logo
پنج‌شنبه 30 مهر 1405 | پنجشنبه 22 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

تلون مزاج سیاسی

تلون مزاج سیاسی
کسی پرسید چرا بعضی‌ها تلون مزاج دارند، از این شاخه به آن شاخه می‌پرند یا اینکه در کمترین زمان جناح سیاسی خود را تغییر می دهند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ اول باید گفت، اگر کسی در یک مسیر بوده و بعدها متوجه شده باشد، بیراهه رفته و در تشخیص حق خطا کرده و تغییر مسیر داده است، چون ملاک ، معیار و انتخاب راه از جانب وی با هر اصول و مبانی ارزشی است، نه تنها نباید مورد سرزنش قرار بگیرد بلکه بایستی تشویق گردد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

,

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

,

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

,

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

,

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

,

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

,

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

,

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

,

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

,

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

,

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

,

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

,

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

,

یادداشتی از هوشنگ نادری

,

انتهای پیام/م

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه