logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

گامی برای مبارزه با کشف حجاب؛

عبور از پشت بام توسط زنان کرمانی تا کوچه آشتی کنان

عبور از پشت بام توسط زنان کرمانی تا کوچه آشتی کنان
زن کرمانی در طول تاریخ همواره نمونه و الگوی اخلاق و شیفته سنتهای ملی و مذهبی بوده است، حتی آن روز که از او می خواستند تا بر خلاف میل و رغبت خود، پوشش و حجاب را بردارد، او در خانه بماند، از پشت بام ها به حمام رفت و تمام دشواریها را به جان خرید اما آرمان خود را پشت سر نگذاشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان کویر ،  در سال 1314 و به دستور رضا شاه، علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ وقت مامور راه اندازی جمعیتی شد که کار برچیدن حجاب را سامان دهد، به این ترتیب در 22 اردیبهشت 1314 کانون بانوان به ریاست شمس پهلوی تشکیل شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,

این کانون ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و کارساز مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

این کانون، ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

آن روز در ساختمان دانشسرای عالی جشن بزرگی بر پا شد و تمام معلمین زن برای شرکت در آن فراخوانده شدند. آن ها باید بدون چادر و چارقد حضور پیدا می کردند. ملکه و دخترانش هم بدون حجاب وارد شدند.

سخنران نخست،« خانم تربیت » بود که همه ی بدبختیهاهی زنان را به گردن حجاب انداخت و گفت با کشف حجاب روح زنان ما و مادرانمان شاد شد.

رضا شاه سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد که « سابق بر این زن های کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادامه نمایند و خدمات و فداکاری  خود را آن طور که شایسته است انجام دهند.شما خانم ها باید این روز را یم روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.»

به این گونه از فردای آن روز زن ایرانی ناچار به برداشتن چادر و چارقد و موظف شد که بدون حجاب در میان مردم نمایان شود.

اما زن کرمانی در طول تاریخ همواره نمونه و الگوی اخلاق و شیفته سنتهای ملی و مذهبی بوده است، حتی آن روز که از او می خواستند تا بر خلاف میل و رغبت خود، پوشش و حجاب را بردارد، او در خانه بماند، از پشت بام ها به حمام رفت و تمام دشواریها را به جان خرید اما آرمان خود را پشت سر نگذاشت.

در کرمان گذشته، بعضی از کوچه ها تنگ تر از حد معمول بود، البته کوچه هایی هم داشتیم که از فرط تنگی به آن «کوچه آشتی کنون» می گفتند، به هر حال برای عبور از این کوچه ها، دو نفر با فاصله اندک می توانستند از کنار هم بگذردند. زنان کرمانی در این گونه موارد معمولا رو به دیوار می ایستادند تا مردی که از روبرو می آید برود، بعد آنها به راه خودشان ادامه دهند.

در مورد کشف حجاب نیز، اگر چه تغییراتی در جامعه زن کرمانی پیدا شد، اما حکومت وقت هرگز به آن چه می خواست دست نیافت.

نامه های متعددی که زده شده است از سوی ایالت کرمان نشان داد که حکومت ابتدا تمامی تلاش خود را برای کشف حجاب زنان معلمه و دختران دانش آموز به کار گرفت.

اما همان گونه که در اسناد گوناگون مشاهده شده است توفیقی به دست نیاورد. اگر چه چند گاهی خود را به شعارهای تحمیلی دل خوش کرد، مثلا در شهربابک زنان را وادار کردند که د رکوچه و بازارها راهپیمایی کنند و شعار دهند که : « سنت شاه را داریم، حجاب را بر می داریم».

به دنبال عدم موفقیت، حکومت وقت مجددا تلاش کرد تا با کشف حجاب همسران کارمندان دولت، آنها را الگو قرار داده و راه بسته را بگشاید، اما این طرح نیز بی نتیجه ماند و توفیقی نصیب آنها نکرد، زیرا به دنبال این دستورالعمل، کارمندان دولت باز هم از همراه بردن همسران خود، به مجالس جشن و محافل دولتی خودداری کردند،آن طور که خشم وزیر داخله را برانگیخت.

 در حالی که تلاش برای کشف حجاب در شهر کرمان بی نتیجه مانده بود، حکومت به برداشتن حجاب زنان و دختران روستایی و عشایر می اندیشید و سعی می کرد تا بانوان شهرستان های دیگر را نیز رافع حجاب کند و به اصطلاح آرمانهای خود را محقق سازد.موضوعی که در نهایت به ناکامی انجامید.

برگرفته از کتاب: زن کرمانی روشنای زندگانی

انتهای پیام/

,

این کانون ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و کارساز مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

این کانون، ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

آن روز در ساختمان دانشسرای عالی جشن بزرگی بر پا شد و تمام معلمین زن برای شرکت در آن فراخوانده شدند. آن ها باید بدون چادر و چارقد حضور پیدا می کردند. ملکه و دخترانش هم بدون حجاب وارد شدند.

سخنران نخست،« خانم تربیت » بود که همه ی بدبختیهاهی زنان را به گردن حجاب انداخت و گفت با کشف حجاب روح زنان ما و مادرانمان شاد شد.

رضا شاه سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد که « سابق بر این زن های کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادامه نمایند و خدمات و فداکاری  خود را آن طور که شایسته است انجام دهند.شما خانم ها باید این روز را یم روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.»

به این گونه از فردای آن روز زن ایرانی ناچار به برداشتن چادر و چارقد و موظف شد که بدون حجاب در میان مردم نمایان شود.

اما زن کرمانی در طول تاریخ همواره نمونه و الگوی اخلاق و شیفته سنتهای ملی و مذهبی بوده است، حتی آن روز که از او می خواستند تا بر خلاف میل و رغبت خود، پوشش و حجاب را بردارد، او در خانه بماند، از پشت بام ها به حمام رفت و تمام دشواریها را به جان خرید اما آرمان خود را پشت سر نگذاشت.

در کرمان گذشته، بعضی از کوچه ها تنگ تر از حد معمول بود، البته کوچه هایی هم داشتیم که از فرط تنگی به آن «کوچه آشتی کنون» می گفتند، به هر حال برای عبور از این کوچه ها، دو نفر با فاصله اندک می توانستند از کنار هم بگذردند. زنان کرمانی در این گونه موارد معمولا رو به دیوار می ایستادند تا مردی که از روبرو می آید برود، بعد آنها به راه خودشان ادامه دهند.

در مورد کشف حجاب نیز، اگر چه تغییراتی در جامعه زن کرمانی پیدا شد، اما حکومت وقت هرگز به آن چه می خواست دست نیافت.

نامه های متعددی که زده شده است از سوی ایالت کرمان نشان داد که حکومت ابتدا تمامی تلاش خود را برای کشف حجاب زنان معلمه و دختران دانش آموز به کار گرفت.

اما همان گونه که در اسناد گوناگون مشاهده شده است توفیقی به دست نیاورد. اگر چه چند گاهی خود را به شعارهای تحمیلی دل خوش کرد، مثلا در شهربابک زنان را وادار کردند که د رکوچه و بازارها راهپیمایی کنند و شعار دهند که : « سنت شاه را داریم، حجاب را بر می داریم».

به دنبال عدم موفقیت، حکومت وقت مجددا تلاش کرد تا با کشف حجاب همسران کارمندان دولت، آنها را الگو قرار داده و راه بسته را بگشاید، اما این طرح نیز بی نتیجه ماند و توفیقی نصیب آنها نکرد، زیرا به دنبال این دستورالعمل، کارمندان دولت باز هم از همراه بردن همسران خود، به مجالس جشن و محافل دولتی خودداری کردند،آن طور که خشم وزیر داخله را برانگیخت.

 در حالی که تلاش برای کشف حجاب در شهر کرمان بی نتیجه مانده بود، حکومت به برداشتن حجاب زنان و دختران روستایی و عشایر می اندیشید و سعی می کرد تا بانوان شهرستان های دیگر را نیز رافع حجاب کند و به اصطلاح آرمانهای خود را محقق سازد.موضوعی که در نهایت به ناکامی انجامید.

برگرفته از کتاب: زن کرمانی روشنای زندگانی

انتهای پیام/

,

این کانون ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و کارساز مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

این کانون، ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

آن روز در ساختمان دانشسرای عالی جشن بزرگی بر پا شد و تمام معلمین زن برای شرکت در آن فراخوانده شدند. آن ها باید بدون چادر و چارقد حضور پیدا می کردند. ملکه و دخترانش هم بدون حجاب وارد شدند.

سخنران نخست،« خانم تربیت » بود که همه ی بدبختیهاهی زنان را به گردن حجاب انداخت و گفت با کشف حجاب روح زنان ما و مادرانمان شاد شد.

رضا شاه سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد که « سابق بر این زن های کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادامه نمایند و خدمات و فداکاری  خود را آن طور که شایسته است انجام دهند.شما خانم ها باید این روز را یم روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.»

به این گونه از فردای آن روز زن ایرانی ناچار به برداشتن چادر و چارقد و موظف شد که بدون حجاب در میان مردم نمایان شود.

اما زن کرمانی در طول تاریخ همواره نمونه و الگوی اخلاق و شیفته سنتهای ملی و مذهبی بوده است، حتی آن روز که از او می خواستند تا بر خلاف میل و رغبت خود، پوشش و حجاب را بردارد، او در خانه بماند، از پشت بام ها به حمام رفت و تمام دشواریها را به جان خرید اما آرمان خود را پشت سر نگذاشت.

در کرمان گذشته، بعضی از کوچه ها تنگ تر از حد معمول بود، البته کوچه هایی هم داشتیم که از فرط تنگی به آن «کوچه آشتی کنون» می گفتند، به هر حال برای عبور از این کوچه ها، دو نفر با فاصله اندک می توانستند از کنار هم بگذردند. زنان کرمانی در این گونه موارد معمولا رو به دیوار می ایستادند تا مردی که از روبرو می آید برود، بعد آنها به راه خودشان ادامه دهند.

در مورد کشف حجاب نیز، اگر چه تغییراتی در جامعه زن کرمانی پیدا شد، اما حکومت وقت هرگز به آن چه می خواست دست نیافت.

نامه های متعددی که زده شده است از سوی ایالت کرمان نشان داد که حکومت ابتدا تمامی تلاش خود را برای کشف حجاب زنان معلمه و دختران دانش آموز به کار گرفت.

اما همان گونه که در اسناد گوناگون مشاهده شده است توفیقی به دست نیاورد. اگر چه چند گاهی خود را به شعارهای تحمیلی دل خوش کرد، مثلا در شهربابک زنان را وادار کردند که د رکوچه و بازارها راهپیمایی کنند و شعار دهند که : « سنت شاه را داریم، حجاب را بر می داریم».

به دنبال عدم موفقیت، حکومت وقت مجددا تلاش کرد تا با کشف حجاب همسران کارمندان دولت، آنها را الگو قرار داده و راه بسته را بگشاید، اما این طرح نیز بی نتیجه ماند و توفیقی نصیب آنها نکرد، زیرا به دنبال این دستورالعمل، کارمندان دولت باز هم از همراه بردن همسران خود، به مجالس جشن و محافل دولتی خودداری کردند،آن طور که خشم وزیر داخله را برانگیخت.

 در حالی که تلاش برای کشف حجاب در شهر کرمان بی نتیجه مانده بود، حکومت به برداشتن حجاب زنان و دختران روستایی و عشایر می اندیشید و سعی می کرد تا بانوان شهرستان های دیگر را نیز رافع حجاب کند و به اصطلاح آرمانهای خود را محقق سازد.موضوعی که در نهایت به ناکامی انجامید.

برگرفته از کتاب: زن کرمانی روشنای زندگانی

انتهای پیام/

,

این کانون ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و کارساز مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

این کانون، ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

آن روز در ساختمان دانشسرای عالی جشن بزرگی بر پا شد و تمام معلمین زن برای شرکت در آن فراخوانده شدند. آن ها باید بدون چادر و چارقد حضور پیدا می کردند. ملکه و دخترانش هم بدون حجاب وارد شدند.

سخنران نخست،« خانم تربیت » بود که همه ی بدبختیهاهی زنان را به گردن حجاب انداخت و گفت با کشف حجاب روح زنان ما و مادرانمان شاد شد.

رضا شاه سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد که « سابق بر این زن های کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادامه نمایند و خدمات و فداکاری  خود را آن طور که شایسته است انجام دهند.شما خانم ها باید این روز را یم روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.»

به این گونه از فردای آن روز زن ایرانی ناچار به برداشتن چادر و چارقد و موظف شد که بدون حجاب در میان مردم نمایان شود.

اما زن کرمانی در طول تاریخ همواره نمونه و الگوی اخلاق و شیفته سنتهای ملی و مذهبی بوده است، حتی آن روز که از او می خواستند تا بر خلاف میل و رغبت خود، پوشش و حجاب را بردارد، او در خانه بماند، از پشت بام ها به حمام رفت و تمام دشواریها را به جان خرید اما آرمان خود را پشت سر نگذاشت.

در کرمان گذشته، بعضی از کوچه ها تنگ تر از حد معمول بود، البته کوچه هایی هم داشتیم که از فرط تنگی به آن «کوچه آشتی کنون» می گفتند، به هر حال برای عبور از این کوچه ها، دو نفر با فاصله اندک می توانستند از کنار هم بگذردند. زنان کرمانی در این گونه موارد معمولا رو به دیوار می ایستادند تا مردی که از روبرو می آید برود، بعد آنها به راه خودشان ادامه دهند.

در مورد کشف حجاب نیز، اگر چه تغییراتی در جامعه زن کرمانی پیدا شد، اما حکومت وقت هرگز به آن چه می خواست دست نیافت.

نامه های متعددی که زده شده است از سوی ایالت کرمان نشان داد که حکومت ابتدا تمامی تلاش خود را برای کشف حجاب زنان معلمه و دختران دانش آموز به کار گرفت.

اما همان گونه که در اسناد گوناگون مشاهده شده است توفیقی به دست نیاورد. اگر چه چند گاهی خود را به شعارهای تحمیلی دل خوش کرد، مثلا در شهربابک زنان را وادار کردند که د رکوچه و بازارها راهپیمایی کنند و شعار دهند که : « سنت شاه را داریم، حجاب را بر می داریم».

به دنبال عدم موفقیت، حکومت وقت مجددا تلاش کرد تا با کشف حجاب همسران کارمندان دولت، آنها را الگو قرار داده و راه بسته را بگشاید، اما این طرح نیز بی نتیجه ماند و توفیقی نصیب آنها نکرد، زیرا به دنبال این دستورالعمل، کارمندان دولت باز هم از همراه بردن همسران خود، به مجالس جشن و محافل دولتی خودداری کردند،آن طور که خشم وزیر داخله را برانگیخت.

 در حالی که تلاش برای کشف حجاب در شهر کرمان بی نتیجه مانده بود، حکومت به برداشتن حجاب زنان و دختران روستایی و عشایر می اندیشید و سعی می کرد تا بانوان شهرستان های دیگر را نیز رافع حجاب کند و به اصطلاح آرمانهای خود را محقق سازد.موضوعی که در نهایت به ناکامی انجامید.

برگرفته از کتاب: زن کرمانی روشنای زندگانی

انتهای پیام/

,

این کانون ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و کارساز مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

این کانون، ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

آن روز در ساختمان دانشسرای عالی جشن بزرگی بر پا شد و تمام معلمین زن برای شرکت در آن فراخوانده شدند. آن ها باید بدون چادر و چارقد حضور پیدا می کردند. ملکه و دخترانش هم بدون حجاب وارد شدند.

سخنران نخست،« خانم تربیت » بود که همه ی بدبختیهاهی زنان را به گردن حجاب انداخت و گفت با کشف حجاب روح زنان ما و مادرانمان شاد شد.

رضا شاه سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد که « سابق بر این زن های کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادامه نمایند و خدمات و فداکاری  خود را آن طور که شایسته است انجام دهند.شما خانم ها باید این روز را یم روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.»

به این گونه از فردای آن روز زن ایرانی ناچار به برداشتن چادر و چارقد و موظف شد که بدون حجاب در میان مردم نمایان شود.

اما زن کرمانی در طول تاریخ همواره نمونه و الگوی اخلاق و شیفته سنتهای ملی و مذهبی بوده است، حتی آن روز که از او می خواستند تا بر خلاف میل و رغبت خود، پوشش و حجاب را بردارد، او در خانه بماند، از پشت بام ها به حمام رفت و تمام دشواریها را به جان خرید اما آرمان خود را پشت سر نگذاشت.

در کرمان گذشته، بعضی از کوچه ها تنگ تر از حد معمول بود، البته کوچه هایی هم داشتیم که از فرط تنگی به آن «کوچه آشتی کنون» می گفتند، به هر حال برای عبور از این کوچه ها، دو نفر با فاصله اندک می توانستند از کنار هم بگذردند. زنان کرمانی در این گونه موارد معمولا رو به دیوار می ایستادند تا مردی که از روبرو می آید برود، بعد آنها به راه خودشان ادامه دهند.

در مورد کشف حجاب نیز، اگر چه تغییراتی در جامعه زن کرمانی پیدا شد، اما حکومت وقت هرگز به آن چه می خواست دست نیافت.

نامه های متعددی که زده شده است از سوی ایالت کرمان نشان داد که حکومت ابتدا تمامی تلاش خود را برای کشف حجاب زنان معلمه و دختران دانش آموز به کار گرفت.

اما همان گونه که در اسناد گوناگون مشاهده شده است توفیقی به دست نیاورد. اگر چه چند گاهی خود را به شعارهای تحمیلی دل خوش کرد، مثلا در شهربابک زنان را وادار کردند که د رکوچه و بازارها راهپیمایی کنند و شعار دهند که : « سنت شاه را داریم، حجاب را بر می داریم».

به دنبال عدم موفقیت، حکومت وقت مجددا تلاش کرد تا با کشف حجاب همسران کارمندان دولت، آنها را الگو قرار داده و راه بسته را بگشاید، اما این طرح نیز بی نتیجه ماند و توفیقی نصیب آنها نکرد، زیرا به دنبال این دستورالعمل، کارمندان دولت باز هم از همراه بردن همسران خود، به مجالس جشن و محافل دولتی خودداری کردند،آن طور که خشم وزیر داخله را برانگیخت.

 در حالی که تلاش برای کشف حجاب در شهر کرمان بی نتیجه مانده بود، حکومت به برداشتن حجاب زنان و دختران روستایی و عشایر می اندیشید و سعی می کرد تا بانوان شهرستان های دیگر را نیز رافع حجاب کند و به اصطلاح آرمانهای خود را محقق سازد.موضوعی که در نهایت به ناکامی انجامید.

برگرفته از کتاب: زن کرمانی روشنای زندگانی

انتهای پیام/

,

این کانون ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و کارساز مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

این کانون، ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

آن روز در ساختمان دانشسرای عالی جشن بزرگی بر پا شد و تمام معلمین زن برای شرکت در آن فراخوانده شدند. آن ها باید بدون چادر و چارقد حضور پیدا می کردند. ملکه و دخترانش هم بدون حجاب وارد شدند.

سخنران نخست،« خانم تربیت » بود که همه ی بدبختیهاهی زنان را به گردن حجاب انداخت و گفت با کشف حجاب روح زنان ما و مادرانمان شاد شد.

رضا شاه سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد که « سابق بر این زن های کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادامه نمایند و خدمات و فداکاری  خود را آن طور که شایسته است انجام دهند.شما خانم ها باید این روز را یم روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.»

به این گونه از فردای آن روز زن ایرانی ناچار به برداشتن چادر و چارقد و موظف شد که بدون حجاب در میان مردم نمایان شود.

اما زن کرمانی در طول تاریخ همواره نمونه و الگوی اخلاق و شیفته سنتهای ملی و مذهبی بوده است، حتی آن روز که از او می خواستند تا بر خلاف میل و رغبت خود، پوشش و حجاب را بردارد، او در خانه بماند، از پشت بام ها به حمام رفت و تمام دشواریها را به جان خرید اما آرمان خود را پشت سر نگذاشت.

در کرمان گذشته، بعضی از کوچه ها تنگ تر از حد معمول بود، البته کوچه هایی هم داشتیم که از فرط تنگی به آن «کوچه آشتی کنون» می گفتند، به هر حال برای عبور از این کوچه ها، دو نفر با فاصله اندک می توانستند از کنار هم بگذردند. زنان کرمانی در این گونه موارد معمولا رو به دیوار می ایستادند تا مردی که از روبرو می آید برود، بعد آنها به راه خودشان ادامه دهند.

در مورد کشف حجاب نیز، اگر چه تغییراتی در جامعه زن کرمانی پیدا شد، اما حکومت وقت هرگز به آن چه می خواست دست نیافت.

نامه های متعددی که زده شده است از سوی ایالت کرمان نشان داد که حکومت ابتدا تمامی تلاش خود را برای کشف حجاب زنان معلمه و دختران دانش آموز به کار گرفت.

اما همان گونه که در اسناد گوناگون مشاهده شده است توفیقی به دست نیاورد. اگر چه چند گاهی خود را به شعارهای تحمیلی دل خوش کرد، مثلا در شهربابک زنان را وادار کردند که د رکوچه و بازارها راهپیمایی کنند و شعار دهند که : « سنت شاه را داریم، حجاب را بر می داریم».

به دنبال عدم موفقیت، حکومت وقت مجددا تلاش کرد تا با کشف حجاب همسران کارمندان دولت، آنها را الگو قرار داده و راه بسته را بگشاید، اما این طرح نیز بی نتیجه ماند و توفیقی نصیب آنها نکرد، زیرا به دنبال این دستورالعمل، کارمندان دولت باز هم از همراه بردن همسران خود، به مجالس جشن و محافل دولتی خودداری کردند،آن طور که خشم وزیر داخله را برانگیخت.

 در حالی که تلاش برای کشف حجاب در شهر کرمان بی نتیجه مانده بود، حکومت به برداشتن حجاب زنان و دختران روستایی و عشایر می اندیشید و سعی می کرد تا بانوان شهرستان های دیگر را نیز رافع حجاب کند و به اصطلاح آرمانهای خود را محقق سازد.موضوعی که در نهایت به ناکامی انجامید.

برگرفته از کتاب: زن کرمانی روشنای زندگانی

انتهای پیام/

,

این کانون ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و کارساز مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

,

این کانون، ابتدا بدون ورود به امور سیاسی کار خود را آغاز کرد و سرانجام تصمیم بزرگ و مورد نظر شاه را گرفت، روزی که به گمان رضا خان، زنان ایرانی به جرگه تمدن وارد شدند.

,

آن روز در ساختمان دانشسرای عالی جشن بزرگی بر پا شد و تمام معلمین زن برای شرکت در آن فراخوانده شدند. آن ها باید بدون چادر و چارقد حضور پیدا می کردند. ملکه و دخترانش هم بدون حجاب وارد شدند.

,

سخنران نخست،« خانم تربیت » بود که همه ی بدبختیهاهی زنان را به گردن حجاب انداخت و گفت با کشف حجاب روح زنان ما و مادرانمان شاد شد.

,

رضا شاه سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد که « سابق بر این زن های کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادامه نمایند و خدمات و فداکاری  خود را آن طور که شایسته است انجام دهند.شما خانم ها باید این روز را یم روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.»

,

به این گونه از فردای آن روز زن ایرانی ناچار به برداشتن چادر و چارقد و موظف شد که بدون حجاب در میان مردم نمایان شود.

,

اما زن کرمانی در طول تاریخ همواره نمونه و الگوی اخلاق و شیفته سنتهای ملی و مذهبی بوده است، حتی آن روز که از او می خواستند تا بر خلاف میل و رغبت خود، پوشش و حجاب را بردارد، او در خانه بماند، از پشت بام ها به حمام رفت و تمام دشواریها را به جان خرید اما آرمان خود را پشت سر نگذاشت.

,

در کرمان گذشته، بعضی از کوچه ها تنگ تر از حد معمول بود، البته کوچه هایی هم داشتیم که از فرط تنگی به آن «کوچه آشتی کنون» می گفتند، به هر حال برای عبور از این کوچه ها، دو نفر با فاصله اندک می توانستند از کنار هم بگذردند. زنان کرمانی در این گونه موارد معمولا رو به دیوار می ایستادند تا مردی که از روبرو می آید برود، بعد آنها به راه خودشان ادامه دهند.

,

در مورد کشف حجاب نیز، اگر چه تغییراتی در جامعه زن کرمانی پیدا شد، اما حکومت وقت هرگز به آن چه می خواست دست نیافت.

,

نامه های متعددی که زده شده است از سوی ایالت کرمان نشان داد که حکومت ابتدا تمامی تلاش خود را برای کشف حجاب زنان معلمه و دختران دانش آموز به کار گرفت.

,

اما همان گونه که در اسناد گوناگون مشاهده شده است توفیقی به دست نیاورد. اگر چه چند گاهی خود را به شعارهای تحمیلی دل خوش کرد، مثلا در شهربابک زنان را وادار کردند که د رکوچه و بازارها راهپیمایی کنند و شعار دهند که : « سنت شاه را داریم، حجاب را بر می داریم».

,

به دنبال عدم موفقیت، حکومت وقت مجددا تلاش کرد تا با کشف حجاب همسران کارمندان دولت، آنها را الگو قرار داده و راه بسته را بگشاید، اما این طرح نیز بی نتیجه ماند و توفیقی نصیب آنها نکرد، زیرا به دنبال این دستورالعمل، کارمندان دولت باز هم از همراه بردن همسران خود، به مجالس جشن و محافل دولتی خودداری کردند،آن طور که خشم وزیر داخله را برانگیخت.

,

 در حالی که تلاش برای کشف حجاب در شهر کرمان بی نتیجه مانده بود، حکومت به برداشتن حجاب زنان و دختران روستایی و عشایر می اندیشید و سعی می کرد تا بانوان شهرستان های دیگر را نیز رافع حجاب کند و به اصطلاح آرمانهای خود را محقق سازد.موضوعی که در نهایت به ناکامی انجامید.

,

برگرفته از کتاب: زن کرمانی روشنای زندگانی

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه