logo
پنج‌شنبه 30 مهر 1405 | پنجشنبه 22 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

روی موج سی و چهارمین جشنواره جهانی فیلم فجر

سیر تحول از محافظه‌کاری تا مبارز وطن

سیر تحول از محافظه‌کاری تا مبارز وطن
فیلم سینمایی «من معلم هستم» درام جنگی در ستایش موفقیت‌های جنگ بزرگ وطن‌پرستانه (1945-1941) ساخته شده است؛ داستان فیلم حول کاراکتر پاول زوبوف، یک معلم مدرسه و ساکن دهکده‌ای می‌شود که بدست فاشیست‌ها اشغال شده است. در روزهای جنگ، او باید تصمیمی سخت برای بقا و سازش با رژیم تازه بگیرد یا برای خانواده‌، عشق، وطن، آرمان‌ها و باورهایش بجنگد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نق از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، فیلم در زمان اشغال روسیه توسط آلمان در جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد.در روستایی دورافتاده زنی با پسر سیزده ساله خود روزگار می گذراند که معلم ده مستاجر و دلباخته اوست.زن صاحبخانه زن تحصیل کرده ای است که می تواند کتاب بخواند.او و معلم ناگزیرند برای ادامه زندگی مطیع بوده و به نیروهای آلمان خدمت کنند.این خدمت کردن زن تحصیل کرده و معلم ده به نیروهای اشغالگر گواه این حقیقت است که جنگ همه شرافت ها را از بین می برد و حتی روشنفکری یک جامعه را به استثمار می کشد.با این حال جنگ می تواند بستر خودسازی و رشد فرهنگی هم باشد،چنانچه وقتی فرمانده آلمانی معلم ده را از کلاس با تمسخر بیرون کشده،اسلحه به دستش می دهد تا مغز پوشکین شاعر پر آوازه و آزادیخواه روسی را در تصویری نشانه بگیرد،صراحتا می گوید:"نمی توانم چنین کنم!»این نه گفتن به اشغالگر در حقیقت اولین گام برون رفت معلم از لباس محافظه کاری ست.

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.


در ادامه یک مجروح از جبهه مخالف آلمان ها که به شدت زخمی شده به مزرعه محل سکونت معلم پناه می آورد.او هدفی در سر دارد.می خواهد فرمانده آلمان ها را که قصد بازدید از وضعیت نیروهای نظامی مطبوع خود را در این ده دارد،ترور کند.
ابتدا معلم زخمی پناهنده را تهدید به لو دادن می کند،اما وقتی در می یابد که ارشد نیروهای آلمانی به زن مورد علاقه اش(زن صاحبخانه)که در خانه ارشد آلمان ها خدمتکاری می کند،نظر سو دارد،تصمیم می گیرد در قبال اینکه پناهنده زخمی هم فرمانده اصلی و هم ارشد نیروها را به قتل برساند،او را یاری دهد.در این روند معلم هم برای دفاع از عشقش عاقبت مبارزه گری با دل و جرات می شود.
فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.


پناهنده زخمی به خاطر خونریزی توانش را از دست می دهد،ابتدا پسر سیزده ساله که مادرش را به اردوگاه کار اجباری اعزام کرده اند-به دلیل نپذیرفتن پیشنهاد بی شرمانه ارشد آلمان ها-اسلحه به دست می گیرد و در نهایت معلم اسلحه را به دست گرفته وکار را تمام می کند.
آلمان ها که در پی شستشوی مغزی جوان سیزده ساله یونیفورم آلمانی به تنش کرده اند،در سکانس شهادت معلم ،پسرک یونیفورم را از تنش می درد و به کناری می اندازد.بنابراین یک شبانه روز شستشوی مغزی جوان توسط آلمان ها راه به جایی نبرده و همچنان یک روس جوان ،دلیر و مبارز باقیمانده است.بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.

انتهای پیام/

,

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نق از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، فیلم در زمان اشغال روسیه توسط آلمان در جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد.در روستایی دورافتاده زنی با پسر سیزده ساله خود روزگار می گذراند که معلم ده مستاجر و دلباخته اوست.زن صاحبخانه زن تحصیل کرده ای است که می تواند کتاب بخواند.او و معلم ناگزیرند برای ادامه زندگی مطیع بوده و به نیروهای آلمان خدمت کنند.این خدمت کردن زن تحصیل کرده و معلم ده به نیروهای اشغالگر گواه این حقیقت است که جنگ همه شرافت ها را از بین می برد و حتی روشنفکری یک جامعه را به استثمار می کشد.با این حال جنگ می تواند بستر خودسازی و رشد فرهنگی هم باشد،چنانچه وقتی فرمانده آلمانی معلم ده را از کلاس با تمسخر بیرون کشده،اسلحه به دستش می دهد تا مغز پوشکین شاعر پر آوازه و آزادیخواه روسی را در تصویری نشانه بگیرد،صراحتا می گوید:"نمی توانم چنین کنم!»این نه گفتن به اشغالگر در حقیقت اولین گام برون رفت معلم از لباس محافظه کاری ست.

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.


در ادامه یک مجروح از جبهه مخالف آلمان ها که به شدت زخمی شده به مزرعه محل سکونت معلم پناه می آورد.او هدفی در سر دارد.می خواهد فرمانده آلمان ها را که قصد بازدید از وضعیت نیروهای نظامی مطبوع خود را در این ده دارد،ترور کند.
ابتدا معلم زخمی پناهنده را تهدید به لو دادن می کند،اما وقتی در می یابد که ارشد نیروهای آلمانی به زن مورد علاقه اش(زن صاحبخانه)که در خانه ارشد آلمان ها خدمتکاری می کند،نظر سو دارد،تصمیم می گیرد در قبال اینکه پناهنده زخمی هم فرمانده اصلی و هم ارشد نیروها را به قتل برساند،او را یاری دهد.در این روند معلم هم برای دفاع از عشقش عاقبت مبارزه گری با دل و جرات می شود.
فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.


پناهنده زخمی به خاطر خونریزی توانش را از دست می دهد،ابتدا پسر سیزده ساله که مادرش را به اردوگاه کار اجباری اعزام کرده اند-به دلیل نپذیرفتن پیشنهاد بی شرمانه ارشد آلمان ها-اسلحه به دست می گیرد و در نهایت معلم اسلحه را به دست گرفته وکار را تمام می کند.
آلمان ها که در پی شستشوی مغزی جوان سیزده ساله یونیفورم آلمانی به تنش کرده اند،در سکانس شهادت معلم ،پسرک یونیفورم را از تنش می درد و به کناری می اندازد.بنابراین یک شبانه روز شستشوی مغزی جوان توسط آلمان ها راه به جایی نبرده و همچنان یک روس جوان ،دلیر و مبارز باقیمانده است.بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.

انتهای پیام/

,

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نق از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، فیلم در زمان اشغال روسیه توسط آلمان در جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد.در روستایی دورافتاده زنی با پسر سیزده ساله خود روزگار می گذراند که معلم ده مستاجر و دلباخته اوست.زن صاحبخانه زن تحصیل کرده ای است که می تواند کتاب بخواند.او و معلم ناگزیرند برای ادامه زندگی مطیع بوده و به نیروهای آلمان خدمت کنند.این خدمت کردن زن تحصیل کرده و معلم ده به نیروهای اشغالگر گواه این حقیقت است که جنگ همه شرافت ها را از بین می برد و حتی روشنفکری یک جامعه را به استثمار می کشد.با این حال جنگ می تواند بستر خودسازی و رشد فرهنگی هم باشد،چنانچه وقتی فرمانده آلمانی معلم ده را از کلاس با تمسخر بیرون کشده،اسلحه به دستش می دهد تا مغز پوشکین شاعر پر آوازه و آزادیخواه روسی را در تصویری نشانه بگیرد،صراحتا می گوید:"نمی توانم چنین کنم!»این نه گفتن به اشغالگر در حقیقت اولین گام برون رفت معلم از لباس محافظه کاری ست.

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.


در ادامه یک مجروح از جبهه مخالف آلمان ها که به شدت زخمی شده به مزرعه محل سکونت معلم پناه می آورد.او هدفی در سر دارد.می خواهد فرمانده آلمان ها را که قصد بازدید از وضعیت نیروهای نظامی مطبوع خود را در این ده دارد،ترور کند.
ابتدا معلم زخمی پناهنده را تهدید به لو دادن می کند،اما وقتی در می یابد که ارشد نیروهای آلمانی به زن مورد علاقه اش(زن صاحبخانه)که در خانه ارشد آلمان ها خدمتکاری می کند،نظر سو دارد،تصمیم می گیرد در قبال اینکه پناهنده زخمی هم فرمانده اصلی و هم ارشد نیروها را به قتل برساند،او را یاری دهد.در این روند معلم هم برای دفاع از عشقش عاقبت مبارزه گری با دل و جرات می شود.
فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.


پناهنده زخمی به خاطر خونریزی توانش را از دست می دهد،ابتدا پسر سیزده ساله که مادرش را به اردوگاه کار اجباری اعزام کرده اند-به دلیل نپذیرفتن پیشنهاد بی شرمانه ارشد آلمان ها-اسلحه به دست می گیرد و در نهایت معلم اسلحه را به دست گرفته وکار را تمام می کند.
آلمان ها که در پی شستشوی مغزی جوان سیزده ساله یونیفورم آلمانی به تنش کرده اند،در سکانس شهادت معلم ،پسرک یونیفورم را از تنش می درد و به کناری می اندازد.بنابراین یک شبانه روز شستشوی مغزی جوان توسط آلمان ها راه به جایی نبرده و همچنان یک روس جوان ،دلیر و مبارز باقیمانده است.بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.

انتهای پیام/

,

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نق از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، فیلم در زمان اشغال روسیه توسط آلمان در جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد.در روستایی دورافتاده زنی با پسر سیزده ساله خود روزگار می گذراند که معلم ده مستاجر و دلباخته اوست.زن صاحبخانه زن تحصیل کرده ای است که می تواند کتاب بخواند.او و معلم ناگزیرند برای ادامه زندگی مطیع بوده و به نیروهای آلمان خدمت کنند.این خدمت کردن زن تحصیل کرده و معلم ده به نیروهای اشغالگر گواه این حقیقت است که جنگ همه شرافت ها را از بین می برد و حتی روشنفکری یک جامعه را به استثمار می کشد.با این حال جنگ می تواند بستر خودسازی و رشد فرهنگی هم باشد،چنانچه وقتی فرمانده آلمانی معلم ده را از کلاس با تمسخر بیرون کشده،اسلحه به دستش می دهد تا مغز پوشکین شاعر پر آوازه و آزادیخواه روسی را در تصویری نشانه بگیرد،صراحتا می گوید:"نمی توانم چنین کنم!»این نه گفتن به اشغالگر در حقیقت اولین گام برون رفت معلم از لباس محافظه کاری ست.

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.


در ادامه یک مجروح از جبهه مخالف آلمان ها که به شدت زخمی شده به مزرعه محل سکونت معلم پناه می آورد.او هدفی در سر دارد.می خواهد فرمانده آلمان ها را که قصد بازدید از وضعیت نیروهای نظامی مطبوع خود را در این ده دارد،ترور کند.
ابتدا معلم زخمی پناهنده را تهدید به لو دادن می کند،اما وقتی در می یابد که ارشد نیروهای آلمانی به زن مورد علاقه اش(زن صاحبخانه)که در خانه ارشد آلمان ها خدمتکاری می کند،نظر سو دارد،تصمیم می گیرد در قبال اینکه پناهنده زخمی هم فرمانده اصلی و هم ارشد نیروها را به قتل برساند،او را یاری دهد.در این روند معلم هم برای دفاع از عشقش عاقبت مبارزه گری با دل و جرات می شود.
فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.


پناهنده زخمی به خاطر خونریزی توانش را از دست می دهد،ابتدا پسر سیزده ساله که مادرش را به اردوگاه کار اجباری اعزام کرده اند-به دلیل نپذیرفتن پیشنهاد بی شرمانه ارشد آلمان ها-اسلحه به دست می گیرد و در نهایت معلم اسلحه را به دست گرفته وکار را تمام می کند.
آلمان ها که در پی شستشوی مغزی جوان سیزده ساله یونیفورم آلمانی به تنش کرده اند،در سکانس شهادت معلم ،پسرک یونیفورم را از تنش می درد و به کناری می اندازد.بنابراین یک شبانه روز شستشوی مغزی جوان توسط آلمان ها راه به جایی نبرده و همچنان یک روس جوان ،دلیر و مبارز باقیمانده است.بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.

انتهای پیام/

,

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نق از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، فیلم در زمان اشغال روسیه توسط آلمان در جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد.در روستایی دورافتاده زنی با پسر سیزده ساله خود روزگار می گذراند که معلم ده مستاجر و دلباخته اوست.زن صاحبخانه زن تحصیل کرده ای است که می تواند کتاب بخواند.او و معلم ناگزیرند برای ادامه زندگی مطیع بوده و به نیروهای آلمان خدمت کنند.این خدمت کردن زن تحصیل کرده و معلم ده به نیروهای اشغالگر گواه این حقیقت است که جنگ همه شرافت ها را از بین می برد و حتی روشنفکری یک جامعه را به استثمار می کشد.با این حال جنگ می تواند بستر خودسازی و رشد فرهنگی هم باشد،چنانچه وقتی فرمانده آلمانی معلم ده را از کلاس با تمسخر بیرون کشده،اسلحه به دستش می دهد تا مغز پوشکین شاعر پر آوازه و آزادیخواه روسی را در تصویری نشانه بگیرد،صراحتا می گوید:"نمی توانم چنین کنم!»این نه گفتن به اشغالگر در حقیقت اولین گام برون رفت معلم از لباس محافظه کاری ست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طنین یاس,

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

,

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

,

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

,

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

,

فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

, فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند., فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند., فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.,

, ,


در ادامه یک مجروح از جبهه مخالف آلمان ها که به شدت زخمی شده به مزرعه محل سکونت معلم پناه می آورد.او هدفی در سر دارد.می خواهد فرمانده آلمان ها را که قصد بازدید از وضعیت نیروهای نظامی مطبوع خود را در این ده دارد،ترور کند.
ابتدا معلم زخمی پناهنده را تهدید به لو دادن می کند،اما وقتی در می یابد که ارشد نیروهای آلمانی به زن مورد علاقه اش(زن صاحبخانه)که در خانه ارشد آلمان ها خدمتکاری می کند،نظر سو دارد،تصمیم می گیرد در قبال اینکه پناهنده زخمی هم فرمانده اصلی و هم ارشد نیروها را به قتل برساند،او را یاری دهد.در این روند معلم هم برای دفاع از عشقش عاقبت مبارزه گری با دل و جرات می شود.
فیلم سراسر حماسه های تلنگری و زیر پوستی ست.شعارها کم هستند و این مبارزه گری با پرهیز از مستقیم گویی ها در دل اتفاقات و حوادث فیلم رخ می نمایانند.

,
, در اد,
,
,
بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.
, بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند. , بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند. , بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند., بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند., بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند., بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.,

, ,


پناهنده زخمی به خاطر خونریزی توانش را از دست می دهد،ابتدا پسر سیزده ساله که مادرش را به اردوگاه کار اجباری اعزام کرده اند-به دلیل نپذیرفتن پیشنهاد بی شرمانه ارشد آلمان ها-اسلحه به دست می گیرد و در نهایت معلم اسلحه را به دست گرفته وکار را تمام می کند.
آلمان ها که در پی شستشوی مغزی جوان سیزده ساله یونیفورم آلمانی به تنش کرده اند،در سکانس شهادت معلم ،پسرک یونیفورم را از تنش می درد و به کناری می اندازد.بنابراین یک شبانه روز شستشوی مغزی جوان توسط آلمان ها راه به جایی نبرده و همچنان یک روس جوان ،دلیر و مبارز باقیمانده است.بنابراین جنگ با همه آسیب ها پتانسیل هایی ایجاد می کنند که آحاد جامعه از لحاظ هویت ملی و باز یافتن خویشتن خویش سیر تعالی را بپیمایند.

,
,
,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه