logo
سه‌شنبه 28 مهر 1405 | سه‌شنبه 20 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  2. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  3. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  4. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  5. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  6. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  7. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  8. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  9. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  10. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  11. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  12. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  13. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  14. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  15. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  16. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  17. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  18. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  19. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  20. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد

"قدم هایی استوار"، ارمغان شهدا به کوهنورد ایلامی

"مهدی"؛فاتحی عاشق!+تصاویر

"مهدی"؛فاتحی عاشق!+تصاویر
راز زیبایی حیات فعلی مهدی و برکات زندگیش در گرو دعای مادر و یاد همان شهدایی است که مهدی در هر صعودش تصویر یکی از آنها را بر فراز قله ای می نشاند و هر صعودش را با نام و یاد شهدا متبرک می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از ایلام پویا؛ تقویم عمر "مهدی هواسی زاده"به 25 سالگی ش رسیده؛ با پایی که با آن خم مادرزادی نتوانسته اراده بلند او را اندکی خم کند!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایلام پویا,

کودکی با معلولیت شدید جسمی که از همان ابتدا معلولیت هر دو پایش زخمه ای بود بر روح کودکانه اش!  در یک سالگی پزشکان عمل جراحی روی پای وی انجام دادند که موجب بهبود یک پای مهدی شد.

  سن کم مهدی دیگر بیش ازین اجازه و تاب تحمل جراحی های سنگین را نمی داد و به سبب خاص بودن معلولیت تا سالها بعد نیز هیچ پزشکی حاضر به انجام عمل جراحی نشد. تمام  امید "مهدی" بعد از نگاه پاک خداوند این بود که "بزرگ که شدم دکترها پاهایم را عمل می کنند".

امیدهای مهدی بعد از معاینه های متعدد و تشکیل کمیسیون پزشکی که در پایتخت صورت گرفت ناامید شد و کلیه پزشکان متخصص و فوق تخصص از عمل کردن وی باز هم امتناع کردند و مهدی با یک نه بزرگ! مواجه شد؛ به گونه ای که احتمال قطع شدن بعد از عمل به دلیل سیاه شدن استخوانش و همچنین ناکامی عمل و قطع پا حین عمل نا موفق قوت گرفته بود.

...و این گوشه ای از درد دل های مهدی هواسی زاده کوهنورد قهرمان ایلامی ست با خبرنگار ایلام پویا؛ که ادامه ماجرا از زبان خودش شنیدنی ست:

مهدی گفت: از چند نفر شنیده بودم، " دکتر مردان پور" تنها کسی است که حاضر به انجام چنین عمل های سنگینی می شود، اما با وجود پیگیری هایی که داشتم موفق به پیدا کردن وی نشدم و بر اساس شنیده ها ایشان خارج از کشور بودند.

  مهدی افزود: با وجود وضعیت معلولیت جسمی که داشتم کوهنوردی می کردم و امیدم را هرگز از دست ندادم تا اینکه  در یکی از صعود ها به کوه "پراو"  کرمانشاه ، همراه با هیئت کوهنوردی ایلام در آستانه فتح قله ؛"پنجه طلای ارتوپد ایران" را بعنوان قله نورد همراه دیدم! دکتر مردان پور!

همان جا شرح حال مرا جویا شد و مشتاقانه عمل جراحی مرا پذیرا شد؛آنقدر روحش بزرگ بود که هیچ وجهی هم برای این عمل جراحی سنگین از من دریافت نکرد و به موفقیت آمیزترین وجه، وسیله جاری عنایت خداوند به من شد و پس از سالها به میزان قابل توجهی و با بهترین نتیجه مورد انتظار معلولیت پای من رفع نقص شد.

تنها یک معجزه می توانست دیدار با دکتر مردان پور را محقق کند و آن نگاه ویژه شهدایی بود که نامشان و عکس شان را همیشه همچون چراغ راهی به همراه داشتم و تصویرشان را بر فراز قله ها به اهتزاز در می آوردم.

مادر "مهدی "فرزندش را گلی محجوب می خواند و می داند که پاره تن اوست! و البته این را از آن دست همیشه به دعا برداشته این مادر بخوبی می توان فهمید!

مطلع هر روز این "مهدی"  بوسیدن دست مادر است و خود را همواره مدیون دعاهای پاک این مادری می داند که عاشقانه او را دوست دارد.

مادر مهدی از عشق فرزند و مادری خود به خبرنگار ما گفت و عنوان کرد: امکان ندارد مهدی از خانه بیرون برود بدون بوسیدن دستان من.

این قصه دراین زندگی ساده و پاک اینها نه تکراری شده و نه ذره ای کمرنگ و  به حدی مهدی در مقابل مادر افتاده و محجوب است که فقط باید از نزدیک جلوه این ادب زیبای قرآنی را دید تا باورش ممکن شود.

و بی شک سر این صورت زیبای حیات فعلی مهدی و برکات زندگیش در گرو دعای این مادر و یاد همان شهدایی است که مهدی در هر صعودش تصویر یکی از آنها را بر فراز قله ای می نشاند و هر صعودش را با نام و یاد شهدا متبرک می کند.
 

,

کودکی با معلولیت شدید جسمی که از همان ابتدا معلولیت هر دو پایش زخمه ای بود بر روح کودکانه اش!  در یک سالگی پزشکان عمل جراحی روی پای وی انجام دادند که موجب بهبود یک پای مهدی شد.

  سن کم مهدی دیگر بیش ازین اجازه و تاب تحمل جراحی های سنگین را نمی داد و به سبب خاص بودن معلولیت تا سالها بعد نیز هیچ پزشکی حاضر به انجام عمل جراحی نشد. تمام  امید "مهدی" بعد از نگاه پاک خداوند این بود که "بزرگ که شدم دکترها پاهایم را عمل می کنند".

امیدهای مهدی بعد از معاینه های متعدد و تشکیل کمیسیون پزشکی که در پایتخت صورت گرفت ناامید شد و کلیه پزشکان متخصص و فوق تخصص از عمل کردن وی باز هم امتناع کردند و مهدی با یک نه بزرگ! مواجه شد؛ به گونه ای که احتمال قطع شدن بعد از عمل به دلیل سیاه شدن استخوانش و همچنین ناکامی عمل و قطع پا حین عمل نا موفق قوت گرفته بود.

...و این گوشه ای از درد دل های مهدی هواسی زاده کوهنورد قهرمان ایلامی ست با خبرنگار ایلام پویا؛ که ادامه ماجرا از زبان خودش شنیدنی ست:

مهدی گفت: از چند نفر شنیده بودم، " دکتر مردان پور" تنها کسی است که حاضر به انجام چنین عمل های سنگینی می شود، اما با وجود پیگیری هایی که داشتم موفق به پیدا کردن وی نشدم و بر اساس شنیده ها ایشان خارج از کشور بودند.

  مهدی افزود: با وجود وضعیت معلولیت جسمی که داشتم کوهنوردی می کردم و امیدم را هرگز از دست ندادم تا اینکه  در یکی از صعود ها به کوه "پراو"  کرمانشاه ، همراه با هیئت کوهنوردی ایلام در آستانه فتح قله ؛"پنجه طلای ارتوپد ایران" را بعنوان قله نورد همراه دیدم! دکتر مردان پور!

همان جا شرح حال مرا جویا شد و مشتاقانه عمل جراحی مرا پذیرا شد؛آنقدر روحش بزرگ بود که هیچ وجهی هم برای این عمل جراحی سنگین از من دریافت نکرد و به موفقیت آمیزترین وجه، وسیله جاری عنایت خداوند به من شد و پس از سالها به میزان قابل توجهی و با بهترین نتیجه مورد انتظار معلولیت پای من رفع نقص شد.

تنها یک معجزه می توانست دیدار با دکتر مردان پور را محقق کند و آن نگاه ویژه شهدایی بود که نامشان و عکس شان را همیشه همچون چراغ راهی به همراه داشتم و تصویرشان را بر فراز قله ها به اهتزاز در می آوردم.

مادر "مهدی "فرزندش را گلی محجوب می خواند و می داند که پاره تن اوست! و البته این را از آن دست همیشه به دعا برداشته این مادر بخوبی می توان فهمید!

مطلع هر روز این "مهدی"  بوسیدن دست مادر است و خود را همواره مدیون دعاهای پاک این مادری می داند که عاشقانه او را دوست دارد.

مادر مهدی از عشق فرزند و مادری خود به خبرنگار ما گفت و عنوان کرد: امکان ندارد مهدی از خانه بیرون برود بدون بوسیدن دستان من.

این قصه دراین زندگی ساده و پاک اینها نه تکراری شده و نه ذره ای کمرنگ و  به حدی مهدی در مقابل مادر افتاده و محجوب است که فقط باید از نزدیک جلوه این ادب زیبای قرآنی را دید تا باورش ممکن شود.

و بی شک سر این صورت زیبای حیات فعلی مهدی و برکات زندگیش در گرو دعای این مادر و یاد همان شهدایی است که مهدی در هر صعودش تصویر یکی از آنها را بر فراز قله ای می نشاند و هر صعودش را با نام و یاد شهدا متبرک می کند.
 

,

کودکی با معلولیت شدید جسمی که از همان ابتدا معلولیت هر دو پایش زخمه ای بود بر روح کودکانه اش!  در یک سالگی پزشکان عمل جراحی روی پای وی انجام دادند که موجب بهبود یک پای مهدی شد.

  سن کم مهدی دیگر بیش ازین اجازه و تاب تحمل جراحی های سنگین را نمی داد و به سبب خاص بودن معلولیت تا سالها بعد نیز هیچ پزشکی حاضر به انجام عمل جراحی نشد. تمام  امید "مهدی" بعد از نگاه پاک خداوند این بود که "بزرگ که شدم دکترها پاهایم را عمل می کنند".

امیدهای مهدی بعد از معاینه های متعدد و تشکیل کمیسیون پزشکی که در پایتخت صورت گرفت ناامید شد و کلیه پزشکان متخصص و فوق تخصص از عمل کردن وی باز هم امتناع کردند و مهدی با یک نه بزرگ! مواجه شد؛ به گونه ای که احتمال قطع شدن بعد از عمل به دلیل سیاه شدن استخوانش و همچنین ناکامی عمل و قطع پا حین عمل نا موفق قوت گرفته بود.

...و این گوشه ای از درد دل های مهدی هواسی زاده کوهنورد قهرمان ایلامی ست با خبرنگار ایلام پویا؛ که ادامه ماجرا از زبان خودش شنیدنی ست:

مهدی گفت: از چند نفر شنیده بودم، " دکتر مردان پور" تنها کسی است که حاضر به انجام چنین عمل های سنگینی می شود، اما با وجود پیگیری هایی که داشتم موفق به پیدا کردن وی نشدم و بر اساس شنیده ها ایشان خارج از کشور بودند.

  مهدی افزود: با وجود وضعیت معلولیت جسمی که داشتم کوهنوردی می کردم و امیدم را هرگز از دست ندادم تا اینکه  در یکی از صعود ها به کوه "پراو"  کرمانشاه ، همراه با هیئت کوهنوردی ایلام در آستانه فتح قله ؛"پنجه طلای ارتوپد ایران" را بعنوان قله نورد همراه دیدم! دکتر مردان پور!

همان جا شرح حال مرا جویا شد و مشتاقانه عمل جراحی مرا پذیرا شد؛آنقدر روحش بزرگ بود که هیچ وجهی هم برای این عمل جراحی سنگین از من دریافت نکرد و به موفقیت آمیزترین وجه، وسیله جاری عنایت خداوند به من شد و پس از سالها به میزان قابل توجهی و با بهترین نتیجه مورد انتظار معلولیت پای من رفع نقص شد.

تنها یک معجزه می توانست دیدار با دکتر مردان پور را محقق کند و آن نگاه ویژه شهدایی بود که نامشان و عکس شان را همیشه همچون چراغ راهی به همراه داشتم و تصویرشان را بر فراز قله ها به اهتزاز در می آوردم.

مادر "مهدی "فرزندش را گلی محجوب می خواند و می داند که پاره تن اوست! و البته این را از آن دست همیشه به دعا برداشته این مادر بخوبی می توان فهمید!

مطلع هر روز این "مهدی"  بوسیدن دست مادر است و خود را همواره مدیون دعاهای پاک این مادری می داند که عاشقانه او را دوست دارد.

مادر مهدی از عشق فرزند و مادری خود به خبرنگار ما گفت و عنوان کرد: امکان ندارد مهدی از خانه بیرون برود بدون بوسیدن دستان من.

این قصه دراین زندگی ساده و پاک اینها نه تکراری شده و نه ذره ای کمرنگ و  به حدی مهدی در مقابل مادر افتاده و محجوب است که فقط باید از نزدیک جلوه این ادب زیبای قرآنی را دید تا باورش ممکن شود.

و بی شک سر این صورت زیبای حیات فعلی مهدی و برکات زندگیش در گرو دعای این مادر و یاد همان شهدایی است که مهدی در هر صعودش تصویر یکی از آنها را بر فراز قله ای می نشاند و هر صعودش را با نام و یاد شهدا متبرک می کند.
 

,

کودکی با معلولیت شدید جسمی که از همان ابتدا معلولیت هر دو پایش زخمه ای بود بر روح کودکانه اش!  در یک سالگی پزشکان عمل جراحی روی پای وی انجام دادند که موجب بهبود یک پای مهدی شد.

  سن کم مهدی دیگر بیش ازین اجازه و تاب تحمل جراحی های سنگین را نمی داد و به سبب خاص بودن معلولیت تا سالها بعد نیز هیچ پزشکی حاضر به انجام عمل جراحی نشد. تمام  امید "مهدی" بعد از نگاه پاک خداوند این بود که "بزرگ که شدم دکترها پاهایم را عمل می کنند".

امیدهای مهدی بعد از معاینه های متعدد و تشکیل کمیسیون پزشکی که در پایتخت صورت گرفت ناامید شد و کلیه پزشکان متخصص و فوق تخصص از عمل کردن وی باز هم امتناع کردند و مهدی با یک نه بزرگ! مواجه شد؛ به گونه ای که احتمال قطع شدن بعد از عمل به دلیل سیاه شدن استخوانش و همچنین ناکامی عمل و قطع پا حین عمل نا موفق قوت گرفته بود.

...و این گوشه ای از درد دل های مهدی هواسی زاده کوهنورد قهرمان ایلامی ست با خبرنگار ایلام پویا؛ که ادامه ماجرا از زبان خودش شنیدنی ست:

مهدی گفت: از چند نفر شنیده بودم، " دکتر مردان پور" تنها کسی است که حاضر به انجام چنین عمل های سنگینی می شود، اما با وجود پیگیری هایی که داشتم موفق به پیدا کردن وی نشدم و بر اساس شنیده ها ایشان خارج از کشور بودند.

  مهدی افزود: با وجود وضعیت معلولیت جسمی که داشتم کوهنوردی می کردم و امیدم را هرگز از دست ندادم تا اینکه  در یکی از صعود ها به کوه "پراو"  کرمانشاه ، همراه با هیئت کوهنوردی ایلام در آستانه فتح قله ؛"پنجه طلای ارتوپد ایران" را بعنوان قله نورد همراه دیدم! دکتر مردان پور!

همان جا شرح حال مرا جویا شد و مشتاقانه عمل جراحی مرا پذیرا شد؛آنقدر روحش بزرگ بود که هیچ وجهی هم برای این عمل جراحی سنگین از من دریافت نکرد و به موفقیت آمیزترین وجه، وسیله جاری عنایت خداوند به من شد و پس از سالها به میزان قابل توجهی و با بهترین نتیجه مورد انتظار معلولیت پای من رفع نقص شد.

تنها یک معجزه می توانست دیدار با دکتر مردان پور را محقق کند و آن نگاه ویژه شهدایی بود که نامشان و عکس شان را همیشه همچون چراغ راهی به همراه داشتم و تصویرشان را بر فراز قله ها به اهتزاز در می آوردم.

مادر "مهدی "فرزندش را گلی محجوب می خواند و می داند که پاره تن اوست! و البته این را از آن دست همیشه به دعا برداشته این مادر بخوبی می توان فهمید!

مطلع هر روز این "مهدی"  بوسیدن دست مادر است و خود را همواره مدیون دعاهای پاک این مادری می داند که عاشقانه او را دوست دارد.

مادر مهدی از عشق فرزند و مادری خود به خبرنگار ما گفت و عنوان کرد: امکان ندارد مهدی از خانه بیرون برود بدون بوسیدن دستان من.

این قصه دراین زندگی ساده و پاک اینها نه تکراری شده و نه ذره ای کمرنگ و  به حدی مهدی در مقابل مادر افتاده و محجوب است که فقط باید از نزدیک جلوه این ادب زیبای قرآنی را دید تا باورش ممکن شود.

و بی شک سر این صورت زیبای حیات فعلی مهدی و برکات زندگیش در گرو دعای این مادر و یاد همان شهدایی است که مهدی در هر صعودش تصویر یکی از آنها را بر فراز قله ای می نشاند و هر صعودش را با نام و یاد شهدا متبرک می کند.
 

,

کودکی با معلولیت شدید جسمی که از همان ابتدا معلولیت هر دو پایش زخمه ای بود بر روح کودکانه اش!  در یک سالگی پزشکان عمل جراحی روی پای وی انجام دادند که موجب بهبود یک پای مهدی شد.

  سن کم مهدی دیگر بیش ازین اجازه و تاب تحمل جراحی های سنگین را نمی داد و به سبب خاص بودن معلولیت تا سالها بعد نیز هیچ پزشکی حاضر به انجام عمل جراحی نشد. تمام  امید "مهدی" بعد از نگاه پاک خداوند این بود که "بزرگ که شدم دکترها پاهایم را عمل می کنند".

امیدهای مهدی بعد از معاینه های متعدد و تشکیل کمیسیون پزشکی که در پایتخت صورت گرفت ناامید شد و کلیه پزشکان متخصص و فوق تخصص از عمل کردن وی باز هم امتناع کردند و مهدی با یک نه بزرگ! مواجه شد؛ به گونه ای که احتمال قطع شدن بعد از عمل به دلیل سیاه شدن استخوانش و همچنین ناکامی عمل و قطع پا حین عمل نا موفق قوت گرفته بود.

...و این گوشه ای از درد دل های مهدی هواسی زاده کوهنورد قهرمان ایلامی ست با خبرنگار ایلام پویا؛ که ادامه ماجرا از زبان خودش شنیدنی ست:

مهدی گفت: از چند نفر شنیده بودم، " دکتر مردان پور" تنها کسی است که حاضر به انجام چنین عمل های سنگینی می شود، اما با وجود پیگیری هایی که داشتم موفق به پیدا کردن وی نشدم و بر اساس شنیده ها ایشان خارج از کشور بودند.

  مهدی افزود: با وجود وضعیت معلولیت جسمی که داشتم کوهنوردی می کردم و امیدم را هرگز از دست ندادم تا اینکه  در یکی از صعود ها به کوه "پراو"  کرمانشاه ، همراه با هیئت کوهنوردی ایلام در آستانه فتح قله ؛"پنجه طلای ارتوپد ایران" را بعنوان قله نورد همراه دیدم! دکتر مردان پور!

همان جا شرح حال مرا جویا شد و مشتاقانه عمل جراحی مرا پذیرا شد؛آنقدر روحش بزرگ بود که هیچ وجهی هم برای این عمل جراحی سنگین از من دریافت نکرد و به موفقیت آمیزترین وجه، وسیله جاری عنایت خداوند به من شد و پس از سالها به میزان قابل توجهی و با بهترین نتیجه مورد انتظار معلولیت پای من رفع نقص شد.

تنها یک معجزه می توانست دیدار با دکتر مردان پور را محقق کند و آن نگاه ویژه شهدایی بود که نامشان و عکس شان را همیشه همچون چراغ راهی به همراه داشتم و تصویرشان را بر فراز قله ها به اهتزاز در می آوردم.

مادر "مهدی "فرزندش را گلی محجوب می خواند و می داند که پاره تن اوست! و البته این را از آن دست همیشه به دعا برداشته این مادر بخوبی می توان فهمید!

مطلع هر روز این "مهدی"  بوسیدن دست مادر است و خود را همواره مدیون دعاهای پاک این مادری می داند که عاشقانه او را دوست دارد.

مادر مهدی از عشق فرزند و مادری خود به خبرنگار ما گفت و عنوان کرد: امکان ندارد مهدی از خانه بیرون برود بدون بوسیدن دستان من.

این قصه دراین زندگی ساده و پاک اینها نه تکراری شده و نه ذره ای کمرنگ و  به حدی مهدی در مقابل مادر افتاده و محجوب است که فقط باید از نزدیک جلوه این ادب زیبای قرآنی را دید تا باورش ممکن شود.

و بی شک سر این صورت زیبای حیات فعلی مهدی و برکات زندگیش در گرو دعای این مادر و یاد همان شهدایی است که مهدی در هر صعودش تصویر یکی از آنها را بر فراز قله ای می نشاند و هر صعودش را با نام و یاد شهدا متبرک می کند.
 

,

کودکی با معلولیت شدید جسمی که از همان ابتدا معلولیت هر دو پایش زخمه ای بود بر روح کودکانه اش!  در یک سالگی پزشکان عمل جراحی روی پای وی انجام دادند که موجب بهبود یک پای مهدی شد.

  سن کم مهدی دیگر بیش ازین اجازه و تاب تحمل جراحی های سنگین را نمی داد و به سبب خاص بودن معلولیت تا سالها بعد نیز هیچ پزشکی حاضر به انجام عمل جراحی نشد. تمام  امید "مهدی" بعد از نگاه پاک خداوند این بود که "بزرگ که شدم دکترها پاهایم را عمل می کنند".

امیدهای مهدی بعد از معاینه های متعدد و تشکیل کمیسیون پزشکی که در پایتخت صورت گرفت ناامید شد و کلیه پزشکان متخصص و فوق تخصص از عمل کردن وی باز هم امتناع کردند و مهدی با یک نه بزرگ! مواجه شد؛ به گونه ای که احتمال قطع شدن بعد از عمل به دلیل سیاه شدن استخوانش و همچنین ناکامی عمل و قطع پا حین عمل نا موفق قوت گرفته بود.

...و این گوشه ای از درد دل های مهدی هواسی زاده کوهنورد قهرمان ایلامی ست با خبرنگار ایلام پویا؛ که ادامه ماجرا از زبان خودش شنیدنی ست:

مهدی گفت: از چند نفر شنیده بودم، " دکتر مردان پور" تنها کسی است که حاضر به انجام چنین عمل های سنگینی می شود، اما با وجود پیگیری هایی که داشتم موفق به پیدا کردن وی نشدم و بر اساس شنیده ها ایشان خارج از کشور بودند.

  مهدی افزود: با وجود وضعیت معلولیت جسمی که داشتم کوهنوردی می کردم و امیدم را هرگز از دست ندادم تا اینکه  در یکی از صعود ها به کوه "پراو"  کرمانشاه ، همراه با هیئت کوهنوردی ایلام در آستانه فتح قله ؛"پنجه طلای ارتوپد ایران" را بعنوان قله نورد همراه دیدم! دکتر مردان پور!

همان جا شرح حال مرا جویا شد و مشتاقانه عمل جراحی مرا پذیرا شد؛آنقدر روحش بزرگ بود که هیچ وجهی هم برای این عمل جراحی سنگین از من دریافت نکرد و به موفقیت آمیزترین وجه، وسیله جاری عنایت خداوند به من شد و پس از سالها به میزان قابل توجهی و با بهترین نتیجه مورد انتظار معلولیت پای من رفع نقص شد.

تنها یک معجزه می توانست دیدار با دکتر مردان پور را محقق کند و آن نگاه ویژه شهدایی بود که نامشان و عکس شان را همیشه همچون چراغ راهی به همراه داشتم و تصویرشان را بر فراز قله ها به اهتزاز در می آوردم.

مادر "مهدی "فرزندش را گلی محجوب می خواند و می داند که پاره تن اوست! و البته این را از آن دست همیشه به دعا برداشته این مادر بخوبی می توان فهمید!

مطلع هر روز این "مهدی"  بوسیدن دست مادر است و خود را همواره مدیون دعاهای پاک این مادری می داند که عاشقانه او را دوست دارد.

مادر مهدی از عشق فرزند و مادری خود به خبرنگار ما گفت و عنوان کرد: امکان ندارد مهدی از خانه بیرون برود بدون بوسیدن دستان من.

این قصه دراین زندگی ساده و پاک اینها نه تکراری شده و نه ذره ای کمرنگ و  به حدی مهدی در مقابل مادر افتاده و محجوب است که فقط باید از نزدیک جلوه این ادب زیبای قرآنی را دید تا باورش ممکن شود.

و بی شک سر این صورت زیبای حیات فعلی مهدی و برکات زندگیش در گرو دعای این مادر و یاد همان شهدایی است که مهدی در هر صعودش تصویر یکی از آنها را بر فراز قله ای می نشاند و هر صعودش را با نام و یاد شهدا متبرک می کند.
 

,

کودکی با معلولیت شدید جسمی که از همان ابتدا معلولیت هر دو پایش زخمه ای بود بر روح کودکانه اش!  در یک سالگی پزشکان عمل جراحی روی پای وی انجام دادند که موجب بهبود یک پای مهدی شد.

,

  سن کم مهدی دیگر بیش ازین اجازه و تاب تحمل جراحی های سنگین را نمی داد و به سبب خاص بودن معلولیت تا سالها بعد نیز هیچ پزشکی حاضر به انجام عمل جراحی نشد. تمام  امید "مهدی" بعد از نگاه پاک خداوند این بود که "بزرگ که شدم دکترها پاهایم را عمل می کنند".

,

امیدهای مهدی بعد از معاینه های متعدد و تشکیل کمیسیون پزشکی که در پایتخت صورت گرفت ناامید شد و کلیه پزشکان متخصص و فوق تخصص از عمل کردن وی باز هم امتناع کردند و مهدی با یک نه بزرگ! مواجه شد؛ به گونه ای که احتمال قطع شدن بعد از عمل به دلیل سیاه شدن استخوانش و همچنین ناکامی عمل و قطع پا حین عمل نا موفق قوت گرفته بود.

,

...و این گوشه ای از درد دل های مهدی هواسی زاده کوهنورد قهرمان ایلامی ست با خبرنگار ایلام پویا؛ که ادامه ماجرا از زبان خودش شنیدنی ست:

,

مهدی گفت: از چند نفر شنیده بودم، " دکتر مردان پور" تنها کسی است که حاضر به انجام چنین عمل های سنگینی می شود، اما با وجود پیگیری هایی که داشتم موفق به پیدا کردن وی نشدم و بر اساس شنیده ها ایشان خارج از کشور بودند.

,

  مهدی افزود: با وجود وضعیت معلولیت جسمی که داشتم کوهنوردی می کردم و امیدم را هرگز از دست ندادم تا اینکه  در یکی از صعود ها به کوه "پراو"  کرمانشاه ، همراه با هیئت کوهنوردی ایلام در آستانه فتح قله ؛"پنجه طلای ارتوپد ایران" را بعنوان قله نورد همراه دیدم! دکتر مردان پور!

,

همان جا شرح حال مرا جویا شد و مشتاقانه عمل جراحی مرا پذیرا شد؛آنقدر روحش بزرگ بود که هیچ وجهی هم برای این عمل جراحی سنگین از من دریافت نکرد و به موفقیت آمیزترین وجه، وسیله جاری عنایت خداوند به من شد و پس از سالها به میزان قابل توجهی و با بهترین نتیجه مورد انتظار معلولیت پای من رفع نقص شد.

,

تنها یک معجزه می توانست دیدار با دکتر مردان پور را محقق کند و آن نگاه ویژه شهدایی بود که نامشان و عکس شان را همیشه همچون چراغ راهی به همراه داشتم و تصویرشان را بر فراز قله ها به اهتزاز در می آوردم.

,

مادر "مهدی "فرزندش را گلی محجوب می خواند و می داند که پاره تن اوست! و البته این را از آن دست همیشه به دعا برداشته این مادر بخوبی می توان فهمید!

,

مطلع هر روز این "مهدی"  بوسیدن دست مادر است و خود را همواره مدیون دعاهای پاک این مادری می داند که عاشقانه او را دوست دارد.

,

مادر مهدی از عشق فرزند و مادری خود به خبرنگار ما گفت و عنوان کرد: امکان ندارد مهدی از خانه بیرون برود بدون بوسیدن دستان من.

,

این قصه دراین زندگی ساده و پاک اینها نه تکراری شده و نه ذره ای کمرنگ و  به حدی مهدی در مقابل مادر افتاده و محجوب است که فقط باید از نزدیک جلوه این ادب زیبای قرآنی را دید تا باورش ممکن شود.

,

و بی شک سر این صورت زیبای حیات فعلی مهدی و برکات زندگیش در گرو دعای این مادر و یاد همان شهدایی است که مهدی در هر صعودش تصویر یکی از آنها را بر فراز قله ای می نشاند و هر صعودش را با نام و یاد شهدا متبرک می کند.
 

,
,
,
,
,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه