logo
سه‌شنبه 28 مهر 1405 | سه‌شنبه 20 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  2. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  3. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  4. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  5. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  6. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  7. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  8. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  9. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  10. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  11. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  12. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  13. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  14. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  15. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  16. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  17. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  18. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  19. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  20. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد

نگرانی ملک عبدالله از کودتا

نگرانی ملک عبدالله از کودتا
ایجاد شورای بیعت، نشانه‌ای از نگرانی آل سعود از نزدیک شدن به زمان سلطنت نسل سوم این خاندان است؛ امری که در صورت نبود ساز و کار مشخص زمینه فروپاشی حکومت آل سعود را فراهم می‌کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بولتن نیوز،عربستان سعودی" بزرگ‌ترین کشور "خاورمیانه" و صاحب عظیم‌ترین ذخایر انرژی جهان، به دلیل نبود یک نظام سیاسی کارآمد و استمرار ساختار قبیله‌ای-عشیره‌ای، همچنان با بحران جانشینی پادشاه دست و پنجه نرم می‌کند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,
 نخبگان سیاسی آل سعود، پس از دهه‌ها حکومت، تاکنون ساختار مناسبی برای جانشینی پادشاه پیدا نکرده‌اند به طوری که نه تنها مردم عربستان بلکه شاهزادگان این کشور نیز بر سر روش واحدی برای انتخاب جانشین اجماع ندارند. در عربستان هیچ‌گونه حزب سیاسی، پارلمان یا انتخاباتی وجود ندارد. پادشاه عربستان با در دست داشتن قدرت مطلق، مناصبی همچون رئیس دولت، رئیس خزانه و خادم‌الحرمین را در اختیار دارد. همچنین انتخاب امرای مناطق چهارگانه و تنفیذ حکم استانداران و شهرداران به طور مستقیم از اختیارات وی به شمار می‌رود.
در بند ب ماده 5 قانون عربستان که در مارس 1992 صادر شده صراحتا اعلام شده است "حکومت و زمام‌داری عربستان انحصارا در اختیار فرزندان و نوادگان آل سعود است".

البته نکته قابل توجه اینجاست که برخلاف سایر نظام‌های سلطنتی و وراثتی در دنیا، در عربستان سعودی تا زمانی که فرزندان "ملک‌عبدالعزیز آل سعود" در قید حیات هستند، انتقال سلطنت به نوادگان وی مشروع و قانونی نیست.
به این ترتیب به نظر می‌رسد بافت بسیار پیچیده و غیر شفاف قدرت در صحنه سیاست داخلی عربستان، شاهزادگان آل سعود را در طمع و هوسی همیشگی و جنون‌آمیز برای دستیابی به قدرت مطلق پادشاهی غوطه‌ور می‌کند.
 
در همین زمینه و برای جلوگیری از بحران‌های احتمالی پس از مرگ عبدالله، وی در سال 2006 دست به تشکیل "شورای بیعت" متشکل از 34 امیر آل سعود زد تا وظیفه تعیین جانشین برای پادشاه و تصمیم‌گیری برای آینده آل سعود را به آنان بسپارند.
 بسیاری از کارشناسان امور سیاسی معتقدند ایجاد شورای بیعت، نشانه‌ای از نگرانی آل سعود از نزدیک شدن به زمان سلطنت نسل سوم این خاندان است؛ امری که در صورت نبود ساز و کار مشخص، به احتمال زیاد زمینه فروپاشی حکومت آل سعود را فراهم می‌کند. 
 
گفتنی است؛ در این شورا هریک از اعضا یک رای داشته و رای‌گیری نیز به صورت مخفیانه صورت می‌پذیرد.

نحوه انتخاب ولیعهد نیز به این گونه است که در ابتدا پادشاه می‌تواند یک یا چند گزینه را به عنوان کاندیداهای تصدی ولیعهدی به شورا معرفی کند. اعضای شورا نیز در مقابل می‌توانند یا یکی از گزینه‌های مورد نظر پادشاه را انتخاب کنند و یا در غیر این صورت خودشان یک یا چند گزینه را به او معرفی کرده تا پادشاه، ولیعهد را از میان آنان انتخاب کنند. البته این شورا در اولین آوردگاه تاریخی‌اش نقش مهمی در تحولات سیاسی عربستان ایفا نکرد.
 
مرگ "سلطان بن‌عبدالعزیز"، برادر ناتنی ملک عبدالله، اولین فرصت برای عملکرد این شورا به ریاست "مشعل‌بن‌عبدالعزیز" در آن زمان بود.
 

هرچند بنا بر اخبار موجود، اکثریت اعضای شورا با ولیعهدی "نایف بن عبدالعزیز" موافق بودند اما ملک‌عبدالله به طور مستقل و بدون مشورت با این شورا شاهزاده بن‌نایف را به عنوان ولیعهد خود معرفی کرد. 
 
گفتنی است؛ این انتخاب عبدالله برخلاف میل باطنی‌اش بود چراکه به لحاظ شخصی و جناحی روابط خوبی با نایف نداشت.

در همین زمینه؛ زمانی که عبدالله ناچار بود برای مداوای چندین و چندباره خود از عربستان خارج شود، برخلاف تصور عمومی نه از شاهزاده نایف (که وزیر کشور بود و اداره امور عربستان در بسیاری از موارد را برعهده داشت)، بلکه از سلطان بن‌عبدالعزیز، نایب خود که در بستر بیماری بود، درخواست کرد که در نبودش زمام امور را به دست بگیرد.
 
به عقیده کارشناسان سیاست خارجی، این اقدام عبدالله به دلیل ترس او از وقوع کودتا از سوی نایف در نبودش رخ داد.
 
شاهزاده نایف، یکی از امنیتی‌ترین چهره‌های حکومت عربستان بود که در طائف به دنیا آمد. وی در 20 سالگی امیر ریاض شد و همچنین از سال 1975 به سمت وزیر کشور در عربستان منصوب شد. او در فاصله سال‌های 2003 تا 2006 نقش مهمی را در دو حوزه ارتباط "استخبارات سعودی" با "القاعده" و همچنین تاسیسات نفتی عربستان داشت.
تمامی این اقدامات که منجر به توسعه نفوذ وی در حوزه سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی می‌شد باعث شد که پس از مرگ سلطان بن‌عبدالعزیز، نگاه همه ناظران به سمت او به عنوان ولیعهد بعدی عربستان معطوف گردد.

اما تلویزیون رسمی عربستان در بامداد 16 ژوئن 2012 با انتشار خبری همگان را در بهت و سپس در نگرانی از آینده عربستان سعودی فرو برد؛ شاهزاده نایف بن‌عبدالعزیز مرده بود.

اگر تا قبل از آن و پس از مرگ سلطان بن‌عبدالعزیز مشخص بود که قدرتمندترین مرد عربستان پس از عبدالله نایف است، اما حالا و به دلیل وجود گزینه‌های متعدد و تقریبا هم‌وزن برای جانشینی، می‌توان نشانه‌های شکل‌گیری یک بحران خاموش را در عربستان به وضوح دید.

اگر نظام وراثتی حکومت آل سعود بر طبق قاعده پیشین حرکت کند، ولیعهد و پادشاه بعدی عربستان "سلمان‌بن‌عبدالعزیز"، بیست و پنجمین فرزند پادشاه فقید سعودی و حاکم مکه خواهد بود، اما صحنه قدرت داخلی عربستان راه را برای حکومت سلمان چندان باز نگذاشته است.
 
"بندربن‌سلطان"، فرزند ارشد سلطان‌بن‌عبدالعزیز و سفیر سابق عربستان در آمریکا که چند سالی را نیز در مراکش زندگی می‌کرد، با بازگشت ناگهانی خود به عربستان و نمایش حوزه قدرت و نفوذش در دستگاه‌های امنیتی و سیاست خارجی این کشور، بحران جانشینی آل سعود را بیش از پیش پیچیده کرده است.
 وی همچنین به دلیل تندروی‌های بی‌نظیر و قرار گرفتن در مقابل طیف معتدل عبدالله و نزدیکانش، شانس زیادی برای در دست گرفتن زمام حکومت آل سعود را دارد.

اما در این میان ملک عبدالله کهن‌سال نیز آرام ننشسته است.

حدود یک سال پیش، خبرگزاری رسمی عربستان (داس)، بیانیه‌ای را از سوی دفتر سلطنتی عبدالله بن‌عبدالعزیز پادشاه عربستان منتشر کرد که بسیار قابل تامل بود؛ "ما عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه مملکت عربستان سعودی هستیم، فرمان ما این است: تبدیل ریاست گارد ملی به وزارت گارد ملی و انتصاب شاهزاده متعب بن عبدالله بن عبدالعزیز آل‌سعود به منصب وزیر گارد ملی". 
 
این اقدام ملک عبدالله از سوی تمام ناظران، نشانه‌ای از گام‌های پنهان امام محکم پادشاه عربستان برای سلطنت فرزند ارشدش تعبیر شد.

البته به نظر می‌رسد "متعب بن‌عبدالعزیز" نیز راه آسانی را پس از مرگ پدرش در پیش نداشته باشد، چراکه بلافاصله و پس از این انتصاب معنادار، "شاهزاده بن‌طلال" (یکی از پرنفوذترین شاهزاده‌های عربستان و صاحب امپراطوری رسانه‌ای آل سعود)، سخن به انتقاد گشوده و گفته بود "این اقدام، مخالف اصلاحات حکومتی شخص عبدالله است".

همچنین به نظر می‌رسد شورای بیعت نیز با تمام قوا در مقابل این نیت عبدالله ایستادگی کند، هرچند این شورا تاکنون نقش چندانی در تعیین ولیعهد نداشته اما به نظر می‌رسد در آینده و به دلیل نبود قدرتی همچون نایف، نقش مهم‌تری در صحنه سیاسی عربستان داشته باشد.

تمامی شواهد نشان‌دهنده این است که ریاض در آستانه یکی از سخت‌ترین گذرگاه‌های تاریخ خود، که همان "بحران جانشینی" است قرار گرفته است. 

,
 نخبگان سیاسی آل سعود، پس از دهه‌ها حکومت، تاکنون ساختار مناسبی برای جانشینی پادشاه پیدا نکرده‌اند به طوری که نه تنها مردم عربستان بلکه شاهزادگان این کشور نیز بر سر روش واحدی برای انتخاب جانشین اجماع ندارند. در عربستان هیچ‌گونه حزب سیاسی، پارلمان یا انتخاباتی وجود ندارد. پادشاه عربستان با در دست داشتن قدرت مطلق، مناصبی همچون رئیس دولت، رئیس خزانه و خادم‌الحرمین را در اختیار دارد. همچنین انتخاب امرای مناطق چهارگانه و تنفیذ حکم استانداران و شهرداران به طور مستقیم از اختیارات وی به شمار می‌رود.
در بند ب ماده 5 قانون عربستان که در مارس 1992 صادر شده صراحتا اعلام شده است "حکومت و زمام‌داری عربستان انحصارا در اختیار فرزندان و نوادگان آل سعود است".

البته نکته قابل توجه اینجاست که برخلاف سایر نظام‌های سلطنتی و وراثتی در دنیا، در عربستان سعودی تا زمانی که فرزندان "ملک‌عبدالعزیز آل سعود" در قید حیات هستند، انتقال سلطنت به نوادگان وی مشروع و قانونی نیست.
به این ترتیب به نظر می‌رسد بافت بسیار پیچیده و غیر شفاف قدرت در صحنه سیاست داخلی عربستان، شاهزادگان آل سعود را در طمع و هوسی همیشگی و جنون‌آمیز برای دستیابی به قدرت مطلق پادشاهی غوطه‌ور می‌کند.
 
در همین زمینه و برای جلوگیری از بحران‌های احتمالی پس از مرگ عبدالله، وی در سال 2006 دست به تشکیل "شورای بیعت" متشکل از 34 امیر آل سعود زد تا وظیفه تعیین جانشین برای پادشاه و تصمیم‌گیری برای آینده آل سعود را به آنان بسپارند.
 بسیاری از کارشناسان امور سیاسی معتقدند ایجاد شورای بیعت، نشانه‌ای از نگرانی آل سعود از نزدیک شدن به زمان سلطنت نسل سوم این خاندان است؛ امری که در صورت نبود ساز و کار مشخص، به احتمال زیاد زمینه فروپاشی حکومت آل سعود را فراهم می‌کند. 
 
گفتنی است؛ در این شورا هریک از اعضا یک رای داشته و رای‌گیری نیز به صورت مخفیانه صورت می‌پذیرد.

نحوه انتخاب ولیعهد نیز به این گونه است که در ابتدا پادشاه می‌تواند یک یا چند گزینه را به عنوان کاندیداهای تصدی ولیعهدی به شورا معرفی کند. اعضای شورا نیز در مقابل می‌توانند یا یکی از گزینه‌های مورد نظر پادشاه را انتخاب کنند و یا در غیر این صورت خودشان یک یا چند گزینه را به او معرفی کرده تا پادشاه، ولیعهد را از میان آنان انتخاب کنند. البته این شورا در اولین آوردگاه تاریخی‌اش نقش مهمی در تحولات سیاسی عربستان ایفا نکرد.
 
مرگ "سلطان بن‌عبدالعزیز"، برادر ناتنی ملک عبدالله، اولین فرصت برای عملکرد این شورا به ریاست "مشعل‌بن‌عبدالعزیز" در آن زمان بود.
 

هرچند بنا بر اخبار موجود، اکثریت اعضای شورا با ولیعهدی "نایف بن عبدالعزیز" موافق بودند اما ملک‌عبدالله به طور مستقل و بدون مشورت با این شورا شاهزاده بن‌نایف را به عنوان ولیعهد خود معرفی کرد. 
 
گفتنی است؛ این انتخاب عبدالله برخلاف میل باطنی‌اش بود چراکه به لحاظ شخصی و جناحی روابط خوبی با نایف نداشت.

در همین زمینه؛ زمانی که عبدالله ناچار بود برای مداوای چندین و چندباره خود از عربستان خارج شود، برخلاف تصور عمومی نه از شاهزاده نایف (که وزیر کشور بود و اداره امور عربستان در بسیاری از موارد را برعهده داشت)، بلکه از سلطان بن‌عبدالعزیز، نایب خود که در بستر بیماری بود، درخواست کرد که در نبودش زمام امور را به دست بگیرد.
 
به عقیده کارشناسان سیاست خارجی، این اقدام عبدالله به دلیل ترس او از وقوع کودتا از سوی نایف در نبودش رخ داد.
 
شاهزاده نایف، یکی از امنیتی‌ترین چهره‌های حکومت عربستان بود که در طائف به دنیا آمد. وی در 20 سالگی امیر ریاض شد و همچنین از سال 1975 به سمت وزیر کشور در عربستان منصوب شد. او در فاصله سال‌های 2003 تا 2006 نقش مهمی را در دو حوزه ارتباط "استخبارات سعودی" با "القاعده" و همچنین تاسیسات نفتی عربستان داشت.
تمامی این اقدامات که منجر به توسعه نفوذ وی در حوزه سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی می‌شد باعث شد که پس از مرگ سلطان بن‌عبدالعزیز، نگاه همه ناظران به سمت او به عنوان ولیعهد بعدی عربستان معطوف گردد.

اما تلویزیون رسمی عربستان در بامداد 16 ژوئن 2012 با انتشار خبری همگان را در بهت و سپس در نگرانی از آینده عربستان سعودی فرو برد؛ شاهزاده نایف بن‌عبدالعزیز مرده بود.

اگر تا قبل از آن و پس از مرگ سلطان بن‌عبدالعزیز مشخص بود که قدرتمندترین مرد عربستان پس از عبدالله نایف است، اما حالا و به دلیل وجود گزینه‌های متعدد و تقریبا هم‌وزن برای جانشینی، می‌توان نشانه‌های شکل‌گیری یک بحران خاموش را در عربستان به وضوح دید.

اگر نظام وراثتی حکومت آل سعود بر طبق قاعده پیشین حرکت کند، ولیعهد و پادشاه بعدی عربستان "سلمان‌بن‌عبدالعزیز"، بیست و پنجمین فرزند پادشاه فقید سعودی و حاکم مکه خواهد بود، اما صحنه قدرت داخلی عربستان راه را برای حکومت سلمان چندان باز نگذاشته است.
 
"بندربن‌سلطان"، فرزند ارشد سلطان‌بن‌عبدالعزیز و سفیر سابق عربستان در آمریکا که چند سالی را نیز در مراکش زندگی می‌کرد، با بازگشت ناگهانی خود به عربستان و نمایش حوزه قدرت و نفوذش در دستگاه‌های امنیتی و سیاست خارجی این کشور، بحران جانشینی آل سعود را بیش از پیش پیچیده کرده است.
 وی همچنین به دلیل تندروی‌های بی‌نظیر و قرار گرفتن در مقابل طیف معتدل عبدالله و نزدیکانش، شانس زیادی برای در دست گرفتن زمام حکومت آل سعود را دارد.

اما در این میان ملک عبدالله کهن‌سال نیز آرام ننشسته است.

حدود یک سال پیش، خبرگزاری رسمی عربستان (داس)، بیانیه‌ای را از سوی دفتر سلطنتی عبدالله بن‌عبدالعزیز پادشاه عربستان منتشر کرد که بسیار قابل تامل بود؛ "ما عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه مملکت عربستان سعودی هستیم، فرمان ما این است: تبدیل ریاست گارد ملی به وزارت گارد ملی و انتصاب شاهزاده متعب بن عبدالله بن عبدالعزیز آل‌سعود به منصب وزیر گارد ملی". 
 
این اقدام ملک عبدالله از سوی تمام ناظران، نشانه‌ای از گام‌های پنهان امام محکم پادشاه عربستان برای سلطنت فرزند ارشدش تعبیر شد.

البته به نظر می‌رسد "متعب بن‌عبدالعزیز" نیز راه آسانی را پس از مرگ پدرش در پیش نداشته باشد، چراکه بلافاصله و پس از این انتصاب معنادار، "شاهزاده بن‌طلال" (یکی از پرنفوذترین شاهزاده‌های عربستان و صاحب امپراطوری رسانه‌ای آل سعود)، سخن به انتقاد گشوده و گفته بود "این اقدام، مخالف اصلاحات حکومتی شخص عبدالله است".

همچنین به نظر می‌رسد شورای بیعت نیز با تمام قوا در مقابل این نیت عبدالله ایستادگی کند، هرچند این شورا تاکنون نقش چندانی در تعیین ولیعهد نداشته اما به نظر می‌رسد در آینده و به دلیل نبود قدرتی همچون نایف، نقش مهم‌تری در صحنه سیاسی عربستان داشته باشد.

تمامی شواهد نشان‌دهنده این است که ریاض در آستانه یکی از سخت‌ترین گذرگاه‌های تاریخ خود، که همان "بحران جانشینی" است قرار گرفته است. 

,
, ,
 نخبگان سیاسی آل سعود، پس از دهه‌ها حکومت، تاکنون ساختار مناسبی برای جانشینی پادشاه پیدا نکرده‌اند به طوری که نه تنها مردم عربستان بلکه شاهزادگان این کشور نیز بر سر روش واحدی برای انتخاب جانشین اجماع ندارند. در عربستان هیچ‌گونه حزب سیاسی، پارلمان یا انتخاباتی وجود ندارد. پادشاه عربستان با در دست داشتن قدرت مطلق، مناصبی همچون رئیس دولت، رئیس خزانه و خادم‌الحرمین را در اختیار دارد. همچنین انتخاب امرای مناطق چهارگانه و تنفیذ حکم استانداران و شهرداران به طور مستقیم از اختیارات وی به شمار می‌رود.
,
, ,
در بند ب ماده 5 قانون عربستان که در مارس 1992 صادر شده صراحتا اعلام شده است "حکومت و زمام‌داری عربستان انحصارا در اختیار فرزندان و نوادگان آل سعود است".

البته نکته قابل توجه اینجاست که برخلاف سایر نظام‌های سلطنتی و وراثتی در دنیا، در عربستان سعودی تا زمانی که فرزندان "ملک‌عبدالعزیز آل سعود" در قید حیات هستند، انتقال سلطنت به نوادگان وی مشروع و قانونی نیست.
,
,
,
, ,
به این ترتیب به نظر می‌رسد بافت بسیار پیچیده و غیر شفاف قدرت در صحنه سیاست داخلی عربستان، شاهزادگان آل سعود را در طمع و هوسی همیشگی و جنون‌آمیز برای دستیابی به قدرت مطلق پادشاهی غوطه‌ور می‌کند.
 
در همین زمینه و برای جلوگیری از بحران‌های احتمالی پس از مرگ عبدالله، وی در سال 2006 دست به تشکیل "شورای بیعت" متشکل از 34 امیر آل سعود زد تا وظیفه تعیین جانشین برای پادشاه و تصمیم‌گیری برای آینده آل سعود را به آنان بسپارند.
,
,
,
, ,
 بسیاری از کارشناسان امور سیاسی معتقدند ایجاد شورای بیعت، نشانه‌ای از نگرانی آل سعود از نزدیک شدن به زمان سلطنت نسل سوم این خاندان است؛ امری که در صورت نبود ساز و کار مشخص، به احتمال زیاد زمینه فروپاشی حکومت آل سعود را فراهم می‌کند. 
 
گفتنی است؛ در این شورا هریک از اعضا یک رای داشته و رای‌گیری نیز به صورت مخفیانه صورت می‌پذیرد.

نحوه انتخاب ولیعهد نیز به این گونه است که در ابتدا پادشاه می‌تواند یک یا چند گزینه را به عنوان کاندیداهای تصدی ولیعهدی به شورا معرفی کند. اعضای شورا نیز در مقابل می‌توانند یا یکی از گزینه‌های مورد نظر پادشاه را انتخاب کنند و یا در غیر این صورت خودشان یک یا چند گزینه را به او معرفی کرده تا پادشاه، ولیعهد را از میان آنان انتخاب کنند. البته این شورا در اولین آوردگاه تاریخی‌اش نقش مهمی در تحولات سیاسی عربستان ایفا نکرد.
 
مرگ "سلطان بن‌عبدالعزیز"، برادر ناتنی ملک عبدالله، اولین فرصت برای عملکرد این شورا به ریاست "مشعل‌بن‌عبدالعزیز" در آن زمان بود.
,
,
,
,
,
,
,
 
,

هرچند بنا بر اخبار موجود، اکثریت اعضای شورا با ولیعهدی "نایف بن عبدالعزیز" موافق بودند اما ملک‌عبدالله به طور مستقل و بدون مشورت با این شورا شاهزاده بن‌نایف را به عنوان ولیعهد خود معرفی کرد. 
 
گفتنی است؛ این انتخاب عبدالله برخلاف میل باطنی‌اش بود چراکه به لحاظ شخصی و جناحی روابط خوبی با نایف نداشت.

در همین زمینه؛ زمانی که عبدالله ناچار بود برای مداوای چندین و چندباره خود از عربستان خارج شود، برخلاف تصور عمومی نه از شاهزاده نایف (که وزیر کشور بود و اداره امور عربستان در بسیاری از موارد را برعهده داشت)، بلکه از سلطان بن‌عبدالعزیز، نایب خود که در بستر بیماری بود، درخواست کرد که در نبودش زمام امور را به دست بگیرد.
 
به عقیده کارشناسان سیاست خارجی، این اقدام عبدالله به دلیل ترس او از وقوع کودتا از سوی نایف در نبودش رخ داد.
 
شاهزاده نایف، یکی از امنیتی‌ترین چهره‌های حکومت عربستان بود که در طائف به دنیا آمد. وی در 20 سالگی امیر ریاض شد و همچنین از سال 1975 به سمت وزیر کشور در عربستان منصوب شد. او در فاصله سال‌های 2003 تا 2006 نقش مهمی را در دو حوزه ارتباط "استخبارات سعودی" با "القاعده" و همچنین تاسیسات نفتی عربستان داشت.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
تمامی این اقدامات که منجر به توسعه نفوذ وی در حوزه سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی می‌شد باعث شد که پس از مرگ سلطان بن‌عبدالعزیز، نگاه همه ناظران به سمت او به عنوان ولیعهد بعدی عربستان معطوف گردد.

اما تلویزیون رسمی عربستان در بامداد 16 ژوئن 2012 با انتشار خبری همگان را در بهت و سپس در نگرانی از آینده عربستان سعودی فرو برد؛ شاهزاده نایف بن‌عبدالعزیز مرده بود.

اگر تا قبل از آن و پس از مرگ سلطان بن‌عبدالعزیز مشخص بود که قدرتمندترین مرد عربستان پس از عبدالله نایف است، اما حالا و به دلیل وجود گزینه‌های متعدد و تقریبا هم‌وزن برای جانشینی، می‌توان نشانه‌های شکل‌گیری یک بحران خاموش را در عربستان به وضوح دید.

اگر نظام وراثتی حکومت آل سعود بر طبق قاعده پیشین حرکت کند، ولیعهد و پادشاه بعدی عربستان "سلمان‌بن‌عبدالعزیز"، بیست و پنجمین فرزند پادشاه فقید سعودی و حاکم مکه خواهد بود، اما صحنه قدرت داخلی عربستان راه را برای حکومت سلمان چندان باز نگذاشته است.
 
"بندربن‌سلطان"، فرزند ارشد سلطان‌بن‌عبدالعزیز و سفیر سابق عربستان در آمریکا که چند سالی را نیز در مراکش زندگی می‌کرد، با بازگشت ناگهانی خود به عربستان و نمایش حوزه قدرت و نفوذش در دستگاه‌های امنیتی و سیاست خارجی این کشور، بحران جانشینی آل سعود را بیش از پیش پیچیده کرده است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
 وی همچنین به دلیل تندروی‌های بی‌نظیر و قرار گرفتن در مقابل طیف معتدل عبدالله و نزدیکانش، شانس زیادی برای در دست گرفتن زمام حکومت آل سعود را دارد.

اما در این میان ملک عبدالله کهن‌سال نیز آرام ننشسته است.

حدود یک سال پیش، خبرگزاری رسمی عربستان (داس)، بیانیه‌ای را از سوی دفتر سلطنتی عبدالله بن‌عبدالعزیز پادشاه عربستان منتشر کرد که بسیار قابل تامل بود؛ "ما عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه مملکت عربستان سعودی هستیم، فرمان ما این است: تبدیل ریاست گارد ملی به وزارت گارد ملی و انتصاب شاهزاده متعب بن عبدالله بن عبدالعزیز آل‌سعود به منصب وزیر گارد ملی". 
 
این اقدام ملک عبدالله از سوی تمام ناظران، نشانه‌ای از گام‌های پنهان امام محکم پادشاه عربستان برای سلطنت فرزند ارشدش تعبیر شد.

البته به نظر می‌رسد "متعب بن‌عبدالعزیز" نیز راه آسانی را پس از مرگ پدرش در پیش نداشته باشد، چراکه بلافاصله و پس از این انتصاب معنادار، "شاهزاده بن‌طلال" (یکی از پرنفوذترین شاهزاده‌های عربستان و صاحب امپراطوری رسانه‌ای آل سعود)، سخن به انتقاد گشوده و گفته بود "این اقدام، مخالف اصلاحات حکومتی شخص عبدالله است".
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,

همچنین به نظر می‌رسد شورای بیعت نیز با تمام قوا در مقابل این نیت عبدالله ایستادگی کند، هرچند این شورا تاکنون نقش چندانی در تعیین ولیعهد نداشته اما به نظر می‌رسد در آینده و به دلیل نبود قدرتی همچون نایف، نقش مهم‌تری در صحنه سیاسی عربستان داشته باشد.

تمامی شواهد نشان‌دهنده این است که ریاض در آستانه یکی از سخت‌ترین گذرگاه‌های تاریخ خود، که همان "بحران جانشینی" است قرار گرفته است. 

,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه