logo
پنج‌شنبه 30 مهر 1405 | پنجشنبه 22 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

دوست شهیدم پای مرا به بسیج باز کرد/وقتی شهید می‌شوم که این پسته را برای خدا بخورم!

دوست شهیدم پای مرا به بسیج باز کرد/وقتی شهید می‌شوم که این پسته را برای خدا بخورم!
علی حسنی معلم بسیجی ای است که 16 سال راوی جنگ هشت ساله تحمیلی بوده است و در این میان بیشترین مخاطبانش دانش آموزان و دانشجویان بوده اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان، علی حسنی معلم بسیجی ای است که عمده فعالیت و تمرکز خود را در راه روایتگری و ترویج فرهنگ شهادت گذاشته است.  

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

آنچه می آید گفت و گوی ما با این روایتگر جنگ به مناسبت هفته دفاع مقدس است.

دوست شهیدم مرا به بسیج آورد

اول شهریور سال 1344 در یکی از روستاهای خمین به دنیا آمدم و از چند سال پیش از پیروزی انقلاب در تهران و دانش آموز بودم. اولین دوست شهیدم ابراهیم افراسیابی بود که در تظاهرات 17 شهریور شهید شد. در آن تظاهرات حضور داشتم و بعد از پیروزی انقلاب یکی دیگر از دوستان شهیدم به نام شهید رضا مرادی نام مرا در بسیج ثبت نام کرد و با شروع جنگ که دانش آموز بودم در برخی عملیات ها حضور داشتم. و در جبهه درس می خواندم و در دوکوهه امتحان می دادم. اواخر جنگ بود که معلم شدم.

روحیه شهادت طلبی هنوز هم هست

هر مدرسه ای که مدیر و معلمش در حال و هوای جنگ بودند، دانش آموزانش هم به  این فضا علاقه مندتر بودند. مدیر و معلمان مدرسه ما از آن جمله بودند. زمان اعزام با چفیه به مدرسه می رفتیم و معمولا از مدرسه ما 100 دانش آموز در جبهه حضور داشت. خیلی از دانش آموزان مشتاق اعزام بودند و با اصرار و گریه و تغییر شناسنامه سعی می کردند خود را به جبهه برسانند که گاهی موفق می شدند و گاهی هم نمی توانستند.

اوضاع الان هرچند با آن زمان خیلی تفاوت کرده ولی می توان با حفظ آن حال و هوا جوانان را در حفظ ارزش ها یاری کرد. اکنون بحث مدافعین حرم مطرح است و خیلی از آنان جوان هستند و گاهی پیش می آید در فراخوان های مدافعین حرم در کمتر از چند ساعت، چند هزار نفر داوطلب می شوند.آن روحیه هنوز هست اگر همت مسئولین باشد، جوانان ما هنوز هم جوانان پاکی هستند. اما زمینه های ناپاکی را باید از بین برد.

مهم ترین دغدغه من در راویتگری درست و دقیق روایت کردن حوادث است

راهیان نور اگر با برنامه تر و جذاب تر باشد تاثیرگذار تر است. من 16 سال است که راوی هستم. همیشه گفته ام باید جنگ را درست تعریف کنیم نه درشت. اگر از از راه فکر و عقل وارد شویم و هرآنچه اتفاق افتاده بر اساس اطلاعات درست منتقل کنیم؛ تاثیرش بهتر خواهد بود.

 شخصا تاثیر زیادی در اردوهای راهیان نور دیده ام که اگر بخواهم تعریف کنم چندین ساعت خاطره می شود. مثلا دختری بود که اصلا به حجاب اعتقاد نداشت و حتی مواظب بود در مناطق خاکی نشود و الان یکی از مربیان تربیتی شده است از این قبیل تحولات زیاد دیده ام. کاروان حج و کربلا و سوریه هم برده ام اما اثراتی که در سفر مناطق  جنگی دیده ام بیشتر بوده است.

ارتباطم با دانش آموزان و جوانان خیلی خوب است

گاهی وارد جمعی از جوانان می شوم و شروع به گفتن روایت می کنم، چند دقیقه اول طعنه می زنند و مسخره بازی در می آورند، اما آخر کلامم همان ها اشک می ریزند. ما جوانان خوبی داریم که باید راه سخن گفتن با آنها را بلد باشیم.

هنوز موبایلم را عوض نکرده ام و از همین موبایل های قدیمی دارم اما روزی چندین مطلب اخلاقی را پیامک می کنم البته لازم است از ظرفیت فضای مجازی استفاده کرد و این مسئله را کتمان نمی کنم اما باید خیلی مراقب بود که گرفتار آسیب های فراوان این فضا نشد.

500 راوی در 500 مدرسه

برای هفته دفاع مقدس امسال 500 مدرسه تهران را شناسایی کرده ایم و 500 راوی قرار است در این مدارس از شهدا برای دانش آموزان بگویند و سبک زندگی و حال و هوا، خصوصا حال و هوای شهدای دانش آموز محور خواهد بود.

110 نمایشگاه هم در هفته مقدس در تهران قرار است داشته باشیم و بسیج فرهنگیان هم بناست یک صبحگاه مشترک در سپاه داشته باشیم.

امسال بنا داریم 1200 نفر از مدیران مدارس را قبل از راهیان نور دانش آموزی به مناطق جنگی ببریم که تبلیغ کننده این مناطق بین دانش آموزان باشند.

وقتی شهید می شوم که این پسته را برای خدا بخورم

فخرالدین مهدی برزی یک دانش آموز بود. اواخر جنگ شهید شد. من آن زمان تازه معلم قرآن شده بودم. ایشان هم در مدرسه ما بود. شب عملیات بیت المقدس 2 سرما  و یخبندان بود و طبق معمول شب های عملیات هرکس مشغول کاری بود. از فخرالدین پرسیدم دوست داری شهید بشوی؟ گفت معلوم است که بله. گفتم به نظرت کی شهید می شوی؟ در حالی که پسته می خورد پاسخ داد: وقتی که این پسته خوردن من هم برای خدا باشد.

سه ساعت بعد عملیات شروع شد، یک گلوله دوشکا به چشمش خورد و افتاد زمین بدنش یخ زد. شهید شد. خودم صورتش را شستم و با او حرف زدم تشییعش کردیم و در بهشت زهرا خودم به خاک سپردمش. سال های سال است که شب های قدرم را در کنار قبر این شهید می گذرانم و حاجت هایی از او گرفته ام که گفتنی نیست. قطعه چهل دفن شده است. قطعه شهدای نبرد کوهستان. خیلی ها را هم آنجا فرستادم که از او حاجت گرفته اند. اینها امامزادگان عشقند.

ابراهیم هادی را فراموش نکنید!

حتما از ابراهیم هادی نام ببرید. معلم ورزشی که در منطقه 14 تهران بود و در کنار ورزشکاری پهلوان هم بود و بر جوانان زمان خودش هم تاثیرات زیادی گذاشت. وقتی وارد کانال کمیل شد گفت من برنمی گردم، دنبال من نیایید. الان سال های سال است که از کانال کمیل شهید می‌آورند اما ابراهیم برنگشته است.

انتهای پیام/
 

,

آنچه می آید گفت و گوی ما با این روایتگر جنگ به مناسبت هفته دفاع مقدس است.

دوست شهیدم مرا به بسیج آورد

اول شهریور سال 1344 در یکی از روستاهای خمین به دنیا آمدم و از چند سال پیش از پیروزی انقلاب در تهران و دانش آموز بودم. اولین دوست شهیدم ابراهیم افراسیابی بود که در تظاهرات 17 شهریور شهید شد. در آن تظاهرات حضور داشتم و بعد از پیروزی انقلاب یکی دیگر از دوستان شهیدم به نام شهید رضا مرادی نام مرا در بسیج ثبت نام کرد و با شروع جنگ که دانش آموز بودم در برخی عملیات ها حضور داشتم. و در جبهه درس می خواندم و در دوکوهه امتحان می دادم. اواخر جنگ بود که معلم شدم.

روحیه شهادت طلبی هنوز هم هست

هر مدرسه ای که مدیر و معلمش در حال و هوای جنگ بودند، دانش آموزانش هم به  این فضا علاقه مندتر بودند. مدیر و معلمان مدرسه ما از آن جمله بودند. زمان اعزام با چفیه به مدرسه می رفتیم و معمولا از مدرسه ما 100 دانش آموز در جبهه حضور داشت. خیلی از دانش آموزان مشتاق اعزام بودند و با اصرار و گریه و تغییر شناسنامه سعی می کردند خود را به جبهه برسانند که گاهی موفق می شدند و گاهی هم نمی توانستند.

اوضاع الان هرچند با آن زمان خیلی تفاوت کرده ولی می توان با حفظ آن حال و هوا جوانان را در حفظ ارزش ها یاری کرد. اکنون بحث مدافعین حرم مطرح است و خیلی از آنان جوان هستند و گاهی پیش می آید در فراخوان های مدافعین حرم در کمتر از چند ساعت، چند هزار نفر داوطلب می شوند.آن روحیه هنوز هست اگر همت مسئولین باشد، جوانان ما هنوز هم جوانان پاکی هستند. اما زمینه های ناپاکی را باید از بین برد.

مهم ترین دغدغه من در راویتگری درست و دقیق روایت کردن حوادث است

راهیان نور اگر با برنامه تر و جذاب تر باشد تاثیرگذار تر است. من 16 سال است که راوی هستم. همیشه گفته ام باید جنگ را درست تعریف کنیم نه درشت. اگر از از راه فکر و عقل وارد شویم و هرآنچه اتفاق افتاده بر اساس اطلاعات درست منتقل کنیم؛ تاثیرش بهتر خواهد بود.

 شخصا تاثیر زیادی در اردوهای راهیان نور دیده ام که اگر بخواهم تعریف کنم چندین ساعت خاطره می شود. مثلا دختری بود که اصلا به حجاب اعتقاد نداشت و حتی مواظب بود در مناطق خاکی نشود و الان یکی از مربیان تربیتی شده است از این قبیل تحولات زیاد دیده ام. کاروان حج و کربلا و سوریه هم برده ام اما اثراتی که در سفر مناطق  جنگی دیده ام بیشتر بوده است.

ارتباطم با دانش آموزان و جوانان خیلی خوب است

گاهی وارد جمعی از جوانان می شوم و شروع به گفتن روایت می کنم، چند دقیقه اول طعنه می زنند و مسخره بازی در می آورند، اما آخر کلامم همان ها اشک می ریزند. ما جوانان خوبی داریم که باید راه سخن گفتن با آنها را بلد باشیم.

هنوز موبایلم را عوض نکرده ام و از همین موبایل های قدیمی دارم اما روزی چندین مطلب اخلاقی را پیامک می کنم البته لازم است از ظرفیت فضای مجازی استفاده کرد و این مسئله را کتمان نمی کنم اما باید خیلی مراقب بود که گرفتار آسیب های فراوان این فضا نشد.

500 راوی در 500 مدرسه

برای هفته دفاع مقدس امسال 500 مدرسه تهران را شناسایی کرده ایم و 500 راوی قرار است در این مدارس از شهدا برای دانش آموزان بگویند و سبک زندگی و حال و هوا، خصوصا حال و هوای شهدای دانش آموز محور خواهد بود.

110 نمایشگاه هم در هفته مقدس در تهران قرار است داشته باشیم و بسیج فرهنگیان هم بناست یک صبحگاه مشترک در سپاه داشته باشیم.

امسال بنا داریم 1200 نفر از مدیران مدارس را قبل از راهیان نور دانش آموزی به مناطق جنگی ببریم که تبلیغ کننده این مناطق بین دانش آموزان باشند.

وقتی شهید می شوم که این پسته را برای خدا بخورم

فخرالدین مهدی برزی یک دانش آموز بود. اواخر جنگ شهید شد. من آن زمان تازه معلم قرآن شده بودم. ایشان هم در مدرسه ما بود. شب عملیات بیت المقدس 2 سرما  و یخبندان بود و طبق معمول شب های عملیات هرکس مشغول کاری بود. از فخرالدین پرسیدم دوست داری شهید بشوی؟ گفت معلوم است که بله. گفتم به نظرت کی شهید می شوی؟ در حالی که پسته می خورد پاسخ داد: وقتی که این پسته خوردن من هم برای خدا باشد.

سه ساعت بعد عملیات شروع شد، یک گلوله دوشکا به چشمش خورد و افتاد زمین بدنش یخ زد. شهید شد. خودم صورتش را شستم و با او حرف زدم تشییعش کردیم و در بهشت زهرا خودم به خاک سپردمش. سال های سال است که شب های قدرم را در کنار قبر این شهید می گذرانم و حاجت هایی از او گرفته ام که گفتنی نیست. قطعه چهل دفن شده است. قطعه شهدای نبرد کوهستان. خیلی ها را هم آنجا فرستادم که از او حاجت گرفته اند. اینها امامزادگان عشقند.

ابراهیم هادی را فراموش نکنید!

حتما از ابراهیم هادی نام ببرید. معلم ورزشی که در منطقه 14 تهران بود و در کنار ورزشکاری پهلوان هم بود و بر جوانان زمان خودش هم تاثیرات زیادی گذاشت. وقتی وارد کانال کمیل شد گفت من برنمی گردم، دنبال من نیایید. الان سال های سال است که از کانال کمیل شهید می‌آورند اما ابراهیم برنگشته است.

انتهای پیام/
 

,

آنچه می آید گفت و گوی ما با این روایتگر جنگ به مناسبت هفته دفاع مقدس است.

دوست شهیدم مرا به بسیج آورد

اول شهریور سال 1344 در یکی از روستاهای خمین به دنیا آمدم و از چند سال پیش از پیروزی انقلاب در تهران و دانش آموز بودم. اولین دوست شهیدم ابراهیم افراسیابی بود که در تظاهرات 17 شهریور شهید شد. در آن تظاهرات حضور داشتم و بعد از پیروزی انقلاب یکی دیگر از دوستان شهیدم به نام شهید رضا مرادی نام مرا در بسیج ثبت نام کرد و با شروع جنگ که دانش آموز بودم در برخی عملیات ها حضور داشتم. و در جبهه درس می خواندم و در دوکوهه امتحان می دادم. اواخر جنگ بود که معلم شدم.

روحیه شهادت طلبی هنوز هم هست

هر مدرسه ای که مدیر و معلمش در حال و هوای جنگ بودند، دانش آموزانش هم به  این فضا علاقه مندتر بودند. مدیر و معلمان مدرسه ما از آن جمله بودند. زمان اعزام با چفیه به مدرسه می رفتیم و معمولا از مدرسه ما 100 دانش آموز در جبهه حضور داشت. خیلی از دانش آموزان مشتاق اعزام بودند و با اصرار و گریه و تغییر شناسنامه سعی می کردند خود را به جبهه برسانند که گاهی موفق می شدند و گاهی هم نمی توانستند.

اوضاع الان هرچند با آن زمان خیلی تفاوت کرده ولی می توان با حفظ آن حال و هوا جوانان را در حفظ ارزش ها یاری کرد. اکنون بحث مدافعین حرم مطرح است و خیلی از آنان جوان هستند و گاهی پیش می آید در فراخوان های مدافعین حرم در کمتر از چند ساعت، چند هزار نفر داوطلب می شوند.آن روحیه هنوز هست اگر همت مسئولین باشد، جوانان ما هنوز هم جوانان پاکی هستند. اما زمینه های ناپاکی را باید از بین برد.

مهم ترین دغدغه من در راویتگری درست و دقیق روایت کردن حوادث است

راهیان نور اگر با برنامه تر و جذاب تر باشد تاثیرگذار تر است. من 16 سال است که راوی هستم. همیشه گفته ام باید جنگ را درست تعریف کنیم نه درشت. اگر از از راه فکر و عقل وارد شویم و هرآنچه اتفاق افتاده بر اساس اطلاعات درست منتقل کنیم؛ تاثیرش بهتر خواهد بود.

 شخصا تاثیر زیادی در اردوهای راهیان نور دیده ام که اگر بخواهم تعریف کنم چندین ساعت خاطره می شود. مثلا دختری بود که اصلا به حجاب اعتقاد نداشت و حتی مواظب بود در مناطق خاکی نشود و الان یکی از مربیان تربیتی شده است از این قبیل تحولات زیاد دیده ام. کاروان حج و کربلا و سوریه هم برده ام اما اثراتی که در سفر مناطق  جنگی دیده ام بیشتر بوده است.

ارتباطم با دانش آموزان و جوانان خیلی خوب است

گاهی وارد جمعی از جوانان می شوم و شروع به گفتن روایت می کنم، چند دقیقه اول طعنه می زنند و مسخره بازی در می آورند، اما آخر کلامم همان ها اشک می ریزند. ما جوانان خوبی داریم که باید راه سخن گفتن با آنها را بلد باشیم.

هنوز موبایلم را عوض نکرده ام و از همین موبایل های قدیمی دارم اما روزی چندین مطلب اخلاقی را پیامک می کنم البته لازم است از ظرفیت فضای مجازی استفاده کرد و این مسئله را کتمان نمی کنم اما باید خیلی مراقب بود که گرفتار آسیب های فراوان این فضا نشد.

500 راوی در 500 مدرسه

برای هفته دفاع مقدس امسال 500 مدرسه تهران را شناسایی کرده ایم و 500 راوی قرار است در این مدارس از شهدا برای دانش آموزان بگویند و سبک زندگی و حال و هوا، خصوصا حال و هوای شهدای دانش آموز محور خواهد بود.

110 نمایشگاه هم در هفته مقدس در تهران قرار است داشته باشیم و بسیج فرهنگیان هم بناست یک صبحگاه مشترک در سپاه داشته باشیم.

امسال بنا داریم 1200 نفر از مدیران مدارس را قبل از راهیان نور دانش آموزی به مناطق جنگی ببریم که تبلیغ کننده این مناطق بین دانش آموزان باشند.

وقتی شهید می شوم که این پسته را برای خدا بخورم

فخرالدین مهدی برزی یک دانش آموز بود. اواخر جنگ شهید شد. من آن زمان تازه معلم قرآن شده بودم. ایشان هم در مدرسه ما بود. شب عملیات بیت المقدس 2 سرما  و یخبندان بود و طبق معمول شب های عملیات هرکس مشغول کاری بود. از فخرالدین پرسیدم دوست داری شهید بشوی؟ گفت معلوم است که بله. گفتم به نظرت کی شهید می شوی؟ در حالی که پسته می خورد پاسخ داد: وقتی که این پسته خوردن من هم برای خدا باشد.

سه ساعت بعد عملیات شروع شد، یک گلوله دوشکا به چشمش خورد و افتاد زمین بدنش یخ زد. شهید شد. خودم صورتش را شستم و با او حرف زدم تشییعش کردیم و در بهشت زهرا خودم به خاک سپردمش. سال های سال است که شب های قدرم را در کنار قبر این شهید می گذرانم و حاجت هایی از او گرفته ام که گفتنی نیست. قطعه چهل دفن شده است. قطعه شهدای نبرد کوهستان. خیلی ها را هم آنجا فرستادم که از او حاجت گرفته اند. اینها امامزادگان عشقند.

ابراهیم هادی را فراموش نکنید!

حتما از ابراهیم هادی نام ببرید. معلم ورزشی که در منطقه 14 تهران بود و در کنار ورزشکاری پهلوان هم بود و بر جوانان زمان خودش هم تاثیرات زیادی گذاشت. وقتی وارد کانال کمیل شد گفت من برنمی گردم، دنبال من نیایید. الان سال های سال است که از کانال کمیل شهید می‌آورند اما ابراهیم برنگشته است.

انتهای پیام/
 

,

آنچه می آید گفت و گوی ما با این روایتگر جنگ به مناسبت هفته دفاع مقدس است.

,

دوست شهیدم مرا به بسیج آورد

, دوست شهیدم مرا به بسیج آورد, دوست شهیدم مرا به بسیج آورد,

اول شهریور سال 1344 در یکی از روستاهای خمین به دنیا آمدم و از چند سال پیش از پیروزی انقلاب در تهران و دانش آموز بودم. اولین دوست شهیدم ابراهیم افراسیابی بود که در تظاهرات 17 شهریور شهید شد. در آن تظاهرات حضور داشتم و بعد از پیروزی انقلاب یکی دیگر از دوستان شهیدم به نام شهید رضا مرادی نام مرا در بسیج ثبت نام کرد و با شروع جنگ که دانش آموز بودم در برخی عملیات ها حضور داشتم. و در جبهه درس می خواندم و در دوکوهه امتحان می دادم. اواخر جنگ بود که معلم شدم.

,

روحیه شهادت طلبی هنوز هم هست

, روحیه شهادت طلبی هنوز هم هست, روحیه شهادت طلبی هنوز هم هست,

هر مدرسه ای که مدیر و معلمش در حال و هوای جنگ بودند، دانش آموزانش هم به  این فضا علاقه مندتر بودند. مدیر و معلمان مدرسه ما از آن جمله بودند. زمان اعزام با چفیه به مدرسه می رفتیم و معمولا از مدرسه ما 100 دانش آموز در جبهه حضور داشت. خیلی از دانش آموزان مشتاق اعزام بودند و با اصرار و گریه و تغییر شناسنامه سعی می کردند خود را به جبهه برسانند که گاهی موفق می شدند و گاهی هم نمی توانستند.

,

اوضاع الان هرچند با آن زمان خیلی تفاوت کرده ولی می توان با حفظ آن حال و هوا جوانان را در حفظ ارزش ها یاری کرد. اکنون بحث مدافعین حرم مطرح است و خیلی از آنان جوان هستند و گاهی پیش می آید در فراخوان های مدافعین حرم در کمتر از چند ساعت، چند هزار نفر داوطلب می شوند.آن روحیه هنوز هست اگر همت مسئولین باشد، جوانان ما هنوز هم جوانان پاکی هستند. اما زمینه های ناپاکی را باید از بین برد.

,

مهم ترین دغدغه من در راویتگری درست و دقیق روایت کردن حوادث است

, مهم ترین دغدغه من در راویتگری درست و دقیق روایت کردن حوادث است, مهم ترین دغدغه من در راویتگری درست و دقیق روایت کردن حوادث است,

راهیان نور اگر با برنامه تر و جذاب تر باشد تاثیرگذار تر است. من 16 سال است که راوی هستم. همیشه گفته ام باید جنگ را درست تعریف کنیم نه درشت. اگر از از راه فکر و عقل وارد شویم و هرآنچه اتفاق افتاده بر اساس اطلاعات درست منتقل کنیم؛ تاثیرش بهتر خواهد بود.

,

 شخصا تاثیر زیادی در اردوهای راهیان نور دیده ام که اگر بخواهم تعریف کنم چندین ساعت خاطره می شود. مثلا دختری بود که اصلا به حجاب اعتقاد نداشت و حتی مواظب بود در مناطق خاکی نشود و الان یکی از مربیان تربیتی شده است از این قبیل تحولات زیاد دیده ام. کاروان حج و کربلا و سوریه هم برده ام اما اثراتی که در سفر مناطق  جنگی دیده ام بیشتر بوده است.

,

ارتباطم با دانش آموزان و جوانان خیلی خوب است

, ارتباطم با دانش آموزان و جوانان خیلی خوب است, ارتباطم با دانش آموزان و جوانان خیلی خوب است,

گاهی وارد جمعی از جوانان می شوم و شروع به گفتن روایت می کنم، چند دقیقه اول طعنه می زنند و مسخره بازی در می آورند، اما آخر کلامم همان ها اشک می ریزند. ما جوانان خوبی داریم که باید راه سخن گفتن با آنها را بلد باشیم.

,

هنوز موبایلم را عوض نکرده ام و از همین موبایل های قدیمی دارم اما روزی چندین مطلب اخلاقی را پیامک می کنم البته لازم است از ظرفیت فضای مجازی استفاده کرد و این مسئله را کتمان نمی کنم اما باید خیلی مراقب بود که گرفتار آسیب های فراوان این فضا نشد.

,

500 راوی در 500 مدرسه

, 500 راوی در 500 مدرسه, 500 راوی در 500 مدرسه,

برای هفته دفاع مقدس امسال 500 مدرسه تهران را شناسایی کرده ایم و 500 راوی قرار است در این مدارس از شهدا برای دانش آموزان بگویند و سبک زندگی و حال و هوا، خصوصا حال و هوای شهدای دانش آموز محور خواهد بود.

,

110 نمایشگاه هم در هفته مقدس در تهران قرار است داشته باشیم و بسیج فرهنگیان هم بناست یک صبحگاه مشترک در سپاه داشته باشیم.

,

امسال بنا داریم 1200 نفر از مدیران مدارس را قبل از راهیان نور دانش آموزی به مناطق جنگی ببریم که تبلیغ کننده این مناطق بین دانش آموزان باشند.

,

وقتی شهید می شوم که این پسته را برای خدا بخورم

, وقتی شهید می شوم که این پسته را برای خدا بخورم, وقتی شهید می شوم که این پسته را برای خدا بخورم,

فخرالدین مهدی برزی یک دانش آموز بود. اواخر جنگ شهید شد. من آن زمان تازه معلم قرآن شده بودم. ایشان هم در مدرسه ما بود. شب عملیات بیت المقدس 2 سرما  و یخبندان بود و طبق معمول شب های عملیات هرکس مشغول کاری بود. از فخرالدین پرسیدم دوست داری شهید بشوی؟ گفت معلوم است که بله. گفتم به نظرت کی شهید می شوی؟ در حالی که پسته می خورد پاسخ داد: وقتی که این پسته خوردن من هم برای خدا باشد.

,

سه ساعت بعد عملیات شروع شد، یک گلوله دوشکا به چشمش خورد و افتاد زمین بدنش یخ زد. شهید شد. خودم صورتش را شستم و با او حرف زدم تشییعش کردیم و در بهشت زهرا خودم به خاک سپردمش. سال های سال است که شب های قدرم را در کنار قبر این شهید می گذرانم و حاجت هایی از او گرفته ام که گفتنی نیست. قطعه چهل دفن شده است. قطعه شهدای نبرد کوهستان. خیلی ها را هم آنجا فرستادم که از او حاجت گرفته اند. اینها امامزادگان عشقند.

,

ابراهیم هادی را فراموش نکنید!

, ابراهیم هادی را فراموش نکنید!, ابراهیم هادی را فراموش نکنید!,

حتما از ابراهیم هادی نام ببرید. معلم ورزشی که در منطقه 14 تهران بود و در کنار ورزشکاری پهلوان هم بود و بر جوانان زمان خودش هم تاثیرات زیادی گذاشت. وقتی وارد کانال کمیل شد گفت من برنمی گردم، دنبال من نیایید. الان سال های سال است که از کانال کمیل شهید می‌آورند اما ابراهیم برنگشته است.

,

انتهای پیام/
 

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه