logo
پنج‌شنبه 30 مهر 1405 | پنجشنبه 22 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

قتل عام خونین در فردای پیروزی انقلاب+ تصاویر شهدا

قتل عام خونین در فردای پیروزی انقلاب+ تصاویر شهدا
در حالی نارین قلعه آبستن حوادث خونین بود که در خیابان های اصلی شهر اردبیل مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سبلانه، با اعلام همبستگی ارتش در شامگاه 22 بهمن سال 57 واعلام پیروزی انقلاب مردم ایران، از رادیو و تلویزیون شادی همه جای کشور را فرا گرفت.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, سبلانه,

در چنین ساعاتی اردبیلی ها برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه باغی حرکت کردند تا بساط «انجمن میهن پرستان» را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن را به شهادت رساندند.

در صبح روز 23 بهمن، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کردو نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی ) حرکت کردند .

در میدان شریعتی عده ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید.

نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد کرده بودند با دیدن صفوف راهپیمایان دراصلی قرارگاه را بسته و تیر بارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند ولی انگار چنین ارداه ای میان پرسنل شهربانی وجود نداشت.

سرهنگ یغمایی رئیس شهربانی وقت اردبیل علی الظاهر چند روز پیش باز نشسته شده بود و فرد دیگری را به جای وی گماشته بودند.

قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد شاید واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

ظهر 23 بهمن سال 57 نارین قلعه (محل شهربانی) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

ماموران شهربانی ضمن گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند.

صفی از جنازه ها خونین روی زمین افتاده بود با آغاز تیراندازی پرسنل شهرباری و خون بار شدن میدان، خشم مردم شعله ور شد و مردم غیر مسلح و بی دفاع با چنگ و دندان ساختمان شهربانی را مورد حمله قرار دادند.

این وقایع خونین در حالی صورت گرفت که در خیابان های اصلی شهر مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی خبر بودند.

شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند.

 مردم ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند و در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد.

ساعت 12 ظهر اتفاقی عجیب در میدان شهربانی افتاد یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می اید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

حمید اسدزاده، میرحسین لوحی، خداشیرین اصلانی، عباسعلی محبی، منصور افخمی، عباسعلی مراد ماهی، سلام‌الله بخشایش، یحیی نجفی، مصطفی پنده، توفیق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر یسری، بخشعلی پورسیف، محبعلی قاسمی، باب‌الله جاهد، علی‌میرزا آدیگوزل‌زاده، حاجی‌آقا جزایری، حسنعلی خسروی، ابراهیم رمضانی، علی رهبان، علی علیوند، سیدمرحمت قبادی و زلفعلی قنبری لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG

,

در چنین ساعاتی اردبیلی ها برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه باغی حرکت کردند تا بساط «انجمن میهن پرستان» را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن را به شهادت رساندند.

در صبح روز 23 بهمن، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کردو نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی ) حرکت کردند .

در میدان شریعتی عده ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید.

نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد کرده بودند با دیدن صفوف راهپیمایان دراصلی قرارگاه را بسته و تیر بارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند ولی انگار چنین ارداه ای میان پرسنل شهربانی وجود نداشت.

سرهنگ یغمایی رئیس شهربانی وقت اردبیل علی الظاهر چند روز پیش باز نشسته شده بود و فرد دیگری را به جای وی گماشته بودند.

قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد شاید واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

ظهر 23 بهمن سال 57 نارین قلعه (محل شهربانی) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

ماموران شهربانی ضمن گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند.

صفی از جنازه ها خونین روی زمین افتاده بود با آغاز تیراندازی پرسنل شهرباری و خون بار شدن میدان، خشم مردم شعله ور شد و مردم غیر مسلح و بی دفاع با چنگ و دندان ساختمان شهربانی را مورد حمله قرار دادند.

این وقایع خونین در حالی صورت گرفت که در خیابان های اصلی شهر مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی خبر بودند.

شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند.

 مردم ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند و در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد.

ساعت 12 ظهر اتفاقی عجیب در میدان شهربانی افتاد یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می اید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

حمید اسدزاده، میرحسین لوحی، خداشیرین اصلانی، عباسعلی محبی، منصور افخمی، عباسعلی مراد ماهی، سلام‌الله بخشایش، یحیی نجفی، مصطفی پنده، توفیق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر یسری، بخشعلی پورسیف، محبعلی قاسمی، باب‌الله جاهد، علی‌میرزا آدیگوزل‌زاده، حاجی‌آقا جزایری، حسنعلی خسروی، ابراهیم رمضانی، علی رهبان، علی علیوند، سیدمرحمت قبادی و زلفعلی قنبری لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG

,

در چنین ساعاتی اردبیلی ها برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه باغی حرکت کردند تا بساط «انجمن میهن پرستان» را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن را به شهادت رساندند.

در صبح روز 23 بهمن، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کردو نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی ) حرکت کردند .

در میدان شریعتی عده ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید.

نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد کرده بودند با دیدن صفوف راهپیمایان دراصلی قرارگاه را بسته و تیر بارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند ولی انگار چنین ارداه ای میان پرسنل شهربانی وجود نداشت.

سرهنگ یغمایی رئیس شهربانی وقت اردبیل علی الظاهر چند روز پیش باز نشسته شده بود و فرد دیگری را به جای وی گماشته بودند.

قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد شاید واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

ظهر 23 بهمن سال 57 نارین قلعه (محل شهربانی) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

ماموران شهربانی ضمن گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند.

صفی از جنازه ها خونین روی زمین افتاده بود با آغاز تیراندازی پرسنل شهرباری و خون بار شدن میدان، خشم مردم شعله ور شد و مردم غیر مسلح و بی دفاع با چنگ و دندان ساختمان شهربانی را مورد حمله قرار دادند.

این وقایع خونین در حالی صورت گرفت که در خیابان های اصلی شهر مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی خبر بودند.

شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند.

 مردم ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند و در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد.

ساعت 12 ظهر اتفاقی عجیب در میدان شهربانی افتاد یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می اید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

حمید اسدزاده، میرحسین لوحی، خداشیرین اصلانی، عباسعلی محبی، منصور افخمی، عباسعلی مراد ماهی، سلام‌الله بخشایش، یحیی نجفی، مصطفی پنده، توفیق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر یسری، بخشعلی پورسیف، محبعلی قاسمی، باب‌الله جاهد، علی‌میرزا آدیگوزل‌زاده، حاجی‌آقا جزایری، حسنعلی خسروی، ابراهیم رمضانی، علی رهبان، علی علیوند، سیدمرحمت قبادی و زلفعلی قنبری لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG

,

در چنین ساعاتی اردبیلی ها برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه باغی حرکت کردند تا بساط «انجمن میهن پرستان» را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن را به شهادت رساندند.

در صبح روز 23 بهمن، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کردو نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی ) حرکت کردند .

در میدان شریعتی عده ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید.

نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد کرده بودند با دیدن صفوف راهپیمایان دراصلی قرارگاه را بسته و تیر بارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند ولی انگار چنین ارداه ای میان پرسنل شهربانی وجود نداشت.

سرهنگ یغمایی رئیس شهربانی وقت اردبیل علی الظاهر چند روز پیش باز نشسته شده بود و فرد دیگری را به جای وی گماشته بودند.

قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد شاید واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

ظهر 23 بهمن سال 57 نارین قلعه (محل شهربانی) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

ماموران شهربانی ضمن گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند.

صفی از جنازه ها خونین روی زمین افتاده بود با آغاز تیراندازی پرسنل شهرباری و خون بار شدن میدان، خشم مردم شعله ور شد و مردم غیر مسلح و بی دفاع با چنگ و دندان ساختمان شهربانی را مورد حمله قرار دادند.

این وقایع خونین در حالی صورت گرفت که در خیابان های اصلی شهر مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی خبر بودند.

شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند.

 مردم ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند و در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد.

ساعت 12 ظهر اتفاقی عجیب در میدان شهربانی افتاد یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می اید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

حمید اسدزاده، میرحسین لوحی، خداشیرین اصلانی، عباسعلی محبی، منصور افخمی، عباسعلی مراد ماهی، سلام‌الله بخشایش، یحیی نجفی، مصطفی پنده، توفیق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر یسری، بخشعلی پورسیف، محبعلی قاسمی، باب‌الله جاهد، علی‌میرزا آدیگوزل‌زاده، حاجی‌آقا جزایری، حسنعلی خسروی، ابراهیم رمضانی، علی رهبان، علی علیوند، سیدمرحمت قبادی و زلفعلی قنبری لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG

,

در چنین ساعاتی اردبیلی ها برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه باغی حرکت کردند تا بساط «انجمن میهن پرستان» را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن را به شهادت رساندند.

در صبح روز 23 بهمن، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کردو نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی ) حرکت کردند .

در میدان شریعتی عده ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید.

نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد کرده بودند با دیدن صفوف راهپیمایان دراصلی قرارگاه را بسته و تیر بارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند ولی انگار چنین ارداه ای میان پرسنل شهربانی وجود نداشت.

سرهنگ یغمایی رئیس شهربانی وقت اردبیل علی الظاهر چند روز پیش باز نشسته شده بود و فرد دیگری را به جای وی گماشته بودند.

قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد شاید واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

ظهر 23 بهمن سال 57 نارین قلعه (محل شهربانی) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

ماموران شهربانی ضمن گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند.

صفی از جنازه ها خونین روی زمین افتاده بود با آغاز تیراندازی پرسنل شهرباری و خون بار شدن میدان، خشم مردم شعله ور شد و مردم غیر مسلح و بی دفاع با چنگ و دندان ساختمان شهربانی را مورد حمله قرار دادند.

این وقایع خونین در حالی صورت گرفت که در خیابان های اصلی شهر مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی خبر بودند.

شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند.

 مردم ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند و در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد.

ساعت 12 ظهر اتفاقی عجیب در میدان شهربانی افتاد یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می اید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

حمید اسدزاده، میرحسین لوحی، خداشیرین اصلانی، عباسعلی محبی، منصور افخمی، عباسعلی مراد ماهی، سلام‌الله بخشایش، یحیی نجفی، مصطفی پنده، توفیق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر یسری، بخشعلی پورسیف، محبعلی قاسمی، باب‌الله جاهد، علی‌میرزا آدیگوزل‌زاده، حاجی‌آقا جزایری، حسنعلی خسروی، ابراهیم رمضانی، علی رهبان، علی علیوند، سیدمرحمت قبادی و زلفعلی قنبری لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG

,

در چنین ساعاتی اردبیلی ها برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه باغی حرکت کردند تا بساط «انجمن میهن پرستان» را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن را به شهادت رساندند.

در صبح روز 23 بهمن، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کردو نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی ) حرکت کردند .

در میدان شریعتی عده ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید.

نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد کرده بودند با دیدن صفوف راهپیمایان دراصلی قرارگاه را بسته و تیر بارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند ولی انگار چنین ارداه ای میان پرسنل شهربانی وجود نداشت.

سرهنگ یغمایی رئیس شهربانی وقت اردبیل علی الظاهر چند روز پیش باز نشسته شده بود و فرد دیگری را به جای وی گماشته بودند.

قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد شاید واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

ظهر 23 بهمن سال 57 نارین قلعه (محل شهربانی) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

ماموران شهربانی ضمن گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند.

صفی از جنازه ها خونین روی زمین افتاده بود با آغاز تیراندازی پرسنل شهرباری و خون بار شدن میدان، خشم مردم شعله ور شد و مردم غیر مسلح و بی دفاع با چنگ و دندان ساختمان شهربانی را مورد حمله قرار دادند.

این وقایع خونین در حالی صورت گرفت که در خیابان های اصلی شهر مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی خبر بودند.

شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند.

 مردم ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند و در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد.

ساعت 12 ظهر اتفاقی عجیب در میدان شهربانی افتاد یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می اید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

حمید اسدزاده، میرحسین لوحی، خداشیرین اصلانی، عباسعلی محبی، منصور افخمی، عباسعلی مراد ماهی، سلام‌الله بخشایش، یحیی نجفی، مصطفی پنده، توفیق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر یسری، بخشعلی پورسیف، محبعلی قاسمی، باب‌الله جاهد، علی‌میرزا آدیگوزل‌زاده، حاجی‌آقا جزایری، حسنعلی خسروی، ابراهیم رمضانی، علی رهبان، علی علیوند، سیدمرحمت قبادی و زلفعلی قنبری لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG

,

در چنین ساعاتی اردبیلی ها برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه باغی حرکت کردند تا بساط «انجمن میهن پرستان» را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن را به شهادت رساندند.

در صبح روز 23 بهمن، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کردو نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی ) حرکت کردند .

در میدان شریعتی عده ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید.

نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد کرده بودند با دیدن صفوف راهپیمایان دراصلی قرارگاه را بسته و تیر بارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند ولی انگار چنین ارداه ای میان پرسنل شهربانی وجود نداشت.

سرهنگ یغمایی رئیس شهربانی وقت اردبیل علی الظاهر چند روز پیش باز نشسته شده بود و فرد دیگری را به جای وی گماشته بودند.

قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد شاید واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

ظهر 23 بهمن سال 57 نارین قلعه (محل شهربانی) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

ماموران شهربانی ضمن گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند.

صفی از جنازه ها خونین روی زمین افتاده بود با آغاز تیراندازی پرسنل شهرباری و خون بار شدن میدان، خشم مردم شعله ور شد و مردم غیر مسلح و بی دفاع با چنگ و دندان ساختمان شهربانی را مورد حمله قرار دادند.

این وقایع خونین در حالی صورت گرفت که در خیابان های اصلی شهر مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی خبر بودند.

شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند.

 مردم ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند و در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد.

ساعت 12 ظهر اتفاقی عجیب در میدان شهربانی افتاد یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می اید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

حمید اسدزاده، میرحسین لوحی، خداشیرین اصلانی، عباسعلی محبی، منصور افخمی، عباسعلی مراد ماهی، سلام‌الله بخشایش، یحیی نجفی، مصطفی پنده، توفیق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر یسری، بخشعلی پورسیف، محبعلی قاسمی، باب‌الله جاهد، علی‌میرزا آدیگوزل‌زاده، حاجی‌آقا جزایری، حسنعلی خسروی، ابراهیم رمضانی، علی رهبان، علی علیوند، سیدمرحمت قبادی و زلفعلی قنبری لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG

 

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG

,

در چنین ساعاتی اردبیلی ها برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه باغی حرکت کردند تا بساط «انجمن میهن پرستان» را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن را به شهادت رساندند.

,

در صبح روز 23 بهمن، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کردو نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی ) حرکت کردند .

,

در میدان شریعتی عده ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

,

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید.

,

نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد کرده بودند با دیدن صفوف راهپیمایان دراصلی قرارگاه را بسته و تیر بارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند ولی انگار چنین ارداه ای میان پرسنل شهربانی وجود نداشت.

,

سرهنگ یغمایی رئیس شهربانی وقت اردبیل علی الظاهر چند روز پیش باز نشسته شده بود و فرد دیگری را به جای وی گماشته بودند.

,

قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد شاید واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

,

ظهر 23 بهمن سال 57 نارین قلعه (محل شهربانی) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

,

ماموران شهربانی ضمن گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند.

,

صفی از جنازه ها خونین روی زمین افتاده بود با آغاز تیراندازی پرسنل شهرباری و خون بار شدن میدان، خشم مردم شعله ور شد و مردم غیر مسلح و بی دفاع با چنگ و دندان ساختمان شهربانی را مورد حمله قرار دادند.

,

این وقایع خونین در حالی صورت گرفت که در خیابان های اصلی شهر مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی خبر بودند.

,

شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد

,

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند.

,

 مردم ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند و در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

,

آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد.

,

ساعت 12 ظهر اتفاقی عجیب در میدان شهربانی افتاد یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می اید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

,

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

,

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

,

حمید اسدزاده، میرحسین لوحی، خداشیرین اصلانی، عباسعلی محبی، منصور افخمی، عباسعلی مراد ماهی، سلام‌الله بخشایش، یحیی نجفی، مصطفی پنده، توفیق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر یسری، بخشعلی پورسیف، محبعلی قاسمی، باب‌الله جاهد، علی‌میرزا آدیگوزل‌زاده، حاجی‌آقا جزایری، حسنعلی خسروی، ابراهیم رمضانی، علی رهبان، علی علیوند، سیدمرحمت قبادی و زلفعلی قنبری لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

,

 

,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%8A%D8%AF.JPG, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG,

 

,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20%D9%82%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.JPG, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%8A.JPG, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%20%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D9%84%D9%87.JPG,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%8A%20%D8%A2%D9%82%D8%A7.JPG, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%8A%20%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%AC%D9%81%D9%8A%20%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%8A%D8%AD%D9%8A%D9%8A.JPG, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86.JPG,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%20%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85.JPG,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%8A%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%D9%8A.JPG,

http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPGhttp://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG

, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%87%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82.JPG, http://khatte8.ir/sites/default/files/fullimages/%D9%8A%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1.JPG,
 
,
 
,
 
,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه