشجوها از سفره امام حسین روزی امشبشان را می گیرند و راهی خوابگاه و خانه می شوند. از بالای صد پله مسجد الغدیر به شهر نگاه می کنم. چراغ هایش را روشن کرده، وسط سیاهی و به آسمان می نگرد. انگار به آسمان التماس می کند، شهر این روزها واقعا به آسمان التماس می کند.

انتهای پیام/200

,

بچه های هیئت در رفت و آمدند. یکی مشغول خیمه ای است که باد شدید عصر کمی جابه جایش کرده، دو نفر روی پله ها نشسته اند. سه نفری حلقه بسته اند و آخرین هماهنگی هایشان را برای برنامه امشب انجام می دهند. دو نفر فیلم و عکس می گیرند برای مستندشان.  بقیه مدام می روند و می آیند، می دوند و آرام می شوند. آرام می روند و بعد می دوند. یک ساعتی مانده به مراسم! شب چهارم است. نمی دانم چرا ولی از این بالا بیشتر می توان غربت را حس کرد. باد بوی غربت را با خود به شهر می برد یقینا.

مسجد انقلابی....

نمایشگاه عکس و پوستر کنار مسجد به چشم می آید. تصاویر و پوسترها سیاسی اند. دانشجویی که کنارشان ایستاده می گوید عزاداری های ما هم سیاسی است. «ما به هیئت سکولار اعتقادی نداریم، برای همین بصیرت بخشی سیاسی یکی از وظایف ما در هیئات مذهبی است. انقلاب ما ریشه در همین هیئات و عزاداری برای امام حسین دارد.» کنار نمایشگاه عکس چندین جلد کتاب و مجله در آغوش میز آبی رنگ آرام گرفته اند. مسئولشان می گوید فروشی اند. «خب به هر حال هیئت دانشجویی باید فرقی با بقیه هیئات داشته باشد.» با خنده می گوید و در حالی که مشغول چیدن بقیه کتاب هاست. موضوع اکثرشان عاشورا و قیام امام حسین است. «آشنایی با مبانی قیام امام حسین و فلسفه حرکت ایشان به نظرم یکی از ضروری ترین نیازهای شیعیان و بالاخص دانشجویان است. چرا که آشنایی با این فضا می تواند فهم بیانات امام خمینی که مبین نسبت انقلاب اسلامی با قیام حسینی است را برای ما ممکن کند.» حسینی از فعالین فرهنگی است و می گوید با همکاری پاتوق کتاب این نمایشگاه کوچک کتاب را در این محیط برپا کرده ایم. از کتاب ها دور و وارد حسینیه می شوم. تا می نشینم دسته اول دانشجوها وارد می شوند. سرویس پیاده شان کرده برای همین دسته دسته وارد می شوند. پر شور و پر انرژی. امسال برای اولین بار مراسم دهه اول محرم به صورت استانی و به میزبانی دانشگاه یاسوج برگزار می شود. هیئت جامع دانشگاهی امسال کلید خورده است.

فهم ما از عزاداری

امینی دانشجوی ترم سه دانشگاه علمی کاربردی است، با هیجان حرف می زند. «اولین بار است که در این مراسم شرکت می کنم. به نظرم واقعا باشکوه است، پرانرژی و با طراوت.» امینی حضور همه دانشجویان استان در این مراسم را عامل طراوت و انرژی مراسم می داند. «به نظرم کار واقعا مثبتی است. این حضور پرشور فهم ما را از حقیقت عزاداری برای امام حسین ارتقا می بخشد. واقعا روی خود من تاثیر مثبت داشته.»

هر لحظه بر تعداد دانشجویان اضافه می شود. از دانشگاه های مختلف اند. پیام نور، علمی کاربردی، دانشکده فنی، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه آزاد. هرکدام از بچه ها دسته دسته وارد می شوند. هرکس سعی می کند برای دوستش جا بگیرد تا کنار هم باشند. محمدی دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور است. او می گوید سال گذشته هم در مراسم دانشگاه حضور داشته. «امسال اما جور دیگری است و واقعا از نظر کیفی رشد کرده. مراسم امسال بسیار شلوغ تر است و شور خاصی در آن موج می زند.» او از تجمع دانشگاهیان در یک هیئت واحد احساس رضایت می کند. «اینطور ما می توانیم با دانشجویان دانشگاه های دیگر هم آشنا شویم. این یک فرصت فوق العاده است.»

ما همه خادم الحسینیم

مسئولین جلسه به بچه ها کمک می کنند تا منظم بنشینند و دیگرانی که هنوز نیامده اند با مشکل جا مواجه نشوند. بعضی از بچه ها مشغول توزیع نشریه و بروشور هستند. همه بروشورها به موضوع کربلا و قیام حسینی پرداخته اند. انگار اینجا هیچ چیزی رنگ و بو ندارد مگر حسین. نورالدینی دانشجوی ترم پنج دانشگاه آزاد است. «سال گذشته در مراسم دانشگاه خودمان حضور داشتم، اما حقیقتا شور امسال را نداشت. این جمعیت از دانشگاه های مختلف واقعا فضا را دگرگون کرده است. انگار شور و شعور با هم در آمیخته باشد، آدم همچین حسی دارد.» او درآمیختگی شور و شعور را ویژگی خاص هیئات دانشجویی می داند. دسته های بعدی که می آیند یکی از دانشجویان زیارت عاشورا را قرائت میکند. حالا مسئولین در حال توزیع کتابچه دعا و مفاتیح الجنان اند. بعضی از دانشجوها به کمکشان می روند، برای خدمت در هیئت عزای امام شهیدشان می ایستدند. حالا به قول معروف توی مسجد جای سوزن انداختن نیست. سقاها دست به کار شده اند. دانشجویان با دیدن پارچ های آب به سمت مسئولین می روند تا کمکی بکنند و به عزاداران حسینی آب برسانند. اینجا همه مسئول هیئت اند، اینجا همه حسینی اند.

«به هر حال خدمت به امام حسین زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و غیردانشجو نمی شناسد. همه ما خادم الحسینیم.» به ظاهرش نمی خورد اهل این حرف ها باشد. اما در تمام این شب ها به مسئولین کمک کرده. او خودش را خادم الحسین می داند و این یعنی حسین ارزش مشترک همه افکار و تیپ ها و عقاید است.

خانواده پروانه ها

بچه ها وسط جمعیت می چرخند. بعضی ها با هم بازی می کنند و بعضی ها تنهایی! صدای گریه بعضی ها هم که علامت حضورشان است. از مادر یکیشان می پرسم برای چه به هیئت دانشگاه آمده. «تعریف مراسم یکی دوشب پیش دانشگاه را شنیدیم تصمیم گرفتیم به اینجا بیاییم. نظم مراسم و جمعیت حاضر در آن واقعا قابل توجه است. هیئات سطح شهر معمولا به این مرتبی و پرشوری نیستند.» یکی از خانم های کارمند دانشگاه کنارش نشسته. باید تعریف مراسم را از او شنیده باشد. خانم کارمند با لبخند به من نگاه می کند و در تکمیل حرف دوستش می گوید مراسم دانشگاه باید فرقی با بقیه داشته باشد. «معمولا بهترین و عمیق ترین مراسمات در دانشگاه ها برگزار می شود و امسال داریم به آن فضای ایده آل نزدیک می شویم. این واقعا گام مهمی است در مسیر تعمیق باورهای حسینی.» حالا بچه هایشان کنار ما نشسته اند و به حرف هایمان گوش می دهند. نمی دانم چقدر از حرف هایمان را می فهمند! من که می روم آنها هم می روند پی بازی و سر و صدایشان. به نظرم صدای بچه ها نفس روضه است. آدم یاد سه ساله و شش ماهه....!

اساتید و دانشجویان سر کلاس عاشورا

اینجا استاد و دانشجو کنار هم نشسته اند. هردو روی یک میز و نیمکت، میز و نیمکت کلاس امام حسین و عاشورا. فرصتی استثنایی جهت رشد هردو.

زیارت عاشورا که تمام می شود نوبت سخنرانی است. حجت الاسلام قاسم مقدم از فلسفه قیام امام حسین و ضرورت امربه معروف و نهی از منکر سخن می گوید. نیاز امروز جامعه بشری! مداحی که شروع می شود شور مجلس اوج می گیرد. نام امام حسن مجلس را غریب تر و پرشور تر می کند. نام امام حسن همه را به کوچه بنی هاشم می برد و از آنجا به کوچه بنی انقلاب. توی کوچه بنی انقلاب نام شهید احمدی روشن و شهید چمران و شهید تهرانی می درخشد، وسط مداحی مداح اهل بیت نام شهدای بنی انقلاب هم گل می کند. مگر می شود توی هیئت دانشجوی انقلابی از انقلاب نخواند؟

بلند می شوم. از پله های حسینیه پائین می روم. حالا غذای نذری امام حسین می چسبد! دانشجوها از سفره امام حسین روزی امشبشان را می گیرند و راهی خوابگاه و خانه می شوند. از بالای صد پله مسجد الغدیر به شهر نگاه می کنم. چراغ هایش را روشن کرده، وسط سیاهی و به آسمان می نگرد. انگار به آسمان التماس می کند، شهر این روزها واقعا به آسمان التماس می کند.

انتهای پیام/200

,

بچه های هیئت در رفت و آمدند. یکی مشغول خیمه ای است که باد شدید عصر کمی جابه جایش کرده، دو نفر روی پله ها نشسته اند. سه نفری حلقه بسته اند و آخرین هماهنگی هایشان را برای برنامه امشب انجام می دهند. دو نفر فیلم و عکس می گیرند برای مستندشان.  بقیه مدام می روند و می آیند، می دوند و آرام می شوند. آرام می روند و بعد می دوند. یک ساعتی مانده به مراسم! شب چهارم است. نمی دانم چرا ولی از این بالا بیشتر می توان غربت را حس کرد. باد بوی غربت را با خود به شهر می برد یقینا.

مسجد انقلابی....

نمایشگاه عکس و پوستر کنار مسجد به چشم می آید. تصاویر و پوسترها سیاسی اند. دانشجویی که کنارشان ایستاده می گوید عزاداری های ما هم سیاسی است. «ما به هیئت سکولار اعتقادی نداریم، برای همین بصیرت بخشی سیاسی یکی از وظایف ما در هیئات مذهبی است. انقلاب ما ریشه در همین هیئات و عزاداری برای امام حسین دارد.» کنار نمایشگاه عکس چندین جلد کتاب و مجله در آغوش میز آبی رنگ آرام گرفته اند. مسئولشان می گوید فروشی اند. «خب به هر حال هیئت دانشجویی باید فرقی با بقیه هیئات داشته باشد.» با خنده می گوید و در حالی که مشغول چیدن بقیه کتاب هاست. موضوع اکثرشان عاشورا و قیام امام حسین است. «آشنایی با مبانی قیام امام حسین و فلسفه حرکت ایشان به نظرم یکی از ضروری ترین نیازهای شیعیان و بالاخص دانشجویان است. چرا که آشنایی با این فضا می تواند فهم بیانات امام خمینی که مبین نسبت انقلاب اسلامی با قیام حسینی است را برای ما ممکن کند.» حسینی از فعالین فرهنگی است و می گوید با همکاری پاتوق کتاب این نمایشگاه کوچک کتاب را در این محیط برپا کرده ایم. از کتاب ها دور و وارد حسینیه می شوم. تا می نشینم دسته اول دانشجوها وارد می شوند. سرویس پیاده شان کرده برای همین دسته دسته وارد می شوند. پر شور و پر انرژی. امسال برای اولین بار مراسم دهه اول محرم به صورت استانی و به میزبانی دانشگاه یاسوج برگزار می شود. هیئت جامع دانشگاهی امسال کلید خورده است.

فهم ما از عزاداری

امینی دانشجوی ترم سه دانشگاه علمی کاربردی است، با هیجان حرف می زند. «اولین بار است که در این مراسم شرکت می کنم. به نظرم واقعا باشکوه است، پرانرژی و با طراوت.» امینی حضور همه دانشجویان استان در این مراسم را عامل طراوت و انرژی مراسم می داند. «به نظرم کار واقعا مثبتی است. این حضور پرشور فهم ما را از حقیقت عزاداری برای امام حسین ارتقا می بخشد. واقعا روی خود من تاثیر مثبت داشته.»

هر لحظه بر تعداد دانشجویان اضافه می شود. از دانشگاه های مختلف اند. پیام نور، علمی کاربردی، دانشکده فنی، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه آزاد. هرکدام از بچه ها دسته دسته وارد می شوند. هرکس سعی می کند برای دوستش جا بگیرد تا کنار هم باشند. محمدی دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور است. او می گوید سال گذشته هم در مراسم دانشگاه حضور داشته. «امسال اما جور دیگری است و واقعا از نظر کیفی رشد کرده. مراسم امسال بسیار شلوغ تر است و شور خاصی در آن موج می زند.» او از تجمع دانشگاهیان در یک هیئت واحد احساس رضایت می کند. «اینطور ما می توانیم با دانشجویان دانشگاه های دیگر هم آشنا شویم. این یک فرصت فوق العاده است.»

ما همه خادم الحسینیم

مسئولین جلسه به بچه ها کمک می کنند تا منظم بنشینند و دیگرانی که هنوز نیامده اند با مشکل جا مواجه نشوند. بعضی از بچه ها مشغول توزیع نشریه و بروشور هستند. همه بروشورها به موضوع کربلا و قیام حسینی پرداخته اند. انگار اینجا هیچ چیزی رنگ و بو ندارد مگر حسین. نورالدینی دانشجوی ترم پنج دانشگاه آزاد است. «سال گذشته در مراسم دانشگاه خودمان حضور داشتم، اما حقیقتا شور امسال را نداشت. این جمعیت از دانشگاه های مختلف واقعا فضا را دگرگون کرده است. انگار شور و شعور با هم در آمیخته باشد، آدم همچین حسی دارد.» او درآمیختگی شور و شعور را ویژگی خاص هیئات دانشجویی می داند. دسته های بعدی که می آیند یکی از دانشجویان زیارت عاشورا را قرائت میکند. حالا مسئولین در حال توزیع کتابچه دعا و مفاتیح الجنان اند. بعضی از دانشجوها به کمکشان می روند، برای خدمت در هیئت عزای امام شهیدشان می ایستدند. حالا به قول معروف توی مسجد جای سوزن انداختن نیست. سقاها دست به کار شده اند. دانشجویان با دیدن پارچ های آب به سمت مسئولین می روند تا کمکی بکنند و به عزاداران حسینی آب برسانند. اینجا همه مسئول هیئت اند، اینجا همه حسینی اند.

«به هر حال خدمت به امام حسین زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و غیردانشجو نمی شناسد. همه ما خادم الحسینیم.» به ظاهرش نمی خورد اهل این حرف ها باشد. اما در تمام این شب ها به مسئولین کمک کرده. او خودش را خادم الحسین می داند و این یعنی حسین ارزش مشترک همه افکار و تیپ ها و عقاید است.

خانواده پروانه ها

بچه ها وسط جمعیت می چرخند. بعضی ها با هم بازی می کنند و بعضی ها تنهایی! صدای گریه بعضی ها هم که علامت حضورشان است. از مادر یکیشان می پرسم برای چه به هیئت دانشگاه آمده. «تعریف مراسم یکی دوشب پیش دانشگاه را شنیدیم تصمیم گرفتیم به اینجا بیاییم. نظم مراسم و جمعیت حاضر در آن واقعا قابل توجه است. هیئات سطح شهر معمولا به این مرتبی و پرشوری نیستند.» یکی از خانم های کارمند دانشگاه کنارش نشسته. باید تعریف مراسم را از او شنیده باشد. خانم کارمند با لبخند به من نگاه می کند و در تکمیل حرف دوستش می گوید مراسم دانشگاه باید فرقی با بقیه داشته باشد. «معمولا بهترین و عمیق ترین مراسمات در دانشگاه ها برگزار می شود و امسال داریم به آن فضای ایده آل نزدیک می شویم. این واقعا گام مهمی است در مسیر تعمیق باورهای حسینی.» حالا بچه هایشان کنار ما نشسته اند و به حرف هایمان گوش می دهند. نمی دانم چقدر از حرف هایمان را می فهمند! من که می روم آنها هم می روند پی بازی و سر و صدایشان. به نظرم صدای بچه ها نفس روضه است. آدم یاد سه ساله و شش ماهه....!

اساتید و دانشجویان سر کلاس عاشورا

اینجا استاد و دانشجو کنار هم نشسته اند. هردو روی یک میز و نیمکت، میز و نیمکت کلاس امام حسین و عاشورا. فرصتی استثنایی جهت رشد هردو.

زیارت عاشورا که تمام می شود نوبت سخنرانی است. حجت الاسلام قاسم مقدم از فلسفه قیام امام حسین و ضرورت امربه معروف و نهی از منکر سخن می گوید. نیاز امروز جامعه بشری! مداحی که شروع می شود شور مجلس اوج می گیرد. نام امام حسن مجلس را غریب تر و پرشور تر می کند. نام امام حسن همه را به کوچه بنی هاشم می برد و از آنجا به کوچه بنی انقلاب. توی کوچه بنی انقلاب نام شهید احمدی روشن و شهید چمران و شهید تهرانی می درخشد، وسط مداحی مداح اهل بیت نام شهدای بنی انقلاب هم گل می کند. مگر می شود توی هیئت دانشجوی انقلابی از انقلاب نخواند؟

بلند می شوم. از پله های حسینیه پائین می روم. حالا غذای نذری امام حسین می چسبد! دانشجوها از سفره امام حسین روزی امشبشان را می گیرند و راهی خوابگاه و خانه می شوند. از بالای صد پله مسجد الغدیر به شهر نگاه می کنم. چراغ هایش را روشن کرده، وسط سیاهی و به آسمان می نگرد. انگار به آسمان التماس می کند، شهر این روزها واقعا به آسمان التماس می کند.

انتهای پیام/200

,

بچه های هیئت در رفت و آمدند. یکی مشغول خیمه ای است که باد شدید عصر کمی جابه جایش کرده، دو نفر روی پله ها نشسته اند. سه نفری حلقه بسته اند و آخرین هماهنگی هایشان را برای برنامه امشب انجام می دهند. دو نفر فیلم و عکس می گیرند برای مستندشان.  بقیه مدام می روند و می آیند، می دوند و آرام می شوند. آرام می روند و بعد می دوند. یک ساعتی مانده به مراسم! شب چهارم است. نمی دانم چرا ولی از این بالا بیشتر می توان غربت را حس کرد. باد بوی غربت را با خود به شهر می برد یقینا.

مسجد انقلابی....

نمایشگاه عکس و پوستر کنار مسجد به چشم می آید. تصاویر و پوسترها سیاسی اند. دانشجویی که کنارشان ایستاده می گوید عزاداری های ما هم سیاسی است. «ما به هیئت سکولار اعتقادی نداریم، برای همین بصیرت بخشی سیاسی یکی از وظایف ما در هیئات مذهبی است. انقلاب ما ریشه در همین هیئات و عزاداری برای امام حسین دارد.» کنار نمایشگاه عکس چندین جلد کتاب و مجله در آغوش میز آبی رنگ آرام گرفته اند. مسئولشان می گوید فروشی اند. «خب به هر حال هیئت دانشجویی باید فرقی با بقیه هیئات داشته باشد.» با خنده می گوید و در حالی که مشغول چیدن بقیه کتاب هاست. موضوع اکثرشان عاشورا و قیام امام حسین است. «آشنایی با مبانی قیام امام حسین و فلسفه حرکت ایشان به نظرم یکی از ضروری ترین نیازهای شیعیان و بالاخص دانشجویان است. چرا که آشنایی با این فضا می تواند فهم بیانات امام خمینی که مبین نسبت انقلاب اسلامی با قیام حسینی است را برای ما ممکن کند.» حسینی از فعالین فرهنگی است و می گوید با همکاری پاتوق کتاب این نمایشگاه کوچک کتاب را در این محیط برپا کرده ایم. از کتاب ها دور و وارد حسینیه می شوم. تا می نشینم دسته اول دانشجوها وارد می شوند. سرویس پیاده شان کرده برای همین دسته دسته وارد می شوند. پر شور و پر انرژی. امسال برای اولین بار مراسم دهه اول محرم به صورت استانی و به میزبانی دانشگاه یاسوج برگزار می شود. هیئت جامع دانشگاهی امسال کلید خورده است.

فهم ما از عزاداری

امینی دانشجوی ترم سه دانشگاه علمی کاربردی است، با هیجان حرف می زند. «اولین بار است که در این مراسم شرکت می کنم. به نظرم واقعا باشکوه است، پرانرژی و با طراوت.» امینی حضور همه دانشجویان استان در این مراسم را عامل طراوت و انرژی مراسم می داند. «به نظرم کار واقعا مثبتی است. این حضور پرشور فهم ما را از حقیقت عزاداری برای امام حسین ارتقا می بخشد. واقعا روی خود من تاثیر مثبت داشته.»

هر لحظه بر تعداد دانشجویان اضافه می شود. از دانشگاه های مختلف اند. پیام نور، علمی کاربردی، دانشکده فنی، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه آزاد. هرکدام از بچه ها دسته دسته وارد می شوند. هرکس سعی می کند برای دوستش جا بگیرد تا کنار هم باشند. محمدی دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور است. او می گوید سال گذشته هم در مراسم دانشگاه حضور داشته. «امسال اما جور دیگری است و واقعا از نظر کیفی رشد کرده. مراسم امسال بسیار شلوغ تر است و شور خاصی در آن موج می زند.» او از تجمع دانشگاهیان در یک هیئت واحد احساس رضایت می کند. «اینطور ما می توانیم با دانشجویان دانشگاه های دیگر هم آشنا شویم. این یک فرصت فوق العاده است.»

ما همه خادم الحسینیم

مسئولین جلسه به بچه ها کمک می کنند تا منظم بنشینند و دیگرانی که هنوز نیامده اند با مشکل جا مواجه نشوند. بعضی از بچه ها مشغول توزیع نشریه و بروشور هستند. همه بروشورها به موضوع کربلا و قیام حسینی پرداخته اند. انگار اینجا هیچ چیزی رنگ و بو ندارد مگر حسین. نورالدینی دانشجوی ترم پنج دانشگاه آزاد است. «سال گذشته در مراسم دانشگاه خودمان حضور داشتم، اما حقیقتا شور امسال را نداشت. این جمعیت از دانشگاه های مختلف واقعا فضا را دگرگون کرده است. انگار شور و شعور با هم در آمیخته باشد، آدم همچین حسی دارد.» او درآمیختگی شور و شعور را ویژگی خاص هیئات دانشجویی می داند. دسته های بعدی که می آیند یکی از دانشجویان زیارت عاشورا را قرائت میکند. حالا مسئولین در حال توزیع کتابچه دعا و مفاتیح الجنان اند. بعضی از دانشجوها به کمکشان می روند، برای خدمت در هیئت عزای امام شهیدشان می ایستدند. حالا به قول معروف توی مسجد جای سوزن انداختن نیست. سقاها دست به کار شده اند. دانشجویان با دیدن پارچ های آب به سمت مسئولین می روند تا کمکی بکنند و به عزاداران حسینی آب برسانند. اینجا همه مسئول هیئت اند، اینجا همه حسینی اند.

«به هر حال خدمت به امام حسین زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و غیردانشجو نمی شناسد. همه ما خادم الحسینیم.» به ظاهرش نمی خورد اهل این حرف ها باشد. اما در تمام این شب ها به مسئولین کمک کرده. او خودش را خادم الحسین می داند و این یعنی حسین ارزش مشترک همه افکار و تیپ ها و عقاید است.

خانواده پروانه ها

بچه ها وسط جمعیت می چرخند. بعضی ها با هم بازی می کنند و بعضی ها تنهایی! صدای گریه بعضی ها هم که علامت حضورشان است. از مادر یکیشان می پرسم برای چه به هیئت دانشگاه آمده. «تعریف مراسم یکی دوشب پیش دانشگاه را شنیدیم تصمیم گرفتیم به اینجا بیاییم. نظم مراسم و جمعیت حاضر در آن واقعا قابل توجه است. هیئات سطح شهر معمولا به این مرتبی و پرشوری نیستند.» یکی از خانم های کارمند دانشگاه کنارش نشسته. باید تعریف مراسم را از او شنیده باشد. خانم کارمند با لبخند به من نگاه می کند و در تکمیل حرف دوستش می گوید مراسم دانشگاه باید فرقی با بقیه داشته باشد. «معمولا بهترین و عمیق ترین مراسمات در دانشگاه ها برگزار می شود و امسال داریم به آن فضای ایده آل نزدیک می شویم. این واقعا گام مهمی است در مسیر تعمیق باورهای حسینی.» حالا بچه هایشان کنار ما نشسته اند و به حرف هایمان گوش می دهند. نمی دانم چقدر از حرف هایمان را می فهمند! من که می روم آنها هم می روند پی بازی و سر و صدایشان. به نظرم صدای بچه ها نفس روضه است. آدم یاد سه ساله و شش ماهه....!

اساتید و دانشجویان سر کلاس عاشورا

اینجا استاد و دانشجو کنار هم نشسته اند. هردو روی یک میز و نیمکت، میز و نیمکت کلاس امام حسین و عاشورا. فرصتی استثنایی جهت رشد هردو.

زیارت عاشورا که تمام می شود نوبت سخنرانی است. حجت الاسلام قاسم مقدم از فلسفه قیام امام حسین و ضرورت امربه معروف و نهی از منکر سخن می گوید. نیاز امروز جامعه بشری! مداحی که شروع می شود شور مجلس اوج می گیرد. نام امام حسن مجلس را غریب تر و پرشور تر می کند. نام امام حسن همه را به کوچه بنی هاشم می برد و از آنجا به کوچه بنی انقلاب. توی کوچه بنی انقلاب نام شهید احمدی روشن و شهید چمران و شهید تهرانی می درخشد، وسط مداحی مداح اهل بیت نام شهدای بنی انقلاب هم گل می کند. مگر می شود توی هیئت دانشجوی انقلابی از انقلاب نخواند؟

بلند می شوم. از پله های حسینیه پائین می روم. حالا غذای نذری امام حسین می چسبد! دانشجوها از سفره امام حسین روزی امشبشان را می گیرند و راهی خوابگاه و خانه می شوند. از بالای صد پله مسجد الغدیر به شهر نگاه می کنم. چراغ هایش را روشن کرده، وسط سیاهی و به آسمان می نگرد. انگار به آسمان التماس می کند، شهر این روزها واقعا به آسمان التماس می کند.

انتهای پیام/200

,

بچه های هیئت در رفت و آمدند. یکی مشغول خیمه ای است که باد شدید عصر کمی جابه جایش کرده، دو نفر روی پله ها نشسته اند. سه نفری حلقه بسته اند و آخرین هماهنگی هایشان را برای برنامه امشب انجام می دهند. دو نفر فیلم و عکس می گیرند برای مستندشان.  بقیه مدام می روند و می آیند، می دوند و آرام می شوند. آرام می روند و بعد می دوند. یک ساعتی مانده به مراسم! شب چهارم است. نمی دانم چرا ولی از این بالا بیشتر می توان غربت را حس کرد. باد بوی غربت را با خود به شهر می برد یقینا.

,

مسجد انقلابی....

, مسجد انقلابی....,

نمایشگاه عکس و پوستر کنار مسجد به چشم می آید. تصاویر و پوسترها سیاسی اند. دانشجویی که کنارشان ایستاده می گوید عزاداری های ما هم سیاسی است. «ما به هیئت سکولار اعتقادی نداریم، برای همین بصیرت بخشی سیاسی یکی از وظایف ما در هیئات مذهبی است. انقلاب ما ریشه در همین هیئات و عزاداری برای امام حسین دارد.» کنار نمایشگاه عکس چندین جلد کتاب و مجله در آغوش میز آبی رنگ آرام گرفته اند. مسئولشان می گوید فروشی اند. «خب به هر حال هیئت دانشجویی باید فرقی با بقیه هیئات داشته باشد.» با خنده می گوید و در حالی که مشغول چیدن بقیه کتاب هاست. موضوع اکثرشان عاشورا و قیام امام حسین است. «آشنایی با مبانی قیام امام حسین و فلسفه حرکت ایشان به نظرم یکی از ضروری ترین نیازهای شیعیان و بالاخص دانشجویان است. چرا که آشنایی با این فضا می تواند فهم بیانات امام خمینی که مبین نسبت انقلاب اسلامی با قیام حسینی است را برای ما ممکن کند.» حسینی از فعالین فرهنگی است و می گوید با همکاری پاتوق کتاب این نمایشگاه کوچک کتاب را در این محیط برپا کرده ایم. از کتاب ها دور و وارد حسینیه می شوم. تا می نشینم دسته اول دانشجوها وارد می شوند. سرویس پیاده شان کرده برای همین دسته دسته وارد می شوند. پر شور و پر انرژی. امسال برای اولین بار مراسم دهه اول محرم به صورت استانی و به میزبانی دانشگاه یاسوج برگزار می شود. هیئت جامع دانشگاهی امسال کلید خورده است.

,

فهم ما از عزاداری

, فهم ما از عزاداری,

امینی دانشجوی ترم سه دانشگاه علمی کاربردی است، با هیجان حرف می زند. «اولین بار است که در این مراسم شرکت می کنم. به نظرم واقعا باشکوه است، پرانرژی و با طراوت.» امینی حضور همه دانشجویان استان در این مراسم را عامل طراوت و انرژی مراسم می داند. «به نظرم کار واقعا مثبتی است. این حضور پرشور فهم ما را از حقیقت عزاداری برای امام حسین ارتقا می بخشد. واقعا روی خود من تاثیر مثبت داشته.»

,

هر لحظه بر تعداد دانشجویان اضافه می شود. از دانشگاه های مختلف اند. پیام نور، علمی کاربردی، دانشکده فنی، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه آزاد. هرکدام از بچه ها دسته دسته وارد می شوند. هرکس سعی می کند برای دوستش جا بگیرد تا کنار هم باشند. محمدی دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور است. او می گوید سال گذشته هم در مراسم دانشگاه حضور داشته. «امسال اما جور دیگری است و واقعا از نظر کیفی رشد کرده. مراسم امسال بسیار شلوغ تر است و شور خاصی در آن موج می زند.» او از تجمع دانشگاهیان در یک هیئت واحد احساس رضایت می کند. «اینطور ما می توانیم با دانشجویان دانشگاه های دیگر هم آشنا شویم. این یک فرصت فوق العاده است.»

,

ما همه خادم الحسینیم

, ما همه خادم الحسینیم,

مسئولین جلسه به بچه ها کمک می کنند تا منظم بنشینند و دیگرانی که هنوز نیامده اند با مشکل جا مواجه نشوند. بعضی از بچه ها مشغول توزیع نشریه و بروشور هستند. همه بروشورها به موضوع کربلا و قیام حسینی پرداخته اند. انگار اینجا هیچ چیزی رنگ و بو ندارد مگر حسین. نورالدینی دانشجوی ترم پنج دانشگاه آزاد است. «سال گذشته در مراسم دانشگاه خودمان حضور داشتم، اما حقیقتا شور امسال را نداشت. این جمعیت از دانشگاه های مختلف واقعا فضا را دگرگون کرده است. انگار شور و شعور با هم در آمیخته باشد، آدم همچین حسی دارد.» او درآمیختگی شور و شعور را ویژگی خاص هیئات دانشجویی می داند. دسته های بعدی که می آیند یکی از دانشجویان زیارت عاشورا را قرائت میکند. حالا مسئولین در حال توزیع کتابچه دعا و مفاتیح الجنان اند. بعضی از دانشجوها به کمکشان می روند، برای خدمت در هیئت عزای امام شهیدشان می ایستدند. حالا به قول معروف توی مسجد جای سوزن انداختن نیست. سقاها دست به کار شده اند. دانشجویان با دیدن پارچ های آب به سمت مسئولین می روند تا کمکی بکنند و به عزاداران حسینی آب برسانند. اینجا همه مسئول هیئت اند، اینجا همه حسینی اند.

,

«به هر حال خدمت به امام حسین زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و غیردانشجو نمی شناسد. همه ما خادم الحسینیم.» به ظاهرش نمی خورد اهل این حرف ها باشد. اما در تمام این شب ها به مسئولین کمک کرده. او خودش را خادم الحسین می داند و این یعنی حسین ارزش مشترک همه افکار و تیپ ها و عقاید است.

,

خانواده پروانه ها

, خانواده پروانه ها,

بچه ها وسط جمعیت می چرخند. بعضی ها با هم بازی می کنند و بعضی ها تنهایی! صدای گریه بعضی ها هم که علامت حضورشان است. از مادر یکیشان می پرسم برای چه به هیئت دانشگاه آمده. «تعریف مراسم یکی دوشب پیش دانشگاه را شنیدیم تصمیم گرفتیم به اینجا بیاییم. نظم مراسم و جمعیت حاضر در آن واقعا قابل توجه است. هیئات سطح شهر معمولا به این مرتبی و پرشوری نیستند.» یکی از خانم های کارمند دانشگاه کنارش نشسته. باید تعریف مراسم را از او شنیده باشد. خانم کارمند با لبخند به من نگاه می کند و در تکمیل حرف دوستش می گوید مراسم دانشگاه باید فرقی با بقیه داشته باشد. «معمولا بهترین و عمیق ترین مراسمات در دانشگاه ها برگزار می شود و امسال داریم به آن فضای ایده آل نزدیک می شویم. این واقعا گام مهمی است در مسیر تعمیق باورهای حسینی.» حالا بچه هایشان کنار ما نشسته اند و به حرف هایمان گوش می دهند. نمی دانم چقدر از حرف هایمان را می فهمند! من که می روم آنها هم می روند پی بازی و سر و صدایشان. به نظرم صدای بچه ها نفس روضه است. آدم یاد سه ساله و شش ماهه....!

,

اساتید و دانشجویان سر کلاس عاشورا

, اساتید و دانشجویان سر کلاس عاشورا,

اینجا استاد و دانشجو کنار هم نشسته اند. هردو روی یک میز و نیمکت، میز و نیمکت کلاس امام حسین و عاشورا. فرصتی استثنایی جهت رشد هردو.

, .,

زیارت عاشورا که تمام می شود نوبت سخنرانی است. حجت الاسلام قاسم مقدم از فلسفه قیام امام حسین و ضرورت امربه معروف و نهی از منکر سخن می گوید. نیاز امروز جامعه بشری! مداحی که شروع می شود شور مجلس اوج می گیرد. نام امام حسن مجلس را غریب تر و پرشور تر می کند. نام امام حسن همه را به کوچه بنی هاشم می برد و از آنجا به کوچه بنی انقلاب. توی کوچه بنی انقلاب نام شهید احمدی روشن و شهید چمران و شهید تهرانی می درخشد، وسط مداحی مداح اهل بیت نام شهدای بنی انقلاب هم گل می کند. مگر می شود توی هیئت دانشجوی انقلابی از انقلاب نخواند؟

,

بلند می شوم. از پله های حسینیه پائین می روم. حالا غذای نذری امام حسین می چسبد! دانشجوها از سفره امام حسین روزی امشبشان را می گیرند و راهی خوابگاه و خانه می شوند. از بالای صد پله مسجد الغدیر به شهر نگاه می کنم. چراغ هایش را روشن کرده، وسط سیاهی و به آسمان می نگرد. انگار به آسمان التماس می کند، شهر این روزها واقعا به آسمان التماس می کند.

,

انتهای پیام/200

,
,
,
,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
انتهای پیام/ج
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه