logo
سه‌شنبه 28 مهر 1405 | سه‌شنبه 20 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  2. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  3. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  4. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  5. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  6. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  7. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  8. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  9. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  10. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  11. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  12. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  13. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  14. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  15. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  16. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  17. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  18. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  19. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد
  20. عاقبت سرپیچی کشتی‌ها از مقررات ایرانی تنگه هرمز سوختن است

نویسنده اسدآبادی:

قلم زدن در حوزه دفاع مقدس یک افتخار است

قلم زدن در حوزه دفاع مقدس یک افتخار است
نویسنده اسدآبادی با بیان اینکه همان آفرین خانم مدیر روی صف مدرسه جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛ گفت: در حال تألیف فیلمنامه ای در قالب دفاع مقدس هستم و این یکی از افتخارات بنده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال، فاطمه بگزاده در گفت‌وگو با خبرنگار آوای سیدجمال، با بیان اینکه نویسندگی تنها چیزی است که نیاز به عشق دارد، اظهار کرد: اگر به قلمی که دست می‌گیری و برگه ای که روی آن سجده می‌کنی، عشق نداشته باشی، آن طور که باید نمی‌توانی بنویسی؛ به نوشتن که عشق داشته باشی کلمه‌ها، واژه ها، همه دست به دست هم می‌دهند و زیباترین جملات شکل می‌گیرد؛ جملاتی که از قلبت سربلند می‌کند و روانه ذهنت می‌شود و خط به خط به قلمت می‌رسد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال, فاطمه بگزاده در گفت‌وگو با خبرنگار آوای سیدجمال، با بیان اینکه نویسندگی تنها چیزی است که نیاز به عشق دارد، اظهار کرد: اگر به قلمی که دست می‌گیری و برگه ای که روی آن سجده می‌کنی، عشق نداشته باشی، آن طور که باید نمی‌توانی بنویسی؛ به نوشتن که عشق داشته باشی کلمه‌ها، واژه ها، همه دست به دست هم می‌دهند و زیباترین جملات شکل می‌گیرد؛ جملاتی که از قلبت سربلند می‌کند و روانه ذهنت می‌شود و خط به خط به قلمت می‌رسد.,

وی نویسندگی را بازی با 28 حرف دانست که از الف شروع می‌شود و به «ی» ختم می‌شود و ادامه داد: اگر علاقه ای بدرخشد، احساس بجوشد، عشقی در میان باشد به زیبایی کلمه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و جمله ای شکل می‌گیرد، از جنس عاطفه، از جنس دوست داشتن و محبت!

نویسنده اسدآبادی ادامه داد: داستان‌هایی نوشته می‌شود از مردانی که دلیرانه جنگیدند و عاشقانه مقاومت کردند و اراده و استقامت به خرج دادند؛ داستان‌هایی نوشته می‌شود از زنانی که به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیدن؛ آری نویسندگی یعنی دوستی با قلم.

وی در ادامه سخنان خود از آغاز نویسندگی خود می‌گوید: نه ساله بودم که بچه‌های مدرسه بخاطر متنی که درباره دهه مبارک فجر نوشتم و سر صف مدرسه خواندم برایم دست زدند، خانم مدیر شانه ام را فشرد و گفت: آفرین اما کاش خودت می‌نوشتی، اگر خودت می‌نوشتی بهتر بود، مشخصی است که بزرگترها برایت نوشته اند؛ آن زمان بود که چشمانم خیس شد و انگار یک قفل بزرگ روی زبانم زدند، بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم خانم خودم نوشتم اما همان آفرین جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛

بگزاده که 29 سالگی عمر خود را پشت سر می‌گذراند، با روحیه ای شاداب و سرزنده می‌گوید: یازده ساله بودم که «به رنگ پلید» را نوشتم، داستان 60 صفحه ای که سال 85 به لطف عمه عزیزم عاطفه بگزاده در انتشارات سروش همدان به چاپ رسید.

وی ادامه داد: بعداز آن به نوشتن داستان کوتاه روی آوردم و همکاری ام با مجله «زن روز» آغاز شد، سال 90 دو داستان به نام «خواب تلخ» و «خون بهای اعتیاد» که هر دو در کتابی به نام «رقص سایه‌ها» در انتشارات فقه به چاپ رسید.

نویسنده اسدآبادی گفت: بعداز آن افتخار همکاری با مجلات امتداد، را داشتم، «فقط یک دقیقه » چند روز بیشتر نیست که به چاپ رسیده و من با فقط یک دقیقه زندگی کردم؛ داستان‌هایی کوتاه «فقط یک دقیقه» سوژه‌هایی است در زندگی . با آن مواجه می‌شویم، گاه به راحتی از کنارش رد می‌شویم.

وی ادامه داد: فقط یک دقیقه شامل 33 داستان کوتاه است که نیمی در رابطه با دفاع مقدس و نیمی دیگر موضوع خانوادگی و اجتماعی را دارد.

بگزاده اضافه کرد: هم اکنون مشغول نوشتن فیلمنامه «من و بچه محل ها» در قالب دفاع مقدس هستم و این یک افتخاری بزرگ برای من است.

وی مشوق خود را در امر نویسندگی پدر و مادر و عمه اش دانست و گفت: اگر کسی علاقه ای به نویسندگی نداشته باشد نمیتواند موفق شود.

وی با بیان اینکه در حاضر 90 داستان کوتاه در مجلات مختلف کشوری از بنده به چاپ رسیده، افزود: من هنوز اول راه هستم و فراموش نکنیم که وقتی از پله ای بالا می‌رویم یادمان باشد این آخرین پله ترقی نیست و برگ درخت وقتی می افتد که که فکر می‌کند طلا شده و انسان وقتی زمین می‍خورد که تصور می‌کند موفق شده و به آخر خط رسیده است.

بگزاده خاطرنشان کرد: فراموش نکنیم که در هر شرایطی می‌توان به هدف رسید، ازدواج، فرزند، خانه داری هیچ یک مانعی در برابر اهدافمان نخواهد بو‌د.

انتهای پیام/

,

وی نویسندگی را بازی با 28 حرف دانست که از الف شروع می‌شود و به «ی» ختم می‌شود و ادامه داد: اگر علاقه ای بدرخشد، احساس بجوشد، عشقی در میان باشد به زیبایی کلمه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و جمله ای شکل می‌گیرد، از جنس عاطفه، از جنس دوست داشتن و محبت!

نویسنده اسدآبادی ادامه داد: داستان‌هایی نوشته می‌شود از مردانی که دلیرانه جنگیدند و عاشقانه مقاومت کردند و اراده و استقامت به خرج دادند؛ داستان‌هایی نوشته می‌شود از زنانی که به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیدن؛ آری نویسندگی یعنی دوستی با قلم.

وی در ادامه سخنان خود از آغاز نویسندگی خود می‌گوید: نه ساله بودم که بچه‌های مدرسه بخاطر متنی که درباره دهه مبارک فجر نوشتم و سر صف مدرسه خواندم برایم دست زدند، خانم مدیر شانه ام را فشرد و گفت: آفرین اما کاش خودت می‌نوشتی، اگر خودت می‌نوشتی بهتر بود، مشخصی است که بزرگترها برایت نوشته اند؛ آن زمان بود که چشمانم خیس شد و انگار یک قفل بزرگ روی زبانم زدند، بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم خانم خودم نوشتم اما همان آفرین جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛

بگزاده که 29 سالگی عمر خود را پشت سر می‌گذراند، با روحیه ای شاداب و سرزنده می‌گوید: یازده ساله بودم که «به رنگ پلید» را نوشتم، داستان 60 صفحه ای که سال 85 به لطف عمه عزیزم عاطفه بگزاده در انتشارات سروش همدان به چاپ رسید.

وی ادامه داد: بعداز آن به نوشتن داستان کوتاه روی آوردم و همکاری ام با مجله «زن روز» آغاز شد، سال 90 دو داستان به نام «خواب تلخ» و «خون بهای اعتیاد» که هر دو در کتابی به نام «رقص سایه‌ها» در انتشارات فقه به چاپ رسید.

نویسنده اسدآبادی گفت: بعداز آن افتخار همکاری با مجلات امتداد، را داشتم، «فقط یک دقیقه » چند روز بیشتر نیست که به چاپ رسیده و من با فقط یک دقیقه زندگی کردم؛ داستان‌هایی کوتاه «فقط یک دقیقه» سوژه‌هایی است در زندگی . با آن مواجه می‌شویم، گاه به راحتی از کنارش رد می‌شویم.

وی ادامه داد: فقط یک دقیقه شامل 33 داستان کوتاه است که نیمی در رابطه با دفاع مقدس و نیمی دیگر موضوع خانوادگی و اجتماعی را دارد.

بگزاده اضافه کرد: هم اکنون مشغول نوشتن فیلمنامه «من و بچه محل ها» در قالب دفاع مقدس هستم و این یک افتخاری بزرگ برای من است.

وی مشوق خود را در امر نویسندگی پدر و مادر و عمه اش دانست و گفت: اگر کسی علاقه ای به نویسندگی نداشته باشد نمیتواند موفق شود.

وی با بیان اینکه در حاضر 90 داستان کوتاه در مجلات مختلف کشوری از بنده به چاپ رسیده، افزود: من هنوز اول راه هستم و فراموش نکنیم که وقتی از پله ای بالا می‌رویم یادمان باشد این آخرین پله ترقی نیست و برگ درخت وقتی می افتد که که فکر می‌کند طلا شده و انسان وقتی زمین می‍خورد که تصور می‌کند موفق شده و به آخر خط رسیده است.

بگزاده خاطرنشان کرد: فراموش نکنیم که در هر شرایطی می‌توان به هدف رسید، ازدواج، فرزند، خانه داری هیچ یک مانعی در برابر اهدافمان نخواهد بو‌د.

انتهای پیام/

,

وی نویسندگی را بازی با 28 حرف دانست که از الف شروع می‌شود و به «ی» ختم می‌شود و ادامه داد: اگر علاقه ای بدرخشد، احساس بجوشد، عشقی در میان باشد به زیبایی کلمه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و جمله ای شکل می‌گیرد، از جنس عاطفه، از جنس دوست داشتن و محبت!

نویسنده اسدآبادی ادامه داد: داستان‌هایی نوشته می‌شود از مردانی که دلیرانه جنگیدند و عاشقانه مقاومت کردند و اراده و استقامت به خرج دادند؛ داستان‌هایی نوشته می‌شود از زنانی که به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیدن؛ آری نویسندگی یعنی دوستی با قلم.

وی در ادامه سخنان خود از آغاز نویسندگی خود می‌گوید: نه ساله بودم که بچه‌های مدرسه بخاطر متنی که درباره دهه مبارک فجر نوشتم و سر صف مدرسه خواندم برایم دست زدند، خانم مدیر شانه ام را فشرد و گفت: آفرین اما کاش خودت می‌نوشتی، اگر خودت می‌نوشتی بهتر بود، مشخصی است که بزرگترها برایت نوشته اند؛ آن زمان بود که چشمانم خیس شد و انگار یک قفل بزرگ روی زبانم زدند، بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم خانم خودم نوشتم اما همان آفرین جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛

بگزاده که 29 سالگی عمر خود را پشت سر می‌گذراند، با روحیه ای شاداب و سرزنده می‌گوید: یازده ساله بودم که «به رنگ پلید» را نوشتم، داستان 60 صفحه ای که سال 85 به لطف عمه عزیزم عاطفه بگزاده در انتشارات سروش همدان به چاپ رسید.

وی ادامه داد: بعداز آن به نوشتن داستان کوتاه روی آوردم و همکاری ام با مجله «زن روز» آغاز شد، سال 90 دو داستان به نام «خواب تلخ» و «خون بهای اعتیاد» که هر دو در کتابی به نام «رقص سایه‌ها» در انتشارات فقه به چاپ رسید.

نویسنده اسدآبادی گفت: بعداز آن افتخار همکاری با مجلات امتداد، را داشتم، «فقط یک دقیقه » چند روز بیشتر نیست که به چاپ رسیده و من با فقط یک دقیقه زندگی کردم؛ داستان‌هایی کوتاه «فقط یک دقیقه» سوژه‌هایی است در زندگی . با آن مواجه می‌شویم، گاه به راحتی از کنارش رد می‌شویم.

وی ادامه داد: فقط یک دقیقه شامل 33 داستان کوتاه است که نیمی در رابطه با دفاع مقدس و نیمی دیگر موضوع خانوادگی و اجتماعی را دارد.

بگزاده اضافه کرد: هم اکنون مشغول نوشتن فیلمنامه «من و بچه محل ها» در قالب دفاع مقدس هستم و این یک افتخاری بزرگ برای من است.

وی مشوق خود را در امر نویسندگی پدر و مادر و عمه اش دانست و گفت: اگر کسی علاقه ای به نویسندگی نداشته باشد نمیتواند موفق شود.

وی با بیان اینکه در حاضر 90 داستان کوتاه در مجلات مختلف کشوری از بنده به چاپ رسیده، افزود: من هنوز اول راه هستم و فراموش نکنیم که وقتی از پله ای بالا می‌رویم یادمان باشد این آخرین پله ترقی نیست و برگ درخت وقتی می افتد که که فکر می‌کند طلا شده و انسان وقتی زمین می‍خورد که تصور می‌کند موفق شده و به آخر خط رسیده است.

بگزاده خاطرنشان کرد: فراموش نکنیم که در هر شرایطی می‌توان به هدف رسید، ازدواج، فرزند، خانه داری هیچ یک مانعی در برابر اهدافمان نخواهد بو‌د.

انتهای پیام/

,

وی نویسندگی را بازی با 28 حرف دانست که از الف شروع می‌شود و به «ی» ختم می‌شود و ادامه داد: اگر علاقه ای بدرخشد، احساس بجوشد، عشقی در میان باشد به زیبایی کلمه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و جمله ای شکل می‌گیرد، از جنس عاطفه، از جنس دوست داشتن و محبت!

نویسنده اسدآبادی ادامه داد: داستان‌هایی نوشته می‌شود از مردانی که دلیرانه جنگیدند و عاشقانه مقاومت کردند و اراده و استقامت به خرج دادند؛ داستان‌هایی نوشته می‌شود از زنانی که به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیدن؛ آری نویسندگی یعنی دوستی با قلم.

وی در ادامه سخنان خود از آغاز نویسندگی خود می‌گوید: نه ساله بودم که بچه‌های مدرسه بخاطر متنی که درباره دهه مبارک فجر نوشتم و سر صف مدرسه خواندم برایم دست زدند، خانم مدیر شانه ام را فشرد و گفت: آفرین اما کاش خودت می‌نوشتی، اگر خودت می‌نوشتی بهتر بود، مشخصی است که بزرگترها برایت نوشته اند؛ آن زمان بود که چشمانم خیس شد و انگار یک قفل بزرگ روی زبانم زدند، بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم خانم خودم نوشتم اما همان آفرین جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛

بگزاده که 29 سالگی عمر خود را پشت سر می‌گذراند، با روحیه ای شاداب و سرزنده می‌گوید: یازده ساله بودم که «به رنگ پلید» را نوشتم، داستان 60 صفحه ای که سال 85 به لطف عمه عزیزم عاطفه بگزاده در انتشارات سروش همدان به چاپ رسید.

وی ادامه داد: بعداز آن به نوشتن داستان کوتاه روی آوردم و همکاری ام با مجله «زن روز» آغاز شد، سال 90 دو داستان به نام «خواب تلخ» و «خون بهای اعتیاد» که هر دو در کتابی به نام «رقص سایه‌ها» در انتشارات فقه به چاپ رسید.

نویسنده اسدآبادی گفت: بعداز آن افتخار همکاری با مجلات امتداد، را داشتم، «فقط یک دقیقه » چند روز بیشتر نیست که به چاپ رسیده و من با فقط یک دقیقه زندگی کردم؛ داستان‌هایی کوتاه «فقط یک دقیقه» سوژه‌هایی است در زندگی . با آن مواجه می‌شویم، گاه به راحتی از کنارش رد می‌شویم.

وی ادامه داد: فقط یک دقیقه شامل 33 داستان کوتاه است که نیمی در رابطه با دفاع مقدس و نیمی دیگر موضوع خانوادگی و اجتماعی را دارد.

بگزاده اضافه کرد: هم اکنون مشغول نوشتن فیلمنامه «من و بچه محل ها» در قالب دفاع مقدس هستم و این یک افتخاری بزرگ برای من است.

وی مشوق خود را در امر نویسندگی پدر و مادر و عمه اش دانست و گفت: اگر کسی علاقه ای به نویسندگی نداشته باشد نمیتواند موفق شود.

وی با بیان اینکه در حاضر 90 داستان کوتاه در مجلات مختلف کشوری از بنده به چاپ رسیده، افزود: من هنوز اول راه هستم و فراموش نکنیم که وقتی از پله ای بالا می‌رویم یادمان باشد این آخرین پله ترقی نیست و برگ درخت وقتی می افتد که که فکر می‌کند طلا شده و انسان وقتی زمین می‍خورد که تصور می‌کند موفق شده و به آخر خط رسیده است.

بگزاده خاطرنشان کرد: فراموش نکنیم که در هر شرایطی می‌توان به هدف رسید، ازدواج، فرزند، خانه داری هیچ یک مانعی در برابر اهدافمان نخواهد بو‌د.

انتهای پیام/

,

وی نویسندگی را بازی با 28 حرف دانست که از الف شروع می‌شود و به «ی» ختم می‌شود و ادامه داد: اگر علاقه ای بدرخشد، احساس بجوشد، عشقی در میان باشد به زیبایی کلمه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و جمله ای شکل می‌گیرد، از جنس عاطفه، از جنس دوست داشتن و محبت!

نویسنده اسدآبادی ادامه داد: داستان‌هایی نوشته می‌شود از مردانی که دلیرانه جنگیدند و عاشقانه مقاومت کردند و اراده و استقامت به خرج دادند؛ داستان‌هایی نوشته می‌شود از زنانی که به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیدن؛ آری نویسندگی یعنی دوستی با قلم.

وی در ادامه سخنان خود از آغاز نویسندگی خود می‌گوید: نه ساله بودم که بچه‌های مدرسه بخاطر متنی که درباره دهه مبارک فجر نوشتم و سر صف مدرسه خواندم برایم دست زدند، خانم مدیر شانه ام را فشرد و گفت: آفرین اما کاش خودت می‌نوشتی، اگر خودت می‌نوشتی بهتر بود، مشخصی است که بزرگترها برایت نوشته اند؛ آن زمان بود که چشمانم خیس شد و انگار یک قفل بزرگ روی زبانم زدند، بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم خانم خودم نوشتم اما همان آفرین جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛

بگزاده که 29 سالگی عمر خود را پشت سر می‌گذراند، با روحیه ای شاداب و سرزنده می‌گوید: یازده ساله بودم که «به رنگ پلید» را نوشتم، داستان 60 صفحه ای که سال 85 به لطف عمه عزیزم عاطفه بگزاده در انتشارات سروش همدان به چاپ رسید.

وی ادامه داد: بعداز آن به نوشتن داستان کوتاه روی آوردم و همکاری ام با مجله «زن روز» آغاز شد، سال 90 دو داستان به نام «خواب تلخ» و «خون بهای اعتیاد» که هر دو در کتابی به نام «رقص سایه‌ها» در انتشارات فقه به چاپ رسید.

نویسنده اسدآبادی گفت: بعداز آن افتخار همکاری با مجلات امتداد، را داشتم، «فقط یک دقیقه » چند روز بیشتر نیست که به چاپ رسیده و من با فقط یک دقیقه زندگی کردم؛ داستان‌هایی کوتاه «فقط یک دقیقه» سوژه‌هایی است در زندگی . با آن مواجه می‌شویم، گاه به راحتی از کنارش رد می‌شویم.

وی ادامه داد: فقط یک دقیقه شامل 33 داستان کوتاه است که نیمی در رابطه با دفاع مقدس و نیمی دیگر موضوع خانوادگی و اجتماعی را دارد.

بگزاده اضافه کرد: هم اکنون مشغول نوشتن فیلمنامه «من و بچه محل ها» در قالب دفاع مقدس هستم و این یک افتخاری بزرگ برای من است.

وی مشوق خود را در امر نویسندگی پدر و مادر و عمه اش دانست و گفت: اگر کسی علاقه ای به نویسندگی نداشته باشد نمیتواند موفق شود.

وی با بیان اینکه در حاضر 90 داستان کوتاه در مجلات مختلف کشوری از بنده به چاپ رسیده، افزود: من هنوز اول راه هستم و فراموش نکنیم که وقتی از پله ای بالا می‌رویم یادمان باشد این آخرین پله ترقی نیست و برگ درخت وقتی می افتد که که فکر می‌کند طلا شده و انسان وقتی زمین می‍خورد که تصور می‌کند موفق شده و به آخر خط رسیده است.

بگزاده خاطرنشان کرد: فراموش نکنیم که در هر شرایطی می‌توان به هدف رسید، ازدواج، فرزند، خانه داری هیچ یک مانعی در برابر اهدافمان نخواهد بو‌د.

انتهای پیام/

,

وی نویسندگی را بازی با 28 حرف دانست که از الف شروع می‌شود و به «ی» ختم می‌شود و ادامه داد: اگر علاقه ای بدرخشد، احساس بجوشد، عشقی در میان باشد به زیبایی کلمه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و جمله ای شکل می‌گیرد، از جنس عاطفه، از جنس دوست داشتن و محبت!

نویسنده اسدآبادی ادامه داد: داستان‌هایی نوشته می‌شود از مردانی که دلیرانه جنگیدند و عاشقانه مقاومت کردند و اراده و استقامت به خرج دادند؛ داستان‌هایی نوشته می‌شود از زنانی که به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیدن؛ آری نویسندگی یعنی دوستی با قلم.

وی در ادامه سخنان خود از آغاز نویسندگی خود می‌گوید: نه ساله بودم که بچه‌های مدرسه بخاطر متنی که درباره دهه مبارک فجر نوشتم و سر صف مدرسه خواندم برایم دست زدند، خانم مدیر شانه ام را فشرد و گفت: آفرین اما کاش خودت می‌نوشتی، اگر خودت می‌نوشتی بهتر بود، مشخصی است که بزرگترها برایت نوشته اند؛ آن زمان بود که چشمانم خیس شد و انگار یک قفل بزرگ روی زبانم زدند، بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم خانم خودم نوشتم اما همان آفرین جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛

بگزاده که 29 سالگی عمر خود را پشت سر می‌گذراند، با روحیه ای شاداب و سرزنده می‌گوید: یازده ساله بودم که «به رنگ پلید» را نوشتم، داستان 60 صفحه ای که سال 85 به لطف عمه عزیزم عاطفه بگزاده در انتشارات سروش همدان به چاپ رسید.

وی ادامه داد: بعداز آن به نوشتن داستان کوتاه روی آوردم و همکاری ام با مجله «زن روز» آغاز شد، سال 90 دو داستان به نام «خواب تلخ» و «خون بهای اعتیاد» که هر دو در کتابی به نام «رقص سایه‌ها» در انتشارات فقه به چاپ رسید.

نویسنده اسدآبادی گفت: بعداز آن افتخار همکاری با مجلات امتداد، را داشتم، «فقط یک دقیقه » چند روز بیشتر نیست که به چاپ رسیده و من با فقط یک دقیقه زندگی کردم؛ داستان‌هایی کوتاه «فقط یک دقیقه» سوژه‌هایی است در زندگی . با آن مواجه می‌شویم، گاه به راحتی از کنارش رد می‌شویم.

وی ادامه داد: فقط یک دقیقه شامل 33 داستان کوتاه است که نیمی در رابطه با دفاع مقدس و نیمی دیگر موضوع خانوادگی و اجتماعی را دارد.

بگزاده اضافه کرد: هم اکنون مشغول نوشتن فیلمنامه «من و بچه محل ها» در قالب دفاع مقدس هستم و این یک افتخاری بزرگ برای من است.

وی مشوق خود را در امر نویسندگی پدر و مادر و عمه اش دانست و گفت: اگر کسی علاقه ای به نویسندگی نداشته باشد نمیتواند موفق شود.

وی با بیان اینکه در حاضر 90 داستان کوتاه در مجلات مختلف کشوری از بنده به چاپ رسیده، افزود: من هنوز اول راه هستم و فراموش نکنیم که وقتی از پله ای بالا می‌رویم یادمان باشد این آخرین پله ترقی نیست و برگ درخت وقتی می افتد که که فکر می‌کند طلا شده و انسان وقتی زمین می‍خورد که تصور می‌کند موفق شده و به آخر خط رسیده است.

بگزاده خاطرنشان کرد: فراموش نکنیم که در هر شرایطی می‌توان به هدف رسید، ازدواج، فرزند، خانه داری هیچ یک مانعی در برابر اهدافمان نخواهد بو‌د.

انتهای پیام/

,

وی نویسندگی را بازی با 28 حرف دانست که از الف شروع می‌شود و به «ی» ختم می‌شود و ادامه داد: اگر علاقه ای بدرخشد، احساس بجوشد، عشقی در میان باشد به زیبایی کلمه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و جمله ای شکل می‌گیرد، از جنس عاطفه، از جنس دوست داشتن و محبت!

, وی نویسندگی را بازی با 28 حرف دانست که از الف شروع می‌شود و به «ی» ختم می‌شود و ادامه داد: اگر علاقه ای بدرخشد، احساس بجوشد، عشقی در میان باشد به زیبایی کلمه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و جمله ای شکل می‌گیرد، از جنس عاطفه، از جنس دوست داشتن و محبت!,

نویسنده اسدآبادی ادامه داد: داستان‌هایی نوشته می‌شود از مردانی که دلیرانه جنگیدند و عاشقانه مقاومت کردند و اراده و استقامت به خرج دادند؛ داستان‌هایی نوشته می‌شود از زنانی که به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیدن؛ آری نویسندگی یعنی دوستی با قلم.

, نویسنده اسدآبادی ادامه داد: داستان‌هایی نوشته می‌شود از مردانی که دلیرانه جنگیدند و عاشقانه مقاومت کردند و اراده و استقامت به خرج دادند؛ داستان‌هایی نوشته می‌شود از زنانی که به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیدن؛ آری نویسندگی یعنی دوستی با قلم.,

وی در ادامه سخنان خود از آغاز نویسندگی خود می‌گوید: نه ساله بودم که بچه‌های مدرسه بخاطر متنی که درباره دهه مبارک فجر نوشتم و سر صف مدرسه خواندم برایم دست زدند، خانم مدیر شانه ام را فشرد و گفت: آفرین اما کاش خودت می‌نوشتی، اگر خودت می‌نوشتی بهتر بود، مشخصی است که بزرگترها برایت نوشته اند؛ آن زمان بود که چشمانم خیس شد و انگار یک قفل بزرگ روی زبانم زدند، بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم خانم خودم نوشتم اما همان آفرین جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛

, وی در ادامه سخنان خود از آغاز نویسندگی خود می‌گوید: نه ساله بودم که بچه‌های مدرسه بخاطر متنی که درباره دهه مبارک فجر نوشتم و سر صف مدرسه خواندم برایم دست زدند، خانم مدیر شانه ام را فشرد و گفت: آفرین اما کاش خودت می‌نوشتی، اگر خودت می‌نوشتی بهتر بود، مشخصی است که بزرگترها برایت نوشته اند؛ آن زمان بود که چشمانم خیس شد و انگار یک قفل, بزرگ روی زبانم زدند، بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم خانم خودم نوشتم اما همان آفرین جرقه ای شد برای روشن شدن افکارم؛,

بگزاده که 29 سالگی عمر خود را پشت سر می‌گذراند، با روحیه ای شاداب و سرزنده می‌گوید: یازده ساله بودم که «به رنگ پلید» را نوشتم، داستان 60 صفحه ای که سال 85 به لطف عمه عزیزم عاطفه بگزاده در انتشارات سروش همدان به چاپ رسید.

, بگزاده که 29 سالگی عمر خود را پشت سر می‌گذراند، با روحیه ای شاداب و سرزنده می‌گوید: یازده ساله بودم که «به رنگ پلید» را نوشتم، داستان 60 صفحه ای که سال 85 به لطف عمه عزیزم عاطفه بگزاده در انتشارات سروش همدان به چاپ رسید.,

وی ادامه داد: بعداز آن به نوشتن داستان کوتاه روی آوردم و همکاری ام با مجله «زن روز» آغاز شد، سال 90 دو داستان به نام «خواب تلخ» و «خون بهای اعتیاد» که هر دو در کتابی به نام «رقص سایه‌ها» در انتشارات فقه به چاپ رسید.

, وی ادامه داد: بعداز آن به نوشتن داستان کوتاه روی آوردم و همکاری ام با مجله «زن روز» آغاز شد، سال 90 دو داستان به نام «خواب تلخ» و «خون بهای اعتیاد» که هر دو در کتابی به نام «رقص سایه‌ها» در انتشارات فقه به چاپ رسید.,

نویسنده اسدآبادی گفت: بعداز آن افتخار همکاری با مجلات امتداد، را داشتم، «فقط یک دقیقه » چند روز بیشتر نیست که به چاپ رسیده و من با فقط یک دقیقه زندگی کردم؛ داستان‌هایی کوتاه «فقط یک دقیقه» سوژه‌هایی است در زندگی . با آن مواجه می‌شویم، گاه به راحتی از کنارش رد می‌شویم.

, نویسنده اسدآبادی گفت: بعداز آن افتخار همکاری با مجلات امتداد، را داشتم، «فقط یک دقیقه » چند روز بیشتر نیست که به چاپ رسیده و من با فقط یک دقیقه زندگی کردم؛ داستان‌هایی کوتاه «فقط یک دقیقه» سوژه‌هایی است در زندگی . با آن مواجه می‌شویم، گاه به راحتی از کنارش رد می‌شویم.,

وی ادامه داد: فقط یک دقیقه شامل 33 داستان کوتاه است که نیمی در رابطه با دفاع مقدس و نیمی دیگر موضوع خانوادگی و اجتماعی را دارد.

, وی ادامه داد: فقط یک دقیقه شامل 33 داستان کوتاه است که نیمی در رابطه با دفاع مقدس و نیمی دیگر موضوع خانوادگی و اجتماعی را دارد. ,

بگزاده اضافه کرد: هم اکنون مشغول نوشتن فیلمنامه «من و بچه محل ها» در قالب دفاع مقدس هستم و این یک افتخاری بزرگ برای من است.

, بگزاده اضافه کرد: هم اکنون مشغول نوشتن فیلمنامه «من و بچه محل ها» در قالب دفاع مقدس هستم و این یک افتخاری بزرگ برای من است.,

وی مشوق خود را در امر نویسندگی پدر و مادر و عمه اش دانست و گفت: اگر کسی علاقه ای به نویسندگی نداشته باشد نمیتواند موفق شود.

, وی مشوق خود را در امر نویسندگی پدر و مادر و عمه اش دانست و گفت: اگر کسی علاقه ای به نویسندگی نداشته باشد نمیتواند موفق شود.,

وی با بیان اینکه در حاضر 90 داستان کوتاه در مجلات مختلف کشوری از بنده به چاپ رسیده، افزود: من هنوز اول راه هستم و فراموش نکنیم که وقتی از پله ای بالا می‌رویم یادمان باشد این آخرین پله ترقی نیست و برگ درخت وقتی می افتد که که فکر می‌کند طلا شده و انسان وقتی زمین می‍خورد که تصور می‌کند موفق شده و به آخر خط رسیده است.

, وی با بیان اینکه در حاضر 90 داستان کوتاه در مجلات مختلف کشوری از بنده به چاپ رسیده، افزود: من هنوز اول راه هستم و فراموش نکنیم که وقتی از پله ای بالا می‌رویم یادمان باشد این آخرین پله ترقی نیست و برگ درخت وقتی می افتد که که فکر می‌کند طلا شده و انسان وقتی زمین می‍خورد که تصور می‌کند موفق شده و به آخر خط رسیده است.,

بگزاده خاطرنشان کرد: فراموش نکنیم که در هر شرایطی می‌توان به هدف رسید، ازدواج، فرزند، خانه داری هیچ یک مانعی در برابر اهدافمان نخواهد بو‌د.

, بگزاده خاطرنشان کرد: فراموش نکنیم که در هر شرایطی می‌توان به هدف رسید، ازدواج، فرزند، خانه داری هیچ یک مانعی در برابر اهدافمان نخواهد بو‌د.,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه